تعاریف القرآن
در لغت عرب هرگاه دو حرف( ق، ر) کنار هم بیایند دال بر: جمع شدن ، نزدیک شدن ، پیوستن میدهد.
علما در مورد ریشه یابی کلمه قرآن باهم اختلاف کرده اند واقوال آنها عبارتند از:
۱. ازماده ( قرأ) ، گفته میشود:
قرأ الشیءیقروه وقرآنا.
اصل ماده قرأ بمعنی جمع است.
قرائت : جمع کردن حروف و کلمات ، و به هر جمع کردنی قرائت نمی گویند.
در لغت عرب هرگاه دو حرف( ق، ر) کنار هم بیایند دال بر: جمع شدن ، نزدیک شدن ، پیوستن میدهد.
علما در مورد ریشه یابی کلمه قرآن باهم اختلاف کرده اند واقوال آنها عبارتند از:
۱. ازماده ( قرأ) ، گفته میشود:
قرأ الشیءیقروه وقرآنا.
اصل ماده قرأ بمعنی جمع است.
و نامگذاری قرآن به آن چون جمع کننده قصص ،امر ونهی ووعدووعید، و….. است، و همچنین چون جمع کننده حروف وکلمات بعضی بر بعضی دیگر است چرا که یک حرفی هرگاه تلفظ شود قرائت گفته نمی شود، وهمچنین حاصل و ثمره کُتب خداوند متعال را خود جمع کرده است، همچنین حاصل تمام علوم، همانطور که در این به آن اشاره شده اند:
﴿وَنَزَّلْنَا عَلَیْکَ الْکِتَابَ تِبْیَانًا لِکُلِّ شَیْءٍ﴾ {نحل/ ۸۹}
قرآن مصدر است بر وزن “فعلان” مثل رحجان وکفران.
۲. از ماده (ق ری) که معانی این کلمه نیز حول “جمع کردن” میچرخد.
۳.از ماده قرأ ولی نه به معنی جمع ، بلکه بمعنای “تلاوت کردن” است ودلیل آنها:
﴿إِنَّ عَلَیْنَا جَمْعَهُ وَقُرْآنَهُ ، فَإِذَا قَرَأْنَاهُ فَاتَّبِعْ قُرْآنَهُ﴾ {قیامه/ ۱۷، ۱۸}. “جمع” بر قرآن عطف شده است وعطف موجب مغایرت میشود.
پس مراد از جمع قرآن : جمع آن در قلب پیامبر بوسیله حفظ وبر زبان او به وسیله تلاوت کردن آن.
– معنی قرأ بنابر این وجه : به معنی آشکار شدن است والقران (ظهور: آشکار شده) و دلیل این است که قاری قرآن را اشکار میکند وخارج میکند.
۴. بعضی از علما (شعراوی، قرطبی) آن را از ماده (ق رن) میدانند :
گفته میشود : قَرَئتُ الشَّی ءَ بالشَیءِ :یعنی جمع کردن آن با همدیگر، نامگذاری قرآن به این: به دلیل مقترن شدن سوره ها و آیات وحروف در آن.
۵. بعضی از علما (شافعی وبیهقی) آن را اسمی برای کتاب خداوند وغیر مهموز میدانند، وعلم است ومشتق نیست .
جمعبندی:
قرآن اعم اسماء است چون دال بر مطلق جمع کردن میدهد.
۱. قرآن کریم
۲. ریشه یابی هزار کلمه قرآن/ عبدالظاهر سلطانی
۳. معجم فروق الدلالیه/ محمد محمد داوود
معرفی قرآن از دیدگاه قرآن
۱- اولین آیه ایی که کلمه ی قرآن در آن آمده است کدام است و به چه نکته های مهمى اشاره دارد؟
جواب: آیه ۱۸۵/ بقره
﴿شَهْرُ رَمَضَانَ الَّذِی أُنزِلَ فِیهِ الْقُرْآنُ هُدًى لِّلنَّاسِ وَبَیِّنَاتٍ مِّنَ الْهُدَىٰ وَالْفُرْقَانِ ۚ فَمَن شَهِدَ مِنکُمُ الشَّهْرَ فَلْیَصُمْهُ ۖ وَمَن کَانَ مَرِیضًا أَوْ عَلَىٰ سَفَرٍ فَعِدَّهٌ مِّنْ أَیَّامٍ أُخَرَ ۗ یُرِیدُ اللَّهُ بِکُمُ الْیُسْرَ وَلَا یُرِیدُ بِکُمُ الْعُسْرَ وَلِتُکْمِلُوا الْعِدَّهَ وَلِتُکَبِّرُوا اللَّهَ عَلَىٰ مَا هَدَاکُمْ وَلَعَلَّکُمْ تَشْکُرُونَ﴾ [۲:۱۸۵]
*چند نکته ی مهم در این آیه :
۱. ظرف زمان نزول قرآن، رمضان بوده است.(شَهْرُ رَمَضَانَ الَّذِی أُنزِلَ فِیهِ الْقُرْآنُ).
۲. شب قدر در رمضان است. (إِنَّآ أَنزَلْنَـٰهُ فِى لَیْلَهِ ٱلْقَدْرِ [۹۷:۱].
۳. وجود شبی به وسعت هزار ماه در رمضان به خاطر وجود ارزش گران سنگ قرآن است. ( لَیْلَهُ ٱلْقَدْرِ خَیْرٌۭ مِّنْ أَلْفِ شَهْرٍۢ [۹۷:۳].
۴. ارزش و اعتبار زمان. ( برای نهایت استفاده ازبرنامه ی هدایت، انسان سازی و جدا سازی میان حق و باطل). (هُدًى لِّلنَّاسِ وَبَیِّنَاتٍ مِّنَ الْهُدَىٰ وَالْفُرْقَانِ).
۵. قرآن برنامه ایی میانه و اعتدال گرا برای رشد انسان هاست. نه افراط و نه تفریط. (یُرِیدُ اللَّهُ بِکُمُ الْیُسْرَ وَلَا یُرِیدُ بِکُمُ الْعُسْرَ).
۶. اجرای احکام قرآن برای بزرگ داشت مقام و عظمت خداوند، به شکرانه ی هدایت الهی.(وَلِتُکَبِّرُوا اللَّهَ عَلَىٰ مَا هَدَاکُمْ وَلَعَلَّکُمْ تَشْکُرُونَ).
۲- چند آیه در مورد تدبر در قرآن آمده و هر کدام چه موضوعى را مورد بررسى قرار داده است؟
جواب: چهار آیه
۱. ﴿أَفَلَا یَتَدَبَّرُونَ الْقُرْآنَ ۚ وَلَوْ کَانَ مِنْ عِندِ غَیْرِ اللَّهِ لَوَجَدُوا فِیهِ اخْتِلَافًا کَثِیرًا ﴾[۸۲:النساء].
به این مساله اشاره دارد که در فهم و درک الفاظ قرآن تامل و تدبر کنید و بدانید که این قرآن ساختگی نیست، وهیچ تناقضی در آن وجود ندارد و نیز معانی آن استوار و محکم است.
۲. ﴿أَفَلَا یَتَدَبَّرُونَ الْقُرْآنَ أَمْ عَلَىٰ قُلُوبٍ أَقْفَالُهَا﴾[۲۴محمد].
اگر در قرآن تفکر و اندیشه نشود، ظلمت و قسوت قلب به حدی افزایش می یابد که قلب ها سخت و تیره میگردد، گویی قفل آهنین برآن زده شده است، نه نوری در آن نفوذ می کند و نه ایمانی.
ذکر «قلوب » به صیغه نکره ، برای آن است که دلهای برخی از آنان ، مورد نظر می باشد.
۳. ﴿کِتَابٌ أَنزَلْنَاهُ إِلَیْکَ مُبَارَکٌ لِّیَدَّبَّرُوا آیَاتِهِ وَلِیَتَذَکَّرَ أُولُو الْأَلْبَابِ ﴾﴿ص: ۲۹﴾.
این آیه دلیل بر آن است که خواندن قرآن با ترتیل و تأمل ، بهتر از خواندن آن به سرعت است زیرا با خواندن سریع قرآن ، تدبر در آن میسر نیست .
حسن بصری می گوید: «تدبر در آیات خداوند، پیروی کردن از آنها است ».
امر به تدبر در آیات قرآن برای تذکر، یادآوری و پندآموزی خردمندان است، و این که متدبران در قرآن از صاحبان عقل و خرد هستند.
۴-أَفَلَمْ یَدَّبَّرُوا۟ ٱلْقَوْلَ أَمْ جَآءَهُم مَّا لَمْ یَأْتِ ءَابَآءَهُمُ ٱلْأَوَّلِینَ﴿مومنون/ ۶۸﴾
خطاب به کسانی است که در آیات قران نمیخواهند تفکر و ندبر کنن تا به حقیقت برسن و یا آنهایی که بهانه و تعصب آباء و اجدادی دارن و بخاطر آن از پذیرش حق سر باز میزنند.
آیا آنان سخنان را نمیسنجند (و دربارهی این آیات الهی نمیاندیشند، تا اعجاز قرآن را با چشم سر و چشم دل مشاهده کنند)، یا این که مطالبی برای آنان آمده است که برای نیاکانشان نیامده (و نزول آیات آسمانی، چیز نوظهوری است؟ چنین نیست، ارسال پیغمبران و انزال کتابهای آسمانی برای ایشان شیوهی دیرین خدا بوده و محتوای دعوت تو از نظر اصول و اساس، همان محتوای دعوت پیغمبران است).
۳- معناى لغوى و اصطلاحى قرآن چیست و چه ارتباطى با هم دارند؟
در معنای قرآن وجوه پنج گانه ای گفته شده است که می توان آنها را به سه دسته تقسیم نمود:
۱) قرآن، اسمی جامد و غیرمشتق
اسمی است علم، که مشتق نیست و به کلام الهی اختصاص دارد ومهموز نیست. (شافعی- ابن کثیر).
۲) قرآن، اسمی است مشتق ولی غیرمهموز
الف) مشتق از “قَرِنْتُ الشّئ بالشّئ “(یعنی چیزی را با چیز دیگر پیوستم) اگر یکی را با دیگری منضم کنیم.
*و وجه این تسمیه آنست که سوره ها و آیه ها و حروف مقرون وپیوسته بهم اند.(اشعری)
ب) قرآن، مشتق از “قرائن” است زیرا آیات أن بعضی بعض دیگر را تصدیق میکند و هر قسمت با قسمت دیگر شباهت دارد و اینها قرائن (= همتای یکدیگر) می باشند. (فراء).
۳) قرآن مشتق و مهموز است:
الف) مشتق از “قرء ” به معنای جمع. عرب وقتی بخواهد بگوید: آب را در حوض جمع کردم، می گوید: “قَرَأتُ المآءَ فی الحَوْض”. (ابن اثیر، زجاج و…).
** و علت نام گذاری قرآن به آن:
*ابن فارس: چون حاوى و دربرگیرنده احکام و قصص و امر و نهى و غیر از اینهاست.
*راغب اصفهانی: چون حاصل و ثمره ی کتاب های پیشین خداوند متعال را در خود جمع کرده است.
*چون جمع کننده قصص، امر و نهی، وعد و وعید است.
چون جمع کننده حروف و کلمات بعضی بر بعضی دیگر است، چرا که یک حرفی هر گاه تلفظ شود، قرائت گفته نمی شود.
چون حاصل و جمع کننده ثمرات و بهره هاى تمام علوم است همانطور که خداى تعالى به این معنى در این آیه اشاره کرده است: ﴿ وَنَزَّلْنَا عَلَیْکَ الْکِتَابَ تِبْیَانًا لِکُلِّ شَیْءٍ ﴾{نحل/ ۸۹}
ب) بر وزن “رُجْحَان و غُفْرَان” مشتق از ماده قرا به معنای تلاوت است. در این جا از باب تسمیه مفعول به مصدر، “مقروء”، یعنی خوانده شده و یا خواندنی، به نام قرآن، یعنی خواندن به کار رفته است; مثل آن که کتاب، که به معنای نوشتن است، به مکتوب (نوشته شده) اطلاق می گردد (لحیانی و جمعی دیگر).
۴- در آیه ی (انعام/۱۹) خداوند چهار بار با فعل “قل” پیامبر را مورد خطاب قرار مى دهد. چرا؟ پیام هر «قل» چیست؟
﴿قُلْ أَیُّ شَیْءٍ أَکْبَرُ شَهَادَهً ۖ قُلِ اللَّهُ ۖ شَهِیدٌ بَیْنِی وَبَیْنَکُمْ ۚ وَأُوحِیَ إِلَیَّ هَٰذَا الْقُرْآنُ لِأُنذِرَکُم بِهِ وَمَن بَلَغَ ۚ أَئِنَّکُمْ لَتَشْهَدُونَ أَنَّ مَعَ اللَّهِ آلِهَهً أُخْرَىٰ ۚ قُل لَّا أَشْهَدُ ۚ قُلْ إِنَّمَا هُوَ إِلَٰهٌ وَاحِدٌ وَإِنَّنِی بَرِیءٌ مِّمَّا تُشْرِکُونَ﴾. [۶:۱۹].
جواب: پیامبران أمین وحی اند، خداوند به پیامبر فرمود “قل” او نیز به مردم می گوید “قل”.
*تکرار “قل” اهمیت موضوع موجود در این آیه را می رساند و اینکه برای تاکید بیشتر آمده است.
– پیام هرکدام:
قل اول: بالاترین گواه، گواهی خداوند است.
قل دوم: گواه بودن خداوند میان بندگان و پیامبر بنابردلیل وجود قرآن.
(قرآنی که هیچ کس مانند آن را نتوانسته و نمی تواند بیاورد).
قل سوم: نفی وجود خدایان دیگر.
قل چهارم: اثبات یگانگی خداوند.
۵- آیا در قرآن دلیلی مبنى بر سکوت کردن و گوش دادن هنگام قرائت قرآن، وجود دارد؟ چرا؟
جواب: بله. آیه ی ۲۰۴ سوره ی اعراف.
﴿ وَإِذَا قُرِئَ الْقُرْآنُ فَاسْتَمِعُوا لَهُ وَأَنصِتُوا لَعَلَّکُمْ تُرْحَمُونَ﴾ [۷:۲۰۴].
می فرماید: هر وقت قرآن قرائت می شود، متفکرانه گوش دهید، برای احترام به قرآن .
درباره عظمت و جلال خدا بیندیشید و او را یاد کنید تا مورد رحمت خدا قرار گیرید.
۶- چه فرقى بین تلاوت و قرائت قرآن وجود دارد؟ دلیل؟
تلاوت ازماده «تلو» و به معنی إتباع است.
گفته می شود: تَلوتُه: اگر آن را اتباع و دنبال کنی.
سپس دلالت کلمه بر معنای قرائت قرآن اختصاص یافت. چون در قرائت قرآن آیات به شکل منظم و مرتب دنبال می شود. وهم این که آیه ایی در پی آیه ی دیگر دنبال می شود.
*و قرائت ماده«قرأ» و به معنی جمع کردن است.
– قرائت قرآن یعنی جمع کردن حروف و کلمات با همدیگر.
براین اساس قرائت عام تر از تلاوت است. چون قرائت مجرد تلفظ کلمات پیوسته به همدیگر است، اما تلاوت دارای معنایی خاص است که شامل قرائت و اتباع با همدیگر می شود.
۷- چه دلایلى مبنى بر این که قرآن تصدیق کننده و تأیید کننده ی کتاب هاى آسمانى قبل از خود باشد، وجود دارد؟
*خداوند در آیات زیادی به این مطلب اشاره نموده است. از جمله:
۱.﴿وَمَا کَانَ هَـٰذَا ٱلْقُرْءَانُ أَن یُفْتَرَىٰ مِن دُونِ ٱللَّهِ وَلَـٰکِن تَصْدِیقَ ٱلَّذِى بَیْنَ یَدَیْهِ وَتَفْصِیلَ ٱلْکِتَـٰبِ لَا رَیْبَ فِیهِ مِن رَّبِّ ٱلْعَـٰلَمِینَ﴾. [یونس: ۳۷].
«این قرآن از سوی غیر خدا، (چه محمّد و چه احبار و کُهّان و چه دیگر مردمان) ساخته و پرداخته نشده است و بلکه (وحی خدا است) و تصدیقکنندهی کتاب های آسمانی پیشین (هم چون تورات و انجیل) است، و بیان گر (شرائع و عقائد و احکام) کتاب های گذشته میباشد. شکّ و تردیدی در آن نیست و از سوی پروردگار جهانیان فرستاده شده است».
۲.﴿لَقَدْ کَانَ فِی قَصَصِهِمْ عِبْرَهٌ لِّأُولِی الْأَلْبَابِ مَا کَانَ حَدِیثًا یُفْتَرَىٰ وَلَٰکِن تَصْدِیقَ الَّذِی بَیْنَ یَدَیْهِ وَتَفْصِیلَ کُلِّ شَیْءٍ وَهُدًى وَرَحْمَهً لِّقوْمٍ یُؤْمِنُونَ﴾. ﴿یوسف: ۱۱۱﴾.
« به حقیقت در سرگذشت آنان، (یعنی یوسف و برادران و دیگر پیغمبران و اقوام باایمان و بیایمان، درس های بزرگِ عبرت برای همهی اندیشمندان است. (آن چه گفته شد) یک افسانهی ساختگی ( داستان خیالی و دروغین) نبوده، بلکه (یک وحی بزرگ آسمانی است) که کتاب های (اصیل انبیای) پیشین را تصدیق و پیغمبران (راستین) را تأیید میکند، و (به علاوه) بیان گر همهی چیزهائی است که (انسان ها در راه سعادت و تکامل خود به آن ها نیاز دارند، و به همین دلیل مایهی هدایت و رحمت برای (همهی) کسانی است که ایمان میآورند».
۳. ﴿ نَزَّلَ عَلَیْکَ الْکِتَابَ بِالْحَقِّ مُصَدِّقًا لِّمَا بَیْنَ یَدَیْهِ وَأَنزَلَ التَّوْرَاهَ وَالْإِنجِیلَ﴾. [ آلعمران: ۳].
« (همان کسی که) کتاب (قرآن) را بر تو نازل کرده است، که مشتمل بر حق است. ( و متضمّن اصول رسالت های آسمانی پیشین) و تصدیق کننده ی کتاب هایی است که قبل از آن (برای پیغمبران فرستاده شده اند) . خداوند پیش از آن تورات را (برای موسی) و انجیل را (برای عیسی) نازل کرده است ».
۸- در آیه ی (یونس/۶۱) قسمت ﴿ وَمَا تَتْلُو مِنْهُ مِن قُرْآنٍ ﴾ چه ارتباطى با کل آیه دارد؟
﴿ وَمَا تَکُونُ فِی شَأْنٍ وَمَا تَتْلُو مِنْهُ مِن قُرْآنٍ وَلَا تَعْمَلُونَ مِنْ عَمَلٍ إِلَّا کُنَّا عَلَیْکُمْ شُهُودًا إِذْ تُفِیضُونَ فِیهِ ۚ وَمَا یَعْزُبُ عَن رَّبِّکَ مِن مِّثْقَالِ ذَرَّهٍ فِی الْأَرْضِ وَلَا فِی السَّمَاءِ وَلَا أَصْغَرَ مِن ذَٰلِکَ وَلَا أَکْبَرَ إِلَّا فِی کِتَابٍ مُّبِینٍ﴾. [۱۰:۶۱].
منظور قرآن، کتاب خواندنی و جهان خلقت یعنی کتاب دیدنی و کل اعمالی که در جهان رخ می دهد، در کتاب مبین یعنی لوح محفوظ موجود است. و هیچ چیز دراین دنیا چه روی زمین و چه در آسمان ها ازخداوند پنهان نیست وهمه چیز چه کوچک و چه بزرگ در نزد پروردگار محفوظ و ثبت شده است و اگرخداوند نخواهد، عامل هیچ عملی نخواهیم بود.
۹- در آیه ی (یوسف/۲): ﴿إِنَّا أَنزَلْنَاهُ قُرْآنًا عَرَبِیًّا لَّعَلَّکُمْ تَعْقِلُونَ﴾. [۱۲:۲].
الف- { إِنَّا أَنزَلْنَاهُ قُرْآنًا } ضمیر “هـ” به چه چیزى بر مى گردد؟
جواب: به کتاب، در آیه ی ماقبل.
ب- چرا قید عربیا؟
۱. چون پیامبر از امّت عرب بود، قرآن را به زبان عربى فرو فرستادیم. ﴿ وَمَا أَرْسَلْنَا مِنْ رَسُولٍ إِلَّا بِلِسَانِ قَوْمِهِ لِیُبَیِّنَ…﴾( إبراهیم: ۴).
۲. وهمچنین قرآن نه فقط کتاب بود، بلکه معجزه ی رسول الله تا قیامت است، و در زمان نزولش و اولین مخاطبانش زبان عربی جایگاه ویژه ایی داشت. قرآن با نهایت فصاحت و بلاغت آراسته بود و هیچ کس یارای مقابله با آن را نداشت.
ج- (قُرْآنًا) چه نقشى دارد؟
حال و منصوب.
د- (لَّعَلَّکُمْ تَعْقِلُونَ) چه ارتباطى با مفهوم آیه دارد؟
الف. چون هـدف تنها قرائت و تلاوت نیست بلکه وسیله ی تعقل و رشد است؛ به اینکه معانی آن را بدانید و مضامین آن را بفهمید و در آن بیندیشید.
ب. برای بیدارسازی عقل و فکر مخاطبان؛ تا در معجزه بودن آن بیشتر فکر کنند، شاید به مقصود برسند.
۱۰- چه ارتباطى بین کلمه ى کتاب و قرآن وجود دارد؟
قرآن لفظی عام است که دال بر مطلق (جمع کردن) می¬دهد. اما کتاب خاص است ، و از ویژگی های معنایی کتاب برای قرآن، ویژگی جمع کردن آن از طریق خط و کتابت است.
۱۱- دلیلی که خداوند به طور صریح و آشکار قرآن را به خود اختصاص داده است، را بیان کنید.
﴿نَحْنُ نَقُصُّ عَلَیْکَ أَحْسَنَ ٱلْقَصَصِ بِمَآ أَوْحَیْنَآ إِلَیْکَ هَـٰذَا ٱلْقُرْءَانَ وَإِن کُنتَ مِن قَبْلِهِۦ لَمِنَ ٱلْغَـٰفِلِینَ﴾ [۱۲:۳]
« ما از طریق وحی این قرآن، نیکوترین سرگذشت ها را برای تو بازگو میکنیم و (تو را بر آن¬ها مطّلع میگردانیم). هرچند که پیشتر از زمرهی بیخبران (از احوال گذشتگان) بودهای ».
۱۲- خداوند در آیه ى (الرعد/۳۱) به قرآنی اشاره دارد که کوه ها به وسیله ى آن حرکت کنند یا زمین شکافته گردد و مردگان صحبت کنند:
﴿وَلَوْ أَنَّ قُرْآنًا سُیِّرَتْ بِهِ الْجِبَالُ أَوْ قُطِّعَتْ بِهِ الْأَرْضُ أَوْ کُلِّمَ بِهِ الْمَوْتَىٰ ۗ بَل لِّلَّهِ الْأَمْرُ جَمِیعًا ۗ أَفَلَمْ یَیْأَسِ الَّذِینَ آمَنُوا أَن لَّوْ یَشَاءُ اللَّهُ لَهَدَى النَّاسَ جَمِیعًا ۗ﴾.
الف- چه ارتباطى با قرآن موجود، وجود دارد؟
قران موجود با دلایل واضح و آشکار اعجاز علمی، بلاغی و….مهم ترین وسیله در انجام هر کار غیر قابل تصوری است. چون همه ی موارد فوق در قرآن به آن اشاره دارد مثل جریان زنده شدن مردی صالح و الاغش بعد از صد سال، یا جریان اصحاب کهف و…
همچنین حرکت کوه ها (و إِذَا الشَّمْسُ کُوِّرَتْ…وإِذَا النُّجُومُ انکَدَرَتْ) و… وحرکت کوه های یخی و سنگی بر اثر رانش زمین، زلزله، آتش فشان و…
ب- اگر چنین قرآنى در دست باشد، آیا کل مردم ایمان مى آورند؟ چرا؟
جواب: خیر.
*اگر به فرض به جای این قرآن، قرآنی باشد که کوه ها بدان به حرکت درآیند، یا زمین به وسیلهی آن شکافته گردد، و یا بدان مردگان (زنده) و به سخن درآورده شوند، باز هم بعضی ها به سبب عناد با حق، بدان نمیگروند و بر راه خدا نمیروند، همچنان که در بین پیامبران گذشته موارد مختلفی از معجزات فیزیکی انجام شد و منکران و لجوجان، ایمان نیآوردند.
*هدایت خاص کسانی است که خواهان هدایت باشند.
۱۳- در اولین آیه سوره ى حجر “کتاب” و “قرآن” با هم آمده اند، چرا؟
(الکتاب): مراد قرآن است که ذکر لفظ ( قرآن)، بعد از آن عنـوان تأکید را دارد.
*چون عطف خاص قرآن به عام یعنی کتاب ( آخرین کتاب)، شده است، و مشتمل بر کل کتب ما قبل می باشد.
۱۴- خداوند به پیامبر خود مى فرماید: {سبع المثانى و قرآن عظیم} به تو دادیم. “سبع المثانى” چیست؟ چه ارتباطى با قرآن دارد؟ دلیل؟
*عطف ” القرآن العظیم ” بر “سبع المثانى” عطف عام بر خاص است.
به خاطر زیادی آنچه از مثانی های قرآن آمده است مثل توحید، وعلوم غیب، وأحکام و….
﴿وَلَقَدْ ءَاتَیْنَـٰکَ سَبْعًا مِّنَ ٱلْمَثَانِى وَٱلْقُرْءَانَ ٱلْعَظِیمَ﴾ (حجر۸۷).
علما در معنای سبع المثانی اختلاف کرده اند:
۱. قول اول:
منظور هفت سوره ی طولانی قرآن هستند که شامل:
(البقره، آل عمران، النساء، المائده، الأنعام، الأعراف، یونس).
که این قول از ابن مسعود، ابن عمر، ابن عباس، مجاهد، سعید بن جبیر و الضحاک و… روایت شده است.
۲. قول دوم:
مقصود سوره ی فاتحه است که شامل هفت آیه است. (بسمله را آیه ایی از فاتحه می دانند). که این قول از عمر، علی و ابن مسعود و ابن عباس روایت شده است. آن ها را مثانی نامیدند، چون در هر نمازی تکرار می شوند.
۳. قول سوم.
چون قرآن همه مطالبش به صورت مثان یعنی زوج آمده است مثل:
أمر و نهی، وعد و وعید، حلال و حرام، ناسخ و منسوخ، حقیقت و مجاز، محکم و متشابه، خبر ما کان و ما یکون، مدح و ذم، زمین و آسمان، زن و مرد و …
سعید بن جبیر میگوید: از ابن عباس درباره ی «سبع مثانی» سؤال کردم، وی در جواب گفت: «سبع مثانی “أمّ القرآن” است. مراد از سبع، هفت آیه در [سوره حمد] است و معنای مثانی تکرار سوره حمد در هر رکعت است و این هم مختص همین سوره است، نه سورههای دیگر قرآن».
صاحب «تفسیر کاشف» احتمال دیگری بر این مسئله اضافه کرده و گفته است: یا از آن جهت است که در این سوره، بین ذکر ربوبیت و عبودیت جمع شده است.
صاحب تفسیر «من وحی القرآن» علاوه بر وجوه ذکر شده در تسمیه ی سوره حمد به سبع مثانی، وجه دیگری ذکر کرده است و میگوید: سوره حمد را از آن جهت (سبع مثانی) میگویند که معانی آن در آیات قرآن تکرار شده است.
(صاحب تفسیر نمونه) در تفسیر آیه ی «و لقد آتیناک سبعاً من المثانی و القرآن العظیم»، میگوید:
چنانکه معلوم است، سبع همان عدد هفت است و مثانی عدد ۲ است. بدین جهت اکثر مفسران گفتهاند، سبع من المثانی کنایه از سوره حمد است و روایات هم به همین معنا اشاره دارند.
*فلسفهاش این است که از هفت آیه تشکیل شده است و به جهت اهمیت و عظمت مطالبش دوبار بر پیامبر(صلی وسلم الله علی) نازل شده است. یا اینکه مرکب از دو قسمت است: نصف این سوره حمد و ثنای خدای متعال و نصف دیگرش دعا و عبادت است.
(راغب اصفهانی) در کتاب مفردات میگوید: کلمه مثانی بر قرآن اطلاق شده است، به جهت تکرار آیاتش.
این تکرار همان چیزی است که آن را از دست بُرد و تحریف حفط کرده است و میکند. علاوه بر این؛ حقایق قرآن در هر دوره و زمانی به شکلی جدید تجلی پیدا میکند، لذا سزاوار است که به مثانی توصیف شود.
۱۵- آیه ى (حجر/۹۱) از چه کسانى صحبت مى کند؟ ویژگى آن ها چیست؟
﴿ٱلَّذِینَ جَعَلُوا ٱلْقُرْءَانَ عِضِینَ﴾. [۱۵:۹۱].
« کسانی که قرآن را بخش بخش میکردند ».
جواب: درمورد کفار است.
کسانی است که قرآن را اجزاء متفرق قرار دادند و در مورد آن آراء متفاوتی بیان کردند. به بخشی از آن ایمان آوردند و به بخش دیگر آن کافر شدند. قرآن را تکذیب می کردند و می گفتند: سحر، شعر، اساطیر وافسانه است.
۱۶- آیا دلیلى براى پناه بردن به خداوند از شر شیطان رانده شده در هنگام قرائت قرآن وجود دارد؟ چرا؟
جواب: بله. وجود دارد. سوره ی نحل آیه ی ۹۸:
﴿ فَإِذَا قَرَأْتَ الْقُرْآنَ فَاسْتَعِذْ بِاللَّهِ مِنَ الشَّیْطَانِ الرَّجِیمِ﴾.
« پس هنگامی که قرآن می خوانی، از (شر) شیطان رانده شده، به خدا پناه ببر».
*چون بیش ترین تلاش شیطان این است که هنگام قرائت قرآن، تمرکز را از انسان بگیرد تا تدبر و تفکری در آیات صورت نگیرد و روح کلام الله در جان ها دمیده نشود.
۱۷- چگونه قرآن هدایت گر است؟
قرآن برای اهل علم و انسان های صالح با استدلال ها، آیات و داستان های عبرت انگیزخود هدایت گر است.
﴿إِنَّ هَـٰذَا ٱلْقُرْءَانَ یَهْدِى لِلَّتِى هِىَ أَقْوَمُ ﴾.
« این قرآن (مردمان را) به راهی رهنمود می کند که مستقیم ترین راه ها (برای رسیدن به سعادت دنیا و آخرت) است».
*قوانین بشری هر چند مفید باشند، نمی توانند با قوانین قرآن هم طراز شوند. چون قرآن از طرف خالقی است که هیچ محدودیتی ندارد. گذشته، حال و آینده برای او یکسان است.
بنابراین کامل ترین و کوتاه ترین مسیر رشد را (که همان صراط مستقیم باشد)، برای بشریت به ارمغان آورده است.
۱۸- چرا خداوند در هنگام قرائت قرآن بین رسول الله (صلى الله علیه وآل و سلم) و کسانی که ایمان به آخرت نداشتند، مانع ایجاد مى کرد؟ (اسراء/۴۵و۴۶)
چون آن ها هنگام شنیدن آیات آن را انکار می کنند، گوش نمی کنند و با نفرت پشت می کنند و می گریزند.
﴿ وَإِذَا قَرَأْتَ ٱلْقُرْءَانَ جَعَلْنَا بَیْنَکَ وَبَیْنَ ٱلَّذِینَ لَا یُؤْمِنُونَ بِٱلْءَاخِرَهِ حِجَابًۭا مَّسْتُورًۭا﴾. [۱۷:۴۵]
« (ای پیغمبر!) هنگامی که قرآن (ناطق به دلائل حق) را میخوانی، میان تو و آنان که به قیامت باور ندارند، و پیوسته دشمن حق و از حقیقت گریزانند، حجاب ناپیدایی قرار می¬دهیم، (تا نور قرآن به دل ایشان پرتو نیندازد و به آنان سودی نرساند) ».
﴿وَجَعَلْنَا عَلَىٰ قُلُوبِهِمْ أَکِنَّهً أَن یَفْقَهُوهُ وَفِىٓ ءَاذَانِهِمْ وَقْرًۭا ۚ وَإِذَا ذَکَرْتَ رَبَّکَ فِى ٱلْقُرْءَانِ وَحْدَهُۥ وَلَّوْا۟ عَلَىٰٓ أَدْبَـٰرِهِمْ نُفُورًۭا﴾. [۱۷:۴۶]
« و (چون در ستیزهجوئی با حق پافشاری میکنند) بر دل هایشان پوشش هائی قرار میدهیم تا قرآن را نفهمند و در گوش هایشان سنگینی ایجاد میکنیم (تا ندای هدایت قرآن را چنان که باید نشوند و از آن سود نبرند)، بنابراین هنگامی که پروردگارت را در قرآن به یگانگی یاد میکنی (و خدایان ایشان را نام نمیبری) پشت کرده و میگریزند (تا صدای توحید را نشنوند) ».