تعریف ظلم و تحریم ظلم
ظلم یعنی قرار دادن چیزی در غیر جای خود، برخلاف عدل که قرار دادن هر چیزی در جای خود است. ظلم ممکن است به نسبت خود، خداوند، دیگران یا حیوانات صورت گیرد.
هر کسی آنچه از حق دیگری بر او واجب است، اگر انجام ندهد شامل ظلم به دیگری می شود.
دقت شود آن چیزی که واجب است، نه چیزهای مستحب و مباح. عدم رعایت حقوق همدیگر آن حقوقی که بر ما واجب است، ظلم محسوب میشود. مثل: خطاب خداوند به آدم و همسرش علیهماالسلام که یک حدی برای آن¬ها تعیین کرده بود و از آن گذشتن به عنوان ظلم معرفی کرده است.
وَقُلْنَا یَا آدَمُ اسْکُنْ أَنتَ وَزَوْجُکَ الْجَنَّهَ وَکُلَا مِنْهَا رَغَدًا حَیْثُ شِئْتُمَا وَلَا تَقْرَبَا هَٰذِهِ الشَّجَرَهَ فَتَکُونَا مِنَ الظَّالِمِینَ ﴿البقره: ۳۵﴾
در واقع گذر از حد و مرزهایی که خداوند برای ما انسان¬ها مشخص کرده است شامل ظلم می¬گردد همچون جریان طلاق که ظلم بسیاری در حق زوجین می¬تواند صورت گیرد.
الطَّلَاقُ مَرَّتَانِ فَإِمْسَاکٌ بِمَعْرُوفٍ أَوْ تَسْرِیحٌ بِإِحْسَانٍ وَلَا یَحِلُّ لَکُمْ أَن تَأْخُذُوا مِمَّا آتَیْتُمُوهُنَّ شَیْئًا إِلَّا أَن یَخَافَا أَلَّا یُقِیمَا حُدُودَ اللَّهِ فَإِنْ خِفْتُمْ أَلَّا یُقِیمَا حُدُودَ اللَّهِ فَلَا جُنَاحَ عَلَیْهِمَا فِیمَا افْتَدَتْ بِهِ تِلْکَ حُدُودُ اللَّهِ فَلَا تَعْتَدُوهَا وَمَن یَتَعَدَّ حُدُودَ اللَّهِ فَأُولَٰئِکَ هُمُ الظَّالِمُونَ ﴿البقره: ۲۲۹﴾
وَإِذَا طَلَّقْتُمُ النِّسَاءَ فَبَلَغْنَ أَجَلَهُنَّ فَأَمْسِکُوهُنَّ بِمَعْرُوفٍ أَوْ سَرِّحُوهُنَّ بِمَعْرُوفٍ وَلَا تُمْسِکُوهُنَّ ضِرَارًا لِّتَعْتَدُوا وَمَن یَفْعَلْ ذَٰلِکَ فَقَدْ ظَلَمَ نَفْسَهُ وَلَا تَتَّخِذُوا آیَاتِ اللَّهِ هُزُوًا وَاذْکُرُوا نِعْمَتَ اللَّهِ عَلَیْکُمْ وَمَا أَنزَلَ عَلَیْکُم مِّنَ الْکِتَابِ وَالْحِکْمَهِ یَعِظُکُم بِهِ وَاتَّقُوا اللَّهَ وَاعْلَمُوا أَنَّ اللَّهَ بِکُلِّ شَیْءٍ عَلِیمٌ ﴿البقره: ۲۳۱﴾
تحریم ظلم و انذار به دور شدن از آن
با توجه به انذار به ظالمین و تعیین عقوبت¬های دردناک در دنیا و آخرت برای آن¬ها از طرف خالق، حرام بودن آن بدون هیچ شکی واضح و آشکار است.
معمولاً وقتی انسان صحبتی از ظلم و کم¬کاری می¬شنود، ذهنش سریع متوجه ظلم دیگران نسبت به خودش می¬شود و شیطان با توجیهات و زینت دادن کارها، سعی می¬¬کند ما را از بازنگری و رجوع به نفس خود، دور نگه دارد یا به طور معمول ظالمان را فقط به فرعون و فرعونیان و رؤسای کشورها نسبت دهد! این مسأله باعث شده است که ما کمتر به خود برگردیم و در تعامل با اطرافیان تجدید نظر کنیم. شاید ما در نوع خود از جمله افراد ظالم باشیم! چرا که هر کس در موقعیت قدرت، از هر نوع که باشد، همچون: مال، مقام، مسئولیت¬ها، توان علمی، زبان گویا، قلم روان و……مجال قرار گرفتن او در گروه ظالمان وجود دارد! ولی باید همواره فکر کنیم و زندگی را سرسری نگیریم. در هر موقعیتی که هستیم به نحوه¬ی تعامل با دیگران بیندیشیم تا زمانی که فرصت از دست نرفته است، جبران کنیم.
انسان¬ها در حق خودشان ظلم می¬کنند. خداوند ذره¬ای به کسی ظلم نمی¬کند. برخلاف آنچه که بسیاری از انسان¬ها وقتی منحرف می¬شوند، فکر می¬کنند از طرف خداوند است، که توفیق بندگی ندارند! در صورتی که ما مختاریم عقل،علم و برنامه داریم و این خودمان هستیم که راه ظلم را انتخاب می¬کنیم و اصلاً فکر جواب¬گو بودن آن نیستیم!
وَمَا ظَلَمُونَا وَلَٰکِن کَانُوا أَنفُسَهُمْ یَظْلِمُونَ ﴿البقره: ۵۷﴾
) إِنَّ اللَّهَ لَا یَظْلِمُ النَّاسَ شَیْئًا وَلَٰکِنَّ النَّاسَ أَنفُسَهُمْ یَظْلِمُونَ ﴿یونس: ۴۴﴾
ذَٰلِکَ بِمَا قَدَّمَتْ أَیْدِیکُمْ وَأَنَّ اللَّهَ لَیْسَ بِظَلَّامٍ لِّلْعَبِیدِ ﴿آلعمران: ۱۸۲﴾
خداوند در زندگی فردی، خانوادگی و اجتماعی برای ما حد و مرزی مشخص کرده است، اگر از حدود خداوند خارج گردیم و طبق هوای نفس خود دخل و تصرف کنیم، شامل ظالمین قرار خواهیم گرفت.
در وهله اول به بحث ظلم در خانواده می¬پردازیم.
ظلم بین زوجین و خانواده آنها
هر یک از زوجین بستگی به جوامع مختلف، احتمال ظلم کردن دارند هر کدام قدرت داشته باشند در معرض خطر آن هستند. به عنوان مثال مرد وظیفه نفقه همسرش را بر عهده دارد. اگر با توجه به توان مالیاش، مسکن، خوراک و لباس مناسب تهیه نکند، در واقع به همسرش ظلم کرده است؛ چون در انجام وظیفه خود کوتاهی کرده است! شیطان بیشترین تلاش خود را در از بین بردن مودت و رحمت بین همسران به کار میگیرد و مهمترین حربهها، عدم رعایت حقوق مشخصه همدیگر است که به عنوان امری واجب بر عهده هر یک از آنهاست. زندگی پستی و بلندیهای زیادی دارد. حتی ممکن است برای موفقترین زوجین هم پیش بیاید که به خاطر شرایط کاری یا خانوادگی، روحیه نامناسبی داشته باشند و به همدیگر ظلم کنند و یا زن وقتی شوهرش یک بار کمکاری کند و او در حالیکه از کار منزل خسته و کوفته شده است و از طرف بچههایش یا خانواده شوهر روحیهاش ضعیف شده، ممکن است به همسرش بد و بیراه بگوید. به خصوص تمام خوبیهای او را فراموش کند و بگوید هیچکاری برای ما انجام نمیدهی! در واقع حق را با زبانش بپوشاند و این ظلم بزرگی است در حق مرد که شبانه روز برای راحتی خانوادهاش تلاش میکند. شاید زن اصلاً فکرش را هم نکند که این مسأله ظلم است. در واقع هر کاری که طرفین انجام دهند به گونهای که باعث از بین رفتن مودت و رحمت بین آنها شود ظلم بین زوجین است. مسأله ظلم بین زوجین گسترده است. همسران سعی کنند در زندگی مشترک خود تجدید نظر کنند و کسریها را جبران نمایند. خودمان دلسوز همدیگر باشیم اگر متوجه ظلم دیگری شویم یادآوری کنیم و سعی کنیم ببخشیم و راضی نشویم که زجر ظالمان به نزدیکان ما برسد.
.ظلم بین خانوادههای زوجین
-نمونه ظلمهایی که در شروع زندگی مشترک ممکن است از طرف خانوادههای زوجین پیش بیاید عبارتند از: در زمان خواستگاری، خانواده دختر با حداقلهایی برای مراسم عروسی یا مسکن و….. راضی میشوند. زمان عروسی چون قدرت دست آنهاست، عهدشکنی کرده و کمر داماد خود را زیر بار قرضهای سنگین خم میکنند! و یا بعد از ازدواج ممکن است روزانه دختر خود را به خانه خود دعوت کنند و یا با خود به مسافرت ببرند در حالیکه شوهرش ناراضی از این کار و در منزل خود تنها باشد! و یا برعکس از طرف خانواده مرد ممکن است دخالتهای زیادی در زندگی مشترک آنها انجام دهند که باعث از بین رفتن مودت و رحمت بین زوجین گردد. از طرفی هم ممکن است خانواده زن اینقدر داماد خود را به طرف خود بکشانند که از پدر و مادر و خانوادهاش دور گردد، حق آنها را ادا نکند و احترامی برای والدین خود قائل نشود.
ظلم بین والدین و فرزندان
شاید تصور ظلم والدین به فرزندان باورکردنی نباشد، ولی همان طور که به جان خودمان و به پروردگار مهربانمان ظلم می کنیم، این هم واقع می شود.
ظلم والدین به فرزندان؛ در عدم رسیدگی به آن ها همچون خوراک و لباس، محبت زبانی و عملی و تعلیم و تربیت صحیح که معمولا در این زمینه بیشتر مشهود است! و یا تبعیض بین دختر و پسر در دادن امکانات و یا به عنوان مثال در زمان ازدواج آن ها و اجبار به همسران دلخواه والدین، هم برای دختران و هم پسران و همچنین بخشش ملک و طلا به یکی از فرزندان و محروم کردن بقیه و الی آخر…
ظلم فرزندان به والدین؛ که متاسفانه بسیار رایج است. به خصوص زمانی که پدر و مادر پیر و ناتوان یا فقیر و مریض باشند و فرزندان دارای قدرت مالی، جانی و جایگاه اجتماعی باشند. ما طبق دستور الله وظیفه احترام همه جانبه را نسبت به والدین خود داریم. حال هر چقدر کم کاری کنیم ظلم زیادی نسبت به آن ها روا داشته ایم. چه بسا پسران و دخترانی بعد از ازدواج، بهترین زندگی برای خود و خانواده خود مهیا کرده اند، ولی پدر و مادر یا یکی از آن ها در کمترین امکانات بسر می برند! و یا چه بسا امکانات مادی در اختیارشان قرار دهند، ولی دیر به دیر به آن ها سر بزنند و شب ها و روزها با دلتنگی بسر برند.
۴ .ظلم بین خواهران و برادران:
شایعترین ظلمی که در این گروه ممکن است رخ دهد، بحث میراث است. در خیلی از خانواده های مؤمن، گویا یقین ندارند که میراث از طرف خداوند تعیین شده است و کسی نمی تواند میزان آن را تغییر داد و یا کسی را محروم کرد. شایسته نیست تقسیم مال میراث را به تأخیر انداخت. ممکن است یک نفر در آن شرایط نیازمند باشد و تأخیر در تقسیم به ضرر او تمام شود. معمولاً در چنین شرایطی نقش پسران خانواده یا همان برادران بارزتر است و برای این منظور قدرت به دست دارند که بهتر است طبق دستور قرآن عمل گردد تا وارد وادی ظلم نگردند.
مسأله دیگر ظلم بین خواهر و برادرها، دخالت نابجا در امر ازدواج و یا زندگی مشترک همدیگر است تا جایی که ممکن است باعث از هم پاشیدگی کانون خانواده هم گردند!
ظلم بین خانوادههای چند همسری و همچنین بعد از طلاق
ظلم بین مرد و همسرانش یکی از شایعترین موارد ظلم بین انسانهاست. هر چند خداوند اجازه ازدواج مجدد را به مرد داده است، ولی آن را مقیّد به عدالت بین همسرانش نموده است. متاسفانه در میدان عمل برخلاف گفتار، بسیار جای ظلم مهیاست.
آنچه وظیفه مرد برای یک زن است در واقع برای چند همسر نیز همان است. به طور معمول شیطان کارهای ما را زینت میدهد تا راحتر ما را وارد محدودهی ظلم گرداند! ما انسانها همواره حق را به خود میدهیم تا مسیر حرکت با هوای نفس و خروج از حدود الهی آسانتر گردد!
همچنین ظلم، بین همسران یک مرد نسبت به همدیگر خیلی رایج است. چه بسا زنی با موقعیتی که دارد، آنقدر از زن دیگر بدگویی کند و خود را نزد همسرش شیرین کند که مرد بازیچه دست او گردد و خیلی راحت به همسر دیگرش ظلم کند و حق و حقوقش را زیر پا بگذارد!
این مساله فرقی ندارد که در حق زن اول باشد یا زن جدید هر دو مورد متاسفانه در جامعه وجود دارد؛ بستگی دارد کدامیک از آن زنها، قدرت و جایگاهی بیشتر نزد همسر خود داشته وازخداوند چندان پروایی نداشته باشند. هر چند مرد مسئول ظلم خودش میباشد، ولی محرک او وضعیت بسیار خطرناکی دارد، اگر توبه و جبران نکند.
متأسفانه در جامعه شاهد چنین ظلم و ستمهایی هستیم. دو خانوادهی یک مرد در دو سطح متفاوت از رفاه وامکانات بسر میبرند؛ یکی در نهایت فقر و بی کسی و دیگری در ناز و نعمت و سرپرستی!
۶ .ظلم بین زوجین و خانوادههای آنها بعد از طلاق:
شاید کمترین طلاقی با عدالت صورت گیرد.
برای رعایت عدالت در جریان طلاق، پروردگار مهربانمان یک سوره خاص برای تشریح قوانین و ضوابط بین آنها قرار داده است تا آنچه بیشتر باعث ظلم میگردد، روشن و واضح بیان فرماید و کسی بر اثر ندانم کاری به چاله ظلمات ظالمان وارد نگردد.
از جمله موارد مذکور در خصوص زمان طلاق، نفقه زن مطلقه در حال عده، نفقه و مسکن فرزند طلاق و…
همچنین رعایت اصول اخلاقی در کتمان اسرار زناشویی که متاسفانه در خیلی از موارد طلاق، خانوادههای زوجین از جزئیترین اسرار زناشویی فرزندان خود با خبر هستند. متأسفانه نه تنها آنها بلکه بین دوستان و اقوام منتشر میگردد.
له کردن شخصیتها به روشهای مختلف از جمله موارد ظلم بین مطلقین است.
همچنین در مواردى که زوجین سکوت کرده باشند، خانوادههایی هستند که دخالت کرده و آبروی چندین ساله دختر و پسر مردم را نقش بر آب میکنند!
بحث دراین خصوص مجالی جداگانه میطلبد.
ظلم در مراکز تعلیم و تربیت و مراکز تهیه و توزیع مواد غذایی و دارویی
در جامعه نیز موقعیت های زیادی وجود دارد که زمینه ساز فضای ظلم و ستم در حق اعضای آن جامعه است. مانند ظلم درخانواده که هر یک از اعضای آن دارای حقوق و مسئولیت هایی هستند و ممکن است از قوانین و حد ومرزها گذر نمایند.
جهت یادآوری و پندپذیری، به چند نمونه از آن اشاره می شود:
۱ -ظلم در مراکز تعلیم و تربیت:
ظلم در مراکز آموزشی از جمله مواردی است که کمتر مورد بررسی قرار گرفته است و دوران مهد تا تحصیلات عالی دانشگاهی را شامل می شود؛ همچنین از کلاس های کپری گرفته تا سطح وزارتخانه می توانند وارد حیطه ظلم شوند.
به عنوان مثال معلمی بخاطر حقوق کم یا مشکلاتی که با اداره آموزشی دارد آن گونه که باید در امر تدریس تلاش نمی کند و مطالب درسی را بدون دقت و سطحی روخوانی می کند؛ گاهی برای این که والدین معترض نشوند نمره های غیر واقعی به دانش آموزان بدهد، یا با رفتار ناشایست به جای شکوفاکردن استعداد دانش آموزان، آن ها را سرکوب و از درس و مدرسه دلسرد کند. در اداره ها و وزارتخانه های آموزشی ممکن است بخاطر مسائل اقتصادی از استخدام نیروهای توانمند و شایسته خودداری کنند و برای جبران از نیروهای غیرمتخصص برای رشته های تخصصی استفاده کنند. نتیجه ی چنین ظلم هایی بی سواد شدن فارغ التحصیلان رشته های مختلف و به خطر افتادن جایگاه حساس آموزشی کشور می باشد. همچنین ممکن است دانش آموزی با تقلب در حق همکلاسی هایش ظلم کند و جایگاه واقعی افراد را در مرحله بعدی اشغال نماید.
یک دانش آموز می تواند با درس نخواندن، بازیگوشی، برهم زدن نظم کلاس و مدرسه در حق خود و معلم هایش ظلم کند. این موارد هدف اصلی تعلیم و تربیت را از جایگاه اصلی آن دور می کند. جعل مدارک تحصیلی در دانشگاه ها و دیگر مراکز آموزشی نمونه هایی از این نوع ظلم هستند.
۲ -مراکز تهیه و توزیع مواد غذایی و دارویی:
از آن جایی که حفظ جسم و سلامت وظیفه هر انسان است هرگونه غل و غش در تهیه مواد غذایی، ظلم در حق مصرف کنندگان محسوب می شود. به عنوان مثال یک نانوا یا آشپز مواد اولیه شان ناسالم باشد و بهداشت را در تهیه و پخت آن رعایت نکنند، یا یک کشاورز برای رشد سریع محصول خود از کودهای غیر استاندارد و مقادیر اضافی استفاده کند ظلم به مصرف کننده محسوب می شود. اصل مهم این است که غذا باعث رشد و سلامت جسم شود نه ضرر و زیان به آن… مخلوط کردن موادغذایی اصلی و تقلبی و فروختن آن به قیمت جدید مثل: عسل طبیعی یا عسل تغذیه شده با شکر و آرد تازه و کهنه نمونه های دیگری از ظلم به مصرف کننده است.
نمونه ظلم در بازار دارو نیز بسیار گسترده است مثل وجود بازار سیاه داروهای ضروری بیماران صعب العلاج، وجود داروهای عوارض دار بجای سیوتر، تجویز داروهای زیادی برای درمان بیماری های ساده و…
ظلم در مراکز بهداشتی و درمانی
۳-هدف مراکز بهداشتی و درمانی، افزایش بهداشت و درمان انسان است تا آمار بیماران کاهش یابد و افراد جامعه پر نشاط و سلامت باشند. هر گونه اقدامی که هدف را به خطر اندازد، ظلم محسوب می شود. مانند: عدم رسیدگی کامل به بیمار توسط کادر درمان، یا جا به جا کردن نوبت بیماران با رشوه یا عدم پذیرش بیمار فقیری که نیاز به عمل جراحی دارد و سلامتی اش در خطر است، یا تصمیمات کلان در تهیه وسایل مشکل دار برای بیماران بخاطر مسائل اقتصادی یا سیاسی، پخش اسرار بیماران توسط پزشک و یا پرستار و….
۴ -مؤسسات خیریه:
مهم ترین اصل در مؤسسه های خیریه ی هر جامعه، خدمت رسانی به شهروندان نیازمند است. البته بعضی از مؤسسه ها اهداف خاصی را با توجه به توان مالی و نیروهای انسانی خود دنبال می کنند، اما باید توجه داشته باشیم که مجال ظلم در هر موقعیتی برای انسان مهیا است! تبعیض قائل شدن برای کمک به نیازمندانی که شرایط یکسان داشته باشند بخاطر پارتی یا چرب زبانی یکی از آنها، یا وابسته کردن جوانان سالم به اموال صدقات و تضعیف روحیه کار و تلاش در جامعه. همچنین سیاه نمایی کردن نیازهای جامعه هدف خود و مانع شدن از کمک نیکوکاران به مناطق محرومتر از نمونه ظلم هایی است که در چنین سیستم هایی ممکن است رخ دهد.
حتی کسانی که واجد شرایط زکات و صدقه نباشند ولی با اصرار بخواهند خود را نیازمند معرفی کنند، ظلم در حق نیازمند واقعی می شود.
۵-ظلم بین کارمند و مدیر یا کارگر و صاحب کار
هر دو گروه می توانند نسبت به هم ظلم روا دارند، ولی مدیر و کارفرما قدرت بیشتری در ضایع کردن حق زیر دستش دارد. کارگر و کارمند با خوب کار نکردن، وقت گذرانی و کار بی کیفیت در حق کارفرمای خود ظلم می کند. یک فروشنده خیلی راحت می تواند کم کاری کند و تبلیغ نکند یا برخورد خوبی با مشتری نداشته باشد و… که به ضرر صاحبش تمام شود، یا با تعریف جنس بی کیفیت به مشتری ضرر برساند.
صنف های دیگرنیز مثل خیاط، استاد بنا و…. می توانند به راحتی هزینه زیادی را بگیرند و کار بی کیفیت ارائه دهند.
۶ -ظلم در حق ضعیفان جامعه:
خداوند در مورد احسان به ضعفای جامعه همچون ایتام، فقرا، بیوه زن ها و مطلقه ها و… به ما سفارش های مکرر نموده است. هر کدام از ما مسئولیم در حد توان اکرام و احترام لازم را در حق ضعفای جامعه به جا آوریم تا دلی نشکند و اشکی جاری نگردد که بسیار خطرناک است. به خصوص حق یتیم و سوء استفاده از اموال آن ها و هر حق دیگری که در جامعه داشته باشد و کسی بخواهد بخاطر نداشتن سرپرست، در حق او کم کاری کند. مثلاً در مدارس و یا مراکز بهداشتی یا مراکز خرید و فروش و…
شایسته است در هر جامعه ای مؤسسه ها یا گروه های داوطلبانه ای برای رسیدگی به مشکلات این عزیزان وجود داشته باشد و در حد امکان با اقوام، همسایگان و دوستان چنین افرادی مشورت شود. چه بسا ایتامی وجود دارند که اقوام درجه یک پدری یا مادری آن ها در رفاه به سر می برند، ولی دانسته یا نادانسته غافل از ایتام نزدیک خود هستند. به خصوص در برآورده کردن نیاز عاطفی آن ها در زمان بیماری و مشکلات خاص خانه و
۷-ظلم در حق همسایه ها:
همسایه ها منافع مشترکی دارند که اگر هر کدام بخواهند از حق خود تجاوز کنند، ظلم به حقوق دیگری محسوب می شود. هر چیزی که باعث ضرر و زیان و ناراحتی همسایه گردد، ظلم محسوب می شود مگر اینکه کسی بیش از حق خود، از همسایه ها توقع داشته باشد و ناراحتی اش بجا نباشد که این مساله ربطی به ظلم ندارد و نتیجه توقعات زیادی از دیگران است.
نمونه هایی از ظلم به همسایه عبارتند از: کثیف کردن جلو خانه آن ها، هدایت آب باران به طرف آن ها، سروصدای زیادی در وقت استراحت، توپ انداختن مکرر به خانه آن¬ها، حتی کاشت درخت نزدیک دیوار آن ها و یا هدایت گربه ها به منزل آن ها و خطرناک تر از موارد گذشته خیانت به همسایه مثل نگاه کردن به درون منزل آن ها به صورت مخفیانه، پخش اسرار همسایه و……
۸ -ظلم دردادگاه ها و مراکز قضایی:
در دعوا وشکایت هایی که پیش می آید از شاهدان، وکیلان، ریش سفیدان و شوراهای حل اختلاف در جوامع کوچک گرفته تا مراکز قضایی بزرگ تر مکان بسیار مناسبی برای زیر پا گذاشتن حق مظلوم توسط افرادی که تقوای الهی نداشته باشند، می باشد. مساله مهمی که می شود از آن سوء استفاده کرد این است که: چون دادگاه بر اساس دلیل و شاهد و سند و مدرک حکم صادر می کند، بعضی از افرادی که تقوای الهی کم رنگی دارند، ولی قدرت مالی، نفوذ و یا زبان چربی داشته باشند، می توانند با گرفتن وکیل هایی سودجو حق و باطل را جابه جا کنند و سندسازی هایی انجام دهند که از جمله ظلم های سنگین جوامع مختلف می باشد. در واقع به جای دادخواهی از مظلوم، افراد سودجو از قدرتی که در اختیار دارند سوءاستفاده می کنند. غافل از حاضر شدن در دادگاه عدل الهی که جز صداقت و قلب سلیم از امتیازات دنیوی خبری نیست.
در واقع سوء استفاده از قدرت بجای دادخواهی مظلوم توسط افراد سودجو
۹- ظلم در ادارات مختلف :
سلیقه ای کار کردن بعضی از مسئولان در انتخاب افراد، اخراج بدون دلیل کارمند دیگر و همچنین اتخاذ تصمیمات کلی برای اداره خود بر خلاف قانون موجود کشوری از نمونه های ظلم است. به عنوان مثال چیزی که حق افراد یا منطقه ای باشد ولی مسئول مربوطه به خاطر مسائل خاصی مانع از رسیدن آن حق به جای اصلی خود شود، یا با پارتی و رشوه بخواهد حق و وظیفه شرعی و قانونی خود را انجام دهد.
۱۰ -فضای مجازی :
پخش ناموس و اسرار دیگری، جابه جا کردن حق و ناحق در بستر فضای مجازی، ورود به حریم خانوادگی مردم و تهدید افراد در اجرای خواسته خود، فریب و نیرنگ های مالی در فضای مجازی، تجارت های کاذب در فضای مجازی و…
در مجموع مجال ظلم در جامعه بسیار گسترده است. مسائلی همچون توزیع مواد مخدر و مشروبات الکلی توسط زالوهای جامعه و به روز سیاه نشاندن جوان و نوجوانان پاک، سودهای آنچنانی بانک ها که خون افراد فقیر را می مکند، جعل و خرید و فروش گواهی نامه رانندگی که باعث از بین رفتن جان راننده ها و مردم می گردد همه نمونه هایی از ظلم های سنگین اجتماعی می باشند که بسیار خطرناک هستند. چون اگر کسی برای از بین بردن آن اقدام نکند دودش به چشم همه خواهد رفت نه فقط ظالمین.
نتایج ظلم در دو جهان
خداوند در مورد نتایج ظلم در دو جهان اشاراتی دارد که به خلاصه ی آن می پردازیم.
۱ -نازل شدن عذاب الهی در دنیا:
همان طور که در امت های گذشته بر ظالمان و ستمگران عذاب از آسمان نازل شده است، در هر زمانی اگر چنین شرایطی حاکم شود، در هر جامعه ای امکان وجود عذاب خواهد بود. چون قانون قرآن فقط برای یک عصر و یک گروه نیست، به طور دقیق مثل شرط و جواب شرط است و یا معادله ی دو طرف.
) فَبَدَّلَ الَّذِینَ ظَلَمُوا قَوْلًا غَیْرَ الَّذِی قِیلَ لَهُمْ فَأَنزَلْنَا عَلَى الَّذِینَ ظَلَمُوا رِجْزًا مِّنَ السَّمَاءِ بِمَا کَانُوا یَفْسُقُونَ ﴿البقره: ۵۹﴾
۲ -خواری و رسوایی در دنیا و عذاب عظیم در آخرت:
خزی یعنی خواری و رسوایی، نه این که بسیاری از افراد آن را اشتباهی به بیماری نسبت می دهند. بسیاری از ظالمان در طول تاریخ از مقام و منصب عالیه دنیوی به پست ترین جایگاه سقوط کردند و خواری و رسوایی خود را در چشم دیگران چشیدند و عذاب بزرگ آخرت نیز در پیش دارند.
) وَمَنْ أَظْلَمُ مِمَّن مَّنَعَ مَسَاجِدَ اللَّهِ أَن یُذْکَرَ فِیهَا اسْمُهُ وَسَعَىٰ فِی خَرَابِهَا أُولَٰئِکَ مَا کَانَ لَهُمْ أَن یَدْخُلُوهَا إِلَّا خَائِفِینَ لَهُمْ فِی الدُّنْیَا خِزْیٌ وَلَهُمْ فِی الْآخِرَهِ عَذَابٌ عَظِیمٌ ﴿البقره: ۱۱۴﴾
نتایج ظلم در دو جهان
۳ -دور شدن از محبت خداوند:
چقدر سخت است که خالق و آفریننده ما اعلام کند شما را دوست ندارم. برعکس آنچه که برای صابران، پرهیزکاران و نیکوکاران اعلام نموده که شما را دوست دارم، برای ظالمان اعلام نموده است که شما را دوست ندارم. وای بحال ما اگر از این گروه باشیم!
وَاللَّهُ لَا یُحِبُّ الظَّالِمِینَ ﴿آلعمران: ۵۷﴾
۴ -عدم وجود یار و یاور:
هر انسانی دوست دارد یار و یاوری داشته باشد و تنها نباشد. به خصوص در هنگام نیاز و سختی. ظالمان و ستمگران سنگدل با اعمال و رفتار زشت خود، هر انسان بیداردلی را از خود بیزار می سازند. و در زمان نیازش کسی به داد او نمی رسد چه سخت است که انسان نصرت و یاری گری خالق جهان هستی و رب العالمین را از دست بدهد. دیگر چه کسی می تواند یاری رسان او باشد؟!
وَمَا لِلظَّالِمِینَ مِنْ أَنصَارٍ ﴿البقره: ۲۷۰﴾
۵ -وجود فتنه ی جمعی در جامعه ظالمان:
فکر نکنیم اگر افراد خاصی در جامعه ای در حال ظلم و ستم به ضعفا باشند بلا و مصیبت فقط خاص آن ها خواهد آمد؛ نه، بلکه اگر مصلحانی در آن جامعه وجود نداشته باشند تا جلوی ظلم دیگران را بگیرند و فقط با صرف اهل مسجد بودن و حجاب و کلاسهای قرآن، خود را از اصلاحات اجتماعی کنار کشیده باشند، فتنه ای که ممکن است به شیوه های گوناگون رخ دهد، برای کل جامعه بوجود می آید و دود ظلم ظالمان به چشم سکوت کنندگان هم خواهد رسید! چرا ما در جلوگیری از ظلم و ستم تعاون وهمکاری نکنیم و از مخلوق بترسیم نه از خالق؟!
وَاتَّقُوا فِتْنَهً لَّا تُصِیبَنَّ الَّذِینَ ظَلَمُوا مِنکُمْ خَاصَّهً وَاعْلَمُوا أَنَّ اللَّهَ شَدِیدُ الْعِقَابِ ﴿الأنفال: ۲۵﴾
۶ -عدم هدایت ظالمان :
خداوند نعمت هدایت را از ظالمان برداشته است مادامی که به ظلم خود ادامه می دهند و بر آن اصرار دارند. پس ما نمی توانیم در برابر آن ها سکوت کنیم و انتظار داشته باشیم خداوند آن ها را به راه راست برگرداند! قانون خداوند است که هر کس در مشکلاتش در حد توان از وسیله استفاده کند آن وقت از خداوند بخواهد تا تأثیرش را بر مخاطب بگذارد. وقتی ما نخواهیم کوچک ترین حرکتی داشته باشیم؛ یا از ترس از دست دادن فوایدی، یا امید به کسب مال و مقامی، پس چگونه انتظار معجزه داشته باشیم؟!
) وَاللَّهُ لَا یَهْدِی الْقَوْمَ الظَّالِمِینَ ﴿التوبه: ۱۰۹﴾
7 -لعنت خداوند بر ظالمان :
چقدر خطرناک است که انسان همان انسانی که خداوند او را تکریم کرده است، به جایی برسد که مورد لعنت خالق و آفریننده خود واقع شود! نتیجه زندگی ملعون شده¬ی خداوند معلوم است که چگونه از رحمتش خارج شده و وارد دایره خشم و غضب او گردیده است؛ چراکه خداوند دوست ندارد بندگانش به خود و دیگران و به پیامبران و پروردگار مهربانشان ظلم کرده و ستمگرانه رفتار کنند.
أَلَا لَعْنَهُ اللَّهِ عَلَى الظَّالِمِینَ ﴿هود: ۱۸﴾
8 – عدم رستگاری و فلاح ظالمان:
ظالم ترین افراد کسانی هستند که بر خدا و آیات قران و پیامبران او دروغ بندند! چنین کسانی از فلاح و رستگاری دور هستند و روح خوشبختی را نمی بینند! متاسفانه در جامعه کنونی افرادی هستند که دروغ های بزرگی به خدا و قرآن و پیامبران نسبت می دهند! شاید اصلاً فکر نکنند که عواقب خطرناکی در پیش دارند؟ وظیفه ی همه¬ی ماست که آن ها را از مسیر کجی که در پیش گرفته اند، بیدار گردانیم و به طور دقیق با آیات مربوطه به آن ها یادآوری کنیم.
) وَمَنْ أَظْلَمُ مِمَّنِ افْتَرَىٰ عَلَى اللَّهِ کَذِبًا أَوْ کَذَّبَ بِآیَاتِهِ إِنَّهُ لَا یُفْلِحُ الظَّالِمُونَ ﴿الأنعام: ۲۱﴾
9 -خسران و ضرر دو جهان:
خسران یعنی ضرر از سرمایه. قرآن همانطور که برای مؤمنین شفا و رحمت است برای ظالمین جز خسارت و ضرر چیزی به آن ها اضافه نمی کند. چون قرآن محبت را بر همه انسان ها تمام کرده است و کسی که خلاف دستوراتش عمل کند، در واقع به خودش ظلم کرده و ضرر رسانده است.
) وَنُنَزِّلُ مِنَ الْقُرْآنِ مَا هُوَ شِفَاءٌ وَرَحْمَهٌ لِّلْمُؤْمِنِینَ وَلَا یَزِیدُ الظَّالِمِینَ إِلَّا خَسَارًا ﴿الإسراء: ۸۲﴾
۱۰ -عذاب ناگهانی یا آشکار :
عذاب الهی به صورت ناگهانی مثل زلزله یا آشکار مثل سیل های ویرانگر برای ظالمان به وجود می آید به خصوص جوامعی که روح امر به معروف و نهی از منکر در آن مرده باشد و هر کسی به حال خود رها شده باشد.
) قُلْ أَرَأَیْتَکُمْ إِنْ أَتَاکُمْ عَذَابُ اللَّهِ بَغْتَهً أَوْ جَهْرَهً هَلْ یُهْلَکُ إِلَّا الْقَوْمُ الظَّالِمُونَ ﴿الأنعام: ۴۷﴾
تسلط ظالمان سنگدل بر جامعه ظالمین:
هر جامعه ای که رحمی در دل نداشته باشند و خودشان در حد توانشان در حق خود و همدیگر ظلم کنند، یکی از جزای آن ها مسلط شدن گروه و یا حاکمی ظالم بر آن جامعه است! ما اگر شاهد ظلم دیگران بر خود هستیم، بهتر است برگردیم و در زندگی خود تجدید نظر کنیم شاید نتیجه آتشی است که خود برافروخته ایم و دود آن به چشم ما برمی گردد!
وَکَذَٰلِکَ نُوَلِّی بَعْضَ الظَّالِمِینَ بَعْضًا بِمَا کَانُوا یَکْسِبُونَ ﴿الأنعام: ۱۲۹﴾
۱۲- خوردن آتش و سوختن با آن:
در بحث خوردن اموال یتیم به ناحق، کسی که به جای کمک کردن به او و رحم و مروت در حق بی کس و بی پناه، بخواهد از اموال یتیم سوءاستفاده کرده و به شکل های مختلف به تصرف خود درآورد، خداوند بدترین جزا برایش در نظر گرفته تا خطر سنگدلی چنین افرادی را کف دستشان بگذارد. شیطان زمینه را برای سرپرستان یتیم و کسانی که قدرتی در دست دارند و می توانند مهیا می کند، تا با توجیهات مختلف حق یتیم را زیر پا بگذارند و اموالش را به جای این که رشد دهند، کم ارزش کنند تا به ضررشان تمام شود.
تمام تلاش سرپرستان و صاحب نفوذان باید این باشد که آنچه به نفع یتیم است انجام دهند. تا ظلمی در حقشان نشود.
) إِنَّ الَّذِینَ یَأْکُلُونَ أَمْوَالَ الْیَتَامَىٰ ظُلْمًا إِنَّمَا یَأْکُلُونَ فِی بُطُونِهِمْ نَارًا وَسَیَصْلَوْنَ سَعِیرًا ﴿النساء: ۱۰﴾
۱۳ -مهمان نوازی با آتش و آب داغ از فلز گداخته:
انسان ها آزاد هستند و اختیار هر کاری را دارند. یک دعوتگر و مصلح اجتماعی وظیفه دارد امر به معروف و نهی از منکر کند و در حد توان جلو ظلم و ظالمان را با قول یا عمل بگیرد؛ در صورتی که نتواند و ظالمان نپذیرند و همچنان بر کفر و ظلم خود ادامه دهند، با بدترین وضعیت رو به رو خواهند شد و حاکم دادگر کل جهان، داد مظلومان را از آنها خواهد گرفت؛ و با آب داغ همچون فلز مذاب از آن ها پذیرایی خواهد شد و با زیراندازها و سراپرده هایی از آتش، جواب سنگدلی ها و قلدری های آن ها خواهد داد.
) وَقُلِ الْحَقُّ مِن رَّبِّکُمْ فَمَن شَاءَ فَلْیُؤْمِن وَمَن شَاءَ فَلْیَکْفُرْ إِنَّا أَعْتَدْنَا لِلظَّالِمِینَ نَارًا أَحَاطَ بِهِمْ سُرَادِقُهَا وَإِن یَسْتَغِیثُوا یُغَاثُوا بِمَاءٍ کَالْمُهْلِ یَشْوِی الْوُجُوهَ بِئْسَ الشَّرَابُ وَسَاءَتْ مُرْتَفَقًا ﴿الکهف: ۲۹﴾
) لَهُم مِّن جَهَنَّمَ مِهَادٌ وَمِن فَوْقِهِمْ غَوَاشٍ وَکَذَٰلِکَ نَجْزِی الظَّالِمِینَ ﴿الأعراف: ۴۱﴾
چگونگی رفتار با ظالمان
با توجه به آیات روشنگر قرآن به خصوص آیات قصاص، ما می توانیم در حد ظلم خودشان از آن ها قصاص و جریمه بگیریم؛ نه بیشتر که خود وارد وادی ظلم و ستم شویم! هر چند که ممکن است، بعضی اوقات این دنیا گنجایش قصاص و جبران را نداشته باشد. مثل فردی که چند نفر را به قتل رسانده و چنین قاتل ظالمی، یک جان بیشتر ندارد و نمی شود خانواده و اقوامش را به جای او به قتل رساند؛ چون خداوند ما را از این کار زشت منع کرده است؛ که ظلم و ستم گروهی، ما را وادار به ظلم و ستم به گروهی دیگر و در واقع افراد بی تقصیر کند. آنجا که می فرماید:
یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا کُونُوا قَوَّامِینَ لِلَّهِ شُهَدَاءَ بِالْقِسْطِ وَلَا یَجْرِمَنَّکُمْ شَنَآنُ قَوْمٍ عَلَىٰ أَلَّا تَعْدِلُوا اعْدِلُوا هُوَ أَقْرَبُ لِلتَّقْوَىٰ وَاتَّقُوا اللَّهَ إِنَّ اللَّهَ خَبِیرٌ بِمَا تَعْمَلُونَ ﴿المائده: ۸﴾
آری همیشه باید عدالت را رعایت کنیم تا از گروه مظلومان به ظالمان منتقل نشویم! ولی اگر کسی با وجود قدرت، بتواند دیگری را ببخشد به عنوان کفاره گناهان او محسوب می گردد. شاید مجالی برای توبه و هدایت ظالم شود. همچنین خداوند ما را از همنشینی و هم مشربی با ظالمان منع می¬کند تا شریک و تشویق کننده آن ها نباشیم؛ حتی اگر مستقیم به دست ما ظلمی صورت نگیرد. از جمله همنشینی با افرادی که به دین، خدا، قرآن، پیامبر یا به طور کلی معنویات را مسخره می کنند، ممنوع شده ایم.
مسأله خیلی مهم و اساسی اینکه اگر ظالمی از خانواده خودمان باشد، حس قرابت و خویشاوندی باعث نشود که چشم خود را بر روی حقایق ببندیم و همگام و همراه با ظالم گردیم و کار اعضای خانواده را برای خود توجیه کنیم؛ حتی اگر همسر، فرزند یا والدین باشند!
) وَإِذَا رَأَیْتَ الَّذِینَ یَخُوضُونَ فِی آیَاتِنَا فَأَعْرِضْ عَنْهُمْ حَتَّىٰ یَخُوضُوا فِی حَدِیثٍ غَیْرِهِ وَإِمَّا یُنسِیَنَّکَ الشَّیْطَانُ فَلَا تَقْعُدْ بَعْدَ الذِّکْرَىٰ مَعَ الْقَوْمِ الظَّالِمِینَ ﴿الأنعام: ۶۸﴾
) یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا لَا تَتَّخِذُوا آبَاءَکُمْ وَإِخْوَانَکُمْ أَوْلِیَاءَ إِنِ اسْتَحَبُّوا الْکُفْرَ عَلَى الْإِیمَانِ وَمَن یَتَوَلَّهُم مِّنکُمْ فَأُولَٰئِکَ هُمُ الظَّالِمُونَ ﴿التوبه: ۲۳﴾
) وَکَتَبْنَا عَلَیْهِمْ فِیهَا أَنَّ النَّفْسَ بِالنَّفْسِ وَالْعَیْنَ بِالْعَیْنِ وَالْأَنفَ بِالْأَنفِ وَالْأُذُنَ بِالْأُذُنِ وَالسِّنَّ بِالسِّنِّ وَالْجُرُوحَ قِصَاصٌ فَمَن تَصَدَّقَ بِهِ فَهُوَ کَفَّارَهٌ لَّهُ وَمَن لَّمْ یَحْکُم بِمَا أَنزَلَ اللَّهُ فَأُولَٰئِکَ هُمُ الظَّالِمُونَ ﴿المائده: ۴۵﴾
) وَلَا تَقْتُلُوا النَّفْسَ الَّتِی حَرَّمَ اللَّهُ إِلَّا بِالْحَقِّ وَمَن قُتِلَ مَظْلُومًا فَقَدْ جَعَلْنَا لِوَلِیِّهِ سُلْطَانًا فَلَا یُسْرِف فِّی الْقَتْلِ إِنَّهُ کَانَ مَنصُورًا ﴿الإسراء: ۳۳﴾
علت مهلت دادن ظالمان
سوالی است که برای بسیاری از مردم مطرح است. اگر ما به یکی از اسمای نیک الله که الحکیم است، توجه داشته باشیم؛ مسأله برای ما حل خواهد گشت. چون خداوند هیچ کاری را بیهوده انجام نمی دهد و هر کاری و هر موضع گیری، نسبت به هرکسی، حکمی در آن وجود دارد. با توجه به آیاتی که در قرآن برای ما وضع گردیده است، می دانیم که امتحان، ابتلاء و قاعده استدراج برظالمان اجراء می گردد. این تأخیر ممکن است، در دنیا تا روز عذاب باشد. یا تاخیر تا هنگام مرگ، که پیمانه گناهشان پرگردد.
چه بسا فرد ظالمی که روز به روز بر نعمت مادی او افزوده می گردد و مظلومان و مؤمنان فکر می کنند، خدا به او نصرت می دهد. حتی شاید خود ظالمان نیز به خود مغرور شوند. همانطور که در سوره فجر از چنین تفکری می فرماید:
فَأَمَّا ٱلْإِنسَـٰنُ إِذَا مَا ٱبْتَلَىٰهُ رَبُّهُۥ فَأَکْرَمَهُۥ وَنَعَّمَهُۥ فَیَقُولُ رَبِّىٓ أَکْرَمَنِ [۸۹:۱۵]
در واقع بر اساس قاعده استدراج است که روز به روز بالا می رود و یکباره سقوط می کند! و این بسیار خطرناک است که کسی متوجه نشود و به خود مغرور گردد تا به قله برسد و از همان بلندی سرنگون گردد!
ما اگر چنین افرادی را در جامعه و نزدیکان خود بشناسیم، وظیفه داریم آینه وار او را از خطرات حتمی نتیجۀ ظلم، آگاهی دهیم و راضی نشویم به بدترین وضعیت گرفتار آید. مسأله دیگر در تأخیر عذاب اینکه: اگر قرار بود ظالمان بلافاصله نتیجه ببینند کسی روی زمین نمی ماند و حکمت الله است تا هم فرصت بازگشت آن ها باشد و هم به وقت خاص خودش محول گردند. خداوند تمام ماجرا را رصد می کند و در جریان کل اعمال و رفتار و نیات انسان هاست و از هیچ چیزی غافل نمی ماند.
) وَلَا تَحْسَبَنَّ اللَّهَ غَافِلًا عَمَّا یَعْمَلُ الظَّالِمُونَ إِنَّمَا یُؤَخِّرُهُمْ لِیَوْمٍ تَشْخَصُ فِیهِ الْأَبْصَارُ ﴿ابراهیم: ۴۲﴾
) وَأَنذِرِ النَّاسَ یَوْمَ یَأْتِیهِمُ الْعَذَابُ فَیَقُولُ الَّذِینَ ظَلَمُوا رَبَّنَا أَخِّرْنَا إِلَىٰ أَجَلٍ قَرِیبٍ نُّجِبْ دَعْوَتَکَ وَنَتَّبِعِ الرُّسُلَ أَوَلَمْ تَکُونُوا أَقْسَمْتُم مِّن قَبْلُ مَا لَکُم مِّن زَوَالٍ ﴿ابراهیم: ۴۴﴾
) وَلَوْ یُؤَاخِذُ اللَّهُ النَّاسَ بِظُلْمِهِم مَّا تَرَکَ عَلَیْهَا مِن دَابَّهٍ وَلَٰکِن یُؤَخِّرُهُمْ إِلَىٰ أَجَلٍ مُّسَمًّى فَإِذَا جَاءَ أَجَلُهُمْ لَا یَسْتَأْخِرُونَ سَاعَهً وَلَا یَسْتَقْدِمُونَ ﴿النحل: ۶۱﴾
وَالَّذِینَ کَذَّبُوا بِآیَاتِنَا سَنَسْتَدْرِجُهُم مِّنْ حَیْثُ لَا یَعْلَمُونَ ﴿الأعراف: ۱۸۲﴾
آیا ظالمان پشیمان میگردند؟ چه موقع و چه تأثیری دارد ؟
آری طبق خبری که خداوند به ما رسانده است، ظالمینی که در دنیا توبه و بازگشت نکرده باشند و با ظلم از دنیا رفته باشند، در قیامت که زنده می گردند و با چشم سر شاهد ماجرا و حقیقت هستند، به شدت از راه و روش خود پشیمان گشته طوری که انگشت خود را از پشیمانی گاز گرفته اند اعلام می کنند ای کاش همراه راه و روش رسول الله رفته بودیم.
همچنین خداوند وضعیت آن ها را در موقع عذاب در دنیا و هنگام مرگ به تصویر می کشد آن موقعی که پشیمانی هیچ فایده ای ندارد، چون با چشم سر مرگ خود را لمس کرده اند همچون فرعون در زمان غرق شدن که پشیمان شد ولی سودی نداشت، طلب مهلت از خدا می کند تا مثلاً جبران کند، در صورتی که (تا غره¬غره) پیمانه خود را پر از ظلم و ستم کرده و گوشش به هیچ سخن حقی بدهکار نبود. بترسیم از مبتلا شدن به چنین روزی و قبل از مرگ برگردیم و به زندگی خود سر و سامان دهیم و امروز و فردا نکنیم که زود خواهیم رفت.
) وَیَوْمَ یَعَضُّ الظَّالِمُ عَلَىٰ یَدَیْهِ یَقُولُ یَا لَیْتَنِی اتَّخَذْتُ مَعَ الرَّسُولِ سَبِیلًا ﴿الفرقان: ۲۷
) الَّذِینَ تَتَوَفَّاهُمُ الْمَلَائِکَهُ ظَالِمِی أَنفُسِهِمْ فَأَلْقَوُا السَّلَمَ مَا کُنَّا نَعْمَلُ مِن سُوءٍ بَلَىٰ إِنَّ اللَّهَ عَلِیمٌ بِمَا کُنتُمْ تَعْمَلُونَ ﴿النحل: ۲۸﴾
موضع مظلوم در قبال ظالم:
هر انسانی ممکن است در طول زندگی خود مظلومیت را چه از طرف خود، خانواده و یا اجتماع تجربه کند؛ آنچه به عنوان بهترین سلاح می تواند موثر واقع گردد، بطور خلاصه به قرار ذیل می باشد.
- دعا برای هدایت ظالم
- دعا در نصف شب برای گرفتن حق از ظالم
- ثبات و استقامت بر راه حق و عدم پذیرش ظلم
- دعای سیدنا یونس علیه السلام
لَّا إِلَٰهَ إِلَّا أَنتَ سُبْحَانَکَ إِنِّی کُنتُ مِنَ الظَّالِمِینَ ﴿الأنبیاء: ۸۷﴾ - دعای آدم و همسرش علیهماالسلام
) قَالَا رَبَّنَا ظَلَمْنَا أَنفُسَنَا وَإِن لَّمْ تَغْفِرْ لَنَا وَتَرْحَمْنَا لَنَکُونَنَّ مِنَ الْخَاسِرِینَ ﴿الأعراف: ۲۳﴾ - توسل به اسماء الله الحسنی با یقین کامل
یارحمن و یارحیم! یا قدیر و یا قوی و یا جبار و یا قهار! یا سمیع و یا بصیر! یا وکیل و یا ولی! یا خالق و یا مالک و یا رب العالمین! و……
7 . دعای عدم همراهی با ظالمان:
رَبِّ فَلَا تَجْعَلْنِی فِی الْقَوْمِ الظَّالِمِینَ ﴿المؤمنون: ۹۴﴾
رَبَّنَا لَا تَجْعَلْنَا مَعَ الْقَوْمِ الظَّالِمِینَ ﴿الأعراف: ۴۷﴾ - تکرار زیاد ذکر “حسبناالله و نعم الوکیل”
آیا مظلوم حق دارد از ظلمی که به او می شود آشکار بیان کند؟
با توجه به آیه صریح قران، خداوند برای رفع ظلم این راه را برای مظلوم باز گذاشته است هر چند که دوست ندارد بدی ها آشکار گردند.
) لَّا یُحِبُّ اللَّهُ الْجَهْرَ بِالسُّوءِ مِنَ الْقَوْلِ إِلَّا مَن ظُلِمَ وَکَانَ اللَّهُ سَمِیعًا عَلِیمًا ﴿النساء: ۱۴۸
راهکار برگشت از ظلم و تأثیر مصلحان دلسوز بر جامعه
الف-توبه خالصانه از عملکرد ظالمانه
(۶) وَإِذْ قَالَ مُوسَىٰ لِقَوْمِهِ یَا قَوْمِ إِنَّکُمْ ظَلَمْتُمْ أَنفُسَکُم بِاتِّخَاذِکُمُ الْعِجْلَ فَتُوبُوا إِلَىٰ بَارِئِکُمْ فَاقْتُلُوا أَنفُسَکُمْ ذَٰلِکُمْ خَیْرٌ لَّکُمْ عِندَ بَارِئِکُمْ فَتَابَ عَلَیْکُمْ إِنَّهُ هُوَ التَّوَّابُ الرَّحِیمُ ﴿البقره: ۵۴﴾
ب- ذکر و یاد الله و عدم اصرار بر ظلم
) وَالَّذِینَ إِذَا فَعَلُوا فَاحِشَهً أَوْ ظَلَمُوا أَنفُسَهُمْ ذَکَرُوا اللَّهَ فَاسْتَغْفَرُوا لِذُنُوبِهِمْ وَمَن یَغْفِرُ الذُّنُوبَ إِلَّا اللَّهُ وَلَمْ یُصِرُّوا عَلَىٰ مَا فَعَلُوا وَهُمْ یَعْلَمُونَ ﴿آلعمران: ۱۳۵﴾
ج-انفاق از هر آنچه در اختیار داریم
(۲۱) یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا أَنفِقُوا مِمَّا رَزَقْنَاکُم مِّن قَبْلِ أَن یَأْتِیَ یَوْمٌ لَّا بَیْعٌ فِیهِ وَلَا خُلَّهٌ وَلَا شَفَاعَهٌ وَالْکَافِرُونَ هُمُ الظَّالِمُونَ ﴿البقره: ۲۵۴﴾
تأثیر مصلحان دلسوز بر جامعه
خداوند به ما وعده داده است در جامعه ای که افراد مصلح دلسوز وجود داشته باشند به خاطر اهمیت کار اصلاحی آن ها و امر به معروف و نهی از منکرشان، عذاب جمعی بر جامعه ظالمان نازل نمی کند که تر و خشک با هم بسوزند؛ چون آن ها در حد توان خود برای جلوگیری از ظلم تلاش می کنند و این مصلحان اجتماعی، لزوماً قشر خاصی مثل امامان جمعه و جماعات، مسئولین حکومتی و محلی و یا علماء و مدرسین علوم دینی و یا تحصیل کرده¬های رده بالا نیستند؛ بلکه هر فرد مؤمن متقی حتی اگر سواد خواندن و نوشتن هم نداشته باشد، شامل می شود.
حتی اگر یک نفر برای گرفتن حق مظلومان از ظالمان در جامعه وجود داشته باشد، خداوند به برکت او کل جامعه را محفوظ می دارد! چه سعادتی برای مصلحان اجتماعی که برای رضای الله کار می کنند و از قلدری های ظالمان هراسی ندارند.
در واقع مومن واقعی نه امیدی به کسی دارد و نه ترس از کسی که نتواند حق را بگوید و بطلبد. بلکه ترس و امیدش فقط به مالک الملوک است.
ما فقط به صالح بودن خود دلخوش نباشیم که کاری به دیگران نداشته باشیم؛ بلکه قدمی بالاتر رویم تا به مصلحان بپیوندیم تا سبب نجات خود و دیگران گردیم.
وَمَا کَانَ رَبُّکَ لِیُهْلِکَ الْقُرَىٰ بِظُلْمٍ وَأَهْلُهَا مُصْلِحُونَ ﴿هود: ۱۱۷﴾
یارب رحمت واسعه خود را شامل حالمان گردان تا با توکل بر خودت از گروه ظالمان و مظلومان دور گردیم!
توفیق توبه خالصانه پدر و مادر همه ما انسان ها نصیبمان گردان آنوقت که بر خود ظلم کردند و بسوی پروردگار مهربانشان برگشتند!
رَبَّنَا ظَلَمْنَا أَنفُسَنَا وَإِن لَّمْ تَغْفِرْ لَنَا وَتَرْحَمْنَا لَنَکُونَنَّ مِنَ الْخَاسِرِینَ
فاطمه شاکری