تعاریف کتاب
الکتاب: از ریشه “کتب” به معنای بستن و حمع کردن و دوختن است.
کُتْبَه: به بندی گویند که دو قسمت مشک و یا رحم حیوان را لا آن می بستند.
کَتِیبَه: گروهی که در یک راستا تجمع و حرکت میکنند.
کتاب: آنچه در آن می نویسند وجمع میکنند. نگاشتن حروف و کلمات در کنار هم.
(ر. ک: ابن فارس، ۱۳۹۹- ۱۹۷۹ ۱۵۸/۸؛ راغب، ۱۴۱۲، ۶۹۹/۱؛ فیروز آبادی، ۱۴۲۶- ۲۰۰۵، ۱۲۸/۱، ماده کتب).. پژوهش: دکتر عبدالظاهر سلطانی، مجله پژوهشهای دینی
**از ویژگی های معنایی کتاب برای قرآن، ویژگی جمع کردن آن از طریق خط وکتابت است، که در آن اشاره ای به تعظیم قرآن و حفظ آن است، وقرآن اولین کتابی است که در نزد عرب این منزلت را کسب کرد، برای همین آنرا نوشتند تا از تبدیل وتحریف محفوظ بماند، بلکه بطور مطلق اولین کتاب عربی است چون قبل از نزول قرآن عرب “کتاب” نداشتند..(ر. ک: معجم الفروق الدلالیه فی القرآن الکریم)
۱- در سوره البقره آیه/۲ چرا خداوند در وصف قرآن فرمود: [ذالک الکتاب لاریب فیه]؟
ذَٰلِکَ الْکِتَابُ لَا رَیْبَ ۛ فِیهِ ۛ هُدًى لِّلْمُتَّقِینَ [۲:۲]
ترجمه: این کتاب هیچ شک و گمانی در آن نیست و راهنمای پرهیزگاران است.
– چون کفار و منافقان و مشرکان همواره تمام تلاش خود را در ایجاد شک و شبهه در دل مردم نسبت به قرآن انجام می دهند وخداوند با این خطاب می خواهد رفع هر گونه ابهام نماید. – تنها کتابی ست که هیچ شک وشبهه ای در آن نیست. هر عقل سلیم وهر گوش شنوایی می تواند دریابد که از جانب خداوند بوده وبرای هدایت وراهنمای جهانیان نازل شده است اگر قدری در آن تفکر وتأمل واندیشه کنیم به صراط مستقیم رهنمود خواهیم شد.
چرا که این کتاب به یقین از جانب خود الله بر رسول الله(صل الله علیه وسلم) نازل گشته و ساخته و پرداخته هیچ بشری نیست که دارای نقص و تردید باشد، بلکه پیام آن الله بزرگواری است که غیر از صلاح بنده اش چیز دیگری را نمی خواهد. او اول و آخر است و بر هر چیزی علیم و حکیم است، پس منهجی که از جانب او فرستاده شده نیز از روی شناخت و آگاهی به دیروز و امروز و فردای بندگان و جهانیان است و هیچگاه قوانین آن دچار شک و تردید نمی شود. و این منهجی است که اگر بشر زندگی اش را بر اساس آن پایه ریزی کند هیچگاه دچار پشیمانی و ضعف و تردید نخواهد شد. و همچنین چون عقل بشری در آن دست نداشته شک و تردیدی در آن نیست. و خود الله نیز حافظ نگهبان آن است و کسی توان تغییر و تحریف آن را ندارد. و بی تردید بودن و معجزه بودن(به ویژه معجزات علمی) آن در طول تاریخ به بشریت ثابت گشته است.
۲- در سوره البقره( آیه /۴۴) منظور از کتاب، کدام کتاب آسمانى است؟
(أَتَأْمُرُونَ النَّاسَ بِالْبِرِّ وَتَنسَوْنَ أَنفُسَکُمْ وَأَنتُمْ تَتْلُونَ الْکِتَابَ ۚ أَفَلَا تَعْقِلُونَ) [۲:۴۴]
ترجمه: آیا مردم را به نیکوکاری فرمان میدهید (و از ایشان میخواهید که بیشتر به طاعت و نیکیها بپردازند و از گناهان دست بردارند) و خود را فراموش میکنید (و به آنچه به دیگران میگوئید، خودتان عمل نمیکنید؟) در حالی که شما کتاب میخوانید (و تورات را در اختیار دارید و در آن تهدید خدا را دربارهی آن که کردارش مخالف گفتار است، مطالعه میکنید؟). آیا نمیفهمید (و عقل ندارید تا شما را از این کردار زشت بازدارد؟).
برای پاسخ به این سؤال دو نظریه ارائه داده شده است:
نظریه ی اول:
منظور از کتاب در این آیه تورات می باشد. که در این کتاب نام محمد (صل الله علیه وسلم) ذکر شده؛ اما علمای یهودیان مردم را به آن فرا می خواندند ولی خود به آن عمل نمی کردند وایمان نمی آوردند.
نظریه ی دوم:
کلی است و همه کتاب های آسمانی و کتاب های ادیان دیگر را شامل می شود ولی بیشتر تورات را که در مذمت پیروان تورات و بزرگان دین یهودیت است که وجود خاتم را با شواهد عینی در کتاب خودشان انکارش می کنند. می تواند اشاره و منظورش به قرآن و همچنین نکوهش علماء و بزرگان و دعوتگران مسلمان و سفارش آنها به عمل خالصانه و اجرای همه شعائر دین نیز باشد.
۳- چرا خداوند در سوره البقره (آیه/۷۸) مى فرماید:[ وَمِنْهُمْ أُمِّیُّونَ لَا یَعْلَمُونَ الْکِتَابَ]؟
(وَمِنْهُمْ أُمِّیُّونَ لَا یَعْلَمُونَ الْکِتَابَ إِلَّا أَمَانِیَّ وَإِنْ هُمْ إِلَّا یَظُنُّونَ) [۲:۷۸]
ترجمه: و پارهای از آنان افراد بیسوادی هستند که (از) کتاب (خدا تورات) جز (یک مشت خرافات و دروغهائی که احبارشان به هم بافتهاند و با) آرزوهای (آنان سازگار است) نمیدانند، و تنها به پندارهایشان دل بستهاند.
اشاره به یهودیان بیسوادی دارد که بدون علم، آنچه راعلمایشان با دست خود می نوشتند، به خالق نسبت می دادند و آنها از روی جهل قبول می کردند. در آیه بعد، هر دو گروه مورد مذمت خداوند قرار گرفتند.
بیسوادی راهی بسوی گمراهی محسوب می گردد و این آیه اهمیت خواندن و نوشتن را یادآوری می کند.
(فَوَیْلٌۭ لِّلَّذِینَ یَکْتُبُونَ ٱلْکِتَـٰبَ بِأَیْدِیهِمْ ثُمَّ یَقُولُونَ هَـٰذَا مِنْ عِندِ ٱللَّهِ لِیَشْتَرُوا۟ بِهِۦ ثَمَنًۭا قَلِیلًۭا ۖ فَوَیْلٌۭ لَّهُم مِّمَّا کَتَبَتْ أَیْدِیهِمْ وَوَیْلٌۭ لَّهُم مِّمَّا یَکْسِبُونَ) [۲:۷۹]
ترجمه: وای بر کسانی (از احبار) که کتاب را با دست خود مینویسند و آن گاه میگویند (به بیسوادان): این (توراتی است که) از جانب خدا آمده است تا به بهای کمی آن (تحریف شدهها) را بفروشند! وای بر آنان چه چیزهائی را با دست خود مینویسند! و وای بر آنان چه چیزهائی را به چنگ میآورند! (این گونه نوشتهها و کارها، ایشان را به سوی هلاک و عذاب میکشاند).
کسانی که به جای فهم درست از قرآن، ظواهر و گمان های اشتباه و خیالاتی نادرست از دین و قرآن دارند شامل این دسته هستند.
۴- سوره البقره (آیه /۷۹،۸۵) به چه کسانى و چه چیزى اشاره دارند؟ چرا؟
(فَوَیْلٌ لِّلَّذِینَ یَکْتُبُونَ الْکِتَابَ بِأَیْدِیهِمْ ثُمَّ یَقُولُونَ هَٰذَا مِنْ عِندِ اللَّهِ لِیَشْتَرُوا بِهِ ثَمَنًا قَلِیلًا ۖ فَوَیْلٌ لَّهُم مِّمَّا کَتَبَتْ أَیْدِیهِمْ وَوَیْلٌ لَّهُم مِّمَّا یَکْسِبُونَ) [۲:۷۹]
ترجمه: وای بر کسانی (از احبار) که کتاب را با دست خود مینویسند و آن گاه میگویند (به بیسوادان): این (توراتی است که) از جانب خدا آمده است تا به بهای کمی آن (تحریف شدهها) را بفروشند! وای بر آنان چه چیزهائی را با دست خود مینویسند! و وای بر آنان چه چیزهائی را به چنگ میآورند! (این گونه نوشتهها و کارها، ایشان را به سوی هلاک و عذاب میکشاند).
منظور کسانی است که دین الله را تحریف می کنند و چیزهای نادرستی به نام قرآن و دین به مردم می دهند. کسانی که به جای واقعیت راستین یعنی قرآن، چیزی خلاف آن ارائه می دهند. شاید احبار و رهبانیون یهودی نیز مخاطب باشد که کتاب تورات را تحریف نمودند، اما بیشتر کلی است و پیروان هر دینی را شامل می گردد.
(ثُمَّ أَنتُمْ هَٰؤُلَاءِ تَقْتُلُونَ أَنفُسَکُمْ وَتُخْرِجُونَ فَرِیقًا مِّنکُم مِّن دِیَارِهِمْ تَظَاهَرُونَ عَلَیْهِم بِالْإِثْمِ وَالْعُدْوَانِ وَإِن یَأْتُوکُمْ أُسَارَىٰ تُفَادُوهُمْ وَهُوَ مُحَرَّمٌ عَلَیْکُمْ إِخْرَاجُهُمْ ۚ أَفَتُؤْمِنُونَ بِبَعْضِ الْکِتَابِ وَتَکْفُرُونَ بِبَعْضٍ ۚ فَمَا جَزَاءُ مَن یَفْعَلُ ذَٰلِکَ مِنکُمْ إِلَّا خِزْیٌ فِی الْحَیَاهِ الدُّنْیَا ۖ وَیَوْمَ الْقِیَامَهِ یُرَدُّونَ إِلَىٰ أَشَدِّ الْعَذَابِ ۗ وَمَا اللَّهُ بِغَافِلٍ عَمَّا تَعْمَلُونَ) [۲:۸۵]
ترجمه: پس از آن، این شما هستید که یکدیگر را میکشید و گروهی از خودتان را از خانهها و سرزمینتان بیرون میرانید، (و دیگران را بر ضدّ آنان برمیشورانید و یاری میدهید و ایشان را علیه آنان) از راه گناه و دشمنانگی، همپشتی و پشتیبانی میکنید. ولی اگر (بعضی از آنان به صورت) اسیران نزد شما (و همپیمانانتان) بیایند (برای نجاتشان میکوشید و) فدیه میدهید (و ایشان را آزاد میسازید. اگر از شما پرسیده شود، چه چیز شما را وامیدارد که فدیهی آنان را بپردازید و آزادشان سازید؟ میگوئید که کتابهای آسمانیمان به ما دستور میدهد که فدیهی اسیران بنیاسرائیل را بپردازیم و ایشان را آزاد سازیم. مگر کتابهای آسمانی به شما دستور نمیدهند که خون آنان را نریزید و ایشان را از خانه و کاشانه آواره نسازید؟) و حال آن که بیرون راندن ایشان (و کشتن آنان) بر شما حرام است. آیا به بخشی از (دستورات) کتاب (آسمانی) ایمان میآورید و به بخش دیگر (دستورات آن) کفر میورزید؟ برای کسی که از شما چنین کند، جز خواری و رسوائی در این جهان نیست، و در روز رستاخیز (چنین کسانی) به سختترین شکنجهها برگشت داده میشوند، و خداوند از آنچه میکنید بیخبر نیست.
مخاطب، بیشتر مخالف رسولان و کفار و کسانی از یهود که برخی از شعائر کتابشان تورات را پذیرفتند و برخی را انکار کردند می باشند. و باز هم کلی است، آنان که با حق به مخالفت برخاستند و برخی از اصول دین را که به نفعشان بود پذیرفتند.
۵- در آیات زیادى اسم از اهل کتاب آمده است. آنها چه کسانى هستند و آیا مسلمانان هم اهل کتاب هستند؟
برای پاسخ به این سؤال دو نظریه ارائه داده شده است:
نظریه ی اول:
در قرآن منظور از اهل کتاب یهود و نصارا هستند.نظریه ی دوم:
اگر کلی فرض کنیم همه ادیانی که دارای شریعت و رسالت و دارای کتاب و پیامبر بودند جزء اهل کتاب قرار می گیرند و مسلمانان هم شامل می گردند.
۶- آیا کسانی که به تعبیر قرآن [یَتْلُونَ الْکِتَابَ] هستند سعادتمند مى شوند؟ (البقره/۱۱۳،۱۲۹) توضیح دهید با دلیل؟
(وَقَالَتِ الْیَهُودُ لَیْسَتِ النَّصَارَىٰ عَلَىٰ شَیْءٍ وَقَالَتِ النَّصَارَىٰ لَیْسَتِ الْیَهُودُ عَلَىٰ شَیْءٍ وَهُمْ یَتْلُونَ الْکِتَابَ ۗ کَذَٰلِکَ قَالَ الَّذِینَ لَا یَعْلَمُونَ مِثْلَ قَوْلِهِمْ ۚ فَاللَّهُ یَحْکُمُ بَیْنَهُمْ یَوْمَ الْقِیَامَهِ فِیمَا کَانُوا فِیهِ یَخْتَلِفُونَ) [۲:۱۱۳]
ترجمه: و یهودیان میگویند: مسیحیان دارای حق و حقیقتی نبوده و بر چیزی بند نیستند، و مسیحیان نیز میگویند: یهودیان دارای حق و حقیقتی نبوده و بر چیزی بند نیستند. در حالی که هر دو دسته کتاب میخوانند. و افراد نادان نیز سخنی همانند سخن آنان را میگویند. پس خدا در روز قیامت میانشان دربارهی آنچه با یکدیگر اختلاف دارند، داوری خواهد کرد.
(رَبَّنَا وَابْعَثْ فِیهِمْ رَسُولًا مِّنْهُمْ یَتْلُو عَلَیْهِمْ آیَاتِکَ وَیُعَلِّمُهُمُ الْکِتَابَ وَالْحِکْمَهَ وَیُزَکِّیهِمْ ۚ إِنَّکَ أَنتَ الْعَزِیزُ الْحَکِیمُ) [۲:۱۲۹]
ترجمه: ای پروردگار ما! در میان آنان پیغمبری از خودشان برانگیز تا آیات تو را بر ایشان فرو خواند و کتاب (قرآن) و حکمت (اسرار شریعت و مقاصد آن) را بدیشان بیاموزد و آنان را پاکیزه نماید، بیگمان تو عزیزی و حکیمی.
*خیر
با آنکه کتاب را می خواندند و در کتاب مژده آمدن پیامبر داده شده بود، آنها حق را نپذیرفتند و به حق ستیزی برخواستند.
لذا طبق آیه/ ۱۱۳ تشخیص اهل سعادت بودن بر عهده کسی نیست جز خداوند.
وبر اساس آیه/ ۱۲۹ وقتی تلاوت همراه با تزکیه و حکمت باشد ثمر دار خواهد بود وگرنه خواندن و فهم بدون عمل و رشد، همچون درخت بی ثمر می ماند.
۷- ارتباط بین تعلیم کتاب، تزکیه و حکمت چیست؟
طبق آیه/ ۱۲۹سوره البقره که آمده است، ای پروردگار ما! بر انگیز در میان آنان پیامبری را از خودشان که بخواند بر آنان آیه هایت را و بیاموزد به آنان کتاب و حکمت را و پاکشان
سازد.
تزکیه و حکمت ثمر تعلیم و آموزش مؤثر است.
اینکه فهم و درک دقیق از کتاب الله داشته باشد، و بر اساس حکمت به دستورات آن عمل کند و اعمالش مخلصانه باشد و برای الله پاک گردد.
۸- در سوره آل عمران( آیه /۷،۲۳) چه ارتباطى بین دو کتاب در هر آیه وجود دارد؟
(هُوَ الَّذِی أَنزَلَ عَلَیْکَ الْکِتَابَ مِنْهُ آیَاتٌ مُّحْکَمَاتٌ هُنَّ أُمُّ الْکِتَابِ وَأُخَرُ مُتَشَابِهَاتٌ ۖ فَأَمَّا الَّذِینَ فِی قُلُوبِهِمْ زَیْغٌ فَیَتَّبِعُونَ مَا تَشَابَهَ مِنْهُ ابْتِغَاءَ الْفِتْنَهِ وَابْتِغَاءَ تَأْوِیلِهِ ۗ وَمَا یَعْلَمُ تَأْوِیلَهُ إِلَّا اللَّهُ ۗ وَالرَّاسِخُونَ فِی الْعِلْمِ یَقُولُونَ آمَنَّا بِهِ کُلٌّ مِّنْ عِندِ رَبِّنَا ۗ وَمَا یَذَّکَّرُ إِلَّا أُولُو الْأَلْبَابِ) [۳:۷]
ترجمه: او است که کتاب (قرآن) را بر تو نازل کرده است. بخشی از آن، آیههای «مُحْکَمَات» است (و معانی مشخّص و اهداف روشنی دارند و) آنها اصل و اساس این کتاب هستند، و بخشی از آن آیههای «مُتَشَابِهَات» است، (و معانی دقیقی دارند و احتمالات مختلفی در آنها میرود). و امّا کسانی که در دلهایشان کژی است، برای فتنهانگیزی و تأویل به دنبال متشابهات میافتند. در حالی که تأویل آنها را جز خدا و کسانی نمیدانند که راسخان (و ثابتقدمان) در دانش هستند.
میگویند: ما به همهی آنها ایمان داریم همه از سوی خدای ما است. و (این را) جز صاحبان عقل متذکّر نمیشوند.
عَلَیْکَ الْکِتَابَ: کتاب (قرآن) را بر تو نازل کرده است.
هُنَّ أُمُّ الْکِتَابِ: آنها (آیات محکمات) اصل و اساس این کتاب هستند.
*نتیجه هر کتابی یک سری مطالب پایه و اساسی دارد و یک سری توضیحات وکلمات محتمل بر چند معنا.
(أَلَمْ تَرَ إِلَى الَّذِینَ أُوتُوا نَصِیبًا مِّنَ الْکِتَابِ یُدْعَوْنَ إِلَىٰ کِتَابِ اللَّهِ لِیَحْکُمَ بَیْنَهُمْ ثُمَّ یَتَوَلَّىٰ فَرِیقٌ مِّنْهُمْ وَهُم مُّعْرِضُونَ) [۳:۲۳]
ترجمه: آیا آگاهی از حال کسانی که بدیشان بهرهای از کتاب (آسمانی) داده شده است؛ (هنگامی که) ایشان به سوی کتاب خدا (قرآن) دعوت میشوند تا در میانشان داوری کند (و حق را از باطل جدا سازد، ولی آنان دعوت را نمیپذیرند) سپس گروهی از ایشان سرپیچی میکنند، و حال آن که (همیشه چنین کسانی از حق و حقیقت) روی گردانند.
أُوتُوا نَصِیبًا مِّنَ الْکِتَابِ: کتب آسمانی مثل تورات، انجیل، زبور و صحف
یُدْعَوْنَ إِلَىٰ کِتَابِ اللَّهِ: قرآن
*نتیجه: اینکه هر دو کتاب تنها از جانب الله و دستور و امر الله است. و کتاب قرآن تکمیل بقیه کتب آسمانی ما قبل خود است.
۹- در سوره آل عمران (آیه /۷۸) به چه گروهى و با چه ویژگى اشاره دارد؟
(وَإِنَّ مِنْهُمْ لَفَرِیقًا یَلْوُونَ أَلْسِنَتَهُم بِالْکِتَابِ لِتَحْسَبُوهُ مِنَ الْکِتَابِ وَمَا هُوَ مِنَ الْکِتَابِ وَیَقُولُونَ هُوَ مِنْ عِندِ اللَّهِ وَمَا هُوَ مِنْ عِندِ اللَّهِ وَیَقُولُونَ عَلَى اللَّهِ الْکَذِبَ وَهُمْ یَعْلَمُونَ) [۳:۷۸]
ترجمه: و در میان آنان کسانی هستند که به هنگام خواندن کتاب (خدا) زبان خود را میپیچند و آن را دگرگون میکنند تا شما گمان برید از کتاب (خدا) است! در حالی که از کتاب (خدا) نیست. و میگویند که: آن از نزد خدا است و با این که از سوی خدا نیامده است و به خدا دروغ میبندند و حال آن که میدانند.
این آیه کریمه نیز درباره ی رهبران وعلمای یهود نازل شد؛ کسانی که به دنبال تحریف دین و دروغ بستن به کتاب الله هستند و آموزه های نا درست خود را به نام دین و قرآن عرضه می کنند.
ویژگی بارزشان دروغگویی است در حالی که خودشان هم خوب می دانند که چنین خصلتی دارند!
۱۰- نکات مهم (آیه/۱۳۶) النساء چیست؟
(یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا آمِنُوا بِاللَّهِ وَرَسُولِهِ وَالْکِتَابِ الَّذِی نَزَّلَ عَلَىٰ رَسُولِهِ وَالْکِتَابِ الَّذِی أَنزَلَ مِن قَبْلُ ۚ وَمَن یَکْفُرْ بِاللَّهِ وَمَلَائِکَتِهِ وَکُتُبِهِ وَرُسُلِهِ وَالْیَوْمِ الْآخِرِ فَقَدْ ضَلَّ ضَلَالًا بَعِیدًا) [۴:۱۳۶]
ترجمه: ای کسانی که ایمان آوردهاید! به خدا و پیغمبرش (محمّد) و کتابی که بر پیغمبر نازل کرده است (و قرآن نام دارد) و به کتابهائی که پیشتر (از قرآن) نازل نموده است (و هنوز تحریف و نسیان در آنها صورت نگرفته است) ایمان بیاورید. هرکس که به خدا و فرشتگان و کتابهای خداوندی وپیغمبرانش و روز رستاخیز کافر شود (و یکی از اینها را نپذیرد) واقعاً در گمراهی دور و درازی افتاده است.
۱- امر به مؤمنان برای ایمان آوردن به ارکان ایمان یعنی؛ در معرض ضعف و قوت بودن ایمان. (نسبی بودن ایمان)
۲- اعتقاد به قرآن بعنوان کتاب خداوند از جمله ارکان ایمان است.
۳- اعتقاد به کتب نازل شده پیشین هم از ضروریات ایمان است.
۴- یگانه بودن الله. یعنی؛ مصدر همه کتب و رُسل یکی است و نباید بین آنها فرق گذاشت.
۵- باور به الله و هر آنچه از جانب اوست در یک رده قرار می گیرد و قابل تفکیک طبق دلخواه خود نیست.
۶- تذکرو یاد آوری ایمان به خودش، پیامبران و کتابهایشان و… ایمانی حقیقی که قلبها را صیقلی ساخته و انعکاسش در ورق ورقِ دفتر زندگی نمایان می شود.
۱۱- خداوند در کتابش چگونه ما را در تعامل با مسخره کنندگان آیاتش راهنمایى مى کند؟
(وَقَدْ نَزَّلَ عَلَیْکُمْ فِی الْکِتَابِ أَنْ إِذَا سَمِعْتُمْ آیَاتِ اللَّهِ یُکْفَرُ بِهَا وَیُسْتَهْزَأُ بِهَا فَلَا تَقْعُدُوا مَعَهُمْ حَتَّىٰ یَخُوضُوا فِی حَدِیثٍ غَیْرِهِ ۚ إِنَّکُمْ إِذًا مِّثْلُهُمْ ۗ إِنَّ اللَّهَ جَامِعُ الْمُنَافِقِینَ وَالْکَافِرِینَ فِی جَهَنَّمَ جَمِیعًا) (النساء: ۱۴۰)
خداوند در کتاب (قرآن، این حکم را) بر شما نازل کرده است که چون شنیدید به آیات خدا کفر ورزیده میشود و آیات خدا به بازیچه گرفته میشود، با چنین کسانی منشینید تا آن گاه که به سخن دیگری بپردازند (و دست از کفر و شوخی نابهنجار خود بردارند). بیگمان در این صورت (که با ایشان همنشین میشوید و به استهزاء آنان گوش فرا میدهید) شما هم مثل آنان خواهید بود (و در استهزاء به قرآن شریک ایشان خواهید گشت). شک نیست که خداوند منافقان و کافران را همگی در دوزخ گرد میآورد.
۱۲- خداوند در سوره الانعام (آیه /۳۸) مى فرماید: [مَّا فَرَّطْنَا فِی الْکِتَابِ مِن شَیْءٍ]، در چه کتابى و در چه چیزى فروگذار نکرده است؟
(وَمَا مِن دَابَّهٍ فِی الْأَرْضِ وَلَا طَائِرٍ یَطِیرُ بِجَنَاحَیْهِ إِلَّا أُمَمٌ أَمْثَالُکُم ۚ مَّا فَرَّطْنَا فِی الْکِتَابِ مِن شَیْءٍ ۚ ثُمَّ إِلَىٰ رَبِّهِمْ یُحْشَرُونَ) [۶:۳۸]
(یکی از دلائل قوی قدرت خدا و حکمت و رحمتش این است که او همه چیز را آفریده است) و هیچ جنبندهای در زمین و هیچ پرندهای که با دو بال خود پرواز میکند وجود ندارد مگر این که گروههائی همچون شمایند (و هر یک دارای خصائص و ممیّزات و نظام حیات خاصّ خود میباشند). در کتاب (کائنات) هیچ چیز را فروگذار نکردهایم (و همه چیز را ضبط و به همه چیز پرداختهایم. بگذار تکذیبکنندگان هرچه میخواهند بکنند) پس (از گذشت این چند روزهی زندگی دنیوی) آنان (همراه همهی گروهها و دستههای حیوانات موجود) در پیشگاه پروردگارشان جمعآورده میشوند (و به حساب و کتابشان میرسیم).
*اختلاف نظر است بین مفسرین
الف- در لوح محفوظ، تمام مخلوقات و قوانین کونی و تشریحی بین آنها
ب- در قرآن و هر آنچه لازمه ی انسان است.
ج- به نظر می رسد شامل هردو (لوح محفوظ و قرآن) بشود چون تناقضی با هم ندارند. و از جهتی شامل کتاب کونی (جهان خلقت) هم می گردد. چون هر آنچه نیاز همه مخلوقات است به تمام و کمال آفریده و چیزی کم نگذاشته است.
۱۳- صفاتى که براى کتاب در قرآن آمده است ذکر کنید و براى هر کدام توضیح مختصرى بدهید؟
۱- کِتَابٌ کَرِیمٌ ﴿النمل: ۲۹﴾
[[«کِتَابٌ»: نوشته. نامه. «کَرِیمٌ»: محترم. ارزشمند.]]
۲- وَعِندَنَا کِتَابٌ حَفِیظٌ ﴿ق: ۴﴾
[[«کِتَابٌ»: مراد لوح محفوظ است (نگا: انعام / ۵۹، یس / ۱۲).
«حَفِیظٌ»: صیغه مبالغه است و به معنی بسیار نگاهدارنده تفصیلات و دقائق هر چیزی است.]]
۳- ذَٰلِکَ الْکِتَابُ لَا رَیْبَ فِیهِ ﴿البقره: ۲﴾
کتابی که در آن هیچ شک و گمانی نیست.
۴- ذَٰلِکَ بِأَنَّ اللَّهَ نَزَّلَ الْکِتَابَ بِالْحَقِّ وَإِنَّ الَّذِینَ اخْتَلَفُوا فِی الْکِتَابِ لَفِی شِقَاقٍ بَعِیدٍ ﴿البقره: ۱۷۶﴾
به سبب این که خدا کتاب (آسمانی قرآن یا تورات) را توأم با حق فرو فرستاده (و اصلاً شائبهی بطلان بدان راه ندارد و ایشان به دروغ در تکذیب آن میکوشند یا پنهانش میدارند)
۵- کِتَابًا مُّؤَجَّلًا ﴿آلعمران: ۱۴۵﴾
«کِتَاباً مُّؤَجَّلاً»: در کتابی نوشته است که مشتمل بر مرگ و میرها است. «مُؤَجَّلاً»: مشتمل بر مرگ و میرها. دارای وقت معیّن و محدود
۶- وَالْکِتَابِ الْمُنِیرِ ﴿آلعمران: ۱۸۴﴾
«کِتَاب»: مراد جنس کتاب است و شامل تورات و انجیل و صُحُف ابراهیم میگردد. «مُنِیر»: روشنگر راه حق.
کِتَابٍ مُّنِیرٍ ﴿الحج: ۸﴾
۷- وَکِتَابٌ مُّبِینٌ ﴿المائده: ۱۵﴾
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَٰنِ الرَّحِیمِ طس تِلْکَ آیَاتُ الْقُرْآنِ وَکِتَابٍ مُّبِینٍ ﴿النمل: ۱﴾
«مُبِینٌ»: روشن. روشنگر. قرآن خود روشن است و روشنگر چیزهائی است که مردمان برای رسیدن به هدایت، بدانها نیازمندند.
۸- وَأَنزَلْنَا إِلَیْکَ الْکِتَابَ بِالْحَقِّ مُصَدِّقًا لِّمَا بَیْنَ یَدَیْهِ مِنَ الْکِتَابِ وَمُهَیْمِنًا عَلَیْهِ ﴿المائده: ۴۸﴾
و بر تو (ای پیغمبر) کتاب را نازل کردیم که ملازم حق، و موافق و مصدّق کتابهای پیشین (آسمانی)، و شاهد (بر صحّت و سقم) و حافظ (اصول مسائل) آنها است
«مُهَیْمِناً»: حافظ و نگهبان. گواه و دیدبان. یعنی قرآن حافظ و شاهد کتب آسمانی پیشینیان است. نگاهدار اصول مسائل، و شاهد بر حقائق الهی و انحرافات و عقائد خرافی است.
۹-بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَٰنِ الرَّحِیمِ الر تِلْکَ آیَاتُ الْکِتَابِ الْحَکِیمِ ﴿یونس: ۱﴾
تِلْکَ آیَاتُ الْکِتَابِ الْحَکِیمِ ﴿لقمان: ۲﴾
«الْحَکِیمِ»: محکم و استوار در لفظ و در معنی. دارای سخنان حکمتآمیز
۱۰- کِتَابٍ مُّبِینٍ ﴿یونس: ۶۱﴾
«کِتَابٍ مُّبِینٍ»: کتاب واضح و روشن. مراد لوح محفوظ است.
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَٰنِ الرَّحِیمِ الر تِلْکَ آیَاتُ الْکِتَابِ الْمُبِینِ ﴿یوسف: ۱﴾
«الْکِتَابِ»: مراد سوره یوسف یا قرآن مجید است.
۱۱-وَمَا أَهْلَکْنَا مِن قَرْیَهٍ إِلَّا وَلَهَا کِتَابٌ مَّعْلُومٌ ﴿الحجر: ۴﴾
ما هیچ شهر و روستائی را نابود نکردهایم مگر (پس از انقضای) مدّت معیّنی (که) داشته است. «قَرْیَهٍ»: شهر. آبادی. مراد ساکنان آنجا نیز میتواند باشد. «کِتَابٌ»: به معنی مکتوب است، یعنی: واجب و مقدّر
۱۲-فِی الْکِتَابِ مَسْطُورًا ﴿الإسراء: ۵۸﴾
«الْکِتَابِ»: لوح محفوظ «مَسْطُوراً»: نوشته. ضبط و ثبت شده.
وَکِتَابٍ مَّسْطُورٍ ﴿الطور: ۲﴾
۱۳-وَآتَیْنَاهُمَا الْکِتَابَ الْمُسْتَبِینَ ﴿الصافات: ۱۱۷﴾
و به آن دو، کتاب روشنگر (احکام دین، و بیانگر رهنمودهای امور زندگی آن روزی) عطاء کردیم (که تورات است). «الْمُسْتَبِینَ»: واضح و روشن. روشنگر و بیانگر
۱۴-کِتَابًا مُّتَشَابِهًا مَّثَانِیَ ﴿الزمر: ۲۳﴾
«مُتَشَابِهاً»: همگون و همسان. مراد این است که جملگی قرآن از لحاظ لفظی و معنوی همگون در اعجاز است. در سراسر قرآن، الفاظ به گونه زیبا و بجا به کار رفتهاند، و معانی بدون کمترین تناقض و تضاد استعمال شدهاند. «مَثَانِیَ»: جمع مثنّی، مکرّر. مراد این است که احکام و مواعظ و قصص و غیره در موارد متعدّد به شکلهای متفاوت و صورتهای مختلف تکرار شدهاند تا خوب فهم و در مغزها جایگزین شوند. یا این که مثنّی به معنی دو تا و جفت یکدیگر است. یعنی مسائل و مطالب مقابل یکدیگر در قرآن آمده است که در هر دو بخش اعجاز قرآن پیدا و هویدا است. از قبیل: ایمان و کفر. حق و باطل، هدایت و ضلالت، خیر و شرّ، حسنات و سیّئات، بیم و امید.
۱۵-کِتَابٌ فُصِّلَتْ آیَاتُهُ قُرْآنًا عَرَبِیًّا ﴿فصلت: ۳﴾
کتابی است که آیات آن تفصیل و تبیین شده است قرآن که به زبان عربی است.
[[«فُصِّلَتْ آیَاتُهُ»: آیههای آن تفصیل و تبیین شده است. در قالب الفاظ گویا و زیبا و جمله بندیهای دلکش و دلربا و با معانی ژرف و رسا.]]
۱۶- وَإِنَّهُ لَکِتَابٌ عَزِیزٌ ﴿فصلت: ۴۱﴾
قرآن کتاب ارزشمند و بینظیری است. «عَزِیزٌ»: ارزشمند. بینظیر. چیره و شکستناپذیر.
۱۷-کِتَابٌ مُّصَدِّقٌ لِّسَانًا عَرَبِیًّا لِّیُنذِرَ الَّذِینَ ظَلَمُوا وَبُشْرَىٰ لِلْمُحْسِنِینَ ﴿الأحقاف: ۱۲﴾
(قرآن) کتاب (دین و شریعت) است که تصدیقکننده (ی تورات و سایر کتابهای آسمانی) و به زبان عربی است تا وسیلهی بیم دادن ستمگران و مژده دادن نیکوکاران باشد. [[«مِن قَبْلِهِ»: پیش از قرآن. «إِمَاماً وَ رَحْمَهً»: پیشوا و رحمت. حال (کِتَابٌ) است (نگا: هود / یعنی وسیله اقتدا در دین و شریعت، و مایه و سبب رحمت برای مردمان بوده است. «هذا کِتَابٌ»: این قرآن دین و شریعت است. (هذا) مبتدا و (کِتَابٌ) خبر است. «مُصَدِّقٌ»: تصدیقکننده تورات و کتابهای آسمانی پیشین. صفت کتاب است (نگا: انعام / ۹۲). «لِسَاناً عَرَبِیّاً»: به زبان عربی. (لِسَاناً) حال، و (عَرَبِیِّاً) صفت است.
۱۸-فِی کِتَابٍ مَّکْنُونٍ ﴿الواقعه: ۷۸﴾
در کتابی پنهان (از دیدگان و دور از دسترس شیطان، که لوح محفوظ است) قرار دارد. «مَکْنُونٍ»: پنهان. گرانقدر و ارزشمند. دور از دسترس شیطان مراد لوح محفوظ است. برخی چنین کتابی را قرآن میدانند.
۱۹- کَلَّا إِنَّ کِتَابَ الْفُجَّارِ لَفِی سِجِّینٍ ﴿المطففین: ۷﴾
هرگزا هرگز! مسلّماً نوشتهی اعمال بزهکاران و بدکاران در «سِجّین» قرار دارد. «کِتَابٌ»: نوشته. یادداشت شده. «سِجِّین»: اسم خاصّ دیوان یا دفتر کلّ بایگانی نامههای اعمال بدکاران و بزهکاران است. صیغه مبالغه «سِجنّ» است که به معنی زندان است، لذا سِجّین، زندان بسیار سخت و تنگ است.
۲۰-کِتَابٌ مَّرْقُومٌ ﴿المطففین: ۹﴾
کتاب نوشته شدهای است (که نشاندار به علائم مشخّصه بوده و نوشتههایش خوانا و گویا است). [[«کِتَابٌ»: مراد دیوان شرّ بدکاران است. «مَرْقَومٌ»: نشاندار به علائمی که بیننده با نخستین نگاه پی میبرد به شرور و بدیهای مندرج در آن. نوشته شده.]]
کِتَابٌ مَّرْقُومٌ ﴿المطففین: ۲۰﴾
کِتَابٌ»: مراد دیوان خیرات نیکوکاران است. «مَرْقُومٌ»: نشاندار به علائمی که بیننده با نخستین نگاه پی میبرد به خیرات و حسنات مندرج در آن. نوشته شده.]]
۲۱-کَلَّا إِنَّ کِتَابَ الْأَبْرَارِ لَفِی عِلِّیِّینَ ﴿المطففین: ۱۸﴾
هرگزا هرگز! قطعاً نوشتهی اعمال نیکوکاران در «علّیّین» قرار دارد. [[«عِلِّیِّینَ»: اسم خاصّ دیوان یا دفتر کلّ نامههای اعمال نیکان و نیکوکاران است. جمع «عِلّیّ» است که صیغه مبالغه عُلُوّ است که به معنی بسیار والا و بالا است. تعبیر از آن بدین نام شاید به خاطر این باشد که محتَویات این دیوان سبب درجات رفیعه صاحبان خود در بهشت است.]]
۱۴- چند بار در قرآن “ام الکتاب” ذکر شده است و منظور از آن چیست؟
سه بارذکر شده است.
۱- وَإِنَّهُ فِی أُمِّ الْکِتَابِ لَدَیْنَا لَعَلِیٌّ حَکِیمٌ ﴿الزخرف: ۴﴾
قرآن که در لوح محفوظ در پیش ما است، والا و استوار است. [[«أُمِّ الْکِتَابِ»: اصل هر کتابی، مراد لوح محفوظ است.]]
«عَلِیٌّ»: والا. در بالاترین مرتبه اعجاز است و ناسخ همه کتابهای آسمانی بوده و مقدّم بر جملگی آنها است. «حَکِیمٌ»: مستحکم و خللناپذیر. پرحکمت. حاکم.
۲- یَمْحُو اللَّهُ مَا یَشَاءُ وَیُثْبِتُ وَعِندَهُ أُمُّ الْکِتَابِ ﴿الرعد: ۳۹﴾
«یَمْحُو»: از میان برمیدارد. زائل میگرداند.
«یُثْبِتُ»: بر جای میدارد. ثابت و استوار میسازد.
مراد از محو و اثبات در اینجا، عبارت است از:
۱- تصرّفات خداوندی در نظام هستی، از قبیل: زندهگرداندن و میراندن، پدید آوردن و نابود کردن، کاستن و افزودن، رویاندن و پژمراندن، نیرو دادن و نیرو زدودن، و …
۲- تصرّفات خداوندی در آیات و احکام کتابهای آسمانی، از قبیل: اقامه دینی و ازاله آئینی، منسوخکردن آیات و احکامی و لازم گرداندن مقرّرات و قوانینی، و …
«أُمُّ»: اصل. مرکز.
«الْکِتَابِ»: علم خدا. لوح محفوظ. یعنی حوادث کَوْنی و انسانی، و آیات و احکام آئین آسمانی، خاضع علم ثابت خدا و مشیّت تغییرناپذیر او بوده که در لوح محفوظ ضبط و منعکس است. آیه فوق را میتوان چنین هم معنی کرد: خداوند هر قانون و شریعتی را که بخواهد از میان برمیدارد، و هر قانون و شریعتی را که بخواهد برجای میدارد؛ و یا آئین پسین را جایگزین آئین پیشین میگرداند، و قوانین و شرائع اصولی همچون توحید و نبوّت و معاد و تحریم رذائل و تحسین فضائل، ثابت و تغییرناپذیر میمانند.
۳- هُنَّ أُمُّ الْکِتَابِ: آنها (آیات محکمات) اصل و اساس این کتاب هستند.
۱۵- خداوند در سوره نحل (آیه /۸۹) مى فرماید: [الْکِتَابَ تِبْیَانًا لِّکُلِّ شَیْءٍ] آیا تمام موارد مورد نیاز انسان در قرآن آمده است؟ توضیح دهید.
(وَیَوْمَ نَبْعَثُ فِی کُلِّ أُمَّهٍ شَهِیدًا عَلَیْهِم مِّنْ أَنفُسِهِمْ ۖ وَجِئْنَا بِکَ شَهِیدًا عَلَىٰ هَٰؤُلَاءِ ۚ وَنَزَّلْنَا عَلَیْکَ الْکِتَابَ تِبْیَانًا لِّکُلِّ شَیْءٍ وَهُدًى وَرَحْمَهً وَبُشْرَىٰ لِلْمُسْلِمِینَ) [۱۶:۸۹]
ترجمه: روزی در میان هر ملّتی گواهی از خودشان بر آنان میگماریم (که در دنیا پیغمبر ایشان بوده است)، و تو را (ای محمّد!) بر اینان (که هم اینک در جهان هستند و یا این که بعدها به وجود میآیند) گواه میگیریم، (و از تو دربارهی عملکرد مسلمانان به قرآن و دوری گزیدنشان از آن میپرسیم. قرآنی که برنامهی کامل و جامعی در بر دارد) و ما این کتاب (آسمانی) را بر تو نازل کردهایم که بیانگر همهچیز (امور دین مورد نیاز مردم) و وسیلهی هدایت و مایهی رحمت و مژدهرسان مسلمانان (به نعمت جاویدان یزدان) است.
بله، زیرا خود الله در این آیه می فرماید: فرو فرستادیم بر تو این کتاب را برای بیان کردن هر چیزی (نه تنها مواردی خاص) و رهنمودی و بخشایشی و مژده ای برای مسلمانان.
۱۶- اولین آیه سوره کهف چه موضوع مهمى را درباره کتاب بیان مى کند؟
ٱلْحَمْدُ لِلَّهِ ٱلَّذِىٓ أَنزَلَ عَلَىٰ عَبْدِهِ ٱلْکِتَـٰبَ وَلَمْ یَجْعَل لَّهُۥ عِوَجَا ۜ [۱۸:۱]
حمد و سپاس خدائی را سزا است که بر بندهی خود (محمّد) کتاب (قرآن) را فرو فرستاده و در آن هیچ گونه انحراف و کژی قرار نداده است.
۱- ٱلْحَمْدُ لِلَّهِ ٱلَّذِىٓ أَنزَلَ عَلَىٰ عَبْدِهِ ٱلْکِتَـٰبَ: قران کتابی از جانب الله بر بنده اش محمد صلی الله علیه وسلم
۲- وَلَمْ یَجْعَل لَّهُۥ عِوَجَا: این کتاب خالی از هرگونه اختلاف وتناقض وعیب ونقصی است، نه در الفاظ نه در معانی. کمی وکاستی در آن نیست.
۱۷- در آیه (کهف/۴۹) قید دو کتاب اشاره به چه چیزى دارد و چه ارتباطى با هم دارند؟
وَوُضِعَ ٱلْکِتَـٰبُ فَتَرَى ٱلْمُجْرِمِینَ مُشْفِقِینَ مِمَّا فِیهِ وَیَقُولُونَ یَـٰوَیْلَتَنَا مَالِ هَـٰذَا ٱلْکِتَـٰبِ لَا یُغَادِرُ صَغِیرَهًۭ وَلَا کَبِیرَهً إِلَّآ أَحْصَىٰهَا ۚ وَوَجَدُوا۟ مَا عَمِلُوا۟ حَاضِرًۭا ۗ وَلَا یَظْلِمُ رَبُّکَ أَحَدًۭا [۱۸:۴۹]
و کتاب (اعمال هر کسی، در دستش) نهاده میشود و بزهکاران (کفر پیشه) را میبینی که از دیدن آنچه در آن است، ترسان و لرزان میشوند و میگویند: ای وای بر ما! این چه کتابی است که هیچ عمل کوچک و بزرگی را رها نکرده است و همه را برشمرده است و آنچه را که کردهاند حاضر و آماده میبینند. و پروردگار تو به کسی ظلم نمیکند.
وهمچنین کتابی که نامه اعمال همه انسانهاست در آن جا گذارده میشود، پس گنهکاران را میبینی که از آنچه در آن است، ترسان و هراسانند؛ و میگویند: «ای وای بر ما! این چه کتابی است که هیچ عمل کوچک و بزرگی را فرونگذاشته مگر اینکه آن را به شمار آورده است؟! و (این در حالی است که) همه اعمال خود را حاضر میبینند؛ و پروردگارت به هیچ کس ستم نمیکند.
نظرات مختلف بین مفسرین است:
۱-منظور از «کتاب» کتاب واحدی است که اعمال تمامی خلایق در آن ضبط شده است.
۲-کتاب اعمال هر فردی در دستش
۳-کتاب بزرگ اعمال بشرها در دیدگاه عموم
۴-ابزار محاسبه اعمال
*ارتباط دو کتاب:
اول بحث عرضه شدن اعمال انسانها بطور کلی مومنان و کفار و… و کتاب بعدی شکایت مجرمین از کامل بودن پرونده اعمالشان
۱۸- کتاب به چه پیامبرانى داده شده است؟
به پیامبرانی که دارای رسالت و شریعت خاص خود بودند مثل صحف که بر موسی و ابراهیم علیهماالسلام نازل شده یا زبور، تورات، انجیل و قران که برداوود، موسی، عیسی و محمد علیهم السلام نازل شده است.
۱۹- منظور از کتاب در آیه (نور/۳۳) چه مى باشد؟
پاکدامنی پیشه کردن برای کسانی که نمی توانند ازدواج کنن (منظور مکاتبه و قرارداد است)
۲۰- در داستان سلیمان (علیه السلام) خداوند جریانى را بازگو مى کند از کسى که علمى از کتاب داشت و براى حاضر کردن تخت ملکه سبا کمتر از چشم به هم زدن زمان لازم داشت، چرا قید کرده [عنده علم من الکتاب]؟ (نحل/۴۰)
قَالَ ٱلَّذِى عِندَهُۥ عِلْمٌۭ مِّنَ ٱلْکِتَـٰبِ أَنَا۠ ءَاتِیکَ بِهِۦ قَبْلَ أَن یَرْتَدَّ إِلَیْکَ طَرْفُکَ ۚ فَلَمَّا رَءَاهُ مُسْتَقِرًّا عِندَهُۥ قَالَ هَـٰذَا مِن فَضْلِ رَبِّى لِیَبْلُوَنِىٓ ءَأَشْکُرُ أَمْ أَکْفُرُ ۖ وَمَن شَکَرَ فَإِنَّمَا یَشْکُرُ لِنَفْسِهِۦ ۖ وَمَن کَفَرَ فَإِنَّ رَبِّى غَنِىٌّۭ کَرِیمٌۭ [۲۷:۴۰]
کسی که علم و دانشی از کتاب داشت گفت: من تخت (بلقیس) را پیش از آن که چشم بر هم زنی، نزد تو خواهم آورد. هنگامی که سلیمان تخت را پیش خود آماده دید، گفت: این از فضل و لطف پروردگار من است. (این همه قدرت و نعمت به من عطاء فرموده است) تا مرا بیازماید که آیا شکر (نعمت) او را بجا میآورم یا ناسپاسی میکنم. هر کس که سپاسگزاری کند تنها به سود خویش سپاسگزاری میکند، و هر کس که ناسپاسی کند، پروردگار من بینیاز (از سپاس او و) صاحب کرم است (و سفرهی کریمانهی انعام خود را از شکرگزار و ناشکر قطع نمیکند).
*منظور اشاره به اهمیت علم و دانش دارد که وسیله ای بسیار قوی در حل مشکلات و جلب منافع بشمار میرود.
نظرات مختلف در مورد فردی که خداوند چنین قدرتی به او داد، وجود دارد:
۱-آصف برخیا وزیر پیامبرسلیمان علیه السلام. ۲- پیامبرسلیمان علیه السلام.۳-جبرئیل ۴- ملک دیگر
۲۱- ارتباط فعلهاى امرى که در آیه (عنکبوت/۴۵) آمده است را بگویید؟
ٱتْلُ مَآ أُوحِىَ إِلَیْکَ مِنَ ٱلْکِتَـٰبِ وَأَقِمِ ٱلصَّلَوٰهَ ۖ إِنَّ ٱلصَّلَوٰهَ تَنْهَىٰ عَنِ ٱلْفَحْشَآءِ وَٱلْمُنکَرِ ۗ وَلَذِکْرُ ٱللَّهِ أَکْبَرُ ۗ وَٱللَّهُ یَعْلَمُ مَا تَصْنَعُونَ [۲۹:۴۵]
(ای پیغمبر!) بخوان آنچه را که از کتاب به تو وحی شده است، و نماز را چنان که باید برپای دار. مسلّماً نماز از گناهان بزرگ و از کارهای ناپسند بازمیدارد، و قطعاً ذکر خدا و یاد الله والاتر و بزرگتر است، و خداوند میداند که شما چه کارهائی را انجام میدهید
*تلاوت قرآن و برپا داشتن نماز که از زشتی ها باز میدارد پس:
منظور کسی که قرآن بخواند میداند که قرآن فرمان به ادای نماز میکنند و ادای نماز موجب بازداری از زشتی و کارهای ناپسند است.فهم دقیق قران باعث برپایی یاد خداست.
۲۲- “تنزیل الکتاب” چند بار در قرآن آمده است و به چه مفهومى اشاره دارد؟ چرا در آخر چنین آیاتى از اسماءالله استفاده شده؟
پانزده مرتبه در قران آمده و به تدریجی نازل شدن قران اشاره دارد.
به خاستگاه و مبدأ وحی و برای تاکید بر منتسب نمودن قران به الله وبا توجه سیاق آیات از اسمای مختلف استفاده شده است.
خداوند عزیز و حکیم، عزیز و علیم و عزیز و رحیم، مى تواند اشاره به این نکته داشته باشد که قرآن نیز، همچون نازل کننده آن عزیز و شکست ناپذیر است چون از طرف کسی نازل شده که عزیز و غالب وشکست ناپذیر است و این غالب بودن او بخاطر علم و حکمت و رحمت گسترده ی اوست. که قران نیز سرشار علم و حکمت و رحمت است برای بندگان و اهل قران.
ویا قران از جانب رب العالمین که توجه به تمام جوانب حیات دنیا و آخرت همه موجودات دارد نازل شده
وهمچنین از جانب حکیم حمید این را می¬رساند که هیچ حرفی در قران بیهوده نیست بلکه از جانب کسی نازل شده که بسیار با حکمت است بخاطر ویژگیهای منحصر بفردش، بسیار ستوده شده است.
(۱)وَقُرْآنًا فَرَقْنَاهُ لِتَقْرَأَهُ عَلَى النَّاسِ عَلَىٰ مُکْثٍ وَنَزَّلْنَاهُ تَنزِیلًا ﴿الإسراء: ۱۰۶﴾
(۲) تَنزِیلًا مِّمَّنْ خَلَقَ الْأَرْضَ وَالسَّمَاوَاتِ الْعُلَى ﴿طه: ۴﴾
(۳) وَیَوْمَ تَشَقَّقُ السَّمَاءُ بِالْغَمَامِ وَنُزِّلَ الْمَلَائِکَهُ تَنزِیلًا ﴿الفرقان: ۲۵﴾
(۴) وَإِنَّهُ لَتَنزِیلُ رَبِّ الْعَالَمِینَ ﴿الشعراء: ۱۹۲﴾
(۵) تَنزِیلُ الْکِتَابِ لَا رَیْبَ فِیهِ مِن رَّبِّ الْعَالَمِینَ ﴿السجده: ۲﴾
(۶) تَنزِیلَ الْعَزِیزِ الرَّحِیمِ ﴿یس: ۵﴾
(۷) بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَٰنِ الرَّحِیمِ تَنزِیلُ الْکِتَابِ مِنَ اللَّهِ الْعَزِیزِ الْحَکِیمِ ﴿الزمر: ۱﴾
(۸) تَنزِیلُ الْکِتَابِ مِنَ اللَّهِ الْعَزِیزِ الْعَلِیمِ ﴿غافر: ۲﴾
(۹) تَنزِیلٌ مِّنَ الرَّحْمَٰنِ الرَّحِیمِ ﴿فصلت: ۲﴾
(۱۰) لَّا یَأْتِیهِ الْبَاطِلُ مِن بَیْنِ یَدَیْهِ وَلَا مِنْ خَلْفِهِ تَنزِیلٌ مِّنْ حَکِیمٍ حَمِیدٍ ﴿فصلت: ۴۲﴾
(۱۱) تَنزِیلُ الْکِتَابِ مِنَ اللَّهِ الْعَزِیزِ الْحَکِیمِ ﴿الجاثیه: ۲﴾
(۱۲) تَنزِیلُ الْکِتَابِ مِنَ اللَّهِ الْعَزِیزِ الْحَکِیمِ ﴿الأحقاف: ۲﴾
(۱۳) تَنزِیلٌ مِّن رَّبِّ الْعَالَمِینَ ﴿الواقعه: ۸۰﴾
(۱۴) تَنزِیلٌ مِّن رَّبِّ الْعَالَمِینَ ﴿الحاقه: ۴۳﴾
(۱۵) إِنَّا نَحْنُ نَزَّلْنَا عَلَیْکَ الْقُرْآنَ تَنزِیلًا ﴿الانسان: ۲۳﴾
۲۳- در آیات (زمر/۲و۴۱) از دو تعبیر “اِلیک و علیک” براى نزول کتاب استفاده شده است. منظور و مفهوم آن چیست؟
إِنَّآ أَنزَلْنَآ إِلَیْکَ ٱلْکِتَـٰبَ بِٱلْحَقِّ فَٱعْبُدِ ٱللَّهَ مُخْلِصًۭا لَّهُ ٱلدِّینَ [۳۹:۲]
إِنَّآ أَنزَلْنَا عَلَیْکَ ٱلْکِتَـٰبَ لِلنَّاسِ بِٱلْحَقِّ ۖ فَمَنِ ٱهْتَدَىٰ فَلِنَفْسِهِۦ ۖ وَمَن ضَلَّ فَإِنَّمَا یَضِلُّ عَلَیْهَا ۖ وَمَآ أَنتَ عَلَیْهِم بِوَکِیلٍ [۳۹:۴۱]
با توجه به حرف علی که بر استعلاء دلالت دارد، زمانی که بر امور سنگین اشاره دارد که نیاز به استعلاء دارد از علیک استفاده شده و در غیر چنین مواضعی از الی استفاده شده که بحث مشکلی نیست.
منظور برحق بودن کتاب قرآن است و پندگرفتن از آیات الله برای هدایت
۲۴- خداوند در آیه (شورى/۱۷) خودش را به وسیله نازل کننده کتاب و میزان معرفى مى کند و در آخر آیه به موضوع “نزدیک بودن قیامت” اشاره دارد. دروسى که ما مى گیریم چیست؟
ٱللَّهُ ٱلَّذِىٓ أَنزَلَ ٱلْکِتَـٰبَ بِٱلْحَقِّ وَٱلْمِیزَانَ ۗ وَمَا یُدْرِیکَ لَعَلَّ ٱلسَّاعَهَ قَرِیبٌۭ [۴۲:۱۷]
خدا است که کتاب (قرآن) را نازل کردهاست که مشتمل بر حق و حقیقت است و معیار و میزان ایجاد کرده است. تو چه میدانی، شاید قیامت نزدیک باشد .
﴿۱۷﴾
نکات برداشتی:
*ٱللَّهُ ٱلَّذِىٓ أَنزَلَ ٱلْکِتَـٰبَ بِٱلْحَقِّ وَٱلْمِیزَانَ:
۱-اینکه در کتاب خداوند حق و باطل از هم جداست
۲- در تمام کتابهای الله میزانی برای تشخیص حق و باطل مشخص شده است
۳- کتاب خداوند بهترین میزان برای اجرای عدالت است.
لَقَدْ أَرْسَلْنَا رُسُلَنَا بِٱلْبَیِّنَـٰتِ وَأَنزَلْنَا مَعَهُمُ ٱلْکِتَـٰبَ وَٱلْمِیزَانَ لِیَقُومَ ٱلنَّاسُ بِٱلْقِسْطِ (الحدید: ۲۵)
۴-حق یعنی حرکت در مسیر مستقیم و دوری از افراط و تفریط
*وَمَا یُدْرِیکَ لَعَلَّ ٱلسَّاعَهَ قَرِیبٌۭ:
۱-فاصله هر کس با قیامت بسیار نزدیک است.(مرگ)
۲-در قیامت حق و باطل ها آشکار می گردد.
۳-میزانی که برای اجرای عدالت در قران قرار دارد معیار میزان در قیامت است.
۲۵- [و إنه فى ام الکتاب] با توجه به آیه (زخرف/۴) منظور از کلماتى که زیر آن خط کشیده شده است را بیان کنید؟
إِنَّا جَعَلْنَـٰهُ قُرْءَٰنًا عَرَبِیًّۭا لَّعَلَّکُمْ تَعْقِلُونَ [۴۳:۳]
ما قرآن را به زبان عربی فراهم آوردهایم تا شما درک کنید.
وَإِنَّهُۥ فِىٓ أُمِّ ٱلْکِتَـٰبِ لَدَیْنَا لَعَلِىٌّ حَکِیمٌ [۴۳:۴]
قرآن که در لوح محفوظ در پیش ما است، والا و استوار است.
منظور با ارزش بودن آنهاست در کتابی که محفوظ و محافظت شده توسط الله هست.
۲۶- در آیه (جمعه/۲) خداوند خودش را بعنوان مبعوث کننده رسولى از گروه بى سوادان معرفى نموده که بیشترین تمرکز رسول بر کتاب و تعلیم و تلاوت و حکمت است. چه پیامهاى مهمى براى ما دارد؟
هُوَ الَّذِی بَعَثَ فِی الْأُمِّیِّینَ رَسُولًا مِنْهُمْ یَتْلُو عَلَیْهِمْ آیَاتِهِ وَیُزَکِّیهِمْ وَیُعَلِّمُهُمُ الْکِتَابَ وَالْحِکْمَهَ وَإِنْ کَانُوا مِنْ قَبْلُ لَفِی ضَلَالٍ مُبِینٍ (جمعه:۲)
ابتدا معجزه بودن پیامبر صلی الله علیه و آل و سلم توسط الله که شخصی بیسواد را خواندن آموخت.
وقال : { مَا کُنتَ تَدْرِى مَا الْکَتَابُ وَلاَ الإِیَمَانُ وَلَکِن جَعَلْنَاهُ نُوراً } [ الشورى : ۵۲ ]
سپس اشاره داره به قوم عرب که بی سواد بودن و الله توسط پیامبرش آنها را مورد تعلیم و تربیت قرار می¬دهد. و اهمیت علم و دانش نزد الله وقادر بودن او را میرساند که هر آنچه بخواهد میتواند.
۲۷- در آیه (یونس/۲۱) و (زخرف/۸۰) بحث از نوشتن است. چه کسانى و چه چیزهایى و چگونه مى نویسند؟ و چرا از فعل “یکتبون ” استفاده شده است؟
وَإِذَا أَذَقْنَا النَّاسَ رَحْمَهً مِنْ بَعْدِ ضَرَّاءَ مَسَّتْهُمْ إِذَا لَهُمْ مَکْرٌ فِی آیَاتِنَا قُلِ اللَّهُ أَسْرَعُ مَکْرًا إِنَّ رُسُلَنَا یَکْتُبُونَ مَا تَمْکُرُونَ (یونس: ۲۱)
أَمْ یَحْسَبُونَ أَنَّا لَا نَسْمَعُ سِرَّهُمْ وَنَجْوَاهُمْ بَلَى وَرُسُلُنَا لَدَیْهِمْ یَکْتُبُونَ (زخرف: ۸۰)
*مراد فرشتگان هستند که اعمال همه انسانها را ثبت می¬کنند. چگونگی نوشتن و ثبتش برای ما مشخص نیست ولی آنچه مهم است اصل عمل نوشتن است که همه ی رفتار و گفتار و حتی افکار ما کاملا در دفتر اعمال ما ثبت شده است تا برای ما واضح باشد موقع حساب و کتاب.
فعل “یکتبون ” مضارع و جمع است یعنی تا زنده هستیم ملائک مسوول کتابت در حال نوشتن هستند. یعنی کل زندگی ما شامل مواد امتحانی قرار دارد.
۲۸- در آیه (طور/۴۱) و (قلم/۴۷) بحث از نوشتن مسائل غیبى است. قرآن از چه مسائلى بحث مى کند؟ و آیا در هر زمانى چنین افرادى وجود دارند؟ توضیح دهید.
أَمْ عِنْدَهُمُ الْغَیْبُ فَهُمْ یَکْتُبُونَ (طور: ۴۱)
مشرکین تهمت های بی اساس به الله و رسولش می¬بستند و ادعاهای عجیب و غریب می¬کردند. از جمله اینکه ملایکه را دختران خدا می پنداشتند: أَمْ لَهُ الْبَنَاتُ وَلَکُمُ الْبَنُونَ (۳۹)
و خداوند آنها را زیر سوال می¬برد که آیا آنها غیب می¬دانند ولوح محفوظ در اختیار دارند که هر چه بخواهند از آن بنویسند وبه مردم بگویند؟!
)در هر دوره ای کسانی هستند که با لجاجت و جهالت خودشان کلام حق را انکار میکنند و ادعا میکنند که از مسائل غیب خبر دارند و در واقع مکر میکنند.
قران کتابی است که در طول تاریخ مصداق عمل دارد. و نمونه های حق و باطل در جوامع مختلف موجود هستند.
۲۹- در قرآن موارد مختلفى مثل “کُتِبَ” آمده است. چرا بصورت فعل مجهول و چرا به صیغه ماضى قید شده است؟ و در مواردى بصورت فعل معلوم ماضى “کَتَبَ”. چرا و چه نکاتى را به ما مى آموزد؟
یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا کُتِبَ عَلَیْکُمُ الْقِصَاصُ فِی الْقَتْلَى ﴿البقره: ۱۷۸﴾
یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا کُتِبَ عَلَیْکُمُ الصِّیَامُ ﴿البقره: ۱۸۳﴾
کُتِبَ عَلَیْکُمُ الْقِتَالُ ﴿البقره: ۲۱۶﴾
قُل لَّن یُصِیبَنَا إِلَّا مَا کَتَبَ اللَّهُ لَنَا هُوَ مَوْلَانَا وَعَلَى اللَّهِ فَلْیَتَوَکَّلِ الْمُؤْمِنُونَ ﴿التوبه: ۵۱﴾
قُل لِّلَّهِ کَتَبَ عَلَىٰ نَفْسِهِ الرَّحْمَهَ ﴿الأنعام: ۱۲﴾
کَتَبَ رَبُّکُمْ عَلَىٰ نَفْسِهِ الرَّحْمَهَ ﴿الأنعام: ۵۴﴾
أُولَٰئِکَ کَتَبَ فِی قُلُوبِهِمُ الْإِیمَانَ ﴿المجادله: ۲۲﴾
*فعل ماضی ثبوت را می¬رساند و ماضی مجهول کتب الزام وشدت بدون اشاره مستقیم به فاعل را می-رساند و ماضی معلوم کتب بیشتر در امور خوشایند نفس، آمده و مستقیم به فاعل نسبت داده شده است.
۳۰- در آیه (البینه/۳) , [فیها کُتُبٌ قیمه] نکات برداشتى خود را از این سه کلمه بنویسید؟
۱-کتابی که از طرف خداوند نازل شده، کلامش درست و حق است و هیج کجی در آن نیست.
۲-برای کسانی است که دنبال هدایت و راه مستقیم هستند، نوشته های این کتاب راست و پر ارزش و والا هست که سبب هدایت بشر خواهد شد.
۳- نوشته های قران قابل مقایسه با هیچ کتابی نیست چون کلام خالق کل جهان در آن است.