موارد بیشتر

Generic selectors
جستجوی دقیق
جستجو در عنوان
جستجو در متن
Post Type Selectors
آوای دل
آیات اسماءالله
احکام
احکام اجتماعی
احکام اقتصادی
احکام عبادی
اخلاق
اخلاق پسندیده
اخلاق ناپسند
اسماءالله
اشعار
اعجاز
اعجاز علمی
ایستگاه تدبر
بهشت و دوزخ
تدبر سوره‌ها و اجزا
تدبر موضوعی
تعاریف اسماءالله
توحید
خاطرات
دعاها
دلنوشته‌ها
رسول و نبی
زندگی پیامبران
سوالات اسماءالله
سیر در قرآن
صوتی
قیامت
کتاب و قرآن
کتابخانه
گوناگون
متنی
مرگ و برزخ
معاد
مقالات توحید
مقالات قرآنی
مقالات معاد
مقالات نبوت
موضوع تدبر
نبوت
وحی
ویژگی رسول الله
ویژه برنامه بهار
ویژه برنامه حج
ویژه برنامه رمضان
ویژه برنامه‌ها

سوالات وحی


تعاریف لغتی و اصطلاحی وحی
وحی درلغت:
واو ،حاء وحرف معتل دلالت بر اشارات سری وخفی است واهل لغت معانی گوناگونی برای آن در نظر گرفتن اشاره ،کتابت ورساله وسخن پوشیده شتاب وعجله ،اعلام در خفا وکلام یا پیام یا نوشته ای که به دیگران الهام میشود
وحی عبارت است از هر چیزی که تو آن را از غیر خودت القاء نمای اعم اینکه با اشاره باشد یا با کتابت
فراهیدی: وحی مصدری برای نوشتن معنا کرده یقال وحی ،یحی وحیا ای کتب یکتب کتبا “واوحی الیه”وحی را بر دلش افکند وبه او اشاره کرد
وحی در اصطلاح:
ارتباط سریع و مخفیانه از مبدا به مقصد به گونه ای که غیر از مقصد خبر نداشته باشد و مقصد بداند که ازمبدا است
مفسران وحی رادر اصطلاح ارتباطی معنوی است که برای پیامبران ،گیرنده ای است که پیام رابه واسطه همین دریافت پیام آسمانی از راه اتصال به غیب برقرار می شود
اصل وحی: اشاره سریع
معانی وحی در قران:
۱- اشاره پنهانی وپوشیده (فخرج علی قومه من المحراب فاوحی الیهم ان سبحوا بکره وعشیا)(۱۱مریم)
۲- امر غریزی وتکوینی ونوعی اعلام تکوینی (واوحی ربک الی النحل ان اتخذی من الجبال بیوتا ومن الشجر ومما یعرشون ثم کلی من کل الثمرات فاسلکی سبل ربک ذلللا)(نحل۶۸)
۳-الهام نفسی یاشعور واحساسی که در باطن انسان تحقق مییابد (وواوحینا الی ام موسی ان ارضعیه فاذا خفت علیه فالقیه فی الیم ولاتخافی ولاتحزنی انا رادوه الیک وجاعلوه من المرسلین )(۷قصص)
۴- الهام غیبی به پیامبران (نحن نقص علیک احسن القصص بما اوحینا الیک هذه القران )
فرق بین الهام ووحی:
الهام به این معناست که تصمیم بر کاری ویا آگاهی از خبری در دل آدمی که خداوند در دلش القاء کرده
الهام القای معنا در نفس وذهن
۱- وحی ویژه پیامبران است اما الهام بر غیر پیامبران
۲-وحی آگاهی ویژه ای است که پیامبران رادر خود میابند ویقین دارند از جانب خداوند القاءشده در حالی که الهام چنین نیست وحی الهی هیچ گاه با افکار شخصی یا چیز دیگر اشتباه نمی شود زیرا پیامبر به منبع آن یقین دارد اما در الهام ممنکنه با افکارشخصی یا چیز دیگر در اشتباه شود
۳- الهام از خداوند بدون واسطه ملائکه ولی وحی خواص رساله الهام از خواص الوهیت شرط وحی اینکه باید تبلیغ شود همان طوری که خداوند گفته یا ایها الرسول بلغ ماانزل الیک من ربک “به غیر الهام بعضی ها هم الهام هم نوعی وحی دانسته .
توضیحات مختصری از وحی:
همان طور که گفتیم وحی به معنای اشاره سریع وسری است وبرای داشتن معنی سرعت در این واژه گفته اند امر وحی این در کلام وسخن است به صورت رمزوکنایه وگاهی به صورت مجردبدون ترکیب است وبا اشاره در بعضی اعضاء ویا بانوشتن وکتابت همان طوری که ذکر شده فخرج علی قومه من المحراب فاوحی الیهم که گفتند رمزی میان او وخدا یا تعبیر شده .وحی اصل وقاعده ای برای رساندن علم وغیر آن است ویژگیهای وحی همان طوری که گفتیم اشاره سریع وگاهی اعلان به رمز وگاهی اشاره به بعضی اعضاء وزمانی به الهام وکلام پنهان واین ارکان اصلی وحی میباشد همان طوری که ابن فارس گفت وحی تعلیم به صورت پنهان است از این تعبیرات به خوبی استفاده میشود که در وحی اشاره از یک سو و سرعت از سوی دیگر نهفته شده بنابرین برای ارتباط مرموز وسریع انبیاءبا عالم غییب وذات خدا از این کلمه استفاده شده نتیجه میگیریم که وحی القاءبه غیرکه دو عنصر دارد خفا وپنهانی و سرعت وتندی .
فهرست:
۱- قران الکریم
۲-مفردات الفاظ قران ،راغب اصفهانی
۳-فروغ الغویه للعسکری
۴-مقایس اللغه،ابن فارس
۵- العین فراهیدی
۵- تفاسیر
۶- اینترنت
۷- معجم الوسیط
۸-لسان العرب ،ابن منظور

۱- علت ذکر کلمه وحى در آیات مختلف چیست؟
در اصل خداوند برای ارتباط با بندگانش از طریق وحی با آنان سخن می گفت البته با اهداف مشخص شده مثل صحبت با پیامبر برای نزول قرآن، و صحبت با مادر موسی…
ولی در کل بیانگر الهی بودن برنامه پیامبران، و کلام الهی بودن قرآن و منهج رسولان ما قبل او.

۲- آیا فرقى بین وحى به رسول الله(صلی الله علیه وسلم) با انبیاء دیگر وجود دارد؟ (جواب با ذکر آیه)
آیات/ ۱۶۳-۱۶۴ سوره ی النساء:
(إِنَّا أَوْحَیْنَا إِلَیْکَ کَمَا أَوْحَیْنَا إِلَىٰ نُوحٍ وَالنَّبِیِّینَ مِن بَعْدِهِ ۚ وَأَوْحَیْنَا إِلَىٰ إِبْرَاهِیمَ وَإِسْمَاعِیلَ وَإِسْحَاقَ وَیَعْقُوبَ وَالْأَسْبَاطِ وَعِیسَىٰ وَأَیُّوبَ وَیُونُسَ وَهَارُونَ وَسُلَیْمَانَ ۚ وَآتَیْنَا دَاوُودَ زَبُورًا) [۴:۱۶۳]
ترجمه: ما به تو (ای پیغمبر، قرآن و شریعت را) وحی کردیم، همان گونه که پیش از تو به نوح و پیغمبران بعد از او وحی کردیم، و (همان گونه که) به ابراهیم، اسحاق، یعقوب، نوادگان (او که برخی از آنان پیغمبران خدا بودند)،عیسی، ایّوب، یونس، هارون، و سلیمان وحی کردیم، و به داود زبور دادیم.
با توجه به این دلایل:
محمد، خاتم پیامبران با دیگر فرستادگان خداوند فرقی نداشت، ونخستین پیامبری هم نبود که از طریق وحی مردم را مخاطب قرار می داد، وبا آنان سخن می گفت. از زمان نوح تا آن زمان، انسانهای پاکی بوده اند که نه به دلخواه خودشان بلکه از جانب خداوند سخن می گفتند. وحی که بر پیامبران گذشته فرستاده می شده با وحی که برپیامبر نازل می شده هیچ تفاوتی نداشته؛ پدیده وحی برای همه یکسان بوده. هدف وحی یکی بوده است.

۳- یادآورى کلمه وحى و مشتقات آن چه تأثیرى در مخاطب دارد؟
– احساس آرامش و اطمینان برای اینکه خداوند برنامه سعادت دو جهان را از طریق وحی به پیامبران ابلاغ کرده است و بندگانش را به حال خود رها نکرده است.
– انسان احساس بزرگی می کند؛ زیرا پروردگارش او را رها نکرده و توسط افرادی بزرگ و با فضیلتی چون پیامبران پیام و برنامه زندگی انسان را به اوعرضه داشته است والله همواره رابطه خود را با انسان حفظ می کند.

۴- انسانها چه سوء استفاده هایى از کلمه و معنى وحى مى کنند؟ (همراه با دلیل قرآن)
-خداوند در آیه/۹۳سوره الانعام در این مورد می فرماید:
(وَمَنْ أَظْلَمُ مِمَّنِ افْتَرَىٰ عَلَى اللَّهِ کَذِبًا أَوْ قَالَ أُوحِیَ إِلَیَّ وَلَمْ یُوحَ إِلَیْهِ شَیْءٌ وَمَن قَالَ سَأُنزِلُ مِثْلَ مَا أَنزَلَ اللَّهُ ۗ وَلَوْ تَرَىٰ إِذِ الظَّالِمُونَ فِی غَمَرَاتِ الْمَوْتِ وَالْمَلَائِکَهُ بَاسِطُو أَیْدِیهِمْ أَخْرِجُوا أَنفُسَکُمُ ۖ الْیَوْمَ تُجْزَوْنَ عَذَابَ الْهُونِ بِمَا کُنتُمْ تَقُولُونَ عَلَى اللَّهِ غَیْرَ الْحَقِّ وَکُنتُمْ عَنْ آیَاتِهِ تَسْتَکْبِرُونَ) [۶:۹۳]
ترجمه: چه کسی ستمکارتر است از کسی که دروغی بر خدا ببندد(و بگوید که کتابی بر کسی نازل نشده است. یا این که بگوید: خدا را فرزند و انباز است) یا این که بگوید: به من وحی شده است، و بدو اصلاً وحی نشده باشد (از قبیل: مُسَیْلمه‌ی کذّاب و أَسْوَد عَنسی و طُلَیْحه أَسَدی.) و یا کسی که بگوید: من هم همانند آنچه خدا (بر محمّد) نازل کرده است خواهم آورد! (چرا که قرآن افسانه‌های گذشتگان است و شعری بیش نیست، اگر بخواهم مثل آن را می‌گویم و می‌سرایم!). اگر (حال همه‌ی ستمگران، از جمله این) ستمکاران را ببینی (و بدانی که چه وضع نابهنجار و دور از گفتاری دارند) در آن هنگام که در شدائد مرگ فرو رفته‌اند و فرشتگان دستهای خود را (به سوی آنان) دراز کرده‌اند (و بر بناگوششان تپانچه و بر پشتشان تازیانه می‌زنند و بدیشان می‌گویند: اگر می‌توانید از این عذاب الهی) خویشتن را برهانید. این زمان به سبب دروغهائی که بر خدا می‌بستید و از (پذیرش) آیات او سرپیچی می‌کردید، عذاب خوارکننده‌ای می‌بینید.

۵- با توجه به معنى لغوى وحى، چگونه شیطان و انسانها به هم وحى مى فرستند؟ دلیل؟
سوره الانعام آیات/ ۱۱۲ – ۱۲۱:
(وَکَذَٰلِکَ جَعَلْنَا لِکُلِّ نَبِیٍّ عَدُوًّا شَیَاطِینَ الْإِنسِ وَالْجِنِّ یُوحِی بَعْضُهُمْ إِلَىٰ بَعْضٍ زُخْرُفَ الْقَوْلِ غُرُورًا ۚ وَلَوْ شَاءَ رَبُّکَ مَا فَعَلُوهُ ۖ فَذَرْهُمْ وَمَا یَفْتَرُونَ) [۶:۱۱۲]
همان گونه (که اینان که در صدد هدایت ایشان هستی با تو دشمنی و ستیزه می‌ورزند) دشمنانی از انسانهای متمرّد و جنّیان سرکش را در برابر هر پیغمبری عَلَم کرده‌ایم. گروهی از آنها سخنان فریبنده‌ی بی‌اساسی را نهانی به گروه دیگری پیام می‌داده‌اند تا ایشان را (با یاوه‌ سرائیهای رنگین و وسوسه‌های دروغین) بفریبند. اگر پروردگار تو می‌خواست، چنین کاری را نمی‌کردند (ولی همه‌ی اینها برابر تقدیر و مشیّت خدا انجام گرفته و انجام می‌گیرد). پس بگذار دروغها به هم بافند (و خویشتن را گرفتار کفر و ضلال کنند. بر تو تبلیغ است و بر ما هم حساب).
(وَلَا تَأْکُلُوا مِمَّا لَمْ یُذْکَرِ اسْمُ اللَّهِ عَلَیْهِ وَإِنَّهُ لَفِسْقٌ ۗ وَإِنَّ الشَّیَاطِینَ لَیُوحُونَ إِلَىٰ أَوْلِیَائِهِمْ لِیُجَادِلُوکُمْ ۖ وَإِنْ أَطَعْتُمُوهُمْ إِنَّکُمْ لَمُشْرِکُونَ) [۶:۱۲۱]
ترجمه: از گوشت حیوانی نخورید که (به هنگام ذبح عمداً) نام خدا بر آن برده نشده است (و یا به نام دیگران و یا به خاطر بتان سر بریده شده است). چرا که خوردن از چنین گوشتی، نافرمانی (از دستور خدا) است. بیگمان اهریمنان و شیاطین صفتان، مطالب وسوسه‌انگیزی به طور مخفیانه به دوستان خود القاء می‌کنند تا این که با شما منازعه و مجادله کنند (و بکوشند که شما را به تحریم آنچه خدا حلال کرده است وادارند). اگر از آنان اطاعت کنید بیگمان شما (مثل ایشان) مشرک خواهید بود.
با توجه به این دو دلیل ذکر شده؛ متوجه خواهیم شد که شیطان در واقع از طریق وسوسه و دستور به انجام کار نادرست و خلاف شرع به انسان الهام می کند. انسان را وسوسه می کند که آن کار را انجام دهد.

۶- نوع وحى به حواریون عیسى (علیه السلام) چگونه بوده؟ دلیل؟
(وَإِذْ أَوْحَیْتُ إِلَى الْحَوَارِیِّینَ أَنْ آمِنُوا بِی وَبِرَسُولِی قَالُوا آمَنَّا وَاشْهَدْ بِأَنَّنَا مُسْلِمُونَ) [۵:۱۱۱]
ترجمه: و(خاطرنشان ساز) آن گاه را که به حواریّون الهام کردیم که به من و فرستاده‌ی من (عیسی) ایمان بیاورید. (آنان پذیرفتند و) گفتند: ایمان آورده‌ایم و (پروردگارا!) گواه باش که ما مخلص و منقاد (اوامر تو) هستیم.
با توجه به این آیه می توان گفت:
وحى به آنان از نوع الهام قلبى بوده؛ درحالی که هیچ دلیلى وجود ندارد که حواریون عیسى، در شمار پیامبران (علیهم‏السلام) بوده ‏اند. وحی فقط برای پیامبران از طرف خداوند یا از طریق جبرئیل فرستاده می شده.
خداوند با بسیارى از بندگان خاص خود، به زبان الهام قلبى سخن گفته وآنان را به راه راست رهنمون شده است. این نوع وحی وحی تکوینی گفته می شود.

۷- دلایل وحى بودن قرآن چیست؟
سوره الانعام آیه/ ۱۹:
(قُلْ أَیُّ شَیْءٍ أَکْبَرُ شَهَادَهً ۖ قُلِ اللَّهُ ۖ شَهِیدٌ بَیْنِی وَبَیْنَکُمْ ۚ وَأُوحِیَ إِلَیَّ هَٰذَا الْقُرْآنُ لِأُنذِرَکُم بِهِ وَمَن بَلَغَ ۚ أَئِنَّکُمْ لَتَشْهَدُونَ أَنَّ مَعَ اللَّهِ آلِهَهً أُخْرَىٰ ۚ قُل لَّا أَشْهَدُ ۚ قُلْ إِنَّمَا هُوَ إِلَٰهٌ وَاحِدٌ وَإِنَّنِی بَرِیءٌ مِّمَّا تُشْرِکُونَ) [۶:۱۹]
ترجمه: (ای پیغمبر! به کسانی که بر رسالت تو گواهی می‌خواهند) بگو: بالاترین گواهی، گواهی کیست (تا او بر صدق نبوّت من گواهی دهد؟) بگو: خدا میان من و شما گواه است! (بهترین دلیل آن این است که) این قرآن به من وحی شده است تا شما و تمام کسانی را که این قرآن بدانها می‌رسد بدان بیم دهم. (قرآنی که هیچ کس و هیچ گروهی نمی‌تواند سوره‌ای همانند آن را بسازد و ارائه دهد). آیا به راستی شما گواهی می‌دهید که خدایان دیگری با خدایند؟! بگو: من گواهی نمی‌دهم (و هرگز کسی و چیزی را انباز خدا نمی‌دانم و نمی‌کنم). بگو: او خدای یگانه‌ی یکتا است، و من از بتان (جاندار و بی‌جانی که) انباز خدا می‌کنید بیزارم.
سوره الاعراف آیه/ ۲۰۳:
(وَإِذَا لَمْ تَأْتِهِم بِآیَهٍ قَالُوا لَوْلَا اجْتَبَیْتَهَا ۚ قُلْ إِنَّمَا أَتَّبِعُ مَا یُوحَىٰ إِلَیَّ مِن رَّبِّی ۚ هَٰذَا بَصَائِرُ مِن رَّبِّکُمْ وَهُدًى وَرَحْمَهٌ لِّقَوْمٍ یُؤْمِنُونَ) [۷:۲۰۳]
ترجمه: هنگامی که (در نزول وحی تأخیر می‌افتد و) آیه‌ای برای آنان نمی‌آوری، می‌گویند: چرا آن را بر نمی‌گزینی و از پیش خود نمی‌سازی؟! بگو: من تنها از قرآنی پیروی می‌کنم که به من وحی می‌شود. این قرآن بینش و هدایت و رحمت پروردگارتان است برای کسانی که مؤمن باشند (چرا که ایشان برابر قوانین آن عمل می‌کنند).
سوره یوسف آیه/ ۳:
(نَحْنُ نَقُصُّ عَلَیْکَ أَحْسَنَ الْقَصَصِ بِمَا أَوْحَیْنَا إِلَیْکَ هَٰذَا الْقُرْآنَ وَإِن کُنتَ مِن قَبْلِهِ لَمِنَ الْغَافِلِینَ) [۱۲:۳]
ترجمه: ما از طریق وحیِ این قرآن، نیکوترین سرگذشتها را برای تو بازگو می‌کنیم و (تو را بر آنها مطّلع می‌گردانیم) هرچند که پیشتر از زمره‌ی بی‌خبران (از احوال گذشتگان) بوده‌ای.
سوره الرعد آیه/ ۳۰:
(کَذَٰلِکَ أَرْسَلْنَاکَ فِی أُمَّهٍ قَدْ خَلَتْ مِن قَبْلِهَا أُمَمٌ لِّتَتْلُوَ عَلَیْهِمُ الَّذِی أَوْحَیْنَا إِلَیْکَ وَهُمْ یَکْفُرُونَ بِالرَّحْمَٰنِ ۚ قُلْ هُوَ رَبِّی لَا إِلَٰهَ إِلَّا هُوَ عَلَیْهِ تَوَکَّلْتُ وَإِلَیْهِ مَتَابِ) [۱۳:۳۰]
ترجمه: بدین گونه‌ی شگرف تو را به میان ملّتی فرستاده‌ایم که ملتهای فراوانی پیش از آنان آمده‌اند و رفته‌اند، تا آنچه را که به تو وحی کرده‌ایم بر آنان – هر چند که منکر خداوند مهربانند – بخوانی. بگو او پروردگار من است. جز او خدائی نیست. بر او توکّل کرده‌ام، و بازگشت من به سوی او است.
با توجه به این دلایل:
ﻭﺟﻮﺩ ﻗﺮآﻥ ﺧﻮﺩﺵ ﺩﻻ‌ﻟﺖ ﻣﻲ ﮐﻨﺪ ﮐﻪ ﻭﺣﯽ ﺍﺯ ﺟﺎﻧﺐ ﺧﺪﺍﺳﺖ ﻭ ﻏﻴﺮ ﺧﺪﺍ ﺣﺘﻲ ﭘﻴﺎﻣﺒﺮ ﺭﺍ ﺗﻮﺍﻥ ﺑﺮ ﺍﻧﺸﺎﻱ ﭼﻨﻴﻦ ﮐﺘﺎﺑﻲ ﻧﻴﺴﺖ. ﺑﺎ ﺻﺮﺍﺣﺖ ﺗﻤﺎﻡ ﻫﻢ ﺍﻋﻼ‌ﻡ ﮐﺮﺩﻩ ﮐﻪ ﺍﺯ ﺟﺎﻧﺐ ﺧﺪﺍﺳﺖ ﻭ ﭘﻴﺎﻣﺒﺮ ﻭ ﻏﻴﺮ ﭘﻴﺎﻣﺒﺮ ﺭﺍ ﺩﺭ ﺍﻳﺠﺎﺩ ﺁﻥ ﺩﺧﺎﻟﺘﻲ ﻧﻴﺴﺖ. ﺧﻮﺩ ﺭﺍ ﺁﻳﺖ ﺧﺪﺍﻳﻲ ﺷﻤﺮﺩﻩ ﻭ ﺍﻋﻼ‌ﻡ ﮐﺮﺩﻩ ﺍﮔﺮ ﺩﺭ ﺧﺪﺍﻳﻲ ﺑﻮﺩﻥ ﻗﺮﺁﻥ ﺷﮏ ﺩﺍﺭﻳﺪ ﻭ ﻣﺮﺍ ﺳﺎﺧﺘﻪ ﺑﺸﺮ ﺍﺯ ﺟﻤﻠﻪ ﭘﻴﺎﻣﺒﺮ ﻣﻲ ﺩﺍﻧﻴﺪ، ﻭ ﻣﻌﺘﻘﺪﻳﺪ ﻭ ﻣﺪﻋﻲ ﻫﺴﺘﻴﺪ ﮐﻪ ﺑﺸﺮ ﺭﺍ ﺗﻮﺍﻥ ﺍﻧﺸﺎﻱ ﭼﻨﻴﻦ ﮐﺘﺎﺑﻲ ﻫﺴﺖ، ﭘﺲ ﻳﮏ ﺳﻮﺭﻩ ﻣﺜﻞ ﺳﻮﺭﻩ ﻫﺎﻱ ﻣﻦ ﺑﻴﺎﻭﺭﻳﺪ ﻭ ﺑﻪ ﺟﺎﻣﻌﻪ ﻋﺮﺿﻪ ﮐﻨﻴﺪ ﻭ ﺩﺭ ﻣﻌﺮﺽ ﻗﻀﺎﻭﺕ ﺳﺨﻦ ﺷﻨﺎﺳﺎﻥ ﻗﺮﺍﺭ ﺩﻫﻴﺪ.
ﻗﺮﺁﻥ ﻣﺠﻴﺪ ﺍﺯ ﺟﻬﺎﺕ ﮔﻮﻧﺎﮔﻮﻥ ﺧﺪﺍﻳﻲ ﺑﻮﺩﻥ ﺧﻮﺩ ﺭﺍ ﻓﺮﻳﺎﺩ ﻣﻲ ﺯﻧﺪ. ﭼﻨﺪ ﻧﻤﻮﻧﻪ ﺭﺍ ﺫﻛﺮ ﻣﻲ‌ﻛﻨﻴﻢ :ﺍﺯ ﺟﻨﺒﻪ ﻫﺎﻱ ﺍﻋﺠﺎﺯ ﻗﺮﺁﻥ ﻓﺼﺎﺣﺖ ﻭ ﺑﻼ‌ﻏﺖ ﺁﻥ ﺍﺳﺖ. ﻗﺮﺁﻥ ﺍﺯ ﻓﺼﺎﺣﺖ ﻭ ﺑﻼ‌ﻏﺘﻲ ﺑﺮﺧﻮﺭﺩﺍﺭ ﺍﺳﺖ ﻛﻪ ﺍﺯ ﻋﻬﺪﻩ ﺑﺸﺮ ﺧﺎﺭﺝ ﺍﺳﺖ. ﺑﻪ ﺳﺒﺐ ﺍﻋﺠﺎﺯ ﻓﺼﺎﺣﺘﻲ ﻗﺮﺁﻥ، ﻋﺪﻩ‌ﺍﻱ ﺍﺯ ﺁﻧﺎﻥ ﻭﺣﻲ ﺑﻮﺩﻥ ﻗﺮﺁﻥ ﺭﺍ ﭘﺬﻳﺮﻓﺘﻪ ﻭ ﻧﺒﻮﺕ ﭘﻴﺎﻣﺒﺮﺍﺳﻼ‌ﻡ ﺭﺍ ﺗﺼﺪﻳﻖ ﻧﻤﻮﺩﻧﺪ. ﺑﻘﻴﻪ ﻧﻴﺰ ﮔﺮ ﭼﻪ ﺍﻳﻤﺎﻥ ﻧﻴﺎﻭﺭﺩﻧﺪ ﻭﻟﻲ ﻫﻤﺎﻭﺭﺩﻱ ﻧﮑﺮﺩﻧﺪ ﻭ ﻋﺠﺰ ﺧﻮﺩ ﺭﺍ ﺍﺯ ﺁﻭﺭﺩﻥ ﺣﺘﻲ ﺳﻮﺭﻩ ﺍﻱ ﮐﻮﭼﮏ ﻓﺮﻳﺎﺩ ﺯﺩﻧﺪ ﻭ ﺍﻳﻦ ﺧﻮﺩ ﺑﺰﺭﮒ ﺗﺮﻳﻦ ﺩﻟﻴﻞ ﺑﺮ ﺁﺳﻤﺎﻧﻲ ﺑﻮﺩﻥ ﻗﺮﺁﻥ ﺍﺳﺖ ﻭ ﺛﺎﺑﺖ ﻣﻲ‌ﻛﻨﺪ ﻛﻪ ﺁﻭﺭﺩﻥ ﻛﺘﺎﺑﻲ ﻣﺜﻞ ﻗﺮﺁﻥ ﺍﺯ ﺩﺍﻳﺮﻩ ﻗﺪﺭﺕ ﺑﺸﺮ ﺑﻴﺮﻭﻥ ﺍﺳﺖ .
– ﻫﻤﻪ ﻗﺒﻮﻝ ﺩﺍﺭﻧﺪ ﮐﻪ ﺭﺳﻮﻝ ﺧﺪﺍ (ﺹ) ﺍُﻣﻲ ﻳﻌﻨﻲ: ﺩﺭﺱ ﻧﺨﻮﺍﻧﺪﻩ ﺑﻮﺩ، ﻭﻟﻲ ﺑﺎ ﻭﺟﻮﺩ ﺍﻳﻦ، ﻛﺘﺎﺑﻲ ﺁﻭﺭﺩ ﻛﻪ ﭘﺮﺍﺳﺖ ﺍﺯ ﻣﻌﺎﺭﻑ ﻋﻘﻠﻲ ﻭ ﺩﻗﺎﻳﻖ ﻋﻠﻤﻲ ﻭ ﻓﻠﺴﻔﻲ، ﺑﻪ ﻃﻮﺭﻱ ﻛﻪ ﺍﻳﻦ ﻛﺘﺎﺏ ﺍﻓﻜﺎﺭ ﻓﻼ‌ﺳﻔﻪ ﻭ ﺩﺍﻧﺸﻤﻨﺪﺍﻥ ﺭﺍ ﺑﻪ ﺧﻮﺩ ﺟﻠﺐ ﻛﺮﺩﻩ ﻭ ﻣﺘﻔﻜﺮﺍﻥ ﺷﺮﻕ ﻭ ﻏﺮﺏ ﻋﺎﻟﻢ ﺭﺍ ﻣﺒﻬﻮﺕ ﻭ ﻣﺘﺤﻴﺮ ﺳﺎﺧﺘﻪ ﺍﺳﺖ. ﺍُﻣﻲ ﻭ ﺩﺭﺱ ﻧﺎﺧﻮﺍﻧﺪﻩ ﺑﻮﺩﻥ ﭘﻴﺎﻣﺒﺮ ﻭ ﺑﻴﮕﺎﻧﻪ ﺑﻮﺩﻥ ﺍﻳﺸﺎﻥ ﻭ ﻣﺤﻴﻂ ﺯﻧﺪﮔﻲ ﺷﺎﻥ ﺍﺯ ﺩﺍﻧﺶ ﺭﻭﺯ ﻭ ﻧﺎﺗﻮﺍﻧﻲ ﺍﻭ ﺍﺯ ﻣﺮﺍﺣﻞ ﺍﺑﺘﺪﺍﻳﻲ ﺧﻮﺍﻧﺪﻥ ﻭ ﻧﻮﺷﺘﻦ ﮐﻪ ﻣﻌﻠﻮﻡ ﻫﻤﮕﺎﻥ ﺑﻮﺩ، ﺑﻬﺘﺮﻳﻦ ﺩﻟﻴﻞ ﺑﺮ ﺍﻳﻦ ﺍﺳﺖ ﮐﻪ ﻗﺮآﻥ ﻣﺤﺼﻮﻝ ﻓﮑﺮ ﻭ ﻓﻬﻢ ﺍﻳﺸﺎﻥ ﻳﺎ ﺗﻌﻠﻴﻢ ﮔﺮﻓﺘﻪ ﺍﺯ ﺩﻳﮕﺮﺍﻥ ﻧﺒﻮﺩﻩ ﺍﺳﺖ. ﭘﻴﺎﻣﺒﺮ ﭘﻴﺶ ﻫﻴﭻ ﮐﺴﻲ ﺯﺍﻧﻮﻱ ﺷﺎﮔﺮﺩﻱ ﺑﻪ ﺯﻣﻴﻦ ﻧﺰﺩﻩ ﺍﺳﺖ ﻭ ﺍﺯ ﻫﻴﭻ ﮐﺲ ﺗﻌﻠﻴﻢ ﻧﮕﺮﻓﺘﻪ ﻭ ﻗﺒﻞ ﺍﺯ ﺑﻌﺜﺖ ﻫﻴﭻ ﺳﺨﻦ ﻭ ﮐﻼ‌ﻣﻲ ﺷﺒﻴﻪ ﻗﺮﺁﻥ ﺍﺯ ﺍﻭ ﺷﻨﻴﺪﻩ ﻧﺸﺪﻩ ﻭ ﺍﻳﻦ ﻣﻌﺎﺭﻑ ﻭ ﺁﻳﺎﺕ ﺑﻪ ﻧﺎﮔﺎﻩ ﺑﺮ ﺯﺑﺎﻥ ﺍﻭ ﺟﺎﺭﻱ ﺷﺪ. ﻗﺮﺁﻥ ﺑﺮ ﺍﻳﻦ ﻣﻮﺿﻮﻉ ﺗﮑﻴﻪ ﮐﺮﺩﻩ ﻭ ﺁﻥ ﺭﺍ ﻳﮑﻲ ﺍﺯ ﻧﺸﺎﻧﻪ ﻫﺎﻱ ﺁﺳﻤﺎﻧﻲ ﺑﻮﺩﻥ ﺧﻮﺩ ﺷﻤﺮﺩﻩ ﺍﺳﺖ: وَمَا کُنتَ تَتْلُو مِن قَبْلِهِ مِن کِتَابٍ وَلَا تَخُطُّهُ بِیَمِینِکَ إِذًا لَّارْتَابَ الْمُبْطِلُونَ ﴿العنکبوت: ۴۸﴾ ﺗﻮ ﭘﻴﺶ ﺍﺯ ﻧﺰﻭﻝ ﻗﺮﺁﻥ ﻫﻴﭻ ﻧﻮﺷﺘﻪ ﺍﻱ ﺭﺍ ﻧﻤﻲ ﺧﻮﺍﻧﺪﻱ ﻭ ﺑﺎ ﺩﺳﺖ ﺭﺍﺳﺖ ﺧﻮﺩ (ﮐﻪ ﻭﺳﻴﻠﻪ ﻧﻮﺷﺘﻦ ﺍﺳﺖ)ﻧﻤﻲ ﻧﻮﺷﺘﻲ. ﺍﮔﺮ ﻗﺒﻼ‌ً ﻣﻲ ﺧﻮﺍﻧﺪﻱ ﻭ ﻣﻲ ﻧﻮﺷﺘﻲ، ﻳﺎﻭﻩ ﮔﻮﻳﺎﻥ ﺷﮏ ﻭ ﺗﻬﻤﺖ ﺑﻪ ﻭﺟﻮﺩ ﻣﻲ ﺁﻭﺭﺩﻧﺪ.
وَکَذَٰلِکَ أَوْحَیْنَا إِلَیْکَ رُوحًا مِّنْ أَمْرِنَا مَا کُنتَ تَدْرِی مَا الْکِتَابُ وَلَا الْإِیمَانُ ﴿الشورى: ۵۲﴾
ﻣﺎ ﻗﺮﺁﻥ ﺭﺍ ﮐﻪ ﺭﻭﺡ ﻭ ﺣﻴﺎﺕ ﺍﺳﺖ، ﺍﺯ ﺍﻣﺮ ﺧﻮﺩ ﺑﺮ ﺗﻮ ﻭﺣﻲ ﮐﺮﺩﻳﻢ. ﺗﻮ ﻗﺒﻼ‌ً ﻧﻤﻲ ﺩﺍﻧﺴﺘﻲ ﻧﻮﺷﺘﻪ ﻭ ﺍﻳﻤﺎﻥ ﭼﻴﺴﺖ. ﺍﻳﻦ ﺁﻳﺎﺕ ﺻﺮﺍﺣﺖ ﺩﺍﺭﺩ ﮐﻪ ﭘﻴﺎﻣﺒﺮ ﻗﺒﻞ ﺍﺯ ﻧﺰﻭﻝ ﻗﺮﺁﻥ ﺑﺎ ﺧﻮﺍﻧﺪﻥ ﻭ ﻧﻮﺷﺘﻦ ﻭ ﻣﻌﺎﺭﻑ ﺑﻠﻨﺪ ﻗﺮﺁﻥ ﺑﻴﮕﺎﻧﻪ ﺑﻮﺩﻩ، ﺍﻳﻨﻬﺎ ﻧﻪ ﺗﺮﺍﻭﺵ ﺫﻫﻦ ﺍﻭ ﺑﻠﮑﻪ ﻧﺎﺯﻝ ﺷﺪﻩ ﺍﺯ ﺟﺎﻧﺐ ﺧﺪﺍﻭﻧﺪ ﺣﮑﻴﻢ ﺍﺳت.
– ﺩﻟﻴﻞ ﻣﺤﮑﻢ ﺩﻳﮕﺮ ﺑﺮ ﻭﺣﻲ ﺑﻮﺩﻥ ﻭ ﺁﺳﻤﺎﻧﻲ ﺑﻮﺩﻥ ﻗﺮﺁﻥ ﻭ ﺍﻳﻦ ﮐﻪ ﺣﺘﻲ ﺁﻳﻪ ﺍﻱ ﺍﺯ ﺁﻥ ﺍﺯ ﺟﺎﻧﺐ ﺷﺨﺺ ﭘﻴﺎﻣﺒﺮ ﻧﻤﻲ ﺑﺎﺷﺪ، ﺍﻳﻦ ﺍﺳﺖ ﮐﻪ ﭘﻴﺎﻣﺒﺮ ﻣؤﻣﻦ ﻭ ﺧﺪﺍ ﺗﺮﺱ ﻭ ﺭﺍﺳﺘﮕﻮ ﺑﻮﺩ. ﺩﺭﺍﻳﻦ ﺍﻳﻤﺎﻥ ﻭ ﺧﺪﺍﺗﺮﺳﻲ ﻭ ﺭﺍﺳﺘﮕﻮﻳﻲ ﻫﻴﭻ ﺷﮑﻲ ﻧﻴﺴﺖ. ﭼﻨﻴﻦ ﮐﺴﻲ ﻫﻴﭻ ﮔﺎﻩ ﺑﻪ ﺧﻮﺩ ﺍﺟﺎﺯﻩ ﻧﻤﻲ ﺩﻫﺪ ﺗﺮﺍﻭﺵ ﻓﮑﺮ ﻭ ﺫﻫﻦ ﺧﻮﺩ ﺭﺍ ﺑﻪ ﺧﺪﺍ ﻭ ﺁﺳﻤﺎﻥ ﻧﺴﺒﺖ ﺩﻫﺪ ﺯﻳﺮﺍ ﻳﻘﻴﻦ ﺩﺍﺭﺩ ﮐﻪ ﻧﺴﺒﺖ ﺩﺍﺩﻥ ﻣﻄﻠﺒﻲ ﺑﻪ ﺧﺪﺍ، ﺍﻓﺘﺮﺍء ﺑﻪ ﺧﺪﺍ ﻭ ﺑﺰﺭﮒ ﺗﺮﻳﻦ ﮔﻨﺎﻩ ﺍﺳﺖ ﻭ ﺑﺎ ﻗﻬﺮ ﺧﺪﺍ ﻣﻮﺍﺟﻪ ﺧﻮﺍﻫﺪ ﺷﺪ ﻭ ﻫﻴﭻ ﻗﺪﺭﺗﻲ ﻧﻴﺴﺖ ﺗﺎ ﺍﻭ ﺭﺍ ﺍﺯ ﻗﻬﺮ ﺧﺪﺍ ﺑﺮﻫﺎﻧﺪ.

۸- دلایل نفى علم غیب از رسول الله(صلی الله علیه و سلم) مگر آنچه خداوند از طریق وحى به او خبر دهد؟
{سوره انعام آیه/۵۰}
قُل لَّا أَقُولُ لَکُمْ عِندِی خَزَائِنُ اللَّهِ وَلَا أَعْلَمُ الْغَیْبَ وَلَا أَقُولُ لَکُمْ إِنِّی مَلَکٌ ۖ إِنْ أَتَّبِعُ إِلَّا مَا یُوحَىٰ إِلَیَّ ۚ قُلْ هَلْ یَسْتَوِی الْأَعْمَىٰ وَالْبَصِیرُ ۚ أَفَلَا تَتَفَکَّرُونَ [۶:۵۰]
ترجمه:(ای پیغمبر! بدین کافران) بگو: من نمی‌گویم گنجینه‌های (ارزاق و اسرار جهان) یزدان در تصرّف من است (چرا که الوهیّت و مالکیّت جهان تنها و تنها از آن خدای سبحان است و بس) و من نمی‌گویم که من غیب می‌دانم (چرا که کسی از غیب جهان با خبر است که در همه‌ی مکانها و زمانها حاضر و ناظر باشد که خدا است) و من به شما نمی‌گویم که من فرشته‌ام. (بلکه من انسانی همچون شمایم. این است عوارض بشری از قبیل: خوردن و خفتن و در کوچه و بازار راه رفتن، در من دیده می‌شود، جز این که به من وحی می‌شود و) من جز از آنچه به من وحی می‌شود پیروی نمی‌کنم (و سخن کسی جز سخن خدا را نمی‌شنوم و تنها به فرمان او راه می‌روم). بگو: آیا نابینا و بینا (و کافر سرگشته و مؤمن راه یافته، در شناخت این حقائق) یکسانند؟ (و هر دو مساوی در پیشگاه یزدانند؟) مگر نمی‌اندیشید (تا در پرتو عقل، حق برایتان نمودار و آشکار شود؟).
سوره هود آیه /۴۹:
(تِلْکَ مِنْ أَنبَاءِ الْغَیْبِ نُوحِیهَا إِلَیْکَ ۖ مَا کُنتَ تَعْلَمُهَا أَنتَ وَلَا قَوْمُکَ مِن قَبْلِ هَٰذَا ۖ فَاصْبِرْ ۖ إِنَّ الْعَاقِبَهَ لِلْمُتَّقِینَ) [۱۱:۴۹]
این (قصّه و داستانهای ملّتهای پیشینی که تو آنان را ندیده‌ای) جزو اخبار غیب است که آن را به تو (ای پیغمبر اسلام!) وحی می‌کنیم. نه تو و نه قوم تو پیش از این، آن را نمی‌دانستید. پس (در برابر اذیّت و آزار قوم خود) شکیبائی کن (همان گونه که پیغمبران پیشین در برابر اذیّت و آزار اقوام خود شکیبائی کردند، و بدان) که سرانجام (کار، برد با شکیبایان و) از آنِ پرهیزگاران است.
سوره یوسف آیه / ۱۰۲:
ذَٰلِکَ مِنْ أَنبَاءِ الْغَیْبِ نُوحِیهِ إِلَیْکَ ۖ وَمَا کُنتَ لَدَیْهِمْ إِذْ أَجْمَعُوا أَمْرَهُمْ وَهُمْ یَمْکُرُونَ [۱۲:۱۰۲]
(ای پیغمبر اسلام!) این (داستانی را که بر تو خواندیم) از خبرهای نهان (در دل قرون و اعصار گذشته‌ی بسیار کهن جهان) است که آن را به تو وحی می‌کنیم. تو پیش آنان (یعنی پسران یعقوب) نبودی بدان گاه که تصمیم گرفتند و نیرنگ نمودند (و بر ضدّ یوسف نقشه کشیدند و طرح در انداختند. لذا جز از طریق وحی امکان اطّلاع از آن را نداشتی).
با توجه به این دلایل:
خداوند خطاب به پیامبرمی فرماید: که به کافران بگو: که من مانند شما انسانی بیش نیستم و از غیب نمی دانم فقط آن چیزی که خداوند به من وحی کرده است می دانم.
لذا آیه/ ۵۰ سوره الانعام به این موضوع اشاره دارد، و می فرماید: بگو نمی گویم به شما که نزد من است گنجینه های الله و نیز نمی دانم غیب را و نمی گویم به شما همانا من فرشته ام، همانا پیروی نمی کنم مگر آنچه را وحی می شود…) و آیه/۴۹سوره هود که می گوید: بعضی از چیزهای غیبی که پیامبر می داند تنها از طریق الله و وحی است.

۹- آیا رسول الله (صلی الله علیه و سلم) نیز مأمور به تبعیت از قرآن بوده یا فقط بقیه مردم؟ دلیل؟
سوره الانعام آیه /۱۰۶
(اتَّبِعْ مَا أُوحِیَ إِلَیْکَ مِن رَّبِّکَ ۖ لَا إِلَٰهَ إِلَّا هُوَ ۖ وَأَعْرِضْ عَنِ الْمُشْرِکِینَ) [۶:۱۰۶]
(ای پیغمبر!) پیروی کن از آنچه از سوی پروردگارت به تو وحی شده است. هیچ خدائی جز او وجود ندارد. به مشرکان اعتناء مکن (و دشمنانگیِ آنان و سخنان ایشان را ناچیز انگار).
سوره الاعراف آیه/ ۲۰۳
وَإِذَا لَمْ تَأْتِهِم بِآیَهٍ قَالُوا لَوْلَا اجْتَبَیْتَهَا ۚ قُلْ إِنَّمَا أَتَّبِعُ مَا یُوحَىٰ إِلَیَّ مِن رَّبِّی ۚ هَٰذَا بَصَائِرُ مِن رَّبِّکُمْ وَهُدًى وَرَحْمَهٌ لِّقَوْمٍ یُؤْمِنُونَ [۷:۲۰۳]
هنگامی که (در نزول وحی تأخیر می‌افتد و) آیه‌ای برای آنان نمی‌آوری، می‌گویند: چرا آن را بر نمی‌گزینی و از پیش خود نمی‌سازی؟! بگو: من تنها از قرآنی پیروی می‌کنم که به من وحی می‌شود. این قرآن بینش وهدایت و رحمت پروردگارتان است برای کسانی که مؤمن باشند (چرا که ایشان برابر قوانین آن عمل می‌کنند).
سوره یونس آیه/ ۱۰۹
وَاتَّبِعْ مَا یُوحَىٰ إِلَیْکَ وَاصْبِرْ حَتَّىٰ یَحْکُمَ اللَّهُ ۚ وَهُوَ خَیْرُ الْحَاکِمِینَ [۱۰:۱۰۹]
از آنچه بر تو وحی می‌شود، پیروی کن و شکیبا باش (و در برابر اذیّت و آزاری که در راه تبلیغ رسالت آسمانی به تو می‌رسد، استقامت کن) تا خداوند (میان تو و دیگران) داوری می‌کند (و فرمان خود را صادر می‌نماید) و او بهترین داوران است.
با توجه به این دلایل:
بله رسول الله نیز مؤظف به پیروی از وحی بود. طبق آیه/ ۱۵سوره ی یونس که می فرماید: (…بگو روا نباشد برای من که دگرگون کنم آن را از جانب خود، و پیروی نمی کنم مگر آنچه را وحی شده است به سوی من، و هر آینه می ترسم که نافرمانی کنم پروردگار خود را از عذاب روزی بزرگ ) و نیز وقتی در نزول آیه ای تأخیر می شد مشرکان می گفتند: چرا آیه ای از خود نمی سازی. که پیامبر در جواب آنها می گفت: که تنها ازآنچه خداوند به من وحی کرده تبعیت می کنم.

۱۰- آیا به ملائکه وحى مى شود ؟ دلیل؟
إِذْ یُوحِی رَبُّکَ إِلَى الْمَلَائِکَهِ أَنِّی مَعَکُمْ فَثَبِّتُوا الَّذِینَ آمَنُوا ۚ سَأُلْقِی فِی قُلُوبِ الَّذِینَ کَفَرُوا الرُّعْبَ فَاضْرِبُوا فَوْقَ الْأَعْنَاقِ وَاضْرِبُوا مِنْهُمْ کُلَّ بَنَانٍ [۸:۱۲]
(ای مؤمنان! به یاد آورید) زمانی را که پروردگار تو به فرشتگان وحی کرد که من با شمایم (و کمک و یاریتان می‌نمایم. شما با الهام پیروزی و بهروزی) مؤمنان را تقویت و ثابت‌قدم بدارید، (و من هم) به دلهای کافران خوف و هراس خواهم انداخت. (به مؤمنان الهام کنید:) سرهای آنان را بزنید (و از هم بشکافید که بر گردنهای ناپاکشان سنگینی می‌کند) و دستهای ایشان را ببرید (و پنجه‌هایشان را پی کنید).
بله طبق آیه/ ۱۲سوره الاعراف که می فرماید:(یاد کنید آنگاه که وحی می فرستاد پروردگار تو به سوی فرشتگان که همانا من با شمایم؛ پس استوار بدارید کسانی را که ایمان آوردن.

۱۱- منظور از{ فَلَعَلَّکَ تَارِکٌ بَعْضَ مَا یُوحَىٰ إِلَیْکَ } چیست؟ آیا غیر از رسول الله (صلی الله علیه و سلم) کسى دیگر مخاطب آیه می شود؟ (هود/۱۲ )
فَلَعَلَّکَ تَارِکٌ بَعْضَ مَا یُوحَىٰ إِلَیْکَ وَضَائِقٌ بِهِ صَدْرُکَ أَن یَقُولُوا لَوْلَا أُنزِلَ عَلَیْهِ کَنزٌ أَوْ جَاءَ مَعَهُ مَلَکٌ ۚ إِنَّمَا أَنتَ نَذِیرٌ ۚ وَاللَّهُ عَلَىٰ کُلِّ شَیْءٍ وَکِیلٌ [۱۱:۱۲]
(ای پیغمبر! برای خوشنودی مشرکان تلاش مکن. آنان نمی‌خواهند ایمان بیاورند. اگر برای ارضاء آنان بکوشی) چه بسا تو برخی از چیزهائی را که به تو وحی می‌شود (از قبیل آیاتی که درباره‌ی نکوهش معبودهای دروغین ایشان است) فروگذاری و از (تبلیغ) آن (به مشرکان) دلتنگ و ناراحت شوی؟ زیرا که نکند (آن را تکذیب کنند و مانند همیشه) بگویند: چرا گنجی رایگان بدو ارمغان نمی‌گردد، یا این که با او فرشته‌ای نمی‌آید (تا صحّت نبوّت وی را به ما اعلام نماید. ای پیغمبر!) تو تنها بیم‌دهنده (ی کافران و مژده‌رسان مؤمنان) هستی (و وظیفه‌ی تو تبلیغ کلام آسمانی است وبس) و خداوند مطّلع و مراقب هرچیزی است (و از احوال تو و احوال ایشان آگاه است و اعمال همگان را می‌پاید).
در این آیه مخاطب رسول الله(صلی الله علیه وسلم) است؛ اما در کل شامل همه دعوتگران و مسلمانان می شود که به این آیه ونهی که از جانب الله در این آیه صورت گرفته توجه داشته باشند.

۱۲- در آیه ۴۳ نحل خداوند مى فرماید: { وَمَا أَرْسَلْنَا مِن قَبْلِکَ إِلَّا رِجَالًا نُّوحِی إِلَیْهِمْ } چه درسى مى گیریم؟
وَمَا أَرْسَلْنَا مِن قَبْلِکَ إِلَّا رِجَالًا نُّوحِی إِلَیْهِمْ ۚ فَاسْأَلُوا أَهْلَ الذِّکْرِ إِن کُنتُمْ لَا تَعْلَمُونَ [۱۶:۴۳]
(مشرکان می‌گویند: می‌بایست خداوند فرشته‌ای را برای ابلاغ رسالت می‌فرستاد؛ نه تو را که فردی تهیدست و انسانی چون ما هستی. باید بدانند که) ما پیش از تو نیز جز مردانی را که بدیشان وحی فرستاده‌ایم، (به میان مردم) روانه نکرده‌ایم. پس (برای روشنگری) از آگاهان (از کتابهای آسمانی همچون تورات و انجیل) بپرسید، اگر (این را) نمی‌دانید (که پیغمبران همه انسان بوده‌اند نه فرشته).
۱- اینکه رسول الله و همه پیامبران ما قبل او یک هدف و یک رسالت را از جانب الله داشته اند.
۲- الله هیچ اُمتی را بدون برنامه و پیامبر رها نکرده است .
۳-همه پیامبران برنامه و منهج تبلیغی خود را به صورت وحی از الله دریافت می کردند واز جانب خود چیزی را بیان نمی کردند.
۴- وحی فقط خاص انبیاء خداست.
۵- به انسان عادی وحی نمی شود.
۶- وحی وسیله ی ارتباطی بین خداوند است و پیامبرانی که برای هدایت مردم به سوی آنها می فرستد.
۷- خداوند با هیچ کدام ازانبیاء مستقیماً صحبت نکرده است.
۸- همه پیامبران از جنس مذکر بوده اند.

۱۳- خداوند مى فرماید: {و أوحى ربک الى النحل} (نحل ۶۸)، چرا قید اسم نحل؟ آیا این آیه شامل بقیه جانداران هم مى شود؟ توضیح دهید؟
وَأَوْحَىٰ رَبُّکَ إِلَى النَّحْلِ أَنِ اتَّخِذِی مِنَ الْجِبَالِ بُیُوتًا وَمِنَ الشَّجَرِ وَمِمَّا یَعْرِشُونَ [۱۶:۶۸]
پروردگارت به زنبوران عسل (راه زندگی و طرز معیشت را) الهام کرد (و بدان گونه که تنها خود می‌داند به دلشان انداخت) که از کوهها و درختها و داربستهائی که مردمان می‌سازند، خانه‌هائی برگزینید.
به علت نظم و ترتیب و فعالیت گروهی که در میان جمعیت زنبور عسل وجود دارد و ثمره ی گوارایی که از این فعالیت نصیب ما و خودش می گردد. بله، شامل همه جانداران و حتی زندگی ما انسان ها هم می شود، تشویق به فعالیت جمعی و نظم و هماهنگی و به جا گذاشتن بهترین نتیجه و ثمر، در زندگی فطری دیگر جانداران مانند مورچه و آبزیان و …نیز اینگونه است و هرکدام بر اساس وحی و فرمان الهی عمل می کنند. و انتظار چنین زندگی فطری از انسان نیز دارد .
وانسان نیز باید زندگی خود را بر اساس وحی الهی تنظیم کند تا شیرینی آن را در نهایت بچشد.

۱۴- فرق {قلنا و أوحینا} که از طرف خداوند بیان مى شود چیست؟ مثل: قلنا یا نار کونى…، و اذ قلنا للملائکه…، و اذ قلنا ادخلوا هذه القریه…، أوحینا الیک. (اسراء ۷۳-۸۶،….)
*نظرات مختلف در مورد فرق آندو وجود دارد.
– مفردات راغب یکی از معانی قول را الهام ذکر کرده: وقلنا یا ذالقرنین…..
-“قلنا” به صورت فرمان سریع و مؤظف به انجام می باشد و “اوحینا” فرمان اجرا و پیاده کردن در محدوده زمانی.
-در دو مشخصه ی خفاء و سرعت با هم تفاوت دارن، وحی زمانی بکار برده میشود که سخنی در خفاء و با سرعت القاء شده باشه، حال آنکه قول ممکن است در خفاء باشد یا علنی، به سرعت القاء شود یا خیر
پس میشه گفت “اوحینا” زمانی در قرآن به کار برده شده که نوعی آموزش وتعلیم مخفی وسریع منظوره، در صورتی که “قلنا” بیانی یا دستوری است که آشکار و غیر سریعه و ممکنه به قصدتعلیم باشه یا به قصدی دیگه … یک تفاوت دیگر که من می¬بینم بین این دو اینست که محل تلقی وحی، قلب است در حالیکه محل تلقی قول ممکن است گوش باشد یا قلب و….
-از لحاظ معنایی گویا تفاوتی با همدیگر ندارند و تعارضی نیز با یکدیگر ندارند چون أوحینا عام و قلنا نوعی خاص از اوحینا است.
بدین ترتیب، هر قلنا یا مخاطبه ای نوعی وحی است ولی هر وحی مخاطبه نیست.
والله اعلم
شاید با جمع همه انواع مخاطبه و وحی بتوان تفاوتی در بین این دو نوع بیان یافت.
*بررسی آیه ۶۰ بقره و ۱۶۰ اعراف که از لحاظ موضوع یکی است ولی با دو لفظ قلنا و اوحینا آمده
سوره اعراف در مکه نازل شده یعنی قبل از سوره بقره نازل شده در این سوره سیاق ذم بنی اسرائیل هست و در مکه بحثی از یهود نبود کار و دعوت پیامبر بیشتر روی مشرکین مکه بود و در مکه خداوند در ذم بنی اسرائیل در سوره اعراف برای مسلمانان و مشرکین بیان میکند.
خود قصه؛
[ واوحینا الی موسی اذا استسقه قومه ان اضرب….]
وحی یه چیزی است پوشیده در پنهان صدایی خفی. خداوند قبل از اینکه قوم موسی بیایند از موسی طلب آب کنند، به موسی وحی میکند که قومت میایند پیشت و از تو طلب آب میکنند. یعنی قبل از درخواست کردن قومش از موضوع اورا آگاه میکند.(این داستان قبل از داستان سوره بقره هست و قبل از درخواست قوم هست.
سوره بقره یکی از سوره های مدنی هست و بعد از سوره اعراف نازل شده در این سوره سیاق مدح و ثنا و فضل بنی اسرائیل هست. در مدینه دعوت پیامبر شامل حال یهودیان اطراف مدینه هم میشود. از بنی قریظه و بنی قینقاع…و بخاطر همین در این سوره از اسلوب مدح استفاده میکند تا دعوت بصورت یک دلخوشی برای آنان باشد
خود قصه؛(و اذا استسقی موسی لقومه فقلنا اضرب.)
فقلنا صراحتا به موسی گفتیم بعد از اینکه از طریق وحی یه پیش زمینه به او داده بودیم، بهش گفتیم که با عصایت بزن. فقلنا :فاء عطف دلالت بر ترتیب و بلافاصله انجام دادن میدهد بلافاصله بهش گفتیم.
قبلش باید یک پیش زمینه بهش داده باشند تا از موضوع آگاه باشد که چکاری انجام دهد. یکدفعه بهش بگویند عصایت بزن، متوجه موضوع نمی¬شده پس بخاطر همین قبلش بهش وحی شده بود در پنهانی تا از موضوع اطلاع پیدا کند.
در (وحی) فقط بین خدا و موسی هستش و هیچ کدام از قوم از ان اطلاع نداشتن اما در (فقلنا) موسی در جلو قومش ایستاده و قوم منتظر رسیدن دستوری و معجزه ای از جانب خدا وقتی دستور داده میشود، فقلنا علاوه بر موسی قومش هم متوجه شدند که دستور و معجزه از جانب خدا بوده ولی هیچ کدوم از قوم موسی از پیش زمینه که وحی باشد اطلاع نداشتند.
بین لفظ وحی و قول فرق وجود داره و نمیتوانیم هر دو را یکی بدانیم. سیاق و خود لغت عرب در بررسی این دو لفظ و به نتیجه رسیدن آن خیلی کمک می¬کنند.
نمونه¬های اوحینا وقلنا
(وَأَوْحَیْنَا إِلَىٰ مُوسَىٰ أَنْ أَلْقِ عَصَاکَ ۖ فَإِذَا هِیَ تَلْقَفُ مَا یَأْفِکُونَ)
[Surat Al-A’raf 117]
(وَقَطَّعْنَاهُمُ اثْنَتَیْ عَشْرَهَ أَسْبَاطًا أُمَمًا ۚ وَأَوْحَیْنَا إِلَىٰ مُوسَىٰ إِذِ اسْتَسْقَاهُ قَوْمُهُ أَنِ اضْرِبْ بِعَصَاکَ الْحَجَرَ ۖ فَانْبَجَسَتْ مِنْهُ اثْنَتَا عَشْرَهَ عَیْنًا ۖ قَدْ عَلِمَ کُلُّ أُنَاسٍ مَشْرَبَهُمْ ۚ وَظَلَّلْنَا عَلَیْهِمُ الْغَمَامَ وَأَنْزَلْنَا عَلَیْهِمُ الْمَنَّ وَالسَّلْوَىٰ ۖ کُلُوا مِنْ طَیِّبَاتِ مَا رَزَقْنَاکُمْ ۚ وَمَا ظَلَمُونَا وَلَٰکِنْ کَانُوا أَنْفُسَهُمْ یَظْلِمُونَ)
[Surat Al-A’raf 160]
(وَأَوْحَیْنَا إِلَىٰ مُوسَىٰ أَنْ أَسْرِ بِعِبَادِی إِنَّکُمْ مُتَّبَعُونَ)
[Surat Ash-Shu’ara 52]
(فَأَوْحَیْنَا إِلَىٰ مُوسَىٰ أَنِ اضْرِبْ بِعَصَاکَ الْبَحْرَ ۖ فَانْفَلَقَ فَکَانَ کُلُّ فِرْقٍ کَالطَّوْدِ الْعَظِیمِ)
[Surat Ash-Shu’ara 63]
قلنا
(وَإِذِ اسْتَسْقَىٰ مُوسَىٰ لِقَوْمِهِ فَقُلْنَا اضْرِبْ بِعَصَاکَ الْحَجَرَ ۖ فَانْفَجَرَتْ مِنْهُ اثْنَتَا عَشْرَهَ عَیْنًا ۖ قَدْ عَلِمَ کُلُّ أُنَاسٍ مَشْرَبَهُمْ ۖ کُلُوا وَاشْرَبُوا مِنْ رِزْقِ اللَّهِ وَلَا تَعْثَوْا فِی الْأَرْضِ مُفْسِدِینَ)
[Surat-Baqarah 60]
(وَلَقَدْ عَلِمْتُمُ الَّذِینَ اعْتَدَوْا مِنْکُمْ فِی السَّبْتِ فَقُلْنَا لَهُمْ کُونُوا قِرَدَهً خَاسِئِینَ)
[Surtl-Baqarah 65]
(فَقُلْنَا اضْرِبُوهُ بِبَعْضِهَا ۚ کَذَٰلِکَ یُحْیِی اللَّهُ الْمَوْتَىٰ وَیُرِیکُمْ آیَاتِهِ لَعَلَّکُمْ تَعْقِلُونَ)
[Surat Al-Baqarah 73]

۱۵- آیا پیامبر، بشرى مثل بقیه انسانها بود؟ چه فرقى داشت؟ دلیل؟
سوره فصلت آیه/ ۶
قُلْ إِنَّمَا أَنَا بَشَرٌ مِّثْلُکُمْ یُوحَىٰ إِلَیَّ أَنَّمَا إِلَٰهُکُمْ إِلَٰهٌ وَاحِدٌ فَاسْتَقِیمُوا إِلَیْهِ وَاسْتَغْفِرُوهُ ۗ وَوَیْلٌ لِّلْمُشْرِکِینَ [۴۱:۶]
بگو: من فقط و فقط انسانی مثل شما هستم، و به من وحی می‌شود که خداوندگار شما خداوندگار یگانه‌ای بیش نمی‌باشد، پس راست به سوی او رو کنید و روید (و پندار و گفتار و کردارتان در مسیر رضای وی باشد) و از او آمرزش بخواهید. وای به حال مشرکان!
سوره الکهف آیه/ ۱۱۰
قُلْ إِنَّمَا أَنَا بَشَرٌ مِّثْلُکُمْ یُوحَىٰ إِلَیَّ أَنَّمَا إِلَٰهُکُمْ إِلَٰهٌ وَاحِدٌ ۖ فَمَن کَانَ یَرْجُو لِقَاءَ رَبِّهِ فَلْیَعْمَلْ عَمَلًا صَالِحًا وَلَا یُشْرِکْ بِعِبَادَهِ رَبِّهِ أَحَدًا [۱۸:۱۱۰]
(ای پیغمبر!) بگو: من فقط انسانی همچون شما هستم (و امتیاز من این است که من پیغمبر خدایم و آنچه گفت: بگو؛ می‌گویم) و به من وحی می‌شود که معبود شما یکی است و بس. پس هرکس که خواهان دیدار خدای خویش است، باید که کار شایسته کند، و در پرستش پروردگارش کسی را شریک نسازد.
بله، پیامبر نیز مانند بقیه انسان ها خلق شده است و مانند آنها می خورد و می پوشد و ازدواج می کند؛ اما فرق این است که به او وحی می شود و حامل وحی و رساننده پیام الهی است و اخلاق او از همه نظر به سبب تمرین و مواظبت بر آن کریمانه و عظیم است.

۱۶- به چه زنانى وحى شده است؟ موضوع آن چه بوده است؟ دلیل؟
بله
۱- مادر موسی/ در مورد شیردهی و به دریا انداختن طفلش
إِذْ أَوْحَیْنَا إِلَىٰ أُمِّکَ مَا یُوحَىٰ ( طه / ۳۸)
بدان گاه که آنچه را که لازم بود (توسّط فرشتگان) به مادرت الهام کردیم.
وَأَوْحَیْنَآ إِلَىٰٓ أُمِّ مُوسَىٰٓ أَنْ أَرْضِعِیهِ ۖ فَإِذَا خِفْتِ عَلَیْهِ فَأَلْقِیهِ فِى ٱلْیَمِّ وَلَا تَخَافِى وَلَا تَحْزَنِىٓ ۖ إِنَّا رَآدُّوهُ إِلَیْکِ وَجَاعِلُوهُ مِنَ ٱلْمُرْسَلِینَ (قصص:۷)
ما به مادر موسی الهام کردیم که موسی را شیر بده، و هنگامی که بر او ترسیدی، وی را به دریا (گونه‌ی نیل) بینداز، و مترس و غمگین مباش که ما او را به تو باز می‌گردانیم و از زمره‌ی پیغمبرانش می‌نمائیم.
۲-مریم بنت عمران در هنگام برگزیده شدن بر زنان جهانیان، امر به فرمانبرداری و سجده و رکوع، بشارت به فرزند و ولادت عیسی علیه السلام.
وَإِذْ قَالَتِ الْمَلَائِکَهُ یَا مَرْیَمُ إِنَّ اللَّهَ اصْطَفَاکِ وَطَهَّرَکِ وَاصْطَفَاکِ عَلَىٰ نِسَاءِ الْعَالَمِینَ ﴿آل‌عمران: ۴۲﴾
(تو حضور نداشتی) هنگامی که فرشتگان گفتند: ای مریم! خدا تو را برگزیده و پاکیزه‌ات داشته است، و تو را بر همه‌ی زنان جهان برتری داده است.
یَا مَرْیَمُ اقْنُتِی لِرَبِّکِ وَاسْجُدِی وَارْکَعِی مَعَ الرَّاکِعِینَ ﴿آل‌عمران: ۴۳﴾
ای مریم! (به شکرانه‌ی این نعمت بزرگ) همیشه خاشعانه به طاعت و عبادت پروردگارت مشغول شو و با نمازگزاران به سجده و رکوع بپرداز (و با آنان نماز بخوان).
إِذْ قَالَتِ الْمَلَائِکَهُ یَا مَرْیَمُ إِنَّ اللَّهَ یُبَشِّرُکِ بِکَلِمَهٍ مِّنْهُ اسْمُهُ الْمَسِیحُ عِیسَى ابْنُ مَرْیَمَ وَجِیهًا فِی الدُّنْیَا وَالْآخِرَهِ وَمِنَ الْمُقَرَّبِینَ ﴿آل‌عمران: ۴۵﴾
(تو حضور نداشتی) آن گاه که فرشتگان گفتند: ای مریم! خداوند تو را به کلمه‌ی خود که نامش مسیح عیسی پسر مریم است مژده می‌دهد، و او در این جهان و آن جهان بلندمرتبه و بزرگوار و از زمره‌ی مقرّبان است.
فَٱتَّخَذَتْ مِن دُونِهِمْ حِجَابًۭا فَأَرْسَلْنَآ إِلَیْهَا رُوحَنَا فَتَمَثَّلَ لَهَا بَشَرًۭا سَوِیًّۭا [۱۹:۱۷]
و پرده‌ای میان خود و ایشان افکند (تا خلوتکده‌اش از هر نظر برای عبادت آماده باشد، در این هنگام) ما جبریل (فرشته‌ی) خویش را به سوی او فرستادیم و جبریل در شکل انسان کامل خوش قیافه‌ای بر مریم ظاهر شد.
قَالَتْ إِنِّىٓ أَعُوذُ بِٱلرَّحْمَـٰنِ مِنکَ إِن کُنتَ تَقِیًّۭا [۱۹:۱۸]
(مریم لرزان و هراسان) گفت: من از (سوء قصد) تو، به خدای مهربان پناه می‌برم. اگر پرهیزگار هستی (بترس که من به خدا پناه برده و او کس بیکسان است). (۱)
قَالَ إِنَّمَآ أَنَا۠ رَسُولُ رَبِّکِ لِأَهَبَ لَکِ غُلَـٰمًۭا زَکِیًّۭا [۱۹:۱۹]
(جبریل) گفت: (مترس که من یکی از فرشتگان یزدانم و) پروردگارت مرا فرستاده است تا (سبب شوم و) به تو پسر پاکیزه‌ای (از نظر خلق و خوی و جسم و جان) ببخشم.
قَالَتْ أَنَّىٰ یَکُونُ لِى غُلَـٰمٌۭ وَلَمْ یَمْسَسْنِى بَشَرٌۭ وَلَمْ أَکُ بَغِیًّۭا [۱۹:۲۰]
(مریم) گفت: چگونه پسری خواهم داشت، در حالی که انسانی (از راه حلال) با من نزدیکی نکرده است، و زناکار هم نبوده‌ام؟!
قَالَ کَذَ‌ٰلِکِ قَالَ رَبُّکِ هُوَ عَلَىَّ هَیِّنٌۭ ۖ وَلِنَجْعَلَهُۥٓ ءَایَهًۭ لِّلنَّاسِ وَرَحْمَهًۭ مِّنَّا ۚ وَکَانَ أَمْرًۭا مَّقْضِیًّۭا [۱۹:۲۱]
(جبریل) گفت: همان گونه است (که بیان داشتی. امّا) پروردگار تو گفته است این (کار، یعنی دادن فرزند بدون پدر) برای من آسان است. (انجام این امر) به خاطر آن است که (می‌خواهیم) او را معجزه‌ای برای مردمان کنیم، و (وی را برای بندگان مخلص) رحمتی از سوی خود سازیم. دیگر کار انجام یافته است (و جائی برای بحث و گفتگو نمانده است).
۞ فَحَمَلَتْهُ فَٱنتَبَذَتْ بِهِۦ مَکَانًۭا قَصِیًّۭا [۱۹:۲۲]
(مشیّت خدا تحقّق یافت و مریم) بدو باردار شد و با جنین (خود عیسی) در مکان دوردستی گوشه گرفت.
فَأَجَآءَهَا ٱلْمَخَاضُ إِلَىٰ جِذْعِ ٱلنَّخْلَهِ قَالَتْ یَـٰلَیْتَنِى مِتُّ قَبْلَ هَـٰذَا وَکُنتُ نَسْیًۭا مَّنسِیًّۭا [۱۹:۲۳]
درد زایمان او را به کنار تنه‌ی خرمابنی کشاند (تا هم بدان تکیه زند و هم خویشتن را از دید مردمان پنهان دارد. اندیشید که خانواده‌اش و خویشان و بیگانگان نسبت بدو چه خواهند گفت. اندوه و هراس سراسر وجود پاک او را فرا گرفت. گریان و نالان) گفت: کاش! پیش از این مرده بودم و چیز ناقابل فراموش شده‌ای بودم.
فَنَادَىٰهَا مِن تَحْتِهَآ أَلَّا تَحْزَنِى قَدْ جَعَلَ رَبُّکِ تَحْتَکِ سَرِیًّۭا [۱۹:۲۴]
(جبرئیل) از پائین او، وی را صدا زد (و گفت که از تنهائی و نبودن خوردنی و نوشیدنی، و از این که مردم چه خواهند گفت) غمگین مباش. پروردگارت پائین (تر از) تو چشمه‌ای پدید آورده است (و روانش کرده است).
وَهُزِّىٓ إِلَیْکِ بِجِذْعِ ٱلنَّخْلَهِ تُسَـٰقِطْ عَلَیْکِ رُطَبًۭا جَنِیًّۭا [۱۹:۲۵]
تنه‌ی خرمابن را بجنبان و بتکان، تا خرمای نورس دست چینی بر تو فرو افکَنَد.
فَکُلِى وَٱشْرَبِى وَقَرِّى عَیْنًۭا ۖ فَإِمَّا تَرَیِنَّ مِنَ ٱلْبَشَرِ أَحَدًۭا فَقُولِىٓ إِنِّى نَذَرْتُ لِلرَّحْمَـٰنِ صَوْمًۭا فَلَنْ أُکَلِّمَ ٱلْیَوْمَ إِنسِیًّۭا [۱۹:۲۶]
پس (از این خرمای شیرین) بخور و (از آن آب گوارا) بیاشام و (به این فرزند دلبند و معجزه‌ی خداوند) چشم را روشن دار، و هرگاه کسی را دیدی (و در این زمینه از تو توضیح خواست با اشاره بدو بفهمان و) بگو: که من برای خدای مهربان روزه (ی سکوت و خودداری از گفتار) نذر کرده‌ام، و به همین دلیل امروز با انسانی سخن نمی‌گویم.

۱۷- پیام مشترکى که به خاطر آن از طرف الله به رسولان وحى شده است، چیست؟ دلیل؟ چرا؟ اعْبُدُوا اللَّهَ وَاجْتَنِبُوا الطَّاغُوتَ
عبادت الله و دوری از طاغوت. چون این دو اصل است که همه دعوت به نیکیها و دوری از بدیها بدنبال دارد.
وَلَقَدْ بَعَثْنَا فِی کُلِّ أُمَّهٍ رَّسُولًا أَنِ اعْبُدُوا اللَّهَ وَاجْتَنِبُوا الطَّاغُوتَ فَمِنْهُم مَّنْ هَدَى اللَّهُ وَمِنْهُم مَّنْ حَقَّتْ عَلَیْهِ الضَّلَالَهُ فَسِیرُوا فِی الْأَرْضِ فَانظُرُوا کَیْفَ کَانَ عَاقِبَهُ الْمُکَذِّبِینَ ﴿النحل: ۳۶﴾
ما به میان هر ملّتی پیغمبری را فرستاده‌ایم (و محتوای دعوت همه‌ی پیغمبران این بوده است) که خدا را بپرستید و از طاغوت (شیطان، بتان، ستمگران، و غیره) دوری کنید. (پیغمبران دعوت به توحید کردند و مردمان را به راه حق فرا خواندند). خداوند گروهی از مردمان را (که بر اثر کردار نیک، شایسته‌ی مرحمت خدا شدند، به راه راست) هدایت داد، و گروهی از ایشان (بر اثر کردار ناشایست) گمراهی بر آنان واجب گردید (و سرگشتگی به دامانشان چسبید) پس (اگر در این باره در شکّ و تردیدید، بروید) در زمین گردش کنید و (آثار گذشتگان را بر صفحه‌ی روزگار) بنگرید و ببینید که سرانجام کار کسانی (که آیات خدا را) تکذیب کرده‌اند به کجا کشیده است (و بر سر اقوامی چون عاد و ثمود و لوط چه آمده است).

۱۸- دروس مهم آیه/ ۵۰ سوره سبأ چیست؟
قُلْ إِن ضَلَلْتُ فَإِنَّمَآ أَضِلُّ عَلَىٰ نَفْسِى ۖ وَإِنِ ٱهْتَدَیْتُ فَبِمَا یُوحِىٓ إِلَىَّ رَبِّىٓ ۚ إِنَّهُۥ سَمِیعٌۭ قَرِیبٌۭ [۳۴:۵۰]
(به مشرکان بت‌پرست) بگو: اگر من (با ترک بتها و دوری از آئین شما) گمراه شده باشم، به زیان خود گمراه شده‌ام (و کیفر آن را می‌بینم) و اگر راهیاب بوده باشم، در پرتو چیزهائی است که پروردگارم به من وحی می‌فرماید. او شنوا و نزدیک است (و اقوال و افعال ما بر او پنهان نمی‌ماند).
دورس مهم:
۱-پیمودن راه بی راهه به ضرر انسان است حتی اگر فرد در بالاترین درجات باشد.
۲- منبع هدایت و راهیابی همه مخلوقات حتی بالاترین انسانها الله است.
۳- خداوند سمیع و قریب بر تمام سخنان و رفتار ضالین و هدایت شدگان مسلط است.

۱۹- آیا بشرى مستقیم با الله سخن گفته است؟ دلیل؟
وَمَا کَانَ لِبَشَرٍ أَن یُکَلِّمَهُ اللَّهُ إِلَّا وَحْیًا أَوْ مِن وَرَاءِ حِجَابٍ أَوْ یُرْسِلَ رَسُولًا فَیُوحِیَ بِإِذْنِهِ مَا یَشَاءُ إِنَّهُ عَلِیٌّ حَکِیمٌ ﴿الشورى: ۵۱﴾
خیر، آیه/۵۱ سوره الشوری سخن مستقیم با الله را جایز نمی داند. سخن گفتن به سه صورت انجام می شود.
۱- وحی
۲- از پس پرده و حجاب
۳- از طریق فرشتگان

۲۰- از کجا مى دانیم که پیامبر از هواى نفسش سخن نمى گوید؟
وَمَا یَنطِقُ عَنِ ٱلْهَوَىٰٓ (النجم:۳ )
و از روی هوا و هوس سخن نمی‌گوید.
إِنْ هُوَ إِلَّا وَحْىٌۭ یُوحَىٰ(النجم:۴ )
آن (چیزی که با خود آورده است و با شما در میان نهاده است) جز وحی و پیامی نیست که (از سوی خدا بدو) وحی و پیام می‌گردد.
وَٱتْلُ مَآ أُوحِىَ إِلَیْکَ مِن کِتَابِ رَبِّکَ ۖ لَا مُبَدِّلَ لِکَلِمَـٰتِهِۦ وَلَن تَجِدَ مِن دُونِهِۦ مُلْتَحَدًۭا (الکهف: ۲۷)
بخوان آنچه را که از کتاب (قرآن) از سوی پروردگارت به تو وحی شده است (و به گفته‌های این و آن که آمیخته به دروغ و خرافات و مطالب بی‌اساس است اعتناء مکن. تکیه‌گاه بحث تو در امور غیبی همچون سرگذشت اصحاب کهف، تنها باید وحی الهی باشد. چرا که سخنان خدا حقائق تغییر ناپذیری است و) کسی نمی‌تواند سخنان او را تغییر (و احکام آن را دگرگون) کند، و هرگز پناهی جز او نخواهی یافت.
قُلْ أَىُّ شَىْءٍ أَکْبَرُ شَهَـٰدَهًۭ ۖ قُلِ ٱللَّهُ ۖ شَهِیدٌۢ بَیْنِى وَبَیْنَکُمْ ۚ وَأُوحِىَ إِلَىَّ هَـٰذَا ٱلْقُرْءَانُ لِأُنذِرَکُم بِهِۦ وَمَنۢ بَلَغَ ۚ أَئِنَّکُمْ لَتَشْهَدُونَ أَنَّ مَعَ ٱللَّهِ ءَالِهَهً أُخْرَىٰ ۚ قُل لَّآ أَشْهَدُ ۚ قُلْ إِنَّمَا هُوَ إِلَـٰهٌۭ وَ‌ٰحِدٌۭ وَإِنَّنِى بَرِىٓءٌۭ مِّمَّا تُشْرِکُونَ (انعام: ۱۹)
(ای پیغمبر! به کسانی که بر رسالت تو گواهی می‌خواهند) بگو: بالاترین گواهی، گواهی کیست (تا او بر صدق نبوّت من گواهی دهد؟) بگو: خدا میان من و شما گواه است! (بهترین دلیل آن این است که) این قرآن به من وحی شده است تا شما و تمام کسانی را که این قرآن بدانها می‌رسد بدان بیم دهم. (قرآنی که هیچ کس و هیچ گروهی نمی‌تواند سوره‌ای همانند آن را بسازد و ارائه دهد). آیا به راستی شما گواهی می‌دهید که خدایان دیگری با خدایند؟! بگو: من گواهی نمی‌دهم (و هرگز کسی و چیزی را انباز خدا نمی‌دانم و نمی‌کنم). بگو: او خدای یگانه‌ی یکتا است، و من از بتان (جاندار و بی‌جانی که) انباز خدا می‌کنید بیزارم.
در بسیاری از آیات وحی به این امر اشاره شده؛ از جمله در آیات /آیه/۹سوره الاحقاف –آیه/ ۷-۵۲سوره الشوری -آیه/۷۰ص-آیه/۳۱ فاطر- آیه/۲سوره الاحزاب –آیه/۴۵عنکبوت- آیه/۴۵-۱۰۸سوره الانبیاء–آیه/۳۹ سوره الاسراء- آیه/۳۰سوره الرعد-آیه/۴۹هود- آیه/ ۱۵یونس.

۲۱- چگونه پیامبر فهمید که جنها، به قرآن گوش دادند؟ دلیل؟
قُلْ أُوحِیَ إِلَیَّ أَنَّهُ اسْتَمَعَ نَفَرٌ مِّنَ الْجِنِّ فَقَالُوا إِنَّا سَمِعْنَا قُرْآنًا عَجَبًا [۷۲:۱]
(ای محمّد! به امت خود) بگو: به من وحی شده است که گروهی از پریان (به ‌تلاوت قرآن من) گوش فرا داده‌اند و (پس از مراجعت به میان قوم خود، بدیشان) گفته‌اند: ما قرآن زیبا و شگفتی را شنیده‌ایم.
پیامبرغیب نمی داند و آگاهی او ازغیب تنها از طریق وحی است. و در مورد شنیدن جنیان نیز از طریق وحی الهی. در سوره جن آیه/۱ از این مسأله آگاه شد.

۲۲- آیا خداوند به زمین و آسمان هم وحى کرده ؟ چه فرموده است؟
بله، آیه/ ۵ زلزال وحی به زمین را می رساند
بِأَنَّ رَبَّکَ أَوْحَىٰ لَهَا [۹۹:۵]
(این احوال و اقوال زمین) بدان سبب است که پروردگار تو بدو پیام می‌دهد (که چه بشود و چه بگوید).
آیه/ ۱۲سوره فصلت وحی الهی به آسمان را بیان می کند .
(فَقَضَاهُنَّ سَبْعَ سَمَاوَاتٍ فِی یَوْمَیْنِ وَأَوْحَىٰ فِی کُلِّ سَمَاءٍ أَمْرَهَا ۚ وَزَیَّنَّا السَّمَاءَ الدُّنْیَا بِمَصَابِیحَ وَحِفْظًا ۚ ذَٰلِکَ تَقْدِیرُ الْعَزِیزِ الْعَلِیمِ) [۴۱:۱۲]
آن گاه آنها را به صورت هفت آسمان در دو روز به انجام رساند، و در هر آسمانی فرمان لازمه‌اش را صادر (و نظام و تدبیر خاصّی مقرّر) فرمود (و مخلوقات و موجودات متناسب با آنجا را آفرید). آسمان نزدیک را با چراغهای بزرگی (از ستارگان درخشان و تابان) بیاراستیم و (آن را کاملاً از آفات و استراق سمع شیاطین) محفوظ داشتیم. این (اُمور مذکوره، اعم از آفرینش جهان هستی و دوران شکل‌گیری و نظم دقیق، برجوشیده از) برنامه‌ریزی خداوند بسیار توانا و بس آگاه است.

0 0 امتیازها
محبوبیت مقاله
مشترک شوید
مرا مطلع کن از

0 دیدگاه‌
جدیدترین
قدیمترین بیشترین امتیاز