موارد بیشتر

Generic selectors
جستجوی دقیق
جستجو در عنوان
جستجو در متن
Post Type Selectors
آوای دل
آیات اسماءالله
احکام
احکام اجتماعی
احکام اقتصادی
احکام عبادی
اخلاق
اخلاق پسندیده
اخلاق ناپسند
اسماءالله
اشعار
اعجاز
اعجاز علمی
ایستگاه تدبر
بهشت و دوزخ
تدبر سوره‌ها و اجزا
تدبر موضوعی
تعاریف اسماءالله
توحید
خاطرات
دعاها
دلنوشته‌ها
رسول و نبی
زندگی پیامبران
سوالات اسماءالله
سیر در قرآن
صوتی
قیامت
کتاب و قرآن
کتابخانه
گوناگون
متنی
مرگ و برزخ
معاد
مقالات توحید
مقالات قرآنی
مقالات معاد
مقالات نبوت
موضوع تدبر
نبوت
وحی
ویژگی رسول الله
ویژه برنامه بهار
ویژه برنامه حج
ویژه برنامه رمضان
ویژه برنامه‌ها

سوالات الکبیر، اکبر، المتکبر


۱) استکباریعنی چه وچرا خداوند درآیات مختلف مستکبرین را وعید می دهد؟
– استکباریعنی؛ بزرگ طلبی واین بزرگی ازصفات خداوند است هیچ بنده ای نباید متکبرباشد ونسبت به سایرین احساس بزرگی کاذب کند، خداوند درآیات مختلف انسان را ازداشتن کبرمنع کرده چرا که همین کبرباعث سرکشی دربرابرخداوند نیزمی شود.
– استکباربه معنای برتری خواهی، امتناع ازپذیرش حق ازروی عناد وبزرگ بینی دروغین ……
این واژه درقرآن درباره ی امثال فرعون وگروه های بدخواه ومخالف با حق وحقیقت بکاررفته است چرا که آثاروپیامدهای زیادی دارد ازآن جمله:
۱- پیمان شکنی
۲- اتهام دروغ به دیگران بستن
۳- کشتن مخالفان خود ودعوتگران به حق
۴- استبداد وخودکامگی……….
– استکبارازماده ی کبراست که درلغت به معنای عظمت وبزرگی آمده ودراصطلاح دینی وقرآنی، کبر، تکبر، استکبار، قریب المعنی هستند، کبرحالتی است که انسان نفس خویش را بزرگترازآنچه هست می بیند.
استکباردردووجه می آید: یکی تکبردربرابرانسانهای متکبروخودخواه که این مورد پسندیده است؛ ودیگری خودخواهی نفس که لایق آن نیست ومذموم است، درقرآن به همان معنای دومی وارد شده، استکباراین است که نفس خویش را بیشترازمقدارآن بداند.
ماده ی استکبار ۴۸ باردرقرآن به کاررفته که ۴ مورد آن به استکبارابلیس وبقیه به استکبارانسان اشاره دارد، قرآن کریم ازاستکبارآشکارازقارون وفرعون وهامان به عنوان کسانی که به طورآشکاراستکبارورزیده اند یاد کرده است.
– استکباریعنی کبر، گردنکشی وغرورکه خداوند درآیه ۲۳ سوره النحل می فرماید: قطعاً خداوند کارهای زشتی را که پنهان می دارند وآنچه آشکارمی سازند می داند وهمانا که خداوند مستکبران را دوست ندارد بلکه به شدت مورد نفرت الهی هستند وبه سزایی مانندعمل خودشان خواهد رساند؛ بی شک کسانی که با خودبزرگ بینی ازدعا وعبادت شانه خالی می کنند وارد جهنم می شوند ودرآنجا می مانند.
– استکباریعنی؛ چه وچرا خداوند درآیات مختلف مستکبرین را وعید می دهد؟
استکبار ازنظر لغوی به معنی ازبزرگ دیدن کسی یا چیزی می آید…
ازتکبرکردن وخود نمایی می آید؛ ازگردن کشی می آید.
وچنین انسانهایی خداوند کیفرغروروخودخواهیشان را خواهد داد.
بی شک غروروتکبربرای انسان صفتی ناشایست ونا زیباست.
– استکباربه معنی خودبزرگ بینی، رویگردانی. گردن افروزی وسرباززدن ازخضوع دربرابرچیزی.
خداوند به آنان وعید می دهد؛ چون آنان با اینکه خدا ویگانگی خدا را می شناسند؛ اما ازعبادت وپرستش وخضوع دربرابرش روی گردانند وخود را بزرگترازآن می دانند که دربرابرالله سرخم کنند.
– استکباربه معنای برتری خواهی وبزرگ بینی است که درآیات قرآن توبیخ شده است بدترین نوع آن مغروربودن وعدم تواضع دربرابرفرمان خداوند وانبیای الهی است وخداوند آنها را وعید داده است چون آنها خود را بزرگترازآن می دانند که صدای حق وهدایت را بشنوند پس سرکشی می کنند وازاوامرخداوند نافرمانی.
-استکباریعنی زورگو
انسانهای مستکبر(استکبار) کسانی هستند که زورگوهستند وفقط پایبند حرف واعتقادات خودهستندهرچند که غلط باشد وخود را برترووالاترازهمه می دانند.
چنین افردای باید سزای زورگویی واعمال بدخود را باید ببیند.
اما دراین دنیا با زوروقدرت ومقامی که دارند وهمه هم ازآنها می ترسند.
اما روزی خواهد رسید که خداوند بزرگ وعظیم آنها را به سزای اعمالشان می رساند.
-استکباربردووجه است:
۱-اینکه انسان جویای بزرگی ودرطلب آن باشد، این کارهروقت که ممکن شود وبرهرکه واجب باشد ودرزمانی که ضرورت اقتضای آن را دارد، پسندیده است.
۲- اینکه با تکلف وادعای زیاد چنین وانمود کند که فردی بزرگ است وخود را بزرگ بنمایاند وچیزی ازخود ارائه دهد که برازنده ی اونیست چنین حالتی وامری زشت ناپسنداست واین کلمه درقرآن برای توجه واردشده است واین همان چیزی است که خداوندمی فرماید: ” أَبَىٰ وَاسْتَکْبَرَ ”
(وَإِذْ قُلْنَا لِلْمَلَائِکَهِ اسْجُدُوا لِآدَمَ فَسَجَدُوا إِلَّا إِبْلِیسَ وَکَانَ مِنَ الْکَافِرِینَ) [۲:۳۴] بقره /۳۴.
چون آنچه مستکبرین را براستکبارشان ثابت وپا برجا می کند؛ ناشی ازنشنیده گرفتن ندای حق است درنتیجه دچارگناه شده وعناد می ورزند.

۲) درآیه/ ۳ المدثرخداوند به رسول الله (صل الله علیه وسلم) می فرماید: “وربک فکبر” چه پیامی برای ما دارد؟
– کبریایی مخصوص خداونداست هیچکس را برتروبزرگترازخداوند ندانیم وهمیشه اورا بزرگ خطاب کنیم.
– نخستین دعوت درباره توحید می باشد.
منظورازجمله «فکبّر» تنهاگفتن «اللّه اکبر» نیست، بلکه منظوراین است که خداى خود را بزرگ بشمار، هم ازنظراعتقاد، هم عمل، وهم درسخن، واو را متصف به اوصاف جمال ومنزه ازهرگونه نقص وعیب بدان، بلکه اورا ازاین که درتوصیف بگنجد برتربدان وهرگونه آثارشرک وبت پرستی را محوکن .
– سوره المدثر، این آیات مبانی رسالت خاتم پیامبران است،
پیامد این آیه این است که؛ خدای خودت را بزرگ بدارودربزرگداشت خدای خویش هیچ کس را شریک مگردان.
– خداوند به رسولش می فرماید: با یکتاپرستی، خداوند را بزرگ بداروقصد وهدفت برای جلب رضایت خداوند باشد واینکه مردم اورا پرستش کنند ونه ازروی کبروخودپرستی.
– تدبردراین آیه بسیارشیرین ولذت بخش است…
دراین ندا خطابی لطیف ازخدای کریم به حبیبش درک می شود.
پیام این آیه این است که؛ ای انسان! تعظیم وتمجید وتقدیس را فقط به خدا اختصاص بده…
ای انسان! تنها خدا را به عظمت وکبریا یاد کن که بزرگترازاوخدایی نیست…
ای انسان! تکبیررا فقط وفقط به خدا اختصاص بده وبه اواعتقاد وباورداشته باش.
ای انسان! گفته های خداوند به کبریا وعظمت توصیف کن وبخوان…
ای انسان! اختیارخلایق عموماً دردست خدای توانا می باشد…
ای انسان! فراموش نکن تمام بزرگان تحت قهروسلطه وکبریای خداوند قراردارند.
– خداوند به پیامبرومؤمنان فرمان می دهد تا خداوند را ازآنچه مشرکان ومنکران بدان توصیف می کنند؛ بزرگ ومنزه بدانند واین وظیفه هرمسلمانی است که این کاررا درمسیردعوت انجام دهد.
-درابتدای آیه خداوند خطاب به پیامبرمی فرماید: ای جامه برسرکشیده برخیزوانذارکن وسپس می فرماید:«وپروردگارت را بزرگ بشمار» تا پیامبرازتکذیب ونیرنگ قریشیان غمگین نشود.
واما ما وقتی خود را بنده خالقی می بینیم که بزرگ وباعظمت است واین بزرگی اولاً؛ به صفاتش برمی گردد. وثانیاً؛ کسی که کمال ذاتی وصفاتی دارد پس خود را درمقابلش کوچک می دانیم واحساست واضع وفروتنی می کنیم ودربرابرناملایمات زندگی دلمان به الله قرص می شود.
– وربک فکبر
یعنی این که ما انسانها هرچه قدرهم بزرگ وعالم باشیم بازهم والاترازما کسی دیگری ست؛ پس سعی کنیم دچارغروروتکبرنشویم که غروروخودبزرگ بینی عاقبت خوبی ندارد.
– دستوری است که الله تعالی به پیامبر(صلی الله علیه وسلم) داده است؛ که ای پیامبر ” تنها پروردگارت را به بزرگی وکبریایی یاد کن. ” وقتی فعل امردراین آیه به کاربرده شده ما را متوجه واجبی می کند وبه ما می فهماند که کبریایی خداوند بیشترازهرچیزدیگری است. یعنی به فرض اینکه فردی یا چیزی متصف به این صفت است خداوند دراین صفت ازآنها برتراست واین دقیقاً همان “خیرالرازقین” و” احکم الحاکمین” است، حال وقتی غیرازخدا کسی صاحب کبریایی نیست وهمه محدودیت پذیرومحاط هستند پس تنها خداوند درحد اعلای کبریایی متصف به این صفت است.

۳) فرق بین اسم المتکبربرای الله وبرای انسانهاچیست؟
-وقتی خداوندمی فرماید: “هوالله الذی لااله الاهو …… المتکبر” یعنی اومتکبراست، دراینجا نهایت کارمدنظراست یعنی اوهرفعلی را که اراده کند به صورت کامل ودرحد نهایتش انجام خواهد داد.
به کاربردن چنین اسمی برای انسان امری مذموم است مانند بکاربردن اسم جبار، زیرا انسان دراصل کبریایی ندارد واگرفردی بخواهد به کبریایی برسد باید خود را به تکلف وزحمت اندازد واگرهمچنین کندهرگزبه کبریایی نخواهد رسید؛ بنابراین تنها راهی که می ماند این است که فرد ادعای کبریایی کند وخود را به ناحق صاحب کبریایی معرفی نماید که دراین صورت چیزی را خواسته است که خاص خداست، پس کارچنین فردی ازدوجهت مذموم است، هم ازجهت ادعا وهم ازجهت خواستن چیزی که خاص خداست.
– اسم المتکبربرای الله نشانه بزرگی وعظمت والای اوست وهیچ کس بزرگترووالاترازاونیست.
اما برای انسان نشانه غروروتکبراست؛ انسان متکبرخود را برترازهمه می داند خود را قدرتمند می داند.
اما اگه همیشه وهمه جا این صفت خداوند را به ذهن آورد دچارهمچنین خبط وخطایی نمی شود وآن را مخصوص خداوند می داند.
– متکبربرای خداوند به معنای کسی است که شایسته عظمت باشد اما برای انسان صفت خوبی نیست وبه معنای مغروراست یعنی؛ کسی که خود را بزرگتروبالاترازدیگران می داند ووای به حال انسانی که دربرابرالله متکبرشود.
– متکبربرای الله شاید به معنی بزرگ بودن ازظلم به بندگان باشد‌. یا به معنی عظمت الله درصفاتش وبدوربودنش ازهرنقص؛ یا درمورد انسان یعنی؛ تکبرورزیدن وخودبزرگ بینی دربرابردیگران وبرتردانستن خود دربرابردیگران.
– اسم المتکبربرای الله نشانه ی عظمت مرتبه وبزرگی است. کسی که دارای کمال ذاتی وصفاتی عالی است که تنها شایسته ی خدای واحد ویگانه است.
نام الکبیربرای خداوند بیانگراقتداراوست؛ قدرتی که همه چیزرا احاطه کرده است.
اما المتکبربرای انسان معنی خودخواهی وتکبروخودنمایی است.
انسانهای متکبرخودبزرگ بینی کاذب دارند وگردن کشی می کنند. واین غرورجهل ونادانی است. زیرا بزرگی تنها ازآن خداوند است.
– اسم المتکبربرای خداوند به معنی بزرگ وباعظمت است که مخلوقات باید ازاوپیروی کنند وبرای انسان به معنی خودپرستی وغروروکبرورزی.
– تکبرنیزبه دووجه بیان شده ‌است، تکبرازافعال حسنه باشد وازتمام محسنات دیگران بالاترباشد وصف خدای سبحان قرارمی گیرد، العزیز، الجبار، المتکبر.
اما اگروصف بندگان باشد بدترین صفت است به عبارتی صفت تکبردربندگان ازصفات رذیله ی خبیثه است چون عبد ذلیل، مملوک، فقیر، محدود، و
ضعیف سزاوارتکبرنیست.
– متکبربودن خداوند به معنای عظمت وبزرگی اوست وخداوند متکبراست یعنی این که بلندمرتبه است ازهرچیزوکسی؛ اما درانسان وقتی گفته می شود فلان شخص متکبراست یعنی خود را برتروبالاترازدیگران می بیند که این ازصفات شیطانی ورذیله درانسان است.
– متکبربرای الله نشانه بزرگی وعظمت است که شایسته ذات خداوندی است ومتکبربرای انسان به معنای کسی است که خود را ازبقیه بالاترمی داند واین صفتی ناشایست برای انسان است که دچارکبروغرورمی شود، برتری فقط ازآن خداوند کبیراست.

۴ – شروع نمازبا الله اکبرچه درسی به مامی دهد؟
شروع نمازبا الله واکبرمزیتهای فراوان دارد؛ اینکه ما درمرحله اول نظم را دراعمال روزانه مان حاکم می کنیم، اگربرای نمازهایمان اهمیت خاص قائل شویم خود به خود درهمه ی کارهایمان موفق می شویم، یعنی همانطورکه طعام سروقت خورده شود لذت طعم آن را می فهمیم، نمازبا شروع اذان نیزخوراک دلپذیرروح ‌خواهد بود.
گفتن الله اکبردرآغازنمازبه ما این درس را می دهد که ازغیرخدا جدا شویم؛ واعلام بزرگی پروردگارودوری جستن ازتمام قدرتهای دروغین وساختگی.
ـ برترازالله وجود ندارد؛ الله بزرگترازهمه است.
ـ گفتن الله اکبربه آدم می فهمونه که باید دراین وقت دست ازدنیا وکارهای اون کشید ودل به خدا سپرد وخالصانه درخدمت خدا باشیم.
خدایی که ما قراره باهاش رازونیازکنیم؛ ازهرچیزوهرذاتی بزرگتروباعظمت تره.
گفتن الله اکبردرشروع نمازاحساس روبروشدن مستقیم با خالقت هست ومامخلوق حقیری بیش نیستیم.
نمازنشانگراین است که منِ بنده، درواقع ازصمیم قلب دارم فریاد میزنم که جزالله کسی را ندارم وبا گفتن الله اکبرازخدا هم می خواهم که فقط خودش یاری ام کند حتی درهمین ادای نماز…
یعنی؛ جدایی ازمخلوق وتوجه به سوی الله.
وقتی نمازروبا الله اکبرشروع می کنیم دنیا وما فیها روبه خاطراین الله بزرگ واین معبودی که ازهمه باعظمت تره، پشت سرمون میزاریم.
اینکه تنها با خالقت رازونیازمی کنی واوست که بزرگ است.
اون ازتمام آنچه ما تواین دنیا باهاش درارتباطیم؛ حالا هرگونه ارتباطی؛ بزرگتر وشایسته تربرای عبادت است.
پس الله اکبرخود اُبهت خاص دارد.
تنها جمله ی است که رمزپیروزی وپشتوانه ای محکم درهرکارمی باشد.
خیلی کم مفهومش رودرک می کنیم چون برای نمازمون زیاد اهمیت قائل نیستیم ومعمولاً وقت کم میاریم وباعجله میخونیم؛ پس فرصت اندیشیدن درارکانش رونداریم.
وبه ما درس می دهدکه ازچیزهای حقیراین دنیای فانی دست بکشیم وهمه توجه مان روبسوی خالق کنیم.
واقعاً درلحظه لحظه ای که تکبیرهالاحرام میگیم این حس حاکم میشه بردلهامون؟؟؟
اگرواقعاً درنماز، تمام توجه مون به نمازمون باشه ونفس این کارمون رو با تمام وجود درک کرده باشیم؛ بله حس می کنیم.
من جایی بودم که برای نمازاقامه کردندخودم تنها بودم ودرختان بلند وصدای آب دراون لحظه بزرگی پروردگاررو با تمام وجود حس کردم وازترس حتی نمی تونستم نمازبخونم.
اونجا بود که حس بزرگی واقتدارپروردگارم رواحساس کردم.
احساس کردن بزرگی الله هم باعث ترس آدم میشه وهم آرامش. ترس ازعظمت الله به خاطرکوتاهی ها وآرامش ازمتکی بودن وارتباط داشتن با چنین الهی.

۵ – آیه/ ۳۴ نساء با “الرجال قوامون علی النساء” شروع شده وبا “ان الله علیاً کبیراً” ختم شده چرا؟
(الرِّجَالُ قَوَّامُونَ عَلَى النِّسَاءِ بِمَا فَضَّلَ اللَّهُ بَعْضَهُمْ عَلَىٰ بَعْضٍ وَبِمَا أَنفَقُوا مِنْ أَمْوَالِهِمْ ۚ فَالصَّالِحَاتُ قَانِتَاتٌ حَافِظَاتٌ لِّلْغَیْبِ بِمَا حَفِظَ اللَّهُ ۚ وَاللَّاتِی تَخَافُونَ نُشُوزَهُنَّ فَعِظُوهُنَّ وَاهْجُرُوهُنَّ فِی الْمَضَاجِعِ وَاضْرِبُوهُنَّ ۖ فَإِنْ أَطَعْنَکُمْ فَلَا تَبْغُوا عَلَیْهِنَّ سَبِیلًا ۗ إِنَّ اللَّهَ کَانَ عَلِیًّا کَبِیرًا )
مردان، سرپرست ونگهبان زنانند، بخاطربرتری هایی که خداوند (ازنظرنظام اجتماع) برای بعضی نسبت به بعضی دیگرقرارداده است، وبخاطرانفاق هایی که ازاموالشان (درمورد زنان) می‌کنند. وزنان صالح، زنانی هستند که متواضع اند، ودرغیاب (همسرخود)، اسراروحقوق اورا، درمقابل حقوقی که خدا برای آنان قرارداده، حفظ می‌کنند. و(امّا) آن دسته اززنان را که ازسرکشی ومخالفتشان بیم دارید، پندواندرزدهید! (واگرمؤثرواقع نشد)، دربسترازآنها دوری نمایید! و(اگرهیچ راهی جزشدت عمل، برای وادارکردن آنها به انجام وظایفشان نبود)، آنها را تنبیه کنید! واگرازشما پیروی کردند، راهی برای تعدّی برآنها نجویید! (بدانید) خداوند، بلندمرتبه وبزرگ است. (وقدرت او، بالاترین قدرتهاست.)
این حکمتهایی که دردستورات الله وجود داره قطعاً سرچشمه ازبزرگی خداوند داره.
خب شاید میگه مردان قیم وسرپرست زنان هستند الخ آیه، اما بدونن بازم یه خدایی هست که والامقام تروبزرگترازاوناست؛ پس مواظب باشن زورنگن وظلم نکنن.
برای نظام اجتماع مردان را برزنان دربرخی ازصفات برتری هایی بخشیده.
ونگهبان بودن مردان به نسبت زنان هم بی حکمت نیست وخدا یه برتری هایی به مرد، نسبت به زن داده چون ازنظرجسمی وروحی قویتره اما بزرگترووالاتراز همه خداوند است ونباید ازدستوراتش سرپیچی شود.
یعنی هرچند هم که قدرت داشته باشین وافرادی زیردست تون باشه؛ حالاچه فرزند چه زن، چه والدین سالخورده چه کارگرو … زورنگین
درخانواده، مرد مدیرومسوؤل است ودرآخرخداوند گفته ازهرچیزوکسی بالاتراست که این باعث میشه مردان به همسران خود ظلم نکنند.
البته احترام به مرد واجبه طبق حدیث نبینا محمد (ص) که اگرخدا خواسته بود و شرک حساب نمی شد برزن واجب می کرد شوهرخودش رو بپرسته…
همیشه زن را به عنوان جنس دوم وضعیف خطاب می کنند ومرد خود را ازلحاظ بدنی قوی ترمی بیند (زوربازو ) وازلحاظ فیزیکی هم، مردان استخوانهای قویتری دارند که همگی اینها ظاهری ومادی است. اما خداوند انگارتلنگرمیزند که تنها کسی که قویتراست خداونداست ودرست است که دراول آیه می فرماید: “الرجال قوامون علی النساء” شاید مردان با خواندن این آیات درقلب خود احساس برتری کنند؛ اما حواستان باشد تنها کسی که هم ازلحاظ مکانت مادی (اکبر) ومعنوی (اعلی) بزرگتراست : “لا اله الاهو”
مردان نباید ازاین امتیازی که دارند سوء استفاده کنند وهرکاری که بخواهند انجام دهند باید بدانند ومد نظرداشته باشند که بزرگتراصلی کسی دیگریست.
خداوند “العلی والکبیر” هرحکمی صادرکنه به نفع بندگانش است وهمین خالق خودش ضامن اجرای برنامه هاست؛ کسی بخواد تخطی کنه خودش اورا سرجاش مینشونه وبه داد مظلوم میرسه.
البته امروزه خیلی ازمردا فقط اول آیه رومی بینن ومیخونن یا برای زورگوییهاشون به این آیه استدلال می کنن بدون اینکه آخرش روهم بخونن ودرک کنن.
درآخرآیه توجه به برتری خداوند کلید تقوی وپرهیزازستم به همسران است؛
و اینکه درست است که دست بالای دست بسیاراست؛ اما درنهایت یک دست والا وجوددارد وآن یدالله ست.
خداوند زن را به گونه ای آفریده است که سرشارازعواطف واحساسات پاک است ومرد هم خداوند وظایفی برای اوترسیم کرده که مکمل حالات زن است.

۶ – شیطان با چه صفتی ازدرگاه پروردگارمطرود شد؟ آیا درما چنین صفتی وجود دارد؟
“ابی واستکبر”
کبروغروروخود برتربینی درسجده نکردن به آدم؛ واین خصلت درهمه وجود داره اما باید مهارش کرد.
این خود برتربینی که شیطان داشت درخیلی ازجوامع ومخصوصاً بعضی ازشهرها وقومها نسبت به شهرها وقوم دیگروجود دارد که این همان کبراست.
پس غروریک نوع احساسه که درکناربقیه ی احساس ها خداوند دروجود همه قرارداده
اما کم وزیاد.
مثلا گاهی مواقع شیطان آدم رووسوسه میکنه خصوصاً وقتی خیلی تعریف وتمجید بشیم ویا وقتی توبرنامهایی ازبقیه بهترباشی خودبه خودغرورمیادسراغت.
که البته اگه کنترل نشه خانمان سوزه؛ چون تکبریعنی خود را خدا فرض کردن چون این صفت فقط مخصوص خداونده.
سرچشمه خیلی ازقطع ارتباطات وصله رحم ها هم هست.
کسی که دردنیای امروزبا غرورزندگی کنه به جرأت میتوان اسمش روفرعون زمان گذاشت.
احسنت نمونش آلمانهای نازی که نژاد خود برترمی دانستند ودرجنگ جهانی هزاران نه بلکه میلیونها انسان کشته شدند.
یکی ازعرفا میگه اگه خودت را ازفرعون بهتر بدونی یعنی دچارتکبرشدی.
پس انسان باید سعی کنه متواضع باشه چون تواضع نقطه مقابل تکبرست؛ انسان میتونه با داشتن بهترین توانایی ازلحاظ مالی جانی علمی وجایگاه و….
بازهم متواضع باشه وهمه را ازفضل الله بدونه نه اززوربازو
مثل حضرت سلیمان علیه السلام که فرمود:
“هذامن فضل ربی”
البته مسلمان همه موفقیتش روازخدامیدونه.
درک تکبردرخداوند صفت برترینه ولی درانسان پست ترینه.
بعضی مواقع هم تکبر وغرور بخاطر تعریف بیش ازحد مردم به انسان دست می دهد.
“اگرکسی ازشما ناچارشد که دیگری را مورد تعریف وتمجید قراردهد باید بگوید گمان میکنم که اوچنین وچنان است آن هم باورداشته باشد که اوچنان است این را هم بگوید: حسابگرآگاه ودقیق به ظاهروباطن فقط خداست ونزدخدا کسی تزکیه وتطهیرنمی شود “فتح الباری”.
مردی مرد دیگری را درحضورپیامبرمورد تعریف وتمجید قرارداد؛ حضرت چند بارپشت سرهم فرمود: وای برتو! گردن دوستت را قطع کردی.
ازدست شیطان به الله پناه میبرم که تمام خطاهامون ازاونه.
الله اکبر….خدا بزرگترازآن است که وصف شود.
الله اکبر….خدا بزرگترازآن است که به عبادت من نیازداشته باشد.
الله اکبر… خدا بزرگترازآنست که من به غیروی مشغول شوم.
چون انسان همیشه به اونی که براش مهمتره توجه می کنه…
الله اکبر….خدا بزرگترازگناهان وکوتاهی های منه.
و…..
و….
و….
پس حمد وستایش برای اون خدایی ست فقط مال من …مال همه ی جهانیانه.
با اینکه همه چی مال خودشه…منم تقصیرکار، گناه کار. .ولی اون رحمان ورحیمه. ….
خدا به همه مون توفیق اقامه نمازروبده…نه فقط خوندنش رو.

0 0 امتیازها
محبوبیت مقاله
مشترک شوید
مرا مطلع کن از

0 دیدگاه‌
جدیدترین
قدیمترین بیشترین امتیاز