موارد بیشتر

Generic selectors
جستجوی دقیق
جستجو در عنوان
جستجو در متن
Post Type Selectors
آوای دل
آیات اسماءالله
احکام
احکام اجتماعی
احکام اقتصادی
احکام عبادی
اخلاق
اخلاق پسندیده
اخلاق ناپسند
اسماءالله
اشعار
اعجاز
اعجاز علمی
ایستگاه تدبر
بهشت و دوزخ
تدبر سوره‌ها و اجزا
تدبر موضوعی
تعاریف اسماءالله
توحید
خاطرات
دعاها
دلنوشته‌ها
رسول و نبی
زندگی پیامبران
سوالات اسماءالله
سیر در قرآن
صوتی
قیامت
کتاب و قرآن
کتابخانه
گوناگون
متنی
مرگ و برزخ
معاد
مقالات توحید
مقالات قرآنی
مقالات معاد
مقالات نبوت
موضوع تدبر
نبوت
وحی
ویژگی رسول الله
ویژه برنامه بهار
ویژه برنامه حج
ویژه برنامه رمضان
ویژه برنامه‌ها

سوالات النور


۱- در آیه /۲۵۷ سوره البقره چه دروسی از نور و ظلمت گرفته می شود؟
(اللَّهُ وَلِیُّ الَّذِینَ آمَنُوا یُخْرِجُهُم مِّنَ الظُّلُمَاتِ إِلَى النُّورِ ۖ وَالَّذِینَ کَفَرُوا أَوْلِیَاؤُهُمُ الطَّاغُوتُ یُخْرِجُونَهُم مِّنَ النُّورِ إِلَى الظُّلُمَاتِ ۗ أُولَٰئِکَ أَصْحَابُ النَّارِ ۖ هُمْ فِیهَا خَالِدُونَ)[۲:۲۵۷]
ـ اول آیه خداوند فرمودند: کسانی که ایمان آورده اند را از ظلمت، که منظور تاریکیهای گمراهی است خارج می کند به سوی نور حق واطمینان. ..
اما کسانی که کفر ورزیده اند و شیطان یاورآنهاست الله آنان را از نورایمان و فطرت پاک بیرون آورده به سوی تاریکیهای کفرو فساد…
درسی که از این آیه می گیریم این است که، ابتدای هدایت شدن دست خود انسان است؛ اگر راه ایمان پیش گرفتی قطعاً الله هم راه را برایت هموار می کند و تا انتها با توست. ودر مقابل، اگر انسانی راه کفر را پیش بگیرد هرچند الله بدخواه بندگانش نیست؛ خود شخص باعث می شود از راه ایمان به سمت کفر به درآید.
– افراد با ایمان به خاطر ایمانی که دارند، به سوی فطرت پاک و حقانیت واطمینان خاطر و درنتیجه به بهشت رهسپارخواهند شد و کفر پیشه گان به دلیل کفرشان درگمراهی و ظلمت و فساد، در نتیجه به دوزخ وارد می گردند.
– بدون نور، امکان دیدن حقایق وجود ندارد چه نور ظاهری، چه نور باطنی.
وجه تشابه هر دو این است که، چشم ما را به حقیقت و واقعیت باز می کنه. وجود هرچیزی با متضادش بهترمشخص میشه. وجود نور هم، زمانی میتونیم درک کنیم که ظلمت وجود داشته باشه.
آن چه من ازاین آیه فهمیدم این هست، کسانی که ایمان می آورند چون قبلش در ظلمت بودن و حقایق را نمیدیدن بعد از ایمان آوردن، خیلی چیزها براشون آشکار میشه.
و اون هایی که عمداَ کفر می ورزند هرچند به حقیقت هایی دست یابند اما کفرشان مانع این میشه که حقیقت را آن طور که باید درک کنن، درنتیجه به تدریج به جایی می رسند که از درک حقایق عاجز می شوند.
– کسی فکرنکند با ایمان آوردن، همه چیز تمام شده و به بهشت رستگارمی شوند، بلکه ظلمات أنواع مختلف دارد و همه جا موجود است حتی برای آنانی که ایمان آورده اند؛ ظلمت تردید، شبهات و….
اما با ایمان، خود را متصل به کسی می کند که نور را بوجود آورده است؛ دوست کسی می شود که او را به سوی نوری که خود آفریده رهنمون می کند.
پس:
الف. ایمان همانند نورست که راه مؤمن را روشن می کند.
ب. همانطورکه نوروظلمت حسی هستند وقابل لمس نیستند؛ ایمان وکفرهم قابل لمس نیستند ومحل آنها قلب است.
ج. انسان دارای اختیاراست وهرراهی را انتخاب کند خداوند اورا توفیق خواهد داد.

۲- در آیه/ ۱۷۴سوره النساء منظوراز نور چیست؟
(یَا أَیُّهَا النَّاسُ قَدْ جَاءَکُم بُرْهَانٌ مِّن رَّبِّکُمْ وَأَنزَلْنَا إِلَیْکُمْ نُورًا مُّبِینًا) [۴:۱۷۴]
اولین سؤال های فلسفی که احتمالاً همه ی انسانها در ذهنشون دارن این هست: از کجا آمده ام، برای چه آمده ام و به کجا خواهم رفتم؟ دراین آیه خدا میگه من برای شما نور فرستادم تا به وسیله آن راه درست را تشخیص بدین و مقصد تون را مشخص کنید و برای رسیدن به این مقصد توشه راه را فراهم کنید. خدا می فرماید: من براتون با این قرآن همه چیز را روشن کردم تا در تاریکی شک و تردیدهای بشری به دادتون برسه.
پس:
دراین آیه ی کریمه منظوراز نور، قرآن مبین است که همچون نوری با پرتو خود راه را برایمان روشن وما را به سوی نجات، مسیرمستقیم وهدایت رهنمون می کند. برای انسانی که در ظلمات گیر کرده(تاریکی) باید ازآنجا خارج شود ولذا باید نوری باشد که او را هدایت کند. و خداوند فرموده: قرآن هدایت است.

۳- با توجه به اسم النورخداوند، آیا می توانیم بگوییم الله جسم نیست؛ بلکه نوراست؟ جواب با استدالال
این موضوع یک مسأله ی اختلافی ست و به نوعی ما نمی توانیم روی این مسأله تفکر کنیم چون دلیلی برثابت شدن این قضیه که الله جسم است یا نوروجود ندارد.
دربحث جسم بودن الله که بحثی نیست؛ چون بازهیچ دلیلی براین قضیه وجود ندارد.
اما در بحث نور بودن خداوند:
در بحث اسراء و معراج حدیثی از رسول الله(صلی الله علیه وسلم) روایت شده( تأکید می کنم ممکن است حدیث صحیح نباشد فقط من از باب اطلاع اینجا ذکر می کنم).
( الله نورإنی اراه)
خداوند نوری ست که من او را دیدم.
که باز بعضی علما اختلاف دارند که اینجا منظور خداوند این بوده که الله نوری ست که من هرگزاورا ندیدم…در واقع می گویند: “إنی” معنی نفی رو میرسونه نه تأکید…
و اگر بخواهیم به آیه ی ۳۵ نوراستدلال کنیم به نظر من “الله نور السموات والارض” خداوند نمی خواسته اینجا درباره ماهیت خودش که جسم است صحبت کند بلکه حضور خودش را درآسمان و زمین منظورش است که آسمانها و زمین به وسیله ی نور فیزیکی ستارگان و … روشن است که الله باعث پرتو این انوارشده..
ودرکل درهیچ جا نیامده که الله نوری ست که پیامبران یا انبیاء او را دیده باشند. جز سیدنا موسی (علیه السلام) که داستانش مفصل در قرآن آمده…
– آیه ی ۳۵ سوره ی نور، الله تعالی خودش را با نور به ما معرفی می کند.
ولی این آیه را می توان به سه گونه معنا کرد:
۱- خدا روشنگر هستی است.
۲- خدا نور هستی است.
۳- خدا هدایت دهنده ی هستی است. که همه ی اینها معنای نور را در بر می گیرند.
– پس اولاً: “لیس کمثله شیء”
ثانیاً: خداوند فرموده: “جعل …النور” و خداوند آن را قرار داده؛ خداوند قرار داده نور را‬ اگه بگیم خدا نورهستش خب نمیشه.
یعنی؛ خدا خودش رو مثل تاریکی قرار داده؟

۴- کافران همواره دوست دارند نورالله را خاموش کنند منظور چیست؟
تعبیر نور برای خداوند زیباترین تعابیر قرآن است.
نور مظهر روشنگری و جداسازی حق از باطل است.
کلمه کفر به معنای پوشاندن حق است. کافر کسی است که حق را می پوشاند حال به هر وسیله ای که در دست دارد. جالب اینکه کافر به معنای بالا همه تلاش خود را برای هدفش به کار می برد. اما مؤمنان با وجود خداوند نور برای روشنگری این قدر تلاش نمی کنند.
نورمنبع گرما و روشنی است. و ما درقبال نور بودن خداوند باید منبع نور وگرما برای دیگران باشیم.
منبع نور و یاری بخش و روشن کننده ی راه و منبع گرما و انرژی بخشی به اطرافیان.
گاهاً ما زنان ناخواسته باعث دلسردی دوستانمان ازانتخاب مسیردرست می شویم.
مثال خداوند برای نورش با ادامه آیه کامل می شود مثل نوره کمشکاه …
نمونه هایی برای خاموش کردن دین خدا بگویید؟
دین یک نوع نوره، همون که اونا میخوان دین را نابود کنند با انواع فیلمها وبرنامه ها، همون می خوان نورخدا را خاموش کنند.
ومسلمانان غافل ازاینکه با نگاه ودنبال کردن این برنامه ها به آنها کمک می کنند حال خواسته یا ناخواسته کمکشون می کنند.
اماهرمکری داشته باشند نمی توانند نور خدا را خاموش کنند.
(ویُرِیدُونَ لِیُطْفِؤُا نُورَ اَللّٰهِ بِأَفْوٰاهِهِمْ وَ اَللّٰهُ مُتِمُّ نُورِهِ وَ لَوْ کَرِهَ اَلْکٰافِرُونَ) ﴿۸﴾
مى خواهند نور خدا را با دهان خود خاموش کنند و حال آنکه خدا- گر چه کافران را ناخوش افتد- نور خود را کامل خواهد گردانید.
یاهمین که نام پیامبررا آتش می زنند وبرنامه هایی ضد اخلاقی می سازند به نوعی می خواهند دین خدا و نورخدا را کم رنگ کنند.
مصادیق زیادی ازتلاش برای خاموشی نور خدا وجود دارد؛ مانند ایجاد شک و شبهه در درون مؤمنان برای پذیرش حق، شبهه در عقاید وایجاد شهوات با وسایل مختلف در درون جسم ها. طوری که همگان حریص به ارضای شهوت های مختلف و رنگین هستند از شهوت شکم و گردش و پول و زندگی و ارتباطات…
کافران حتی بعضی کارتونها را با قصد تخریب ذهن کودک نسبت به خدا می سازند وما بی توجه به این چیزها اجازه می دهیم کودکمون نگاه کنه.
واقعاً درد آوره بعضی وقتها خودمون به نقشه ها ی دشمنان وسعت میدم ومُبلغش میشیم.
آیا کسی قادراست نور خدا را خاموش کنه هر چند دوست داشته باشد؟؟
خیرخاموش نمیشه بلکه نور خدا روشن تر می شود.
طبق خود قرآن هرگزکافران نمی توانند درون مؤمنان رخنه کنند
دقیقاً؛ به نظر من، ضعف از خود مسلمانها هم هست.
زمانی انسانهای مؤمن هستند که این نور را به نسل بعدی ادامه دهند.
چه خوب است ما هم جزء اون دسته باشیم که مُبلغ دین ونورخدا باشیم در زمین.
“والله متم نوره” چه احساسی را در شما بوجود می آورد؟
نور خداوند هرگز خاموش نمی شود هرچند کم نور و ضعیف شود.
بر مؤمنان است که روغن چراغ را پُرکنند و مانع کم نور شدن چراغ شوند.
ولی ما باید بندگیمون رو ثابت کنیم. خودش میتونه نورش را روشن نگه دارد.
(اَللّٰهُ نُورُ اَلسَّمٰاوٰاتِ وَ اَلْأَرْضِ مَثَلُ نُورِهِ کَمِشْکٰاهٍ فِیهٰا مِصْبٰاحٌ اَلْمِصْبٰاحُ فِی زُجٰاجَهٍ اَلزُّجٰاجَهُ کَأَنَّهٰا کَوْکَبٌ دُرِّیٌّ یُوقَدُ مِنْ شَجَرَهٍ مُبٰارَکَهٍ زَیْتُونَهٍ لاٰ شَرْقِیَّهٍ وَ لاٰ غَرْبِیَّهٍ یَکٰادُ زَیْتُهٰا یُضِیءُ وَ لَوْ لَمْ تَمْسَسْهُ نٰارٌ نُورٌ عَلىٰ نُورٍ یَهْدِی اَللّٰهُ لِنُورِهِ مَنْ یَشٰاءُ وَ یَضْرِبُ اَللّٰهُ اَلْأَمْثٰالَ لِلنّٰاسِ وَ اَللّٰهُ بِکُلِّ شَیْءٍ عَلِیمٌ ) ﴿۳۵﴾
ترجمه: خدا نور آسمانها و زمین است. مثل نوراو چون چراغدانى است که در آن چراغى، و آن چراغ در شیشه اى است. آن شیشه گویى اخترى درخشان است که از درخت خجسته ی زیتونى که نه شرقى است و نه غربى، افروخته مى شود. نزدیک است که روغنش- هر چند بدان آتشى نرسیده باشد- روشنى بخشد. روشنى بر روى روشنى است. خدا هر که را بخواهد با نور خویش هدایت مى کند، و این مثلها را خدا براى مردم مى زند و خدا به هر چیزى داناست.
به نظرم وقتی خداوند متعال فرموده: آنها می خواهند نورخدا را با دهانهایشان خاموش کنند مقصودی داشته است. شما ببینید آدم ها یک شعله ی کوچک یا شمع کوچک را که درفاصله ی نزدیکشان باشد می توانند فوت کنند و خاموش کنند اما این آدم می تواند باهمان فوت شعله ی اجاق یا لامپ را که در فاصله ی بالاتری هست خاموش کنند؟
ما محتاج این نور برای خوشبختی دنیا وآخرتیم.
حرکت آنها مثل فوت کردن به خورشید است.
مثال کار کافران در مقابل نور خداوند است.
وگرنه قافله نور به حرکت خود ادامه میده وما بایدخودمون را به آن برسانیم وازنوراستفاده وبهره ببریم.
امید وانرژی لازم، خود الله است که بهترین تکیه گاه برای مؤمنان را تقویت می کند. هیچوقت نا امید نشوند هر چند مکاران دنیا، برای خاموشی دین الله بسیج گردند
واین امید به ما انرژی مضاعف میده که همچنان در حرکت باشیم بسوی مقصد نهایی.
این ماهستیم که ازاین نور بهره ببریم برای قلب و بصر خودمان تا وارد ظلمات نشویم.

۵- الله نور السموات والارض یعنی چه؟ سوره نور /۳۵
(اللَّهُ نُورُ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ ۚ مَثَلُ نُورِهِ کَمِشْکَاهٍ فِیهَا مِصْبَاحٌ ۖ الْمِصْبَاحُ فِی زُجَاجَهٍ ۖ الزُّجَاجَهُ کَأَنَّهَا کَوْکَبٌ دُرِّیٌّ یُوقَدُ مِن شَجَرَهٍ مُّبَارَکَهٍ زَیْتُونَهٍ لَّا شَرْقِیَّهٍ وَلَا غَرْبِیَّهٍ یَکَادُ زَیْتُهَا یُضِیءُ وَلَوْ لَمْ تَمْسَسْهُ نَارٌ ۚ نُّورٌ عَلَىٰ نُورٍ ۗ یَهْدِی اللَّهُ لِنُورِهِ مَن یَشَاءُ ۚ وَیَضْرِبُ اللَّهُ الْأَمْثَالَ لِلنَّاسِ ۗ وَاللَّهُ بِکُلِّ شَیْءٍ عَلِیمٌ) [۲۴:۳۵]
این نورمعنویه
یعنی به هر جا بنگریم آیات روشن ازخدا می بینیم.
وجود خدا را حس می کنیم.
اما کسانی هستند ساده لوح که دچار تزلزل می شوند؛ با وسایلی که میخوان خدا رو ازمون دور کنن.
وباچشم سرقابل دیدن نیست؛ باید چشم بصیرت داشت.
برای رسیدن به این نورخدایی باید تدبرکرد.
همانطور که نور همه جا را روشن میکنه آیات نیزاینقدر روشنه، ولی باید تفکرکرد تا بهش رسید.
نوری که خدا آسمانها رو با اون روشن کرده مثل؛ ستاره ها و خورشید وماه.
نور زمین هم نور معنویه
نور خدا رو همه جا میشه دید مخصوصاً پیرامون خودمون.
مهمترین نور نور ایمانه که قلبها رو روشن کرده.
با تدبر تو پیرامونمون آیاتی رو برا هدایتمون می بینیم.
وحتی در تاریکی مطلق با نور دل هدایت میشیم.
هرگز کسی که قلب نورانی داره گمراه نمیشه
آیا نور الله مطلق است یا نسبی؟
نورالله مطلق است، این ما ونورایمانمان است که کم وزیادمیشه
این قلبها ست که باید دریافت کننده مطلق باشند.
پروردگارما در دو جهان با نور مطلق ما رو هدایت میکنه.
باید سعی کنیم همیشه قلبمون درحال شارژبا نورخدا باشه وهمیشه نورالهی را دریافت کنیم.
پس نور الله شامل تمام نورهای مادی و معنوی میشه حیات جسم و روحمان از نورالله سرچشمه می گیرد.
نورایمان درقلب که باشه به جسم واعمال هم سرایت میکنه
در نظر بگیریم اگر خداوند نور خورشید برای ما نیافریده بود چگونه حیات جسمی امکان رشد داشت.
اگر نور قلبی نبود چگونه نابینایان راه یاب می شدند.
اگر نور هدایت نبود چگونه روح ما به منبع خود یعنی روح الله متصل می شد؟ وبه نظرم درحال حاضربیشترین نور مربوط به قرآن است که با آن می توانیم ارتباط روزانه ی بیشتری بگیریم تا جایی که می توانیم اسم خود را منیره و انور و نورعلی بذاریم.
توی این زمان که فتنه ها زیادشده باید به کتاب خدا چنگ زد که به بیراهه نرویم
وبه نورحق متصل شویم.
هدف از خلقت
امام عبدالعزیز بن باز ( رحمه الله ) می فرماید:
تو خلق نشده ای که بخوری و بنوشی، خلق نشده ای که قصرها را بنا کنی یا درختی بکاری؛ یا مسیر رودها را قطع کنی یا ازدواج کنی و امثال اینها.
نه…
بلکه تو خلق شده ای برای عبادت پروردگارت.
تو خلق شده ای برای اینکه بر راه طاعت ازالله و تبعیت از پیامبرش محمد (صلی الله علیه و آله و سلم) استقامت یابی.
پس تو برای این خلق شده ای، و هرچه در زمین است برای تو خلق شده تا بوسیله آن الله سبحانه و تعالی را عبادت کنی و گناهان را ترک کنی نه اینکه آنها را وسیله رسیدن به خواسته های شهوانیت قرار دهی.
{ مجموع الفتاوى ج۷ص۹۸ }
احسنت! مهمترین نیاز ما نور قرآن است که الله انواع نورها را درآن قرار داده تا بتوانیم هر جایی به ظلمت رسیدیم از آن منبع استفاده کنیم.
نور قرآن وتبعیت ازآن راه سعادتمندی ما در دوجهان است.
“ربنا اتمم لنا نورنا و اغفرلنا”
قرآن در تمام زمینه ها روشنگر ماست.
مادی، معنوی، اقتصادی، اجتماعی، سیاسی، فردی، خانوادگی…
سالها پیش، شاید ده پانزده سال پیش که تازه غار قوری قلعه در مناطق ما کشف شده بود و همان موقع به آنجا سر می زدیم متوجه می شدیم که این غار در تاریکی مطلق بوده و زیست شناسان هیچگونه حیات جانوری و گیاهی را در درون غار رد کرده بودند. بجز خفاشانی که در ابتدای غار ساکن بودن در داخل خود غار هیچ حیاتی به چشم نمی خورد. اما الان به داخل غار بروید هر جایی که نورافکن گذاشته اند برای روشنایی بازدید کنندگان دقیقاً اونجایی که نور خورده یواش یواش انواعی از گیاهان و جلبک ها سبز شده اند. من نتیجه گرفته ام هرجایی که نور هست حیات هم هست و هرجایی که نور نیست هیچ حیاتی هم نیست. و حالا در نظر بگیر حیات کل بشر در تاریکی مطلق است تا زمانی که پیامبران بیایند و قرآن نازل شود؛ چون قرآن نور است. حیات به قلب های انسان جوانه میزند و این جوانه ها دراین دنیا یواش یواش با باغبانی مؤمنان، بهشت را درآن دنیا برایمان عینی می کنند.

۶- وظیفه ما در قبال اسم النور چیست؟ (به نسبت خود ودیگران) ما چکار کنیم تا نور الله به همه جا برسد؟
اگه دلهای ما لیاقت نورانی شدن رو داشت، از این نور دلهای تاریک رو روشن کنیم وچشم بصیرت آنها رو با دعوت خود باز کنیم.
پس ابتدا خود را پرنور وسپس انتشاردهیم.
باید نور به اطرافیان باز تاب بشه.
آیا ما این نوررا داریم که اگه اطرافیان بخوان از آن استفاده کنند؟؟
همون ایمان واخلاق و….
اگه بتونیم به اعتقاداتمون وگفتارمون جامه ی عمل بپوشانیم نور الله را منتشر خواهیم کرد
و وقتی میان اطرافیان مورد اعتماد قرار میگیری یه جورایی داری نورافشانی میکنی
واین امکان نداره مگر عملاً در میدان باشیم.
در زندگی فردی و خانوادگی و….دنبال رنگ خدایی باشیم و با همان فرم و شکل ظاهر شویم
وباید از حرف وحدیث مخربان خسته نشیم.
باید به راهمان ادامه بدیم
هرچقدر که موانع زیادی سرراه باشه باید گذشت.
از چشم وهم چشمی باید دوری کنیم وساده زیستن را انتخاب کنیم.
خداوند نور خودش را بر دل ودیده ی همه ی اهل این خونه وبقیه مؤمنان بتاباند تا در روشنی آن هیچ دشمن مرموزی نتواند بر قلب ما مسلط شود وبتوانیم در نور بصیرت از گردنه های خطرناک شبهات وشهوات سالم گذر کنیم. وافتخار حاملان نور الله را داشته باشیم.

0 0 امتیازها
محبوبیت مقاله
مشترک شوید
مرا مطلع کن از

0 دیدگاه‌
جدیدترین
قدیمترین بیشترین امتیاز