۱- مقدم بودن ومؤخّر بودن خداوند یعنی چه؟
یعنی اینکه هر چه باید پیش انداخته شود اوست…
و هر چه باید پس انداخته شود اوست که آن را پس می اندازد.
حال چه در رابطه با انسان باشد. و چه در ارتباط با غیر او…
۲- رسول الله(صلی الله علیه وسلم) در قسمتی از دعایش فرمود: فاغفرلی ما قدمت، و ما اخّرت منظور چیست؟
آخرین چیزی که رسول الله میان تشهد خود می گفت این دعا بود. یعنی درخواست از خداوندی که مقدم کننده و مؤخّر کننده است که گناهان قدیم و جدیدی که اگر در آینده گناه کردم ببخشای.
۳- با توجه به آیه/ ۲۴سوره الحجر، مستقدمین ومستأخرین چه کسانی هستند و چه کارهایی شامل می شود؟
(وَ لَقَدْ عَلِمْنَا اَلْمُسْتَقْدِمِینَ مِنْکُمْ وَ لَقَدْ عَلِمْنَا اَلْمُسْتَأْخِرِینَ ) ﴿۲۴﴾الحجر
و به یقین، پیشینیان شما را شناخته ایم و آیندگان [شما را نیز] شناخته ایم.
نمیدونم جوابم درسته یا نه، اما تدبر در آیات سوره الحجر حس غریبی در من وا داشت.
خداوند فرموده: پیامبرانی را برای پیشینیان فرستادیم. ولی آنها هیچ پندی نگرفتند.
زمینها گستراندیم و کوهها در آن استوار کردیم؛ هر چیز سنجیده ای بر کوه ها رویاندیم. روزی تان دادیم؛ هر چیزی را به اندازه ی معینی فرستادیم.
همه پیشینیانی که آن همه نعمت برایشان دادیم را شناختم و همه آیندگانی که قرار است بیایند و باز از موهبت های ما استفاده کنند هم از قبل شناخته ام…
او آن قدر تواناست که از قبل و بعد هر چیزی آگاه است.
۴- فواید اعتقاد به المقدم والمؤخّر بودن الله در زندگی عملی چیست؟
مقدم: فرا پیش کشنده
مؤخّر: فرا پس دارنده
اینکه هر کاری سر موقع خودش انجام میشه.
بالاخره ما باید به هر اسمی از خداوند اعتقاد کامل داشته باشیم و توحید کامل به نسبت اسماءالله داشته باشیم.
این اعتقادات باید عملی بشن و فوایدش را در دنیا و آخرت ببینیم.
ما باید در تمام زمینه ها تلاش و کوشش کنیم؛ اما در واقع خداوند است که برای نتیجه آن بر اساس مصلحت خودش نتیجه مطلوب را می دهد.
اگر جنینی قبل از نه ماهگی بدنیا بیاد یا بعد از نه ماهگی عقیده ما چگونه باشد.
یا اگر فردی در جوانی بمیرد یا دیگری سالیان سال در بیمارستان از فرط پیری بستری باشد ونمیرد عقیده ما چگونه باید باشد؟
در علم الله تعالی بوده که باید در زمان معین بدنیا بیاد اگه غیر ازاین باشه که زیان داره؛
منظور کاری به تأخیر بیفتد یا به تعجیل؟
مصلحت خدا اینطور بوده.
ما که از غیب نمی دونیم که مصلحت وحکمت چی هست.
چون کار خدا حساب شده است وبرهرچیزی قانونی گذاشته پس باید هر چیز را به وقت خودش قبول کنیم. جنین اگر قبل از نه ماه باشه مشکل داره ولی بعد از نه ماه کامله.
یا فردی که به ظاهر نه مال و نه منالی داره و نه جایگاه خاصی، خداوند او را به جلو میاره و میشه یه مسؤول و بر عکس.
ما برای بدست آوردن یا ادامه زندگی تلاش می کنیم این خداوند هست که گاهی چیزی رو زود به ما میده گاهی دیر، تا هیچ کس به خودش درهیچ کجا مغرور نشه.
خداوند بر اساس قانونی که برای کارها گذاشته ما نیز مکلف به اجرای قوانین هستیم؛ اما چه بسا می بینیم که مصلحت خداوند چیز دیگری است.
در کل، خداوند کسی است که تقدیم وتأخیر کردن کارها، موقعیتها، امتیازها و مرگ و حیات دادنها، ازدواجها، بچه دار شدن افراد و……دست خودش است.
در مورد جنین هم کاملاً صادق است که به صورت نرمال جنین نه ماهه سالم بماند ولی بسیار دیده شده جنین در سنین بسیار پایین هم زنده می ماند.
پس همه اینها بر می گرده به تقدیر انسان که چه چیز براش مقدر کرده. وهیچ فردی هم نمی تونه در اون دست داشت. یعنی همیشه از خداوند بخواهیم هر آنچه به صلاحه به ما بده.
۵- آیا ما می توانیم اهدافی را که در سر می پروانیم به جلو بیندازیم؟ اگر بر خلاف نقشه قبلی، کارمان با تأخیر به مرحله اجرا رسید، چه حکمتهایی ممکن است در بر داشته باشد؟
بعضی وقتها هست که فراموش می کنیم که مقدم ومؤخّر بودن کارها به صلاح ماست ولی جزع وفزع می کنیم
اگه خدا بخواد میشه در غیر اینصورت هرگز.
ما میگیم ان شاءالله یعنی من می خوام اگه خدا بخواهد.
با دعا کردن، در صورتی که خواست من و اراده خداوند در یک راستا باشد.
اگر می شد این به نفع نبود و اونموقع که خداوند محقق کرده سودهای بیشتری داشته است.
سال قبل هواپیما سقوط کرد یکی از دوستانم می گفت: شخصی تأخیر کرده چند دقیقه ای به پرواز نرسیده وقتی دیر رسید خیلی ناراحت شد ولی بعد که خبر اومد سقوط کرده وهمه درگذشتند چه حسی داشت.
پس این تأخیر خواست خدا بوده.
اما اگر غیر از این باشد هیچ تلاشی نتیجه مطلوب نمی دهد.
پس این جمله درست نیست که میگن تقدیر ومیشه با دست تغییر داد.
به نظر من بعضیا نمی خوان برای کاری تلاش کنند ومیگن تقدیر اینه ولی اشتباه همینه.
ما وظیفه داریم برای رسیدن به مقصود صحیح از وسیله صحیح استفاده کنیم که در موقع معین به مقصد برسیم ولی نتیجه چه از آب دربیاد بستگی به رأی خداوند داره.
ما باید همیشه از خدا بخواهیم که اونچه به خیر صلاحمون به ما بده وهمیشه از دادها وندادهاش شکر بگیم.
واگر شخص دعا کرد هرچی که خیر درش هست بده، اگه داد راضیه اگه نداد ناسپاس نیست.
مفهوم حدیث پیامبر (صلی الله علیه و سلم) هست که: اگر همه دنیا بخوان بهت ضرر بزنن تا الله تعالی نخواد نمیشه و اگر همه دنیا بخوان خیری رو بهت برسونن تا الله تعالی نخواد نمی تونن.
ــ ” مفهوم قدر و تقدیر چیست “؟
قدر- یا تقدیر- بدین معنی است که الله تعالی عالم به اشیاء بوده قبل از آن که آنها را بوجود بیاورد، و آنها را نزد خود نوشته و آنچه که خداوند خواسته بوجود آمده است و هر پدیدهای مطابق خواست و ارادهی او پدید آمده است. اینها مراتب چهار گانهی تقدیر است که ایمان آوردن به آن واجب است. و بندگان در مورد تقدیر مؤمن به حساب نمیآیند مگر با ایمان آوردن به مراتب فوق. چنانکه از رسول الله (ﷺ َ) ثابت شده که در پاسخ سؤال جبرئیل (علیه السلام) هنگامی که از ایمان سؤال کرد فرمود:
»أَنْ تُؤْمِنَ بِاللَّهِ وَمَلَائِکَتِهِ وَکُتُبِهِ وَرُسُلِهِ وَالْیَوْمِ الْآخِرِ وَتُؤْمِنَ بِالْقَدَرِ خَیْرِهِ وَشَرِّهِ » مسلم (۸)
»این که به الله، فرشتگان، کتابها و پیامبرانش ایمان بیاوری و ایمان داشته باشی که تقدیر خوب و بد از جانب اوست«.
همچنین عباده بن صامت(رَضِیَ اللَّهُ عَنْهُ ) از رسول الله (ﷺ) روایت کرده است:
» إِنَّکَ لَنْ تَجِدَ طَعْمَ حَقِیقَهِ الْإِیمَانِ حَتَّی تُؤْمِنَ بِالْقَدَرِ، حَتَّی تَعْلَمَ أَنَّمَا أَصَابَکَ لَمْ یَکُنْ لِیُخْطِئَکَ وَمَا أَخْطَأَکَ لَمْ یَکُنْ لِیُصِیبَکَ » مسند احمد (۵/۱۸۲) شیخ آلبانی آنرا صحیح دانسته است.
»هرگز طعم ایمان را احساس نمیکنی؛ مگر اینکه به تقدیر ایمان داشته باشی و بدانی آنچه به تو رسد قرار نبوده بگذرد و آنچه که از تو گذشت قرار نبوده که به تو برسد. »
شیخ الاسلام ابن تیمیه (رحمه الله تعالی) مفهوم حدیث را در کتاب (العقیده الواسطیه) توضیح داده است، سفارش میکنیم که به آن مراجعه فرمایید.
فتاوای انجمن دایمی مباحث علمی و افتا (۳ / ۳۷۴ )
شما به حکمتهایی که در تقدیم وتأخیر اهداف وآرزوهاتون پیش آمده رسیدین؟
گاهی رسیدیم گاهی نرسیدیم.
هرچی هست الحمدالله، حکمت الله است شکر.
الله تعالی در حدیث قدسی می فرماید: من در نزد گمان بنده ام هستم…
یعنی الله تعالی طبق گمان ما با ما رفتار می کنه.
پس صلاح و مصلحت بنده اش از هر کسی بهتر می داند هرچند که برخلاف میل ما باشه.
۶- تجربه شما از تقدیم یا تأخیر در اهداف و آرزوهایتان چیست و به چه حکمتهایی رسیدید؟
– من چهار بار کنکور امتحان دادم سال آخر با جدیت تمام خوندم که هرطور شده باید قبول شم
قبول هم شدم خیلی هم دوست داشتم درس بخونم اما اون سال ازدواج کردم و شوهرم منو آورد امارات و نتونستم درسم رو بخونم خیلی هم ناراحت شدم ولی به خودم قبولندم که حتماً خیری درش هست و برای کسب علم فقط لازم نیست که حتماً دانشگاه برم …
– چند سال پیش اصرار داشتیم برای اقامت به دبی بریم اما با وجود تلاش های زیادی که انجام دادیم جور نشد و مقیم تهران شدیم شاید ابتدا برایمان سخت بود ولی باز هم معتقد بودم که خداوند خودش بهتر می داند که مصلحت چیه و کاملاً راضی به رضایش شدیم تا اینکه در زمان بسیار کوتاهی زمینه تحصیل در رشته مورد نظر هم برای خودم و هم برای همسرم فراهم شد و الان به این مهم رسیده ام که چرا آون موقع کارمون جور نمی شد.
البته چه به حکمتشون پی ببریم و یا پی نبریم باید ایمان داشته باشیم به تقدیر، و نکته مهم دیگه اینکه به الله تعالی حسن ظن و گمان نیک داشته باشیم.
و باور داشته باشیم که الله از هر کسی نسبت به ما مهربانتر هست و خیر ما در چیزی هست که واقع شده .
– یکی می گفت نه سال بچه دار نشدم با دعا وتمنا بالاخره پشت سرهم پنج دختر آوردم دوباره مردم گفتن پسر نداری، ومنم دعا کردم خدا دو پسر داد. الان پسراش ناخلفن وحرف پدر ومادرش نیستن. مادره می گفت: کاش دعا نکرده بودم خدا بهم پسربده.
چون ما از نتیجه کاری که مصرّ هستیم نتیجه مورد نظر ما گرفته شود آگاه نیستیم و اگر اطمینان داشته باشیم تنها خداوند است که از نتیجه آن آگاه است بنابراین اندوهی برایمان نمی ماند که چرا بر اساس میل من نتیجه نداد.
مطمئنا برای هر کدام از ما مقدم ومؤخّر بودن خداوند در زندگی قابل لمس بوده و هست و تجربه های زیادی داریم شاید نتونیم همه را منتقل کنیم ولی مهم اینه که اعتقاد کامل به آن داشته باشیم تا بتونیم راحت و بدون فشارهای عصبی در زمانهایی که تقدیم وتأخیر در اهداف، و کارهایمان بر خلاف پیش بینی اولیه پیش میاد، زندگی کنیم.
(لم یحتفل الصحابه رضوان الله علیهم بمولد النبی صلى الله علیه وسلم ولا بالهجره وغیرها لأن هذه الأحداث عاشوها بالفعل ولم تغب عن وعیهم ولا ذاکرتهم ..
والمطلوب فی هذه الذکرى العطره هو تذکیر المسلمین بحیاه خاتم المرسلین وما فیها من عبر وما یستخلص منها من دروس فی الحاضر والمستقبل) ..
{دکتر قرضاوی}
به کسی که برای توجیه گناهان خود به قضا وقدر خداوند استدلال می کند .باید گفت : اگر اینطور است خود را از قله کوه پرت کن و یا خنجری را بشکم خودت بزن !
آنها برای این کارها به ” قدر الهی ” استدلال نمی کنند. فقط گناهان خود را توجیه می کنند.