موارد بیشتر

Generic selectors
جستجوی دقیق
جستجو در عنوان
جستجو در متن
Post Type Selectors
آوای دل
آیات اسماءالله
احکام
احکام اجتماعی
احکام اقتصادی
احکام عبادی
اخلاق
اخلاق پسندیده
اخلاق ناپسند
اسماءالله
اشعار
اعجاز
اعجاز علمی
ایستگاه تدبر
بهشت و دوزخ
تدبر سوره‌ها و اجزا
تدبر موضوعی
تعاریف اسماءالله
توحید
خاطرات
دعاها
دلنوشته‌ها
رسول و نبی
زندگی پیامبران
سوالات اسماءالله
سیر در قرآن
صوتی
قیامت
کتاب و قرآن
کتابخانه
گوناگون
متنی
مرگ و برزخ
معاد
مقالات توحید
مقالات قرآنی
مقالات معاد
مقالات نبوت
موضوع تدبر
نبوت
وحی
ویژگی رسول الله
ویژه برنامه بهار
ویژه برنامه حج
ویژه برنامه رمضان
ویژه برنامه‌ها

سی جواهر تقدیم به مومنان، ویژه برنامه رمضان ۳۹


اولین مروارید
( ۚفَاسْأَلُوا أَهْلَ الذِّکْرِ إِن کُنتُمْ لَا تَعْلَمُونَ) النحل (۴۳)
پس (ای مردم ) اگر نمی دانید از (آگاهان) اهل کتاب بپرسید.
سوالات از ایه:
۱- آیا از غیر اهل قران و علما هم میشه از دیگران سوالات شرعی پرسید ؟؟
۲- ایا از یک عالم شرعی در مورد مساله ای بپرسیم جواب داد کفایت میکنه یا باید از چندتا عالم بپرسیم ؟؟
۳- آیا زمانی از عالمی سوال کردیم و جوابی داد که به تبع ما نیومد و ضرر داشت برایمان بریم از یه عالم دیگه ای بپرسیم که بنفع ما حکم بکنه چه عواقبی به دنبال داره ؟؟
۴- ایا سوال کردن برای موقعی هست که با موردی برخورد کردیم یا میتونیم برای آگاهی و علم یاد گرفتن هم بپرسیم ؟؟

تدبر من
۱- این بخش آیه در دوجای قرآن مثل هم وارد شده:
یکی در سوره نحل و دیگری در سوره انبیاء ایه ۷.
۲- اهل الذکر با توجه به آیه بعدش مشخص میشه که منظور از اهل الذکر (کسانی هستن که اهل قران و شریعت اسلام از پیامبران و میراث برانشان علما هستن).
آیه بعدش (بِالْبَیِّنٰاتِ وَ اَلزُّبُرِ وَ أَنْزَلْنٰا إِلَیْکَ اَلذِّکْرَ لِتُبَیِّنَ لِلنّٰاسِ مٰا نُزِّلَ إِلَیْهِمْ وَ لَعَلَّهُمْ یَتَفَکَّرُونَ﴿۴۴﴾)
۳– فاسئلوا فعل امر یعنی اینکه برای زیاد کردن علم شریعتان و مسائل دینتان از اهل قران و علما بپرسید.

یکی از خواهران
ازاین آیه مبارکه این است که اگرماچیزی درباره دین نمی دانیم که به آن عمل کنیم به مردم هم تذکراشتباه ندهیم مثلااگرمومنی سوالی درباره احکام شریعت اسلام پرسید وماازجواب دادن آن معذورماندیم بایدآن رابه علمای دین آن بزرگوارانی که زحمت فراوان کشیده اندتابه درجه علماءدین برسندمعرفی کنیم تاجواب خودراپیداکنند مثل مشرکانی که درزمان پیامبرص نباشیم که ازکارآن حضرت ایرادمیگرفتندکه ماحرف شماراقبول نداریم چون شما هم مثل مابشری بیش نیستید ومی گفتندبایدخداوندبرای مافرشته ای برای پیامبری مبعوث میکرد ولی آن حضرت ص فرمودبه کتابهای تورات وانجیل سربزنیدمی فهمیدکه پیامبران گذشته هم انسان بوده اندنه فرشته ان شاءالله خدابه مامومنان توفیق دهدتابتوانیم درباره دینمان قدمی برداریم وازصحبتهای گرانبهای شمابزرگواران بهره فراوان ببریم نه ایرادبی جا والسلام علیکم والرحمه الله وبرکاته.

فائزه دانشور
این آیه نکات مهم و اساسی را در خود دارد نکته اول که به نظر بنده این نکته مهم است گاهی انسان در بسیاری مسایل و موارد( مسایل دینی) دچار جهل میشود و ممکن است خیلی از مسائل آگاهی نداشته باشد.پس چاره‌چیست؟ در این ایه‌ واضح و روشن میگوید که اگر چیزی را نمیدانید و آگاهی ندارید از کارشناسان‌و اهل علم بپرسید و مهمتر از همه اینکه وقتی مساله ای را پرسیدیم حرف کارشناسان و اهل علم رو قبول کرده‌و به نظر و رای آنها احترام بگذاریم. نکته دوم بیان این نکته است که از پرسیدن سوال خود نزد اهل علم خجالت نکشیم و هر سوالی رو بپرسیم .چرا که جهل عذر‌نیست ، پرسیدن و دانستن وظیفه است.چرا که خداوند در کتاب‌مقدسش این را به صراحت بیان کرده که ( ان کنتم لا تعلمون) اگر‌نمیدانید بپرسید. پس اگر پرسیدن عیب بود و زشت بود خداوند در کتاب‌مقدسش ان را بیان‌نمیکرد.و با نگاهی به زندگانی صحابه و یاران پیامبر در صدر اسلام همیشه سوالات و مسایل خود رو از رسول الله می پرسیدند .چونکه‌ جهل نسبت به و درپایان سعی کنیم‌بیشتر سوال کنیم و بیشتر بدانیم و نسبت به‌مسایل دینی حریص باشیم . چرا که هر‌چه بیشتر در مسایل دینی بدانیم و به آن عمل کنیم موفقیت بیشتر ما رو در زندگی به همراه‌خواهد داشت. 🌼تدبر من :یعنی اینکه هر گاه در مورد مسائل دینی به مشکلی برخوردید و در این مورد چیزی ندانستیدو خیلی برای شما سوال بود از آگاهان در این زمینه کمک بگیرید تا آگاهی پیدا کرده و استفاده ببرید هر گاه دیدید کسی در این مورد راهنمایی می خواهد بتوانید آن مسائل را برایش توضیح دهیید.

عایشه طالبی
ندانستن عیب نیست..نپرسیدن عیب است..جمله ای که از همان دوران اولیه تحصیل به کرات شنیدیم. خوشا بحال کسانی که همواره از این جمله آموزنده برای رفع ابهامات خود در زندگی استفاده کردند و سوالاتشان را در رابطه با هر علمی از متخصصان آن رشته پرسیده اند..مطمئنا این افراد موفقتر از کسانی هستند که یا بخاطر غرور و یا بخاطر خجالتشان در جهالت خود مانده اند.
جهل در هیچ زمینه ای عیب نیست…پس با پرسش در آن زمینه، ویرانه های جهالت را آباد سازیم.
برای رفع ابهامات بهتر است از متخصصین در آن زمینه کمک بگیریم..بخصوص در علوم دین بسیار مصر بر آگاه و خبره بودن عالم دین باشیم..تا مبادا کوچکترین ابهامی باقی بماند.
هر گاه انسان خودش بر علمی آگاهی دارد، سوال پرسیدن معنایی ندارد….فاسئلوا اهل الذکر ان کنتم لاتعلمون .
اگر جایی احساس نیاز به پرسیدن کردیم..پس پذیرفتن جواب نیز واجب است. وگرنه پرسیدنمان کاری بیهوده است.

ساره قتالی
۱-سوال کردن نه تنها عیب نیست بلکه موجب کسب علم میشود .
۲-خداوند در این آیه جمله رابصورت امری یا دستوری فرموده یعنی لازمه ی ادامه ی حیات بشری بر پایه علم و دانایی ،سوال کردن است.تا زمانیکه ما سوالها و ابهامات ذهنی را در خود پنهان نگهداریم و در جستجوی پاسخ به آنها نباشیم همچنان در نقطه ی صفر زندگی باقی خواهیم ماند پس اساس پیشرفت در زندگی سوال کردن و کسب علم هست.
۳-جهل ومغرور نبودن نیز یک قسمت از استنباط این آیه است زیرا زمانیکه ما نسبت به چیزی علمی نداریم حالا هر علمی باشد چه در زمینه دینی و دنیوی مثل اقتصادی، پزشکی،روانشناسی و..نباید از روی جهالت و غرور پاسخ نابجا به دیگران بدهیم و این چرخه نادانی همچنان در میان مردم بچرخد. جواب نادرست به سوال، مساوی است با جهالت و غرور و رکود علم .
۴-برای رسیدن به پاسخ ابهامات ذهنی مان،باید از اهل علم استفاده کنیم در دنیای کنونی انتخاب کتاب و انترنت و اشخاص فهیم و آزمایشات لازم بهترین منابع هستند .
۴-همیشه برای برخی سوالات پاسخ های متفاوتی از اهل علم دریافت میکنیم و این نیز برمی گردد به دیدگاه متفاوت اشخاص به موضوع و دلیل بر نادانی این بزرگواران نیست ما باید پاسخ سوالاتمان را از کسی جستجو کنیم ک مطابق با عقیده و‌ دیدگاه خودمان آراء راصادرمیکند.

فاطمه حاجی پور
این ایه پاسخ ب ایراد مشرکانی است ک می گفتند اگر خدا میخواست کسی را بفرستد فرشته می فرستاد ( مثل پادشاهان ک پیک های خود را از مقامات بالا می فرستادند.)
خداوند می فرماید قبل از تو نفرستادیم حز انکه ان هم رجالی بودند ( مردانی بودند )
اگر خبر ندارید از اهل ذکر بپرسید ( ک قبل از ان ها هم فرستاده ما فرشته نبوده )
و اهل ذکر هم منظور اهل کتاب یهودیان و مسیحیان هستند
ذکر باعث اگاهی بخشی انسان می شود و انسان ها را بیدار می کند
در مورد کتاب قران فقط باید تفکر کرد
واقعا چند درصد مسلمانان تفکر می کنند و چند درصد تقلید کنند.

فاطمه عبدالعزیز انصاری
۱- این آیه ارزش و جایگاه طالب علم در دنیا و آخرت را می رساند
۲- بر اهل علم واجب است که هر آنچه یاد گرفته اند را آموزش و پاسخ دهند
۳- اینکه الله تعالى فرمود از اهل ذکر و علم بپرسید ، نشان می دهد که نباید از کسی که به جهل و بی علمی مشهور است ، سوال شود
۴- اجماع علماء بر این رای هستند که عموم مردم باید از اهل علم تقلید کنند.


دومین مروارید
( ۚ إِنَّ الْحَسَنَاتِ یُذْهِبْنَ السَّیِّئَاتِ ۚ ) هود (۱۱۴)
(بی شک نیکیها بدیها را از بین می برند .)
سوالات مروارید دوم:
۱- مقصد از اینکه انسان کار خوبی انجام دهد تا بدی ها از بین برود چیست ؟؟
۲- آیا با انجام حسنات گناهان و بدی های بسیار بزرگ هم ازبین میرود ؟؟
۳- چرا در آیه تاکید شده و مورد خطاب آیه براساس قبل و بعدش چه کسانی هستن که دچار شک شدن در از بین رفتن بدی ها بواسطه خوبی ها ؟؟
۴- با عمل به این بخش از آیه چه فوائدی و ثمراتی برای یک جامعه بدنبال خواهد داشت ؟؟
۵- آیا سیئات شامل حال اختلافات خانوادگی بعضی از خانواده ها هم میشود.؟؟ چون واقع امروزی بدی که در حق خانواده ای از سوی خانواده دیگه صورت میگیره اثرش میمونه وچراحسنات کارسازنیستوعلت درچیست؟؟

تدبر من
۱- در آیه از اسلوب یک تاکید بکار برده شده ( إنّ ) دلالت بر این دارد اگر کسی شک دارد بر اینکه الحسنات سیئات رو از بین میبره با این تاکید شکش رو از بین ببرد. ( اما دو تاکید و سه تاکید دلالت خاص خودش رو دارد)
۲- الحسنات جمع و منظور تمام حسنات و کارهای خیر و صالحی که موجب رضایت الله باشد.
۳- یذهبن از بین میبرد کل سیئات کوچکی که مرتکب میشده. و حتی اثر ان بدی رو هم از بین میبرد بگونه ای که هیچ بدی انجام نداده.
۴- آیه بیانگر اینکه یکی از اسباب از بین رفتن بدی ها و اثرش انجام اعمال خوب و صالح میباشد.
۵- برخی از علما گویند انسانی که عمل بدی و گناهی انجام داد بلافاصله بعدش کار خوبی و خیری انجام دهد و توبه کند.

فطانه شاکری
تاثیر اعمال نیک در ازبین بردن اعمال بد بیان میکند که به روح انسان لطافتی دوباره می دهد و تیرگی گناه را به روشنایی مبدل میسازد که این یعنی امید برای بنده.
اهمیت نمازههای روزانه.هـرگاه نمازی با اخلاص و با تمام شرایطش بجا اورده شود انسان را از تمام الودگی ها و اثار گناهان پاک میکند.
کوچک نشماراندن اعمال نیک چرا که هر کار نیکی هرچند کوچک و ناچیز در نزد ما باعث سنگین شدن میزان حسنات ما در اخرت میشود .

عایشه طالبی
سپاس از آن خدایی است که همواره آیات کتابش، روحبخش و امیدوار کننده اند. این آیه، یکی از زیباترین آیه هایی است که انسان را در هر شرایطی به آرامش میرساند، مگر اینکه خود نخواهد..
انسان مومن و باتقوا به کارهای نیکش امیدوارتر و بر استمرار آن سخت کوش تر میشود تا لکه های از گناه اگر در وجودش هست پاک شود. و نیز انسان گناهکار هر گاه سنگینی گناهانش را احساس کرد با اندکی تفکر در این آیه میتواند وجود بر تاراج رفته اش را در جاده جود الهی بازیابد و با توبه و انجام نیکیها از بار گناهان خود بکاهد.
کارهای نیک و بد انسان بر روی هم تاثیر می گذارند.
نیکیها پاک کننده ای بسیار قوی برای گناهان هستند و به لطف خدا گناهان را خنثی میکنند.
همیشه برای کارهایمان نیت الهی داشته باشیم تا اعمالمان خالص شوند و در محو کردن اثار گناهانمان قویتر باشند.
اما فراموش نکنیم مبادا گناهی انجام دهیم به امید اینکه بعد از ان با انجام ثوابی آن گناه را محو میکنیم…بدرستیکه این امیدیست برای دلهای خسته گناهکار و راهیست برای بازگشت به الله و نیکیها.

سمیه قتالی
این آیه مبارکه به اثرمتقابل اعمال بریکدیگراشاره میکند.البته اثرکارهای بدبرکارهای نیک وخوب هم وجوددارد.به عبارتی دیگرباانجام هرگناه وعمل زشت یک نوع تاریکی درروح وروان انسان ایجادمی شودکه اگرادامه یابداثرات آن متراکم شده وبه صورت وحشتناکی انسان رامسخ میکند.
ولی کارنیک که ازانگیزه الهی سرچشمه گرفته به روح آدمی لطافتی می بخشدکه آثارگناه رامی تواندازآن بشویدوآن تیرگیهارابه روشنایی مبدل سازد.
ازنظرروانی نیزشک نیست که هرگناه وعمل زشتی یک نوع تاریکی درروح وروان انسان ایجادمیکند.
امیدوارم که خداعزوجل به ماعنایت دهدتابتوانیم میزان حسنات خودرابرای آخرت سنگین کنیم .

نساء تقی پور
بله زمانه ثابت کرده است که خوبی کردن بدیهاراازبین می بردحتی دل کافرنیزباخوبی کردن نرم می شودهمچنان که پیامبران باصبرونیکی واحسان کافرانی رابه سوی اسلام سوق دادن بدون هیچ چشم داشتی ..بیاییم ازاین ماه پرخیروبرکت شروع کنیم ودرحدتوان به یکدیگرکمک ویاری کنیم سعی کنیم هیچ چشم داشتی دربرابرخوبی واحسان نسبت به همدیگرنداشته باشیم اگرواقعانیتمان خیرباشدان شاءالله که دربرابرخوبیهایمان مشکلات خودوخانواده حل خواهدشدامتحان کنیم حتمابه نتیجه خواهیم رسیدهم دراین دنیاوهم درآخرت (بی شک خوبی هابدیهاراازبین می برد)

فائزه دانشور
السلام علی من اتبع الهدی
آیه زیبایی است پر از نور و امید .امیدوارکننده است . تاثیر متقابل اعمال بر همدیگر را نشان میدهد. برای کسانی که زنگار گناه و سیئه نکته سیاه درقلبشان ایجاد شده و با خواندن این آیه و آیات دیگر متوجه میشوند که از رحمت الله ناامید نشوند .چرا که انسان به اقتضای انسان بودنش ممکن است قدم او بلغزد و دچار گناه و اشتباه و معصیت شود اما هرگز نباید نامید شد چرا که‌در این آیه به وضوح امید را در دل بندگان زنده‌میکند و نشان میدهد که حسنات سیئات شما رو از بین میبرد آنچنانکه در احادیث نبوی احادیث زیادی داریم که خداوند قادر متعال برای سیئات یک گناه و جزا را در نظر میگیرد وشاید هم گناه را ببخشد و با انجام یک حسنه ده پاداش برای او نوشته میشود….پس خدایی که به این مهربانی است چه زیباست که پس از انجام گناه، به سمت او بربگردیم.حال باید دانست چگونه میتوان به سمت خدا برگشت ؟؟؟ وقتی من یا هر انسان دیگری گناهی مرتکب شدم و لکه سیاهی ایجاد شد چگونه آن را پاک کنم؟؟؟؟ راهای زیادی است از جمله:
صدقه دادن. بعد از هرگناهی یا معصیت صدقه بدهیم چرا که صدقه میتواند گناه ما پاک کند
انجام نمازهای پنجگانه. نماز خود شستن گناهان است‌جرا که هر بار که وضو میگیریم برای خواندن نماز این وضو گناهان ما را پاک میکند .
استغفار و توبه در نماز .هرزمان که لباس ما کثیف میشود آن را میشوریم با آب و صابون نفسمان را با آب توبه بشوریم و استغفار کنیم
روزه های فرض و سنت .چرا که روزه های سنت کفاره گناهان ما خواهد بود
در نماز همیشه این دعا را میخوانیم ( کفر عنا سیاتنا) اما دعا به تنهایی کافی نیست به دنبال دعا اعمال نیک انجام دهیم
هیچ گناهی را کوچک نشماریم و بعد از انجام هر گناهی ولو کوچک توبه کنیم و بر گناه اصرار نداشته باشیم
و در پایان اعمال نیگ و حسنات ما خالصانه و برای خدا باشد امید است که زنگار گناه و سیاهی آن از قلبهای ما پاک شود…آمین.

ساره قتالی
قطعاً خوبیها بدیها را از بین میبرند.
جمله باچند تاکید بیان شده تا جای ابهامی در دل ما قرار نگیرد بطوری که هیچ وسواس شیطان در ذهن و دل ما رخنه نکند تا آرامش را از وجود ما سلب کند وقتی یک گناه یا بدی از ما به نسبت خود ما یا معبود یا اطرافیان ما صورت گیرد دل دچار ناآرامی شده اگر خداوند این راه چاره(جایگزین خوبیها بجای بدیها) را برای ما میسر نکرده بود قطعا ما در زندگی هیچوقت روی آرامش را نمی دیدیم ولی وقتی این راهکار را خداوند رحمان از سر لطف و کرم و رحمت خود برای بندگان میسر فرموده روح بشر تجدید قوا خواهد کرد وگرنه ما بندگان هر از گاهی بخاطر نفس ضعیف خود دچار لغزش میشویم و اشتباهاتی از ما سرمیزند که اگر خداوند این پاک کن گناه را برایمان مقدور نمیکرد دچار بیماری روحی میشدیم و از ادامه زندگی ساقط میشدیم .
وظیفه ی ما در مقابل این آیه اول اینکه برای خود ابتکار خوبیها و حسنات را همیشه به نسبت شخص خود و معبود و اطرافیان را برقرار سازیم و دوم به نسبت بدیهای دیگران بخشنده باشیم و کینه به دل نگیریم هر چه راحت تر و بخشنده تر رفتار کنیم روح آرامی را برای خود به ارمغان میاوریم.


سومین مروارید
وقولوا للناس حسنا البقره /۸۳
و به مردم سخن نیک بگویید.
سوالات:
۱- آیا ایه ای هست دلالت بر این داشته باشد که اعملوا حسنا در مقابل قولوا للناس حسنا ؟؟
۲-چرا مامور نشدیم به بیان قول احسن در عوض قول حسن ؟؟
۳- قول غیر حسن چه عواقبی و تاثیراتی بهمراه دارد ؟؟
۴- آیا در مواضعی همچون ظلم کردن به ما و ضایع شدن حقمان قول غیر حسن داشته باشیم آیا استثنائی وجود دارد ؟؟

تدبر من
۱- قول از جمله محاسبات فردای قیامت و قضاوت و حکم بر آن مترتب میشود.
و دلیل بر محاسبه شدن بر اساس گفتار و اقوالمان آیه ( مٰا یَلْفِظُ مِنْ قَوْلٍ إِلاّٰ لَدَیْهِ رَقِیبٌ عَتِیدٌ﴿۱۸﴾)ق
۲- بسیاری از گناهان بر اساس زبان و گفتار صادر میشود اعم از غیبت و دروغ و نمامی و تهمت و فحش و ناسزا گویی…
۳- کلمه قولوا دلالت بر این میدهد که واجب هست بر ما قول حسن بگوییم بجز در جایی که الله اجازه داده است در ایه ای.
۴- الناس شامل کل مردم میشود یعنی بعبارتی ما ماموریم بنسبت کل انسانها اعم از مومنین و کفار، منافقین، یهود ، نصاری…. کلام حسن داشته باشیم.
۵- دین اسلام نه تنها به اعمال انسان اهمیت داده بلکه بر گفتاری که از یک انسان صادر میشود هم اهتمام داده.
۶- از مواضع اصلاح در اقوال میتوان به ایاتی اشاره کرد:
(یٰا أَیُّهَا اَلَّذِینَ آمَنُوا لاٰ تَقُولُوا رٰاعِنٰا وَ قُولُوا اُنْظُرْنٰا وَ اِسْمَعُوا وَ لِلْکٰافِرِینَ عَذٰابٌ أَلِیمٌ)
(قٰالَتِ اَلْأَعْرٰابُ آمَنّٰا قُلْ لَمْ تُؤْمِنُوا وَ لٰکِنْ قُولُوا أَسْلَمْنٰا)

یکی از خواهران
ذات انسان در رابطه با اطرافیانش ریشه در خوبی وبدی داردمعمولا همه انسانها از لحاظ خوب یا بدی شبیه هم نیستند وبرای اینکه رابطه ها پا بر جا بماند خداوند می فرماید که با مردم خوب بوده وبه نیکویی با آنان سخن بگوییم اگر ما دررابطه مان با مردم بداخلاق باشیم مردم از اطرافمان پراکنده می شوند و میلی به با بودن با ما در ایشان از بین می رودو هیچ وقت دیگری نمی خواهند که آن شخص را ببینند وبا او در تعامل باشند همچنان که خداوند در جایی در مدح پیامبر محبوبمان که الگو ونمونه بارز در رابطه با هرکس چه دوست و چه دشمن خوش اخلاق و مهربان بوده خداوند می فرماید :ولو کنت فظاغلیظ القلب لانفضوا من حولک یعنی اگر تند خو و سخت دل بودی بی گمان از اطرافت پراکنده می شدندبنابر این ما نیز در رابطه هامون باید دقت کافی داشته باشیم تا کسی را از خود نرنجانیم. 🌼فاطمه چوپانی
سلام در مورد این آیه باتوجه به قبل و بعد اون میشه این برداشت رو کرد که : هر انسانی در هر زمان و مکان و هر جایگاه و شخصیتی که باشه، باید به پدر و مادر و خویشان و…نیکی و محبت کنه و جز خدا رو عبادت نکنه.بر عهدی که با خداوند بسته پایدار بمونه ،با مردم به خوش زبانی سخن بگوید؛نماز بخوانید و زکات بدید و برخی عهد شکنی کردن و این جز عادات اونا شد.خب در هر کاری اگه انسان با خلوص نیت وارد بشه و بر قول و قرار خود بمونه حتما نتیجه خوبی عایدش میشه اما بدعهدی و خلف وعده نظم هر کاری رو بهم میزنه .من از خودم مثال میزنم که اگه در قبال انجام کارم برای مردم با دل و نیت خالصانه کار کنم و با اونها در برخوردم و انجام کارم صادق باشم و صبر و حوصله به خرج بدم مطمئنا دعای خیر مردم رو دارم . حرفی که از دل بر آید لاجرم بر دل هم نشیند .همون طور که میگن به نرمی توان کوهی به مویی کشی .پس هر مسلمان واقعی باید سعی کنه با زبانش کسی رو آزرده خاطر نکنه چون از محبت خارها گل میشود.

عایشه طالبی
در این ایه خداوند بعد از اینکه امر به پرستش الله و نیز نیکی به والدین و اقربین میکند..زمینه عام تری از محبت و دوستی را بین خلق فراهم میکند که انسانها را با انواع نیکیها بهم نزدیک کند.
بنی آدم اعضای یکدیگرند که در آفرینش ز یک گوهرند
خداوند میفرماید با مردم به نیکی سخن بگویید. کلمه ناس یک کلمه عام هست، پس با همه افراد اعم از کافر یا مسلمان حسن معاشرت داشته باشیم. گفتار و رفتار نیکمان را در برخورد درست با آحاد جامعه گسترش دهیم.
کلمه حسنا نیز یعنی نیک و درست و کلمه ای عام هست که همه نیکیها را در برمیگیرد. نیکی در سخن، در رفتارمان و نیز در هر کار خیری که میتوانیم در حق دیگران انجام دهیم. هر جا که میتوانیم در حد وسع خود برای مردم گره گشا باشیم. گاهی با سخنی نیک، گاهی با لبخندی یا گوش سپردن به درد دلی، و گاهی با مادیات.
ابتکار من برای عملی کردن مروارید:
رمضان را سرآغاز تغییر قرار دهیم. این لحظات ناب را غنیمت شماریم و تجدید نظری بر رفتارمان کنیم. خوبیهای دیگران را بیشتر ببینیم و خطاهایشان را با نیکی بپوشانیم. همدیگر را به خاطر الله بیشتر دوست بداریم و نقطه ضعفهای یکدیگر را در نهایت مهربانی برطرف سازیم. سعی کنیم جز خیر سخن نگوییم. و دستمان را به گرفتن دستان افتاده ای عادت دهیم.


چهارمین مروارید
( ۖ وَعَسَىٰ أَن تَکْرَهُوا شَیْئًا وَهُوَ خَیْرٌ لَّکُمْ ۖ وَعَسَىٰ أَن تُحِبُّوا شَیْئًا وَهُوَ شَرٌّ لَّکُمْ ۗ )البقره (۲۱۶)
چه بسا چیزی را خوش نداشته باشید، حال آنکه آن برای شما بهتر باشد، و چه بسا چیزی را دوست داشته باشیدحال آنکه آن برای شما بد باشد.

فاطمه رشیدی
تدبر من این هست که انسان گاهی اوقات تقدیری رو درپیش دارد که خودش واطرافیانش فکر میکنند تقدیرش خیلی غم انگیز هست در حالی که اگر از حکمت خدا با خبر باشی وبدونی که حتما در آن خیری هست اصلان برای تقدیرت ناراحت نمیشوی مثل داستان سوره کهف که با حکمت خدا کشتی مرد ماهیگیر رو سوراخ کردند و بچه ای رو کشتند که اگر زنده میماند دزد میشد واینها با حکمت الله بوده است گاهی اوقات تقدیر یا اتفاق خوبی قرار است برای ما بیافتد که با حکمت خدا آن اتفاق نمیفتد وما افسوس میخوریم که چرا انگونه که ما دوست داشتیم نشد در حالی که به ظاهر آن اتفاق خوب هست ولی در باطن خدا آن رو برای ما بد وبه ضرر ما دانسته ما از حمکت خدا آگاه نیستیم پس هر چیز که برای ما رقم میخورد حتما حکمتی هست که ما از علم غیب آن آگاه نیستیم من خودم این حکمت خدا رو تو زندگی شخصی ام واقعا تجربه کرده ام وبه این رسیده ام که هیچ چیز تو زندگی بدون حکمت واراده الله نیست
پس همیشه باید به تقدیر خودمان راضی وخشنود باشیم چون الله همه ی بندگانش رودوست وهیچوقت به انها ضرر نمیرساند انسان مسلمان همیشه میگوید هر چیز که از پیش خدا آید خوش آید حتی غم از دست دادن عزیزی باشد.
چه بسا چیزی را خوش نداشته باشید، حال آنکه آن برای شما بهتر باشد، و چه بسا چیزی را دوست داشته باشیدحال آنکه آن برای شما بد باشد.

فائزه دانشور
در‌زندگی آدمها‌پر از اتفاقات ‌خوب و بد است. خیلی از اتفاقاتی بدی که‌برای ما میافتد دوست نداریم ودر برابر آن اتفاق جذع و فذع و بی تابی میکنیم حال انکه دز آن اتفاق حکمتی نهفته که ما از آن بی خبریم.چرا که‌انسان بنابر ضعف بشری نمیتواند خوب و بد‌جیزها را از هم تشخیص دهد پس فقط الله متعال میداند که‌چه‌چیزی خوب است یا بد مثلا در ایات قبل خداوند جهاد را برای مسلمانان فرض کرده این جهاد برای انسان سخت و طاقت فرسا است و انسان آن را ناخوشایند میداند و مورد طبع انسان نیست ولی در آن حکمتی است که جز خداوند حکمت آن را نمیداند . و همچنین چیزهایی که خداوند آن را برای ما نهی کرده که ما انسانها خواهان ان هستیم ولی در واقع‌برای انسان ضرر دارد
تسلیم فرمان خداوند شویم که براساس علم بی پایان ووبی نهایت خود به ما دستور میدهد شویم گرچه که ما دلیل آن را نمی دانیم
از خواهشات خود پیروی نکنیم و خود را به خدا بسپاریم و به امر و نهی او گوش دهیم که سعادت دنیا و آخرت در آن است
خداوند رحمان و رئوف است و خیرخواه تر از ما بندگان و هرگز شر را برای ما بندگان نمیخواهد
راضی به رضای او شویم و صبر پیشه کنیم و در هر اتفاق چه خوب چه بد شکر خدا رو به جای اوریم و بدانیم که مصلحت ما در آن اتفاق بوده است خود را به خدا واگذار کنیم و سرنوشت خود را به دست او دهیم.
و درپایان این شعر زبیا را که شاید مرتبط با این آیه باشد را تقدیم‌شما میکنم
خود را به خدا بسپار، وقتی که دلت تنگ است
وقتی که صداقتها ، آلوده به صد رنگ است
خود را به خدا بسپار، چون اوست که بی رنگ است
چون وادی عشق است او، چون دور ز نیرنگ است
خود را به خدا بسپار ، آن لحظه که تنهایی
آن لحظه که دل دارد ،از تو طلب یاری
خود را به خدا بسپار ، همراه سراسر اوست
دیگر تو چه میخواهی ؟! بهر طلبت از دوست
خود را به خدا بسپار، آن لحظه که گریانی
آن لحظه که از غمها ، بی تابی و حیرانی
خود را به خدا بسپار، چون اوست نوازشگر
چون ناز تو میخواهد ، او را ز درون بنگر
خود را به خدا بسپار ، وقتی که تن ات سرد است
وقتی که دل از دنیا ، آمیخته ی درد است

سمیه قتالی
خداونددراین آیه مبارکه جهاددرراه الله را برای مامسلمانان واجب دانسته که به آن عمل کنیم وازجمله کارهایی است که ماانسان هاازآن خوشمان می آیدومی خواهیم به زورهم که شده آن کارانجام گیردوازتقدیرالهی بیخبریم آن خداوندعزووجل است که خیروصلاح بنده اش میخواهدوبس .
چه بساکارهایی است که ازنظرماخوشاینداست وبه زورهم که شده بایدانجام بگیرددرصورتی که خداونددرکارماخللی ایجادمیکند.وحتماشری درآن نهفته است که ماازآن بی خبریم .
وچه بساکارهایی است ازنظرماانسان هاشرباشد ولی خداوندخیری درآن نهفته است.
ازنظرمن مثل ازدواج جوانان که بیشتربایددراین موردتحقیق شود چون بعضی موقع ماظاهربینیم واز عواقب
آن بی خبریم وبه زورهم که شده میخواهیم آن ازدواج سربگیرد واسمش میگذاریم تقدیرالهی خداوندراه وچاه به مانشان داده .
پیامبر ص فرمودهرکاری که میخواهیدانجام دهیدچه درمسئله ازدواج چه درخریدوفروش استخاره کنیدبعدانجام دهیدتااگرشری درآن است خداوندماراپشیمان
کند ومن الله توفیق

عایشه طالبی
خداوند در این ایه جهاد و شرکت در میادین جنگ را واجب دانسته، و حکمت و اثرات مثبت پشت پرده این کار سخت را روشن میکند. در صحنه زندگی هر شخصی خوبیها و بدیهای زیادی وجود دارد. آدمی ظاهربین است و به خیالش همه خیرها و نیکیها در چیزی که از نظر او خوب هست نهفته و نیز برعکس تمام شرها نیز در اموری که مورد پسندش نیست وجود دارد، اما چنین نیست. علم مطلق از آن خداست، اوست که میداند در هر پیشامدی چه خیر است و چه شر. خیلی وقتها تصور میکنیم همه آرزوها و خواسته هایمان باعث رشد و پیشرفتمان میشوند. در حالیکه در ورای این خواسته ها شاید شری باشد که خارج از محدوده درک ماست. پس راضی باشیم به رضای الله و ظاهربینانه به قضاوت پیشامدهایمان نپردازیم.
ابتکار من برای عملی کردن مروارید:
قانع باشیم و راضی به رضای الله. دل را به او بسپاریم که حکمت کارهایمان را رقم میزند. صبر را در تمام شرایط از او بخواهیم و یقین حاصل کنیم که بهترین و عادلترین قاضی اوست و با چشم ظاهر به قضاوت امورمان نپردازیم. فقط اوست که با علم بیکرانش به پردازش سرنوشتمان مشغول است و در جای جای آن عدالتی را نهفته است. پس به تدبیراتش راضی و قانع باشیم، باشد که رستگار شویم.


پنجمین مروارید
( وَلَیَنصُرَنَّ اللَّهُ مَن یَنصُرُهُ ۗ )الحج (۴۰)
و مسلماً خداوند یاری می کند کسی که (دین) او را یاری دهد
سوالات؛
۱- آیا نصر و یاری دادن بدست الله متعال یا بدست ملائکه هم میباشد همانطور که در جنگ بدر به کمک مومنین رفتند.؟؟
۲- علت اینکه نصر فقط بدست الله چیست ؟؟
۳- آیا تعداد زیاد بودن ملاک نصر و پیروزی هست و تعداد کم بودن ملاک شکست ؟؟
۴- چه عواملی و اسبابی بندگان باید داشته باشن تا نصرت الله شامل حالشان شود ؟؟
۵- چه اسالیب لغوی در قرآن در اینکه نصر فقط از جانب الله ست بکار برده شده ؟

تدبر من
۱- نصر و یاری رساندن از جانب الله ست و به افرادی داده میشود که خداوند را نصرت دهند.یا در واقع شرط رسیدن یاری الله به ما بندگان در هر امری از امور زندگی یاری دادن دین الله ست.
۲- در آیه از دو تاکید یا سه تاکید استفاده شده هست ( و لینصرن الله من ینصره ) مورد خاطب به کسی که نصرت الله را انکار میکند. و برایش الله تاکید میکند و یا بمنزله کسی که نصرت الله را قبول ندارد.
۳- در قرآن کریم نصرت و یاری فقط به الله متعال اضافه شده هست یعنی نصرت فقط در دست الله ست.
( بِنَصْرِ اَللّٰهِ یَنْصُرُ مَنْ یَشٰاءُ وَ هُوَ اَلْعَزِیزُ اَلرَّحِیمُ﴿۵﴾)
( إِذٰا جٰاءَ نَصْرُ اَللّٰهِ وَ اَلْفَتْحُ﴿۱﴾)
و….
برای دانستن بهتر از قضایای نصر و یاری الله به سوره مبارکه الروم مراجعه شود.

تدبر یکی از خواهران
درمورد نصرت الله درزمان خومون شبهاتی وجود دارد بعضی ها معتقدند برای پیروزی اسلام بر دشمنان لازم است مسلمانان به دنبال علم رفته و به تکنولوژی بالاتر ا ز دشمنان مجهز شوند و البته با تقویت ایمان و یقین به الله بر دشمنان غالب شوند که منطقی و قابل قبول میباشد ولی دید گاه دیگری هم دربین مسلمین داریم که میتوانیم با برخورداری از ایمان و یقین مطلوب یعنی ایمان صحابه میتوانیم مانند جنگ بدر با کمک الله و فرشته ها بر دشمنان دین جیره شویم که منطقی بنظر نمیرسد چون الله جز در مورد معجزات پیامبران و موارد نادر اسباب را کنار نمیزند
این شبهات و دیگر شبهاتی که در مورد نصر وارد کردن تنها به آیه ای از قرآن میتوان جواب داد
در جنگ بدر که پیامبر بشارت به صحابه میده که الله ۳۰۰۰ هزار ملائکه میفرسته تا کمکتون بده در این هنگام الله میگوید اگه ۱- صبر و ۲- تقوا
داشته باشید ۳۰۰۰ هزارتا که چیزی نیست ۵۰۰۰ هزارتا میفرستم.
مسلمان اگر در راه خداوندی قرار گیرد و همواره در پی انجام دادن آن باشد قطعا خداوند در این کار او همراهش بوده و حاجاتش را بر آورده می کنی اما کسی که بر عکس،اگر گمراه باشد و همواره در گمراهی خودش غوطه ور باشد قطعا نه تنها خداوند او را یاری نخواهد کرد بلکه به او اصلا نظر رحمت نمی اندازد چرا که او خودش راهش را انتخاب کرده وآن را تا آخر می پیماید مگر اینکه از روی خکمت خداوندی شخصی برسر راهش قرار گیرد تا او را از راه کجی که رفته باز دارد و به راه خداوندی راهنماییش کندانسان هدایت گر همواره در پی این است که با یاری دین خداوند یعنی از راه تبلیغ و دعوت کردن مردمان را آگاه واز روی رحمت و اراده خداوندهر که را که خداوند بخواهد هدایتش کند با دست آن شخص داعی هدایت می شودلذا ما نیز باید از روی اخلاص و توکل بر او راهش راپیش برده ودستوراتش را اجرا کنیم وبه مردمان برسانیم خداوند با این کارمان به یاری و پشتیبان ما بیاید و بتوانیم از دریای لطف وکرمش بهره ببریم خداوند را از خود راضی نگه داریم.

عایشه طالبی
به اقتضای مسلمان بودنمان، باید مراقب اسلام و عقایدمان باشیم. از این سراسر نور بخوبی نگهداری کنیم و دین خدا را سایه بان باشیم. انسان اگر در راه الله گامهایش را استوار ساخت و در این راه مواظب خار و خس های مسیر بود، خداوند نیز بطور قطع اورا فراموش نخواهد کرد. وعده خداوند همیشه عملی است. اگر در جهت پیشبرد دین تلاش نمودیم و سختیها را تحمل کردیم، خداوند نیز این سختیها را واسطه رسیدنمان به اوج کمال قرار خواهد داد. نصرت و امداد خداوند همواره بدرقه راه کسی است که بخاطر الله ناملایمات را به جان میخرد و از هیچ کوشش در جهت حفظ دینش دریغ نمی ورزد.
ابتکار من برای عملی کردن مروارید:
قبل از شروع هر کاری نیتمان را خالص کنیم برای الله و از او بخواهیم که تمام اموراتمان در دایره کتاب و سنت باشد و از آن تجاوز نکند. توکل را زمینه کارمان قرار دهیم، اینجاست که بدون شک وعده خداوند تحقق خواهد یافت و امدادهای غیبیش را با تمام وجود حس خواهیم کرد.
اگر در ایات قران دقت کنیم در ایات زیادی بحث نصرت ویاری خداوند مطرح شده است.
نصرت ویاری خواستن الهی از باب نیاز وعاجز بودن خداوند نیست.بلکه از باب تشویق وترغیب و..باشه
اگه توجه کنیم پایان ایه هم خداوند این دوتا صفت رو اورد قوی وعزیز تا این مساله را تاکید کنه.
این سنت الهی است دین خدا رو یاری کنی خداوند نیز قطعا تو رایاری میکند وجز این نیست. چون باتاکید این مساله رو ذکر کرده لینصرون لام که بر سر فعل اومده برای تاکیده نون هم که نون تاکید است. پس این امر قطعی است.
امداد ویاری خداوند بعد از حرکت وتلاش ماست.یعنی ماباید کوشش کنیم تلاش کنیم بعد توقع یاری الهی رو داشته باشیم.
یاری وامداد الهی امری است که استمرارداره ومخصوص زمان وبرهه خاصی نیست.پس کارما وتلاش مانیز باید همیشگی باشه.
ابعاد واشکال نصرت ویاری ما مختلفه.
قلبی ایمان وباور قطعی به خداوند چون شرط پدیرش اعماله
و اینکه هر اقدام وهر عملی که داره خالصانه فقط برای رضایت خدا باشه.
زبانی: زبان یک ابزار ووسیله مهم میتونه باشه با نطق خوبش دیگران به سمت این دین و مسایل دیگه از امر به معروف ونهی از منکرو… دعوت کنه.قلم خوب ورسا وبه کارگیری در این زمینه مثل نطق وبیانه.
عملی: هم شامل نماز زکات کمک برای رفع گرفتاری دیگران. جهاد جانی و کلاهر کار نیکی که انسان انجام میده. تدبرمن سمیه قتالی
اسلام دین گذشت ومهربانی است پیامبراسلام (ص) نیزدربرخوردبامردم ماموربه عفووگذشت بودچراکه خداوندبه اوفرمان دادعفوراپیشه خودکن وبه نیکی هافرمان ده .
منتهااین عفوومهربانی تازمانی کاربردداردکه مخالفان به ابتدایی ترین حقوق انسانی واخلاقی پایبندباشند.اماهنگامی که کافران دربرابررافت
ومهربانی پیامبراسلام (ص) سوء استفاده نموده وپس ازآزارواذیت مسلمانان به جنگ ونبردباآنان برخاستندبدیهی است که عقل حکم می کندبایددربرابرظلم وتجاوزستمگران به دفاع برخواست وازحقوق مردم ستمدیده دفاع نمود.
اگردرقرآن کریم آیاتی به چشم می خوردکه ازآنهابوی خشونت استشمام می شود تمامادرراستای دفاع ازمظلومان وستم دیدگان دربرابرستمگران ومتجاوزان به حقوق مردم است .
ستمگرانی که رافت اسلامی سوء استفاده نمودوبه تعهداتی که خودبامسلمانان بسته بودند پایبند نمانده اند.

برگه‌ها: 1 2 3 4 5 6

0 0 امتیازها
محبوبیت مقاله
مشترک شوید
مرا مطلع کن از

0 دیدگاه‌
جدیدترین
قدیمترین بیشترین امتیاز