۱) از محیط بودن الله چه تصوری دارید؟
– المحیط بودن خداوند مایه ی آرامش عمیق درونی و درنهایت ترس از خداوند را به همراه دارد. اینکه خدای من عالم است وعلمش تمام معلومات جهان را دربردارد واو بصیراست و تمام کارهایم را می بیند وسمیع است وتمام حرفهای درونی و بیرونی مرا می شنود. و من آرامشی عمیق دارم آن وقت که می بینم من چنین خدایی دارم که می توانم خودم را کامل دراختیارش قرار دهم در نتیجه برتمامی مشکلاتم صبورباشم وهمه چیزرا به خودش بسپارم. بدون اینکه زیاده خواهی کنم. یا غصه های بی جا بخورم. بدون اینکه به هیچ چیزی رشک و حسادت ببرم یا هزاران مشکلات دنیوی. من، کامل خودم را در قضا و قدر او می سپارم چون او کسی است که مرا ازخودم بیشتر دوست دارد ولی گاهی بخاطراین همه قدرت و توانایی، ترس از خداوند به سراغم می آید او که می بیند، می شنود، می فهمد وآگاه برهمه اعمال و اقوال من است. من چگونه جرأت کردم لغزش کنم. آیا من در انظار دیگران کاراشتباهی می کنم؟ آیا همیشه فکر اینکه تصور بدی از من پیدا کنند آزارم نمی دهد؟ چگونه من در مقابل فرمانروایی به این عظمت و بزرگی به خود اجازه می دهم خطا بروم؟ چقدر باید شرمسار درگاهش باشم؛ زیرا او برهمه چیزاحاطه دارد. چقدر باید بیم داشته باشم؛ زیرا توانایی عقوبت هراشتباهم را دارد و می تواند…
– تصور من این است که احاطه ی خداوند مانند خیمه ای که همه ی چیزهای درون خودش را می پوشاند و برآنها احاطه دارد و آنها را دربر می گیرد؛ هست. و مانند بازیکن شطرنج که با دقت مهره هاشو حرکت میده؛ خدا نیز مخلوقاتشو حرکت میده و اونا رو تحت کنترل خودش داره.
– خداوندی که همیشه حاضروناظراست وهمه دنیا درسیطره اوست، محیط بودن الله می تواند به این معنا باشد که اختیارهمه وهمه دردست اوست واوست که همه چیز را آنطور که باید و شاید پیش می برد.
۲ – دروس آیه /۱۲۶ نساء را کامل بنویسید. وَلِلَّهِ مَا فِی السَّمَاوَاتِ وَمَا فِی الْأَرْضِ ۚ وَکَانَ اللَّهُ بِکُلِّ شَیْءٍ مُّحِیطًا [۴:۱۲۶]
– خداوند مالک آسمانها و زمین و است و ازهمه چیز جاندار و بی جان، ریز و درشت و حتی موجودات و جانوارانی که ما ندیده ایم آگاهی دارد و احاطه کامل بر تمامی موجوداتی که خلق کرده دارد؛ پس باید محتاط باشیم ودراعمال و رفتارمان دقت داشته باشیم…
– تمام آنچه در کائنات قرار دارد ملک و بنده و مخلوق خداوند است که در آن دخل و تصرف دارد.
قضای خداوند برگشت ندارد.
حکم خداوند لغو ناپذیر است.
او برهمه چیزآگاه است وهیچ چیزی براو پوشیده نیست…
این بسی جای تأمل دارد.
خدای من، فرمانروای من، پادشاه من، آن قدر بزرگ است که هر چیز ریز و درشتی که دراینجا وهرجاهست در خدمت اوست واکنون وظیفه ی من چیست؟
فرصت اگر تمام شد، حکم اگر داده شد، دردنیا اگر بسته شد دیگر هیچ گریه و زاری پذیرفته نمی شود وهیچ فرصتی برای بازگشت داده نمی شود.
تا در این دنیاهستیم ذره ای نیکی برایمان حساب می شود و فرصت که تمام شد اگربخوایم دنیایی نیکی کنیم پذیرفته نمی شود.
مشرکان هرچیزی از خداوند خواستند برایشان مهیا شد. به هر بهانه ایی از قبیل شتر صالح، دونیم شدن ماه، اژدها شدن عصای موسی وهزاران معجزه هایی که برایشان آورد.
خداوند هرچه به نرمی با آنها رفتار کرد، دید فرقی نمی کند قهر خودش را نصیبشان کرد و به بدترین شیوه نیست و نابودشان کرد. گاهی می گویم هیچ می دانی اگر خشم خدا را برانگیزیم چه خواهد شد؟ گاهی باید از درون از خداوند مهربان با آن همه رحمتش ترسید.
– همه ی چیزهایی که درآسمانها وزمین است متعلق به خداوند است خداوند صاحب همه نعمتهاست، خدایی که قادروتواناست برهمه چیزاحاطه دارد، پس باید نیازهایمان را ازچنین خدایی که قادرومسلط برهمه چیزهست بخواهیم تا اجابت شود.
– خدا به همه چیزآگاه است.
تمام نیازهایمان را از خدایی بخواهیم که کل جهان برای اوست نه ازبندگان الله.
تنها او صاحب و مالک دو گیتی ست.
اوست که با علمش روزها و شبها، آسمان و زمین و…را خلق کرده است.
درنتیجه خدا صاحب کل جهان است و در همه حال و روزعبادتمان برای رضای الله باشد و بس.
**پس:
آنچه درآسمانها و زمین است؛ ملک او است.
چون خدا برآنها احاطه دارد؛ پس همه چیز زیر نظر و مراقبت خودش است.
هر چه در آسمان ها و زمین است تحت تصرف الله است پس هر طور صلاح ببیند آنها را هدایت می کند.
هیچ راه گریز و مفری از احاطه ی الله نیست؛ چون آسمان ها و زمین در قبضه ی اوست.
هیچ یاریگری جز الله نیست چون کسی جزاو برمخلوقاتش احاطه ندارد.
الله از هر آن چه درآسمان ها و زمین اتفاق بیفتد مطلع است وهیچ چیز براو پوشیده واز دیده اش پنهان نیست.
۳ – چرا درآخر آیه/ ۱۲۰ آل عمران اسم محیط آمده؟ وَلِلَّهِ مَا فِی السَّمَاوَاتِ وَمَا فِی الْأَرْضِ ۚ وَکَانَ اللَّهُ بِکُلِّ شَیْءٍ مُّحِیطًا [۴:۱۲۶]
– این آیه اشاره دارد به داستان مشرکانی که به مؤمنان حسد و بغض و کینه داشتند.
خداوند خطاب به مؤمنان میفرماید که، من ازتمام حیله و نیرنگ آنها نسبت به مؤمنان با خبرم و شما را از شرآنان دور می کنم. و در مقابل نیات ناپسند آنها کیفرهایی برایشان دارم. و اینجا صفت المحیط بودن الهی بیان شده چون او می بیند وآگاه است و پاداشها و کیفرها آماده کرده است.
– خداوند در آیه/ ۱۲۰سوره آل عمران این را یادآور می شود که در همه حال خود را به او بسپاریم که تنها اوست که با درایت خویش بهترین ها را برای ما رقم می زند. هر روز که از خواب بلند می شویم خود یک فرصت است و در آن روز دوانتخاب داریم یا به خدا توکل می کنیم و بهترین روز را در کارنامه ی خود ثبت می کنیم و یا از این فرصت استفاده نمی کنیم و روزی می رسد که حسرت این روزها را می خوریم .
خدایا! ما را جزء توکل کنندگان ابدی خود قرار بده.
– خداوند متعال قادروتوانا به هر کاریست اگر کسی بخواهد سوء قصدی به مؤمنی داشته باشد اگر خداوند نخواهد اعمال آنها انجام نخواهد شد و اگر بخواهد می تواند نیرنگ آنها را فاش کند این قدرت و توانایی خداوند واحاطه داشتن بر همه اُمور را می رساند.
– خداوند خطاب به بندگان مؤمنش می فرماید: هر گاه به شما چیز نیک وخوب مثل قدرت و پیروزی برسد دشمنان ناراحت می شوند و برعکس ازناراحتی و شکست شما خوشحال می شوند واگر شما صبرکنید و فرمانبردارالله وپیامبرش باشید از جانب دشمنان آسیبی به شما نمی رسد زیرا که خداوند از مکر و حیله آنها با خبراست و برنیات واعمال همگی احاطه کامل دارد.
– بعد ازبیان احساساتی ازقبیل؛ شادمانی وناراحتی مشرکان درشرایط مختلف، خداوند به محیط بودن خود اشاره کرده است زیرا خداوند ازهمه ی چیزهای پنهان و آشکار آگاه است و برهمه احوال تسلط دارد وهمه چیزدرحیطه تدبیراوست.
زمانهایی بوده که خداوند می توانسته مچم را بگیرد اما دستم را گرفته ونجاتم داده است؛ هرگاه وسوسه می شوم که کاراشتباهی انجام دهم حس درونی مرا ازانجام آن اشتباه بازمی دارد، ویا بابت چیزی دلواپس میشوم از درونم به من گوشزد می شود که کسی هست که برهمه چیزآگاه هست؛ همیشه همه چیز را به خداوند می سپارم چون ایمان دارم همه چیز را به بهترین نحو پیش می برد.
۴-آیا احاطه الله برعمل خود احساس می کنید؟
– احاطه ی خداوند را بسیار زیاد احساس می کنم. زیرا هر موقع که خدای نکرده غفلتی می کنم الحمدالله رب العالمین به لطف ایزد یکتا توسط یک الهامی، یک ندای درونی، یا یک تلنگری بیدار می شوم و متوجه اشتباهاتم می شوم. و خاطره ایی که خیلی برام زیبا بود اینکه یکبار اندوه بزرگی داشتم با اینکه اومدم سراغ تلفن تا به یکی از دوستام زنگ بزنم و درد دل کنم بخودم گفتم میرم رو به قبله میشینم و با خدای خودم درد دل می کنم چون اون بهتر از هر کسی گوش میده و بیشتر ازهر کسی حرفام رو می فهمه و بیشترازخودم به درونم آگاهه؛ و تموم اون چیزایی که من قادر نیستم از خودم بدونم اون از من میدونه. رو سجاده نشستم و خیلی صمیمی باهاش حرف زدم. گفتم: سلام خدا بازم اومدم درد دل کنم، من از فلانی خیلی دلگیرم دیگه طاقت و تحمل ندارم، اشکام امان نمی داد حرفام تموم بشه. گفتم: خدا تو میدونی که دیگه نمیتونم، هنوز حرفام تموم نشده بود که…..
– خیلی از جاها مثلاً زمانی که روزه ایم و از فرط تشنگی و گرسنگی نای راه رفتن را نداریم هرچند که کسی خونه نباشد اما لب به آب و غذا نمی زنیم چون احساس می کنیم که کسی هست که داره ما را میبینه و نگاه میکنه و حتی موقعی که یک چیز با ارزش و گران قیمتی را پیدا می کنیم نمی توانیم آن را واسه استفاده شخصی استفاده کنیم.
این یعنی؛ احساس کردن احاطه خداوند بر اُمور.
– بدون شک خواسته وعمل ما بدون خواست خدا عملی نمیشه و از طرف دیگه اون ازهرعمل ونیت ما مطلع است.
پس مراقب اعمالمون باشیم؛ بدون خواست او ضرر وآسیبی به ما نمیرسه پس نگران نباشیم.
۵-الله در آیه/ ۱۰۸سوره النساء اشاره به خائنان دارد خصوصاً در گفتگوهای شبانه مخفیانه که خداوند از آن ناراضی است.
آیا تا بحال محیط بودن الله را در چنین مواقع حساس حس کردیم؟
(یَسْتَخْفُونَ مِنَ اَلنّٰاسِ وَ لاٰ یَسْتَخْفُونَ مِنَ اَللّٰهِ وَ هُوَ مَعَهُمْ إِذْ یُبَیِّتُونَ مٰا لاٰ یَرْضىٰ مِنَ اَلْقَوْلِ وَ کٰانَ اَللّٰهُ بِمٰا یَعْمَلُونَ مُحِیطاً) ﴿۱۰۸﴾
[کارهاى نارواى خود را] از مردم پنهان مى دارند، [ولى نمى توانند] از خدا پنهان دارند، و چون شبانگاه به چاره اندیشى مى پردازند و سخنانى مى گویند که وى [بدان ] خشنود نیست، او با آنان است. و خدا به آنچه انجام مى دهند همواره احاطه دارد. (۱۰۸)
بحث، سر مخفی کردن گناه وجرایم است که افراد می توانند از مردم مخفی کنند ولی از الله چگونه؟؟؟؟؟
گناه در واقع خیانت به خود است چون به نفس ضرر می رسانیم.
برای من پیش اومده که شبی تصمیم گرفتم فردای اونروز برم وازدست کسی که دلخور بودم با عصبانیت حرف زده وپرده ازکاراش بردارم اما دورکعت نماز خوندم وبعد ازدست خودم ناراحت شدم که این موضوع ناراحتی من ربطی به کارای قبلش نداره ودارم به اون وخودم خیانت می کنم. فرداش رفتم فقط درمورد همون یک موضوع اختلاف صحبت کردم والحمدالله حل شد. امروز که این آیه رو می دیدم یادم اومد وگفتم واقعاً خداوند با محیط بودنش منو آگاه کرد که گناه نکنم.
زمانی که کاراشتباه یا خطا یی می کنم فوری طوری رفتار می کنم که کسی متوجه نشه؛ ولی یک مرتبه به یاد خدا می افتم که از او چطور مخفی کنم و واقعاً شرمنده میشم.
اگه همه ما روی همین موضوع به یقین برسیم که هرکاری می کنیم خدا میبینه وبراون احاطه داره فکر می کنم دیگه کمتر به طرف گناه میریم واونوقته که آرامش نصیبمون میشه.
برای منم پیش اومده که شیطان وسوسه ام کرد که غیبت شخصی رو بکنم که غیبتم رو کرده بود…ولی یک بارگی به این فکر افتادم که سبحان الله، پس من فردای قیامت چکار کنم…جلوی خدایی که الان داره منو میبینه چرا خودمو شرمنده کنم اونم بخاطر چی؟؟؟؟
واقعاً با خدا بودن آدموازخیلی چیزا دور میکنه…
آدم اگه لحظه ای بیندیشه خودش شرم میکنه که بخواد گناه کنه؛ ولی از دید دیگران مخفی کنه و فراموش کنه السمیع والبصیر والرقیب والشهید والمحیط تمام جزئیات کارش رو در نظر داره.
پس بر انسان واجبه که صفات خدای متعال را بدونه وقتی صفات خدا رو بشناسیم. وقتی بدونیم اون المحیطه، یعنی آگاهه، میبینه احاطه داره بر من و همه ی اطرافیان من. اون وقت به خداشناسی و درعین حال به خودشناسی میرسیم.
کجا بخواهیم بریم که خدا نباشه و بتونیم مخفیانه کار کنیم یا تلفنی با نامحرم نجوا کنیم یا با دوستمان غیبت و تهمت بزنیم؟
همچون جایی وجود ندارد که خدا نباشه خداهمیشه با بندگانش است.
گناه کردن حتی به این صورت که بخواهیم مثلاً؛ مخفیانه باشه فکر کنیم کسی ما رو نمیبینه وصدامون نمیشنوه هم خطرناکه.
یه درسی بود که استاد به شاگردانش گفت برید جایی که کسی نیست این مرغ وسر ببرید همه انجام دادند تنها یک نفر اومد وگفت که هرجا رفتم نشد چون خدا نظاره گر بود.
محیط بودن الله رو باید اینجوری فهمید که الله احاطه داره بر من، آگاهی کامل داره بر درون و بیرون من و این باعث میشه که حتی روی هزاران فکری که در ثانیه از ذهنمون رد میشه هم حداقل تمرکزی بدیم.
وقتی با یقین کامل برمحیط بودن خدا باهاش حرف میزنیم. خیلی قشنگ می بینیم که چه صبورانه داره گوش میده. حتی همون لحظه روی سجاده جوابتو میگیری واین اوج خوشبختی ست و از سیل اشک نمیتونی خودتو نگه داری.
وقتی وجود خدا راهمیشه کنارمون حس کنیم یعنی؛ سعادت وخوشبختی.
چه حس قشنگیه وقتی یقین داری خدای مهربون همه جا باهاته وهرگز تنهات نمیذاره.
وقتی خودتو به خدا می سپاری وصبح که بیدارمیشی میگی خدایا به امیدخودت.
خدا اینقد دوستمون داره و کار رو برامون راحت کرده که همه جا و هر لحظه مراقبمونه؛ تنها کافیه فقط به خودش توکل کنیم انگار میگه بنده ی دلبندم تو فقط با من باش و الباقی را خودم برایت محیا میکنم.
قبلاً شاید سعی می کردم خودم خدایی کنم وکارها رو خودم حل کنم ولی حالا تصمیم گرفتم ازسرراه خدا کناربروم وبگذارم خدایی کنه.
ولی نباید تنها فقط به فکر خویشتن بود…باید سعی کنیم مردم جامعه مون رو هم، آگاه کنیم که خدایی بس سمیع و بصیر ومحیط……. داریم.
چقدر نیاز است خداوند را با تمام اسماء وصفات نیکش به دیگران معرفی کنیم؛ فقط خودمان کافی نیست ولی به نظرتون مستقیم اثر داره ؟؟؟؟
اولویت کار ما، خانواده ودوستامون هستن؛ ولی بعضی مواقع، وقتی مطمئنی که این طرف رو دیگه هرگز نمی بینی مجبوری از این شیوه استفاده کنی…
وقتی تو جمع خانواده یا دوست یا فامیل قرارمی گیریم سعی می کنم بحث روبه طرف خداشناسی بکشونم ازاینکه غافل نشیم از خدا، وبه اعمالمون توجه کنیم واین برای جمع جالب و بحث برانگیزه.
فقط مستقیم نمیشه چون خیلی ها حاضر نیستن.
خب باید خیلی شیرین و ماهرانه بگیم که قبول کنن حرفامون رو.
خیلی وقتها جبهه می گیرند ولی با دلیل ومنطق قانع میشن.
متأسفانه اگر واضح بیائیم از خداوند و قرآن و اسلام حرف بزنیم جوانان امروزی و دیجیتالی مسخرمون میکنن؛ پس انگار باید از راهش بریم خداوند حب و مودتی بی نظیره. پس باید از عشق قلبی ویقین قلبی باهاشون حرف بزنیم.
بعضی انسانها آنقدرغافلن که حتی با زبان شیرین و لبخند هم حرفتو قبول نمیکنن…مثل من که با لبخند با اون خانما صحبت کردم اما بعد که به مکالماتشون فکر کردم فهمیدم اصلاً اینا با آدمای چادری مشکل داشتن.
آثار رحمت و نشانه های صنع خدا در هر گوشه ی این جهان هستی پراکنده ست؛ همه میبینن فقط باید با روش خاص ببینن.
حالا به هرحال الله همه ی ما و آنها رو هدایت کنه.
۶- در آیه/ ۸۴ هود “عذاب یوم محیط” را برای مشرکان و کم کنندگان پیمانه ومیزان یادآوری می شود چرا؟
(وَ إِلىٰ مَدْیَنَ أَخٰاهُمْ شُعَیْباً قٰالَ یٰا قَوْمِ اُعْبُدُوا اَللّٰهَ مٰا لَکُمْ مِنْ إِلٰهٍ غَیْرُهُ وَ لاٰ تَنْقُصُوا اَلْمِکْیٰالَ وَ اَلْمِیزٰانَ إِنِّی أَرٰاکُمْ بِخَیْرٍ وَ إِنِّی أَخٰافُ عَلَیْکُمْ عَذٰابَ یَوْمٍ مُحِیطٍ) ﴿۸۴﴾
و به سوى [اهل ] مدین، برادرشان شعیب را [فرستادیم ] گفت: «اى قوم من، خدا را بپرستید. براى شما جز او معبودى نیست. و پیمانه و ترازو را کم مکنید. به راستى شما را در نعمت مى بینم. و[لى ] از عذاب روزى فراگیر بر شما بیمناکم.» (۸۴)
بحثِ کم کردن پیمانه یا وزن کردن غیرعادلانه خطریست بیخ گوش فروشندگان وتاجران، آیا برای ما مصداق داره؟؟؟؟
اولاً؛ عقیده به پرستش خدا واعتقاد به صفات واسماء الله نباید فقط درفکر وذهن ما باشد باید درزندگی روزمره عملی شوند. درکار، تجارت، آموزش، و..وقتی زندگی ما بوی انسانیت گرفت ومحیط بودن الله رو درهرجا دیدیم از محیط بودن عذاب خداوند درروز جزا، درامانیم.
میتونیم بگیم برای همه مصداق داره برای مثال؛ کارمندی که کار ارباب رجوع را می تونه انجام بده ولی تنبلی می کنه.
پزشکی که کوتاهی می کنه، معلمی که کم وقت میذاره،
استادی که برای وقت دانشجو ارزش قائل نیست.
همه مصداق کم فروشیه.
پس هرکجا که کم بگذاریم شامل این آیه میشویم. درمسوؤلیت همسرداری، تربیت فرزندان، آموزش به دانش آموزان، در محبت نکردن به والدین ودوستان وهمسایگان و.
در کل، کم کردن درهرامری منظوراست.
و چقدرازاین کم کاریها را درجامعه می بینیم چون مردم جامعه هنوزبه این باور یقینی نرسیده اند که این دنیا زود گذره وباید اون دنیا حساب پس داد.
مثلاً دروغ گفتن هم خودش نوعی کم کردنه…یا غیبت و چیزای دیگه.
باید موشکافانه به این مسئله مثقال ذره تفکر کرد؛ به تمام اُمورات زندگی مربوطه.
اگه همه معنی حرام وحلال رومی فهمیدند هرگز کم نمی گذاشتند.
متأسفانه باید گفت حضور خداوند دراین جور جاها حس نمیشه.
چون اگه حس میشد هرگز خطاء صورت نمی گرفت.
واقعاً همه ما هرمسوؤلیتی داریم چه با حقوق مادی وچه بدون حقوق، باید درادای آن مثل میزان دقیق باشیم. اخلاص رو درکارمون فراموش نکنیم وحتی بهتر ه بیشتر ازآن کار کنیم تا شامل گروه محسنین قرار بگیریم.
۷ – به نظر شما یادآوری احاطه الله بر کل رفتار و گفتار چه تاثیری در زندگی دارد؟ تجربه شما چیست؟
یاد خدا بسیار زیاد مؤثر بوده.
آیا احاطه بر قلب را حس کردین؟
در افکار منفی و کینه وکدورتها و….؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
گاهی خواستم حرفی را پشت سر کسی بزنم اما یاد خدا مانع شده.
من بعضی مواقع احساس می کنم خدا داره با غضب نگام میکنه وبهم میگه بیشتر حواستو جمع کن.
یه بار از دست کسی خیلی عصبانی بودم و باهاش دعوام شد اما یه ساعت بعد درکمال عصبانیت وقتی یاد “والکاظمین الغیظ” افتادم با این که او مقصر بود ازش معذرت خواهی کردم.
یه تجربه تعریف کنم، برادر من شش سالش بود که مادرم همیشه هشدار می داد از حرام پرهیز کنید؛ از گناه دوری کنید، یه روزی برادرم خواسته ای داشت که مادرم به او پول نمی داد اون رفته بود از کیف مامان برداشته بود ولی بعد یک روز توی یه کفش گذاشته بود وقتی صاحب کفش پول روپیدا کرد وگفت اینجا چه میکنه داداش کوچولوی من زد زیر گریه وگفت نشد که خرجش کنم چون مامان گفته بود خدا میبینه وحرامه.
مطمئن شدم که معنی حرام رودرک کرده.
وقتی درباره فردی سوء ظن به سراغمون بیاد آیا اون لحظه احاطه ی الله رو بر قلبمون حس کردیم؟؟؟
سوء ظن جوری میاد که ما متوجه نمیشیم.
گاهی به کسی سوء ظن داشتم ولی بعدش فهمیدم که اشتباه می کردم.
پس وقتی فکر ما اصلاح شد بطور اتومات رفتار وگفتارمان را به آن سمت وسویی میبره که فکر در حرکته.
شده مثلاً؛ در فکرت نسبت به کسی بد بین باشی و یه مشکلی برات بوجود بیاد که متوجه خطر بشی وبرگردی؟؟؟؟
آره پیش اومده، وقتی بر می گردی اونوقت میبینی چقدر پاین موضوع کوچیک بود و تنها ذهنیت بد من بوده که بزرگ جلوه داده و درنهایت فقط خودم رواذیت کرده.
آره برای من پیش اومده واتفاقاً شیطان هم این راه رو زینت میده واتفاقاً نشانه هایی رومیدیدم که شک وسوء ظنم بیشتر میشد وانگارهمه چیز دست به دست هم داده بودن که شک من به یقین تبدیل بشه؛ اما مشکلی برام پیش اومد که منو آگاه کرد، مشکل بود اما به رحمت تبدیل شد؛ چون منو به گناهم آگاه کرد.
این چراغ خطرها برای آگاه سازی ما از طرف المحیط میاد تا حواسمون باشه که او از درون قلبمون آگاهه که چه چیزی در حال جریانه.
پس به صورت کلی یادآوری احاطه ی الله اولین تأثیر را در روحیه و آرامش خود شخص داره. و تنها انتظار فرد از زندگی آرامشی عمیقه؛ که وقتی اونو با یاد خداوند بدست میاره هیچ نیازی به گناه کردن ویا خطاء رفتن نمیبینه. واگر خدای نکرده لغزشی بوجوداومد باید جبران کنه؛ چون الله تک تک اعمالمون رو زیر ذره بین قرار داده و همه را بایگانی میکند. پس وقتی اینجوری به المحیط بودن الله فکر کنیم حتی دیگه دلمون نمیاد غیبت یا گناهی که وضوحیت گناهش معلومه انجام بدیم. فقط میمونه یک سری از گناهان که آدم ناخواسته و ناآگاهانه انجام میده که الله همه ی ما رو از اون دور کنه. و در درجه دوم احاطه ی الله در زندگی خانوادگیمون بخصوص تربیت فرزندانمون تأثیر داره؛ این انرژی یقین به خداوند خیلی ناخودآگاه عصاره ی خودش رو در تربیت و اخلاق و رفتار فرزندانمون پخش میکنه. جوری که وقتی تفکر تو به سمت و سویی سوق داده شد ناخود آگاه خودت بدون اینکه متوجه بشی توی همون مسیر قرار میگیری ودر نهایت، فرزندان و شوهرت که نزدیکترین هستند هم در این حیطه با تو همگام میشن وخیلی قدرت عجیبی داره…و این برمیگرده به همین قضیه که الله متعال میگه: “یک قدم از تو صد قدم از من”…خداوند خودش همه چیز رو روبراه میکنه و تنها کافیست به او اعتماد و ایمان کافی داشته باشیم. همه ی اینها لطف الله متعاله؛ همان خدایی که حکمت وعلمش بسیار و عفو و کرمش بی نهایت و قهر وغلبه اش بجا و ربوبیت والوهیتش به سزاست؛ همان خدایی که تمام صفات نکوهیده دراو جلوه گراست.