۱- فرق بین ولایت الله و ولایت طاغوت چیست؟
(الله ولی الذین امنویخرجونهم من الظلمات الی النوروالذین کفرواولیائهم الطاغوت یخرجونهم من النورالی الظلمات…) الله متولی وعهده دارکسانی است که ایمان آورده اند وبه سوی نور وروشنایی آنها را دعوت می کند وبیگمان ایمان نوراست. نوریگانه ای درسرشت وحقیقت خویش ..وبیگمان کفرتاریکی است ..ایمان نوری است که نتیجه ولایت الله است وبا نخستین پرتواش بردل مؤمنین درخشان می شود. این نورحقایق ارزشها وحقایق جهان بینی را با پرتوخویش می نمایاند. ودرکمال آرامش ومهربانی واطمینان ویقین، ولایت طاغوت را رها می سازد وآهسته وآرام راه را به سوی الله طی می کند ودرآن مسیرمنحرف نمی شود ونه با دست اندازبرخورد دارد ونه بیراهه می رود. ولی ولایت طاغوت گمراهی کفر، تاریکیهای مختلف وسرگردانی دربیابان برهوت ….تاریکی فخرفروشی …سرکشی وعصیان …خواری وذلت …دورویی وریا …آزمندی وپول دوستی …وضلالت فراوان دیگری که حد ومرزندارد وهمه آنهاهنگام رمندگی ازراه الله
ودریافت دستورات به جزالله، وحکمیت طلبیدن جزازقانون الله گرد می آیند ودست به دست هم می دهند ودرآخرجزاصحاب آتش خواهند شد.
-متأسفانه این اصطلاح بزرگ “ولی”همچون بسیاری از اصطلاحات قرآنی دیگر مظلوم واقع شده.مسلمانان اشخاص مرموز با خصوصیات مبهمی را که حتی توانایی تصور آنها را نیز ندارن ولی خود می دانند.
در برخی از کتابها نوشته فلانی در ولایت زبردست بود…
چنین افرادی اگر به قرآن نیم نگاهی می کردند می دانستند که ولایت یعنی چه. ولایت یعنی؛ ایمان و عمل
صالح و با ایمان وعمل صالح است که انسان با خدا رابطه ی ولایت برقرار می کند.
و فرق ولایت الله با ولایت قرار دادن طاغوت برای خود این است که وقتی حادثه ای برای بنده ی مؤمن پیش می آید خداوند درارتباط با اوعمل “ولی ” انجام می دهد و با بنده ی خود رابطه ی ولایت برقرار می کند و به فریادش می رسد و او را از بلا و مصیبت وارده نجات می دهد. اما فردی که طاغوت را ولی خود
می داندبا خداوند رابطه ی عداوت دارد و قدرتی ما فوق قدرت خداوند وجود ندارد. پس وقتی دچار مصیبتی می شود کسی نیست که او را نجات دهد او بدون ولی می ماند.
– ولی الله یعنی؛ اطاعت کردن از الله به طور مداوم .
متضاد ولی: عدو است یعنی؛ دشمنی کردن
اولیاء الله کسانی هستند که تابع اوامر ونواهی خداوند هستند.
ولی طاغوت یعنی؛ کسانی که از شیطان متابعت می کنند.
ولایت الله یعنی: قبول کردن الله برای خود و ولایت طاغوت یعنی قبول کردن سرپرستی شیطان بر خود.
در آیه/ ۲۵۷بقره خداوند می فرماید: کسانی که ولی خداوند را بپذیرند(مؤمنان ) خداوند هم آنها را به راه خیر وخوبی هدایت خواهد کرد و جاودان خواهند ماند .
اما کسانی که ولی شیطان و طاغوت را بپذیرند خداوند آنها را به حال خود رها کرده واز نورایمان وفطرت بیرون آورده چنین انسانهایی جایگاهشان دوزخ خواهد بود.
-در کل:
ولایت الله انسان را ازظلمت وتاریکی جهالت وگمراهی می رهاند وبه سوی حقیقت، هدایت وروشنایی پیش می برد؛ اما ولایت طاغوت عین تاریکی وگمراهی است ونابودی وفنای انسان را به دنبال دارد.
۲- توصیه خداوند به بنی آدم چیست. چگونه ما می توانیم به آن جامه عمل بپوشانیم؟
– آیه ی سوم تا پنجم نساء ای کسانی که ایمان آورده اید کافران را درمقابل مؤمنان برای خود دوست مگیرید مگرمی خواهید برای الله علیه خودتان دلیل آشکاری بیاورید. ویهود ونصارا را به دوستی مگیرید بعضی ازآنها دوستان بعضی دیگرند وهرکه ازشما با ایشان دوستی کندخودش ازایشان است. ودولت
های اسلامی موظف هستندازهرگونه عملی که راه نفوذ کفاررا برای تسلط برمسلمین می گشاید ببندد وسیاست خوب به کارببرد وخودمان هم ازخانواده خودمی توانیم شروع کنیم ونگذاریم فرهنگ غرب وارد زندگیمان شود ونفوذ درریشه ما کند وازکتاب الله وسنت کمک بگیریم(احفظ الله یحفظک ) وکورکورانه ازراه وروش آنها تقلید نکنیم بخصوص ازاین کانال های ماهواره ای که درهرمکانی جای گرفته اند.
– اینکه اگر خداوند ولی انسان است بنده هم باید ولی خداوند باشد یعنی اینکه در یک طرف (الله ولی الذین آمنوا)و در طرف دیگرآن(الا ان اولیاء الله) مؤمنین اولیای خداوند باشند.
هر کس خداوند ولی او باشد او نیز باید ولی خداوند باشد از طرف انسان اینگونه تحقق می بخشد که انسان
باید بینشی که را که اسماء خداوند به او می دهند کسب کند. او باید خداوند را خالق مطاع الامر و رب و اله خود شناخته و بنابراین رغبت و رهبت خداوند درونش فرا گیرد و در جریان زندگی روزانه اش جهت گیری هایش مطابق با شناخت و رغبت و رهبت خداوند باشد.اینگونه ولی خداوند می شود و خداوند اینگونه از بندگانش می خواهد بندگی کنند. با عشق عبادت کنند نه از سر تکلیفی اجباری…
در کل:
خداوند انسان را جانشین خود واشرف مخلوقات خوانده وبه سبب عقل واختیاری که به اوداده از او می خواهد که فقط ولایت الله را پذیرفته واز ولایت طاغوتیان سر، باز زنند وهمواره امر به معروف ونهی از منکر داشته باشند.
۳- چرا بعضی ازمسلمین ولایت کفار را می پذیرند؟
– کسانی که ولایت طاغوت را جایگزین ولایت الله کرده اند، در گمراهی به سر می برند وچشم ودل خود را کور کرده اند که حقیقت را نمی بینند، آنان قدرت ظاهری طاغوت وکفر را دیده اند اما نمی دانند که این قدرت پوشالی، زود گذر وبی دوام است واگر الله بخواهد این نیرو وقدرت نا چیز را هم از آنان می گیرد
وزبونشان می سازد.
– به دلیل نیازهای اقتصادی مسلمانان که روی به کفارمی آورند وعلاج آن خودکفایی مسلمین رهایی ازیوغ کفاراست وپیروی ازفرهنگ غرب برای تجارت بیشترچه ازجنبه مال وچه جان چه راه شهوت رانی وچه بالابردن سطح علم خودبرای منفعت طلبی بیشتر.
– اینگونه انسانها نیم نگاهی اگر به آیات قرآن می انداختند و یا حتی در خلقت خودشان کمی تأمل می کردند هرگز اینهمه کجروی نمی کردند.
》الذین آمنوا وکانوا یتقون《
اولیا خداوند کسانی هستند که دارای ایمان و تقوای خدا باشند.
اینگونه افراد نه ایمان دارند و نه محبت و مودّت خداوند در قلبشان جریان دارد.
۴- با توجه به نهی از پذیرش ولایت کفار واهل کتاب درآیات مختلف قرآن کریم، ارتباط ما با آنها باید چگونه باشد؟
ما باید به آنها بفهمانیم که هیچ قدرتی مافوق قدرت خداوند نیست. و بهترین عالمان و فیلسوفان قدرتمندان و ثروتمندان هم اگر بیایند تنها فقط توانایی محدودی دارند.
ولی، الله متعال تمام صفات و نیرویش نامحدود است
شرط ایمان، تبرّی از کفار ونا اهلان است. چون اگر ازآنها پیروی کنیم زمام اختیار خود ومملکت را در اختیارآنها گذاشته ایم.
با توجه به این قسمت ازآیه ی ۱ سوره ی ممتحنه “یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا لَا تَتَّخِذُوا عَدُوِّی وَعَدُوَّکُمْ…
بنظر من اولاً؛ آنان هیچ وقت نمی توانند دوست و خیرخواه ما باشند. دوماً؛ وظیفه ی ما در برابر آنان اینه که اونا رو فقط به اسم یک انسان بشناسیم و بس.
در زمان رسول الله و تا الان الی آخر، همیشه مؤمنان و کافران بوده وهستند و یا مؤمن در سرزمین کافر یا کافر در سرزمین مؤمن یا هر کدوم در سرزمین خودشان زندگی می کنند.
ارتباط ما با آنها چگونه باشه که مشکلی ایجاد نشه و حریم طرفین حفظ بشه؟
رفتار ما با آنها مثل یک انسان عادی باشه به خاطر انسان بودنشون و بس.
و هر چقدرهم آنها از نظرعلم و دانش دنیایی و ثروت از ما بالاتر باشند بازهم نباید آنها را ولی و برتر بدانیم؛ بلکه ولی اصلی و واقعی خداوند متعال است.
باید با آنان مثل یک انسان شریف برخورد کنیم نه بخاطر شرافت اونا، بلکه بخاطر شرافت خودمون و اسلاممون.
** تن آدمی شریف است به جان آدمیت نه همان لباس زیباست نشان آدمیت**
اما رفتارهایی که ما با دوستامون داریم مثل اینکه میتونن محرم اسرارمون باشن؛ میتونن طرف مشورتمون باشن با اونا درست نیست.
اگه اونها با ما سر جنگ نداشته باشن ؟
خداوند به کسانی که پیرو واقعى مکتب پیامبران بزرگ خدا بودند بشارت مى دهد که (خداوند ولى و سرپرست مؤ منان است )(والله ولى المؤمنین ).
اگر سر جنگ ندارن در نهایت: لکم دینکم ولی دین
اگه ایمانمون به خدا صد درصد باشه وایمان داشته باشیم که اول وآخر ولی وسرپرست ما خودشه هیچ نگرانی نیست.
دوستی یا دشمنی اونها سود وضرری نداره؛ با توجه به آیه / ۵۱ سوره المائده(یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا لَا تَتَّخِذُوا الْیَهُودَ وَالنَّصَارَىٰ أَوْلِیَاءَ ۘ بَعْضُهُمْ أَوْلِیَاءُ بَعْضٍ ۚ وَمَن یَتَوَلَّهُم مِّنکُمْ فَإِنَّهُ مِنْهُمْ ۗ إِنَّ اللَّهَ لَا یَهْدِی الْقَوْمَ الظَّالِمِینَ ) خداوند فقط انسانها را از ولی گرفتن اهل کتاب ممنوع کرده نه تجارت و رابطه با آنها.
ولی گرفتن در چه مواردی ممنوع شده اگر در مورد رابطه با اونا ممنوع نشده؟
برخوردمان به عنوان یک انسان با انسان، برخوردی انسانی باشد. احترام انسانیتش را رعایت کنیم و آسیبی بهش وارد نکنیم اگر شهروند ماست یا همسایه، حقوق آنها را پایمال نکنیم بعنوان یک مسلمان وظیفه داریم با همه مهربان باشیم.
ولی حواسمون باشه هیچوقت باب دوستی باهاشون بازنکنیم. اسرارخود ودیگران رو بهشون نرسانیم. محبت قلبی به آنها نداشته باشیم. احترام فوق العاده به آنها نذاریم. واز همه مهمتر این عقیده نداشته باشیم که آنها کاره هستند که ما باید ازشون تبعیت کنیم. و دستورات تربیتی، اقتصادی، اجتماعی وخانوادگی را از آنها بگیریم؛ چون اسلام دین کامل است از طرف خالق ونیاز به قوانین بشری ندارد.
می توانیم رابطه اقتصادی، علمی و…..داشته باشیم ولی نه زیر سلطه ی آنها…
۵- تأثیراعتقاد کامل به ولی بودن الله در زندگی فردی و اجتماعی چیست؟
اول رسیدن به آرامش عمیق، داشتن یک دوست مورد اعتماد وامین نعمتی ست با ارزش؛ حال اگر این یارو یاورالله باشد به کجاها که نخواهیم رسید.
وقتی خداوند از رگ گردن به ما نزدیک تراست واین قرب ونزدیکی آنچنان شدت دارد که اهل ایمان را سرپرستی وهدایت می کند. وقتی من بنده می بینم خدایی دارم که مرا سرپرستی می کند ویارو یاور من در مشکلات وخوشی وناخوشی است برخود واجب میدانم از اوامرش اطاعت، و نواهی را ترک کنم وخود را به خدا نزدیک کنم.
من حس خیلی انیسی به نام الولی دارم هر وقت که سخت بیمار میشم فقط با این نام آروم میشم.
نمیدونم چرا ولی فقط دلم می خواد؛ مرتب صداش کنم: یا الولی یا الولی یا الولی
اون موقع حس خوبی بهم میده انگار دارم میگم: ای صاحبم، ای سرپرستم، ای ولی من، ای همه چیزم کمکم کن.
دقیقاً حس بچه ای که همش میگه مامانمو میخوام.
من از وقتی در باب صفات واسماء خداوند تحقیق می کنم درهمه اُمورات زندگی اجتماعی فردی خانوادگیم به هر یکی از نامهاش توکل و تکیه می کنم.
جوری که گاهی هیچ کس نمیتونه زیاد ناراحتم کنه.
بعضی مواقع که سخت گرفتار مشکلاتم میشم فقط این اسم و فکر کردن به ولی بودن خدا آرومم میکنه.
اولین بار که روی این اسم تدبر کردم واسه نوشتن بود، یادمه خیلی مضطرب بودم؛ اما وقتی آیه های مربوط به این اسم رو سرچ کردم ته دلم یه آرامش خاصی گرفتم.
واقعاً حس بسیار زیبایی است چه انسان تنها باشد ویا اینکه اطرافیان زیاد داشته باشد، اونچه که فصل الختام همه دوستیها وسرپرستیهاست خودشه. فقط الله که ولی مهربون پر قدرت است اونیکه یک لحظه ما را به حال خودمان واگذار نمی کنه، اونیکه از تمام اسرار درون وبیرون ما کاملاً آگاه است.
تکرار نام الولی خیلی به آدم قدرت میده؛ یجوری احساس پناهگاه و تکیه گاه به آدم دست میده.
– خواهری تعریف می کرد با شوهرم دعوام شد شوهرم گفت تو بی کس وکاری خیلی ناراحت نشدم . ولی بلافاصله یک نور در دل وذهنم جرقه زد که خدایی دارم که همه کس کار منه دوست وسرپرست من . اون موقع اون حرف شوهرم دیگه برام معنی نداشت.
واقعاً میگم الان تنها چیزی که توی زندگیم بهم آرامش میده تدبر و یادآوری اسم های قشنگ خداست.
وچقدر زیباست که چنین تدبرهایی تبدیل به عمل بشه و ما را از سطح زمینی به آسمانی اوج بده.
گاهی بخودم می بالم و حس می کنم یکی پشتمه که قدرتش ما فوق تموم قدرتهاست.
حس افتخار به پرورگار خودم بهم دست میده و حتی حس می کنم کسی منو دوست داره که صاحب تموم دنیاست.
همیشه وهمه جا احساس تنهایی نمی کنی چون ایمان داری یک نفر با تمام قدرت مراقبته.
اگه خدا با آدم باشه هیچ کوهی نمیتونه جابجاش کنه.
آرزو می کنم که خدا همیشه با ما باشه.
۶- وظیفه ما به نسبت اسم الولی چیست؟
ما وظیفه داریم مسئولیت هایی که به ما سپرده میشه رو خوب انجام بدیم.
مثلاً اگه ولی فرزندی هستیم به وظایفمون عمل کنیم.
هیچ وقت به مسلمان بودنم حس حقارت بهم دست نداده حتی موقع که مدرسه بودم بیرون از ده مون تو شهر ازاینکه نسبت به بقیه دوستان با حجاب ترم یه حس خوبی بهم دست می داد اینکه خدا با من بوده وهست.
حالا که خداوند با این عظمتش ولی و یاورمن هست، پس وظیفه منم هست که بهترین بنده برای خدایم باشم.
این واقعاَ ناسپاسیه که نتونم اون چیزی که ولی من ازم خواسته رو به نحو احسن انجام ندم.
همانطور که وقتی کسی مسؤولیت قسمتی ازکار ما رو برعهده داره یا وظیفه ریاست ومدیریت ما رو برعهده داره ما سعی می کنیم که طبق مقررات وقوانین مطرح شده ی او حرکت کنیم تا راضی باشد، بسیار بالاتر واولی تر درمقابل خداوند مؤظفیم که در راستای عبودیت ورضایت او حرکت کنیم. سعی کنیم به هیچ وجه بهترین یارو یاور وسرپرست خود را نرنجانیم.
ولایتی که برعهده گرفتیم به نحو احسن انجام دهیم.
ممکنه ما ولایت یه بچه بی سرپرست برعهده بگیریم.
یا اینکه ولایت فامیلی رو یا اموالی رو برعهده می گیریم باید وفای به عهد داشته باشیم تا خدا از ما راضی باشه.
به نسبت دیگران؟
وبه نسبت دیگران باید کمک دهنده ویارویاور باشیم، دست آنان را که دست کمک ونیاز به سوی ما دراز کرده اند را به دوستی بفشاریم و بانهایت احترام وتکریم آنان را یاری کنیم.
ولایت بین مؤمنان 》الذین آمنوا وکانوا یتقون《
اولیا خداوند کسانی هستند که دارای ایمان و تقوای خدا باشند.
(وَالْمُؤْمِنُونَ وَالْمُؤْمِنَاتُ بَعْضُهُمْ أَوْلِیَاءُ بَعْضٍ ۚ یَأْمُرُونَ بِالْمَعْرُوفِ وَیَنْهَوْنَ عَنِ الْمُنْکَرِ وَیُقِیمُونَ الصَّلَاهَ وَیُؤْتُونَ الزَّکَاهَ وَیُطِیعُونَ اللَّهَ وَرَسُولَهُ ۚ أُولَٰئِکَ سَیَرْحَمُهُمُ اللَّهُ ۗ إِنَّ اللَّهَ عَزِیزٌ حَکِیمٌ)
ومردان مؤمن وزنان مؤمن دوستان (و یاور) یکدیگرند، امر به معروف ونهی از منکر می کنند، ونماز را بر پا می دارند، وزکات را می پردازند، وخدا وپیامبرش را اطاعت می کنند، اینانند که خداوند به زودی آنها را مورد رحمت قرار می دهد، بی گمان خداوند پیروزمند حکیم است.
همانطور که خداوند خیر وخوبی بنده هاشو می خواد ما هم باید نسبت به دوستان مؤمنمون خیر خواه باشیم.
وراه جلو پایشون بگذاریم که عاقبتشون به خیروخوبی ختم بشه.
راههایی که مصلحت دنیا و آخرت درش باشه.
(أَلَا إِنَّ أَوْلِیَاءَ اللَّهِ لَا خَوْفٌ عَلَیْهِمْ وَلَا هُمْ یَحْزَنُونَ * الَّذِینَ آمَنُوا وَکَانُوا یَتَّقُونَ * لَهُمُ الْبُشْرَىٰ فِی الْحَیَاهِ الدُّنْیَا وَفِی الْآخِرَهِ ۚ لَا تَبْدِیلَ لِکَلِمَاتِ اللَّهِ ۚ ذَٰلِکَ هُوَ الْفَوْزُ الْعَظِیمُ) ] سوره یونس ۶۲ – ۶۴[
رابطه ولایت بین مؤمنان والله، بین مؤمنان با مؤمنان، منافقان با منافقان و…..وجود داره.