۱.مثالهایی از زندگی، با توجه به آیه /۱۸ الحج بگویید.
(أَلَمْ تَرَ أَنَّ اللَّهَ یَسْجُدُ لَهُ مَنْ فِی السَّمَاوَاتِ وَمَنْ فِی الْأَرْضِ وَالشَّمْسُ وَالْقَمَرُ وَالنُّجُومُ وَالْجِبَالُ وَالشَّجَرُ وَالدَّوَابُّ وَکَثِیرٌ مِنَ النَّاسِ ۖ وَکَثِیرٌ حَقَّ عَلَیْهِ الْعَذَابُ ۗ وَمَنْ یُهِنِ اللَّهُ فَمَا لَهُ مِنْ مُکْرِمٍ ۚ إِنَّ اللَّهَ یَفْعَلُ مَا یَشَاءُ ۩) [سوره الحج : ۱۸]
ترجمه: آیا ندیده ای وندانسته ای که تمام کسانی که در آسمانها بوده وهمه کسانی که درزمین هستند وخورشید وماه وستاره ها وکوهها ودرختان وجانوران وبسیاری از مردمان برای خدا سجده می برند وبسیاری از مردمان هم عذاب شان حتمی است وخدا هرکه را بی ارزش کند، هیچ کسی نمی تواند اورا گرامی دارد وخداست که هر چیزی راکه بخواهد انجام می دهد.
چون خدا خودش منشأ بزرگى و اکرام است؛ بزرگى من از الله نشأت می گیره؛ اگر تقدیر رقم خورد که من اشرف مخلوقات باشم از ذوالجلال بودن و اکرام اوست وگرنه من خود می دانم که هیچم، اگر سر بر سجده ى بندگی الله ننهم اگر از او دور بمانم واگر قدر ومنزلت خویش را به درگاهش بالا نبرم واگر او نخواهد؛ من هیچ هیچم.
سجده یعنی؛ قبول اوامر، سجده صرفِ سرگذاشتن روی خاک نیست؛ همان تواضع در برابر خالقه وبراثراین تواضع، اطاعت خدا صورت می گیره، که تسبیح پرندگان وجانداران ثابت شده است.
سجده ای که ما می کنیم نمادی هستش که تو دین تشریع شده.
هر موجودی بسته به موقعیتش.
پس با این وجود، کل مخلوقات سجده کننده ی الله هستن. اینطور نیست؟
قطعاً بله.
البته موجوداتی که به حقانیت خداوند ایمان داشته باشن.
ـ خب کافران چی؟
حتی سجده کافر هم میشه تصور کنیم؛ کافران هم هنگامی که در تنگنا و بی کسی می مانند موقعی که به بن بست میرسن.
برای کافر آیا میشه تصور کرد که بدنش از تسلیم شدگان باشن؟
کفار هم سجده بت خودشان میکنن؛ که واسطه بین اونهاست با خدا، به نظر خودشون.
به نظر من همه موجودات سجده واقعی خداوند را ادا می کنن و هیچ گاه از اوامر خداوند سرپیچی نمی کنن مگر انسان.
انسان بواسطه شعوری که خدا امانت داده؛ مغرور میشه.
موجوداتی که اختیار ندارن همه سجده به درگاهش می گذارند. واونایی که اختیار دارن مثل جن وانس میتونن سر از سجده باز دارن .
آیا اعضای خودکار بدن اونها تسلیم خالقش است یا نه؟
اولاً: کلاً اگه قابل کنترل باشه بسته به ایمانه؛ اگه غیر قابل کنترل باشه تسلیمه.
اما همه اعضای بدن همون جور که خدا براشون مشخص کرده کار میکنن. مثلاً؛ قلب همون جور که خدا خواسته کار میکنه اگه سرپیجی کنه کارمون به بیمارستان میکشه.
پس اعضای داخلی بدن مثل قلب و کلیه و … چون کار کردنشون دست انسان نیست؛ میشه بگی اطاعت خدا رو انجام میدن چون همون کاری که خدا ازشون خواسته رو انجام میدن.
اما عقل و شعور نه.
پس فقط اراده واختیار انسان وعقلش نافرمونی میکنه ؟
اراده واختیار هم زمانی که سربه بیراهه می زنه دچار استرس و به هم ریختگی میشه.
عقلش نافرفانی نمی کنه راه را نشونت میده.
با اختیار خودت می تونی هرکدوم دوست داشتی، شعورت قبول کرد بری.
امانتی که خدا از اون فرموده همون عقل و اختیارکه انسان قبول کرده و مغرور ش کرده سر از دستوری به در برده.
پس در اصل، بحث؛ سرِ اراده وعقل هست واین مهمه، اون چیزى که همه ازش فرار کردن.
آسمان بار امانت نتوانست کشید
قرعه ى فال بنام من دیوانه زدن
پس انسان در دایره اختیارخودش، سرپیچی از اوامر خدا می کند. اما جایی که از اختیار او خارجه حق وتوان سرپیچی نداره؛ البته هزاران راه واسه رسیدن به خدا وجود داره که اگه حق جویی در پی آن باشد خواهدیافت.
و آیا ما میتونیم کسی که خداوند خوارش کرده بهش اکرام وارزش بدیم؟
از قدیم گفتن یا رب نظر تو برنگردد.
اگه نظرخداوند از روی بنده اش رفت دنیا هم ازش برمی گرده.
مثلاً؛ نمرود با اون همه ادعاش، یه پشه رفت توو بینیش و مغزش و مُرد و خدا بهش نشون داد که حتى اگر الله نخواهد در برابر پشه اى نیز ناتوان است.
خدا فرموده: بنده ام اگه یک وجب به سمت من بیاد من یک ذرع میرم به سوی او.
و همچنین؛ “لان شکرت لازیدنکم”. …
پس قطعاً اگه کسی به طرف خدا نره؛ شکر نکنه، خدا به طرفش نمیاد.
وقتی خدا نظرش بر کسی نباشه تمام کائنات از او برمی گردن.
آیا اونایی که همراه با کاروان کل مخلوقات در کاروان ساجدین هستن واونایی که بر خلاف فطرتشون حرکت می کنن در جامعه ارزش یکسان دارن؟
نه مسلماً ندارند.
“لا یستوی الذین لا یعلمون والذین لایعلمون”
هرکه با خدا باشه خود به خود موجب محبوبیت واکرام همه قرار می گیره.
معیت خدا باهاشه؛ اصولاً تمام اعمالی که تشریع شده و به عنوان عبادت انجام میدیم ارزش می بخشن به انسان.
اون کسانی که با خود و خدای خود، رو راست هستن احساس دورنی خوبی داره نه از روی غرور، بلکه از روی افتادگی و بندگی خدا.
بله با خدا باش پادشاهی کن / بى خدا باش هرچه خواهى کن
اما چرا تو جامعه امروزی می بینیم که، کسانی که مؤمن ترو با ایمانترند اصلاً مورد توجه نیستند؟
مورد توجه قرار گرفتن از طرف انسان های اطراف مهم نیست؛ مهم این که از درون، خود شخص از اعمالی که انجام میده در عبادت و پرستش خداوند احساس خوشایندی داشته باشه و به قبولی عبادات از طرف پرودگارش امیدوار.
اگه با خدا باشید پیش خلق خدا هم عزیز میشید؛ نگران نباشید.
این اکرام نسبیه و منظور نزدخداست، شاید درنظرما کسی محترم باشه ومردم اورا اکرام کنند ولی اکرام اصلی در نزد خداست.
معیار اکرام نزد الله؟ تقوا
“ان اکرمکم عندلله اتقاکم”
**پس
“إن للمتقین مفازا”
پس وقتی انسان با خدا باشه عزت نفس واکرام خاصی داره که با حرف مردم ازبین نخواهد رفت.
اگه جامعه ایمانی باشه برای کسی ارزش قائلند که تقوا بالایی داشته باشه…
اگر آدم خالصانه کار کنه وعبادت خالقش داشته باشه به داد خلق هم اونچه در توانش است برسه وبا همه مهربون باشه حتی اگه ریالی هم نداشته باشه محبوب همه میشه .
مهم اینه که وقتى تقوا داشته باشى و احساس کنى خدا ازت راضیه احساس خوشبختى و آرامش میکنى و …
ولی در جامعه ای که ارزشها وغیرارزشها جاشون عوض بشه تقوا ارزش نداره. بعضی موقع مؤمنان واقعی مسخره هم میشن. اما، نزد خدا فقط تقوا معیاره.
۲.با توجه به چگونگی اکرام یوسف توسط الله، آیا در زندگی خود ویا اطرافیان وآشنایان چنین تجربیاتی را مشاهده نمودین؟
من بارها در اکرام مهمان یا مسافران درراه مانده، جواب وپاداشش را از خداوند دیدم که بلافاصله جای دیگه خداوند مرا اکرام داشته وبه کمکم اومده.
زنی که همه جوره تابع شوهرشه اما شوهرش دیگه نمی خوادش برای همین بدنامش می کنه تا بهانه برای طلاقش داشته باشه. اما خداجای حق نشسته و نمیذاره احترام وآبروش بره.
یه وقتی جایگاهی نداشته باشه ولی بخاطر تقوا به جایگاه بالای اجتماعی برسه زندگیش یکبارگی از این روبه اون روبشه ؟
بله درمیان مردم شهرمون کسانی را می شناسم که جایگاه اجتماعی یا مقام رسمی و…ندارن اما معتمدین شهر هم حرفشون فقط حرف اونهاست وبه قولی حرف اونا براشون سنده، فقط به خاطر تقوا وایمانشون.
و خداست که عزت نفس اون شخص رو پیش مردم بالاتر هم می بره حتى اگه دیگران برعلیهش باشن.
۳.کسانی که چشم دیدن فضیلتهای دیگران را ندارند چگونه واکنش می دهند و از چه کسی تبعیت می کنند؟( با استدلال به قرآن)
(قَالَ أَرَأَیْتَکَ هَٰذَا الَّذِی کَرَّمْتَ عَلَیَّ لَئِنْ أَخَّرْتَنِ إِلَىٰ یَوْمِ الْقِیَامَهِ لَأَحْتَنِکَنَّ ذُرِّیَّتَهُ إِلَّا قَلِیلًا) [سوره اسراء : ۶۲]
(سپس) گفت: «به من خبر بده، این کسی را که بر من برتری داده ای (به چه دلیل بوده است ؟ !) اگر مرا تا روز قیامت مهلت دهی، فرزندانش را؛ جز عده ی کمی (گمراه و) ریشه کن خواهم کرد»
وقتى نعمتى از طرف خداوند روزى شما شده، اونم به دست کسى اون روزى بهت میرسه، یکى پشت صحنه ممکنه شما رو ناحق خراب کنه یا بد بگه و خودشیرینى کنه تا اون روزى بریده بشه؛ غافل از اینکه خدا همون خداست و کسى نمی تونه جلو اراده الله رو بگیره.
افرادی که چشم و دل تنگ هستن؛ با تبعیت از نفس شیطان بر انسان های متقی حسادت می ورزند تا جایی که در بعضی از موارد رو به کارهای شیطانی می آورند.
خب با این وصف اگر دشمنی بورزیم دقیقاً تبعیت از شیطان داریم.
چون شیطان از فضیلتی که الله به ما داده حسودیش شده وقسم خورده ما را بدنبال خودش بکشه.
روزی یکی از آشناها تعریف می کرد که در زیر درختی بیرون از شهر مشغول نماز خواندن بودم بعد از سلام نماز چشمم به یک پارچه مچاله شده بسته به درخت افتاد از جا برخواستم و پارچه را باز کردم؛ دعای شیطانی در اون نوشته بود و به این نکته تأکید شده بود که زیبایی و جمال و عزت فلانی رو ازش بگیر.
این دوست تعریف می کرد که تنم لرزید و بلافاصله بردم و آون رو آتیش زدم و از خدا خواستم که بلا رو از بنده ای که نمی شناسم کیه و دشمن براش آستین دشمنی بالا زده در پناه خودت حفظ کن.
خداوندا از شر شیطان رانده شده به تو پناه می بریم.