موارد بیشتر

Generic selectors
جستجوی دقیق
جستجو در عنوان
جستجو در متن
Post Type Selectors
آوای دل
آیات اسماءالله
احکام
احکام اجتماعی
احکام اقتصادی
احکام عبادی
اخلاق
اخلاق پسندیده
اخلاق ناپسند
اسماءالله
اشعار
اعجاز
اعجاز علمی
ایستگاه تدبر
بهشت و دوزخ
تدبر سوره‌ها و اجزا
تدبر موضوعی
تعاریف اسماءالله
توحید
خاطرات
دعاها
دلنوشته‌ها
رسول و نبی
زندگی پیامبران
سوالات اسماءالله
سیر در قرآن
صوتی
قیامت
کتاب و قرآن
کتابخانه
گوناگون
متنی
مرگ و برزخ
معاد
مقالات توحید
مقالات قرآنی
مقالات معاد
مقالات نبوت
موضوع تدبر
نبوت
وحی
ویژگی رسول الله
ویژه برنامه بهار
ویژه برنامه حج
ویژه برنامه رمضان
ویژه برنامه‌ها

قواعد منظم فکری در قرآن


دکتر احمد ریسونی در همایش جهانی قرآن که به کوشش انجمن محافظت از قرآن کریم در عمان برگزار شده بود در موضوع قواعد منظم فکری در قرآن کریم سخنرانی کرد. وی در مقدمه تصریح کرد قرآن کریم از یک جهت حقایق و احکام مشخصی دارد که قابل اقتدا و عمل است؛ اما در کنار آن قواعد منظمی نیز دارد که به انسان قدرت تفکر و اظهار نظر و فهم و نتیجه‌گیری سالم می‌دهد و به او کمک می‌کند معارف و احکام بیشتری را درک کند. در ادامه چکیده‌ای از این قواعد را ذکر خواهیم کرد.*
عقل و حکمت
خداوند در آیات بسیاری خاطرنشان کرده است که به پیامبرانش کتاب و حکمت داده است و آنان را فرستاده است تا کتاب و حکمت را به مردم بیاموزند. حکمت چیزی جز درک سالم و درست اشیاء و عمل به مقتضای آن نیست. حکمت یعنی مهارت در علم و عمل؛ حکمت یعنی به کار بردن گفتار و کردار و احکام در جای مناسب آن. به همین خاطر خدای متعال فرموده است:
«وَمَنْ یُؤْتَ الْحِکْمَهَ فَقَدْ أُوتِیَ خَیْرًا کَثِیرًا» (بقر: ۲۶۹)
و به هر کس حکمت داده شود، به یقین، خیرى فراوان داده شده است؛
حکمت و آموزش آن تعبیر کاملی است از رویکرد و شیوه‌ی درستی که تمام پیامبران بر اساس آن برانگیخته شده‌اند چنان که در بسیاری آیات به صراحت آمده است از جمله:
«لَقَدْ مَنَّ اللَّهُ عَلَى الْمُؤْمِنِینَ إِذْ بَعَثَ فِیهِمْ رَسُولًا مِنْ أَنْفُسِهِمْ یَتْلُو عَلَیْهِمْ آَیَاتِهِ وَیُزَکِّیهِمْ وَیُعَلِّمُهُمُ الْکِتَابَ وَالْحِکْمَهَ وَإِنْ کَانُوا مِنْ قَبْلُ لَفِی ضَلَالٍ مُبِینٍ»(آل عمران:۱۶۴)
به یقین، خدا بر مؤمنان منت نهاد [که‌] پیامبرى از خودشان در میان آنان برانگیخت، تا آیات خود را بر ایشان بخواند و پاکشان گرداند و کتاب و حکمت به آنان بیاموزد، قطعاً پیش از آن در گمراهى آشکارى بودند.
«وَاذْکُرُوا نِعْمَهَ اللَّهِ عَلَیْکُمْ وَمَا أَنْزَلَ عَلَیْکُمْ مِنَ الْکِتَابِ وَالْحِکْمَهِ»(بقره:۲۳۱)
و نعمت خدا را بر خود و آنچه را که از کتاب و حکمت بر شما نازل کرده است به یاد آورید…
«وَلَقَدْ آَتَیْنَا لُقْمَانَ الْحِکْمَهَ أَنِ اشْکُرْ لِلَّهِ»(لقمان:۱۲).
و به راستى، لقمان را حکمت دادیم که: خدا را سپاس بگزار.
دعوت به حجت و برهان
نخستین چیزی که برای حکمت علمی و عملی نیاز است اندیشه و قضاوت درباره‌ی یک چیز بر اساس دلیل و برهان است؛ به همین خاطر قرآن کریم از کسی که به چیزی باور و اعتقاد دارد یا درباره‌ی چیزی قضاوت می‌کند می‌خواهد دلیل و برهان داشته باشد.
«وَقَالُوا لَنْ یَدْخُلَ الْجَنَّهَ إِلَّا مَنْ کَانَ هُودًا أَوْ نَصَارَى تِلْکَ أَمَانِیُّهُمْ قُلْ هَاتُوا بُرْهَانَکُمْ إِنْ کُنْتُمْ صَادِقِینَ»(بقره:۱۱۱)
و گفتند: هرگز کسى به بهشت درنیاید، مگر آنکه یهودى یا ترسا باشد. این آرزوهاى [واهىِ‌] ایشان است. بگو: اگر راست مى‌گویید، دلیل خود را بیاورید.
«أَمِ اتَّخَذُوا مِنْ دُونِهِ آَلِهَهً قُلْ هَاتُوا بُرْهَانَکُمْ هَذَا ذِکْرُ مَنْ مَعِیَ وَذِکْرُ مَنْ قَبْلِی بَلْ أَکْثَرُهُمْ لَا یَعْلَمُونَ الْحَقَّ فَهُمْ مُعْرِضُونَ»(انبیاء:۲۴)
آیا به جاى او خدایانى براى خود گرفته‌اند؟ بگو: برهان‌تان را بیاورید. این است یادنامه هر که با من است و یادنامه هر که پیش از من بوده. [نه!] بلکه بیشترشان حق را نمى‌شناسند و در نتیجه از آن رویگردانند.
«قُلْ أَرَأَیْتُمْ مَا تَدْعُونَ مِنْ دُونِ اللَّهِ أَرُونِی مَاذَا خَلَقُوا مِنَ الْأَرْضِ أَمْ لَهُمْ شِرْکٌ فِی السَّمَاوَاتِ ائْتُونِی بِکِتَابٍ مِنْ قَبْلِ هَذَا أَوْ أَثَارَهٍ مِنْ عِلْمٍ إِنْ کُنْتُمْ صَادِقِینَ»(احقاف:۴).
بگو: به من خبر دهید، آنچه را به جاى خدا فرا مى‌خوانید به من نشان دهید که چه چیزى از زمین [را] آفریده یا [مگر] آنان را در [کار] آسمانها مشارکتى است؟ اگر راست مى‌گویید، کتابى پیش از این [قرآن ]یا بازمانده‌اى از دانش نزد من آورید.
استفاده از عقل و حواس
آیات فراوانی بر استفاده از عقل و چشم و گوش برای فهم و آگاهی و تحقیق دعوت می‌کند و با تعابیر گوناگون آمده‌ است. معلوم است که این نعمت‌های سه‌گانه (عقل و گوش و چشم) مهم‌ترین ابزارهای انسان برای شناخت و جستجو و درک هستند. آیات زیر در این باره آمده است:
«وَاللَّهُ أَخْرَجَکُمْ مِنْ بُطُونِ أُمَّهَاتِکُمْ لَا تَعْلَمُونَ شَیْئًا وَجَعَلَ لَکُمُ السَّمْعَ وَالْأَبْصَارَ وَالْأَفْئِدَهَ لَعَلَّکُمْ تَشْکُرُونَ أَلَمْ یَرَوْا إِلَى الطَّیْرِ مُسَخَّرَاتٍ فِی جَوِّ السَّمَاءِ مَا یُمْسِکُهُنَّ إِلَّا اللَّهُ إِنَّ فِی ذَلِکَ لَآَیَاتٍ لِقَوْمٍ یُؤْمِنُونَ»(نحل:۷۸-۷۹).
و خدا شما را از شکم مادرانتان -در حالى که چیزى نمى‌دانستید- بیرون آورد، و براى شما گوش و چشمها و دلها قرار داد، باشد که سپاسگزارى کنید. آیا به سوى پرندگانى که در فضاى آسمان، رام شده‌اند ننگریسته‌اند؟ جز خدا کسى آنها را نگاه نمى‌دارد. راستى در این [قدرت‌نمایى‌] براى مردمى که ایمان مى‌آورند نشانه‌هایى است.
«وَلَا تَقْفُ مَا لَیْسَ لَکَ بِهِ عِلْمٌ إِنَّ السَّمْعَ وَالْبَصَرَ وَالْفُؤَادَ کُلُّ أُولَئِکَ کَانَ عَنْهُ مَسْئُولًا»(اسراء:۳۶).
و چیزى را که بدان علم ندارى دنبال مکن، زیرا گوش و چشم و قلب، همه مورد پرسش واقع خواهند شد.
قرآن کریم کسانی را که عقل و چشم و گوش خود را تعطیل کرده‌اند و چنان که باید و شاید از آن استفاده نمی‌کنند، چهارپا و بدتر از آن توصیف می‌کند و می‌گوید آنان به صورت وارونه راه می‌روند و می‌بینند:
«أفَمَنْ یَمْشِی مُکِبًّا عَلَى وَجْهِهِ أَهْدَى أَمْ مَنْ یَمْشِی سَوِیًّا عَلَى صِرَاطٍ مُسْتَقِیمٍ قُلْ هُوَ الَّذِی أَنْشَأَکُمْ وَجَعَلَ لَکُمُ السَّمْعَ وَالْأَبْصَارَ وَالْأَفْئِدَهَ قَلِیلًا مَا تَشْکُرُونَ»(ملک:۲۲-۲۳)
پس آیا آن کس که نگونسار راه مى‌پیماید هدایت یافته تر است یا آن کس که ایستاده بر راه راست مى‌رود؟ بگو: اوست آن کس که شما را پدید آورده و براى شما گوش و دیدگان و دلها آفریده است. چه کم سپاسگزارید.
«وَلَقَدْ ذَرَأْنَا لِجَهَنَّمَ کَثِیرًا مِنَ الْجِنِّ وَالْإِنْسِ لَهُمْ قُلُوبٌ لَا یَفْقَهُونَ بِهَا وَلَهُمْ أَعْیُنٌ لَا یُبْصِرُونَ بِهَا وَلَهُمْ آَذَانٌ لَا یَسْمَعُونَ بِهَا أُولَئِکَ کَالْأَنْعَامِ بَلْ هُمْ أَضَلُّ أُولَئِکَ هُمُ الْغَافِلُونَ»(اعراف:۱۷۹)
و در حقیقت، بسیارى از جنّیان و آدمیان را براى دوزخ آفریده‌ایم. [چرا که‌] دل‌هایى دارند که با آن [حقایق را] دریافت نمى‌کنند، و چشمانى دارند که با آنها نمى‌بینند، و گوش‌هایى دارند که با آنها نمى‌شنوند. آنان همانند چهارپایان بلکه گمراه‌ترند. [آرى،] آنها همان غافل‌ماندگانند.
ضرب‌المثل‌ها
قرآن کریم به ضرب‌ المثل توجه شایانی دارد و بارها به اهمیت این موضوع اشاره کرده است. مردم را تشویق می‌کند تا این مثال‌ها را بفهمند و در معانی و اهداف آموزشی آن بیاندیشند.
«وَتِلْکَ الْأَمْثَالُ نَضْرِبُهَا لِلنَّاسِ وَمَا یَعْقِلُهَا إِلَّا الْعَالِمُونَ»(عنکبوت:۴۳).
و این مَثَلها را براى مردم مى‌زنیم و[لى‌] جز دانشوران آنها را درنیابند.
«وَتِلْکَ الْأَمْثَالُ نَضْرِبُهَا لِلنَّاسِ لَعَلَّهُمْ یَتَفَکَّرُونَ»(حشر:۲۱)
و این مَثَلها را براى مردم مى‌زنیم، باشد که آنان بیندیشند.
«وَلَقَدْ ضَرَبْنَا لِلنَّاسِ فِی هَذَا الْقُرْآَنِ مِنْ کُلِّ مَثَلٍ لَعَلَّهُمْ یَتَذَکَّرُونَ»(زمر:۲۷)
و در این قرآن از هر گونه مثَلى براى مردم آوردیم، باشد که آنان پندگیرند.
ضرب‌المثل‌ها به مردم می‌آموزد که فکر خود را از خاص به عام و از چیز مشخص و معلوم به مجرد و از جزئی به کلی انتقال دهند. مثال‌ها عبارتند از چیزها و حالات جزئی و معلوم از اشخاص، عملکردها و صفات؛ ضرب‌المثل‌ها خوب یا بد نمونه‌های قابل تکراری هستند. سنت‌های خداوند در آفرینش اجازه می‌دهد تا مثال جزئی برای موارد مشابه خود دلالت و عبرت و فایده‌ی کلی داشته باشد. خدای متعال وقتی می‌فرماید: «مثَلُ الَّذِینَ حُمِّلُوا التَّوْرَاهَ ثُمَّ لَمْ یَحْمِلُوهَا کَمَثَلِ الْحِمَارِ یَحْمِلُ أَسْفَارًا…» (جمعه:۵) مثل کسانى که [عمل به‌] تورات بر آنان بار شد [و بدان مکلف گردیدند] آنگاه آن را به کار نبستند، همچون مثل خرى است که کتاب‌هایى را برپشت مى‌کشد… بر تمام حالات مشابه آن تا قیامت دلالت می‌کند و این یک هشدار کلی و قابل تکرار است.
*جانب دیگر موضوع

پس از ذکر این قواعد سخنران به عکس موضوع نیز پرداخت و خاطرنشان کرد قرآن کریم به آموزش و تثبیت قواعد فکر سالم اکتفا نکرده است بلکه نسبت به برخی از آفات و موانع پیش روی تفکر بشر هم هشدار داده است از جمله:
تقلید و دنباله‌روی
نعمت عقل و فکری که خداوند به انسان داده است آن را نعمت عینی قرار داده است نه کفائی و به همین خاطر بر هر کس با صفت مشخصی که دارد واجب است در خود و برای خود تفکر کند به ویژه در مسائل سرنوشت‌ساز. تفکر در مسائل سرنوشت‌ساز نه نمایندگی می‌پذیرد و نه از دست می‌رود. قرآن کریم از کسانی که عقل و خردشان را تعطیل می‌کنند و بدون تفکر و تشخیص به دنبال دیگران می‌افتند به شدت انتقاد می‌کند از جمله:
«وَإِذَا قِیلَ لَهُمُ اتَّبِعُوا مَا أَنْزَلَ اللَّهُ قَالُوا بَلْ نَتَّبِعُ مَا أَلْفَیْنَا عَلَیْهِ آَبَاءَنَا أَوَلَوْ کَانَ آَبَاؤُهُمْ لَا یَعْقِلُونَ شَیْئًا وَلَا یَهْتَدُونَ»(بقره:۱۷۰).
و چون به آنان گفته شود: از آنچه خدا نازل کرده است پیروى کنید»؛ مى‌گویند: نه، بلکه از چیزى که پدران خود را بر آن یافته‌ایم، پیروى مى‌کنیم. آیا هر چند پدرانشان چیزى را درک نمى‌کرده و به راه صواب نمى‌رفته‌اند [باز هم در خور پیروى هستند]؟
«وَإِذَا قِیلَ لَهُمْ تَعَالَوْا إِلَى مَا أَنْزَلَ اللَّهُ وَإِلَى الرَّسُولِ قَالُوا حَسْبُنَا مَا وَجَدْنَا عَلَیْهِ آَبَاءَنَا أَوَلَوْ کَانَ آَبَاؤُهُمْ لَا یَعْلَمُونَ شَیْئًا وَلَا یَهْتَدُونَ»(مائده:۱۰۴).
و چون به آنان گفته شود: به سوى آنچه خدا نازل کرده و به سوى پیامبر[ش‌] بیایید مى‌گویند: آنچه پدران خود را بر آن یافته‌ایم ما را بس است. آیا هر چند پدرانشان چیزى نمى‌دانسته و هدایت نیافته بودند؟
پیروی از ظنّ و گمان
این هم آفت دیگری است که فکر انسان را از موضوع منحرف می‌کند و استقامتش را از بین می‌برد. بسیاری از مردم به دنبال ظن و گمان و تخیلات درونی خود حرکت می‌کنند و صبر و شکیبایی لازم برای تحقیق و بررسی مسائل با دلایل و از منابع اصلی آن را ندارند:
«وَمَا یَتَّبِعُ أَکْثَرُهُمْ إِلَّا ظَنًّا إِنَّ الظَّنَّ لَا یُغْنِی مِنَ الْحَقِّ شَیْئًا إِنَّ اللَّهَ عَلِیمٌ بِمَا یَفْعَلُونَ»(یونس:۳۶)
و بیشترشان جز از گمان پیروى نمى‌کنند [ولى‌] گمان به هیچ وجه [آدمى را] از حقیقت بى‌نیاز نمى‌گرداند. آرى، خدا به آنچه مى‌کنند داناست.
«وَإِنْ تُطِعْ أَکْثَرَ مَنْ فِی الْأَرْضِ یُضِلُّوکَ عَنْ سَبِیلِ اللَّهِ إِنْ یَتَّبِعُونَ إِلَّا الظَّنَّ وَإِنْ هُمْ إِلَّا یَخْرُصُونَ»(انعام:۱۱۶)
و اگر از بیشتر کسانى که در [این سر]زمین مى‌باشند پیروى کنى، تو را از راه خدا گمراه مى‌کنند. آنان جز از گمان [خود] پیروى نمى‌کنند و جز به حدس و تخمین نمى‌پردازند.
وقال: «إِنْ یَتَّبِعُونَ إِلَّا الظَّنَّ وَمَا تَهْوَى الْأَنْفُسُ وَلَقَدْ جَاءَهُمْ مِنْ رَبِّهِمُ الْهُدَى أَمْ لِلْإِنْسَانِ مَا تَمَنَّى فَلِلَّهِ الْآَخِرَهُ وَالْأُولَى»(نجم:۲۳-۲۵)
آنها هیچ دلیلى نفرستاده است. [آنان‌] جز گمان و آنچه را که دلخواهشان است پیروى نمى‌کنند، با آنکه قطعاً از جانب پروردگارشان هدایت برایشان آمده است.مگر انسان آنچه را آرزو کند دارد؟
نگاه واحد به مسائل مختلف و عدم تشخیص مسائل مشابه از هم‌دیگر
این هم یکی از پیامدهای شتاب‌زدگی و سحطی‌نگری است؛ سنت و عدل خداوند بر جداسازی مسائل متفاوت از هم‌دیگر استوار است؛ به هر چیزی حکم مخصوص آن را می‌دهد و حق هر صاحب حقی را ادا می‌کند. بر کسانی که بین اشیاء مختلف تفاوتی قائل نمی‌شوند و قدرت تشخیص ندارند به شدت خرده می‌گیرد و آیات زیر نمونه‌ای از آن است:
«أَجَعَلْتُمْ سِقَایَهَ الْحَاجِّ وَعِمَارَهَ الْمَسْجِدِ الْحَرَامِ کَمَنْ آَمَنَ بِاللَّهِ وَالْیَوْمِ الْآَخِرِ وَجَاهَدَ فِی سَبِیلِ اللَّهِ لَا یَسْتَوُونَ عِنْدَ اللَّهِ وَاللَّهُ لَا یَهْدِی الْقَوْمَ الظَّالِمِینَ الَّذِینَ آَمَنُوا وَهَاجَرُوا وَجَاهَدُوا فِی سَبِیلِ اللَّهِ بِأَمْوَالِهِمْ وَأَنْفُسِهِمْ أَعْظَمُ دَرَجَهً عِنْدَ اللَّهِ وَأُولَئِکَ هُمُ الْفَائِزُونَ»(توبه: ۱۹-۲۰)
آیا سیراب ساختن حاجیان و آباد کردن مسجد الحرام را همانند [کار] کسى پنداشته‌اید که به خدا و روز بازپسین ایمان آورده و در راه خدا جهاد مى‌کند؟ [نه، این دو] نزد خدا یکسان نیستند، و خدا بیدادگران را هدایت نخواهد کرد.
«الَّذِینَ یَأْکُلُونَ الرِّبَا لَا یَقُومُونَ إِلَّا کَمَا یَقُومُ الَّذِی یَتَخَبَّطُهُ الشَّیْطَانُ مِنَ الْمَسِّ ذَلِکَ بِأَنَّهُمْ قَالُوا إِنَّمَا الْبَیْعُ مِثْلُ الرِّبَا وَأَحَلَّ اللَّهُ الْبَیْعَ وَحَرَّمَ الرِّبَا»(بقره: ۲۷۵).
کسانى که ربا مى‌خورند، [از گور] برنمى‌خیزند مگر مانند برخاستن کسى که شیطان بر اثر تماس، آشفته‌سرش کرده است. این بدان سبب است که آنان گفتند: «داد و ستد صرفاً مانند رباست.» و حال آنکه خدا داد و ستد را حلال، و ربا را حرام گردانیده است.
«أَفَنَجْعَلُ الْمُسْلِمِینَ کَالْمُجْرِمِینَ مَا لَکُمْ کَیْفَ تَحْکُمُونَ أَمْ لَکُمْ کِتَابٌ فِیهِ تَدْرُسُونَ إِنَّ لَکُمْ فِیهِ لَمَا تَخَیَّرُونَ»(قلم:۳۵-۳۸)
پس آیا فرمانبرداران را چون بدکاران قرار خواهیم داد؟ شما را چه شده؟ چگونه داورى مى‌کنید؟ یا شما را کتابى هست که در آن فرا مى‌گیرید،
«أَمْ حَسِبَ الَّذِینَ اجْتَرَحُوا السَّیِّئَاتِ أَنْ نَجْعَلَهُمْ کَالَّذِینَ آَمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ سَوَاءً مَحْیَاهُمْ وَمَمَاتُهُمْ سَاءَ مَا یَحْکُمُونَ»(جاثیه:۲۱).
آیا کسانى که مرتکب کارهاى بد شده‌اند پنداشته‌اند که آنان را مانند کسانى قرار مى‌دهیم که ایمان آورده و کارهاى شایسته کرده‌اند [به طورى که‌] زندگى آنها و مرگشان یکسان باشد؟ چه بد داورى مى‌کنند.

⁨دکتر احمد ریسونی
منبع: اصلاح وب

آوای دل

0 0 امتیازها
محبوبیت مقاله
مشترک شوید
مرا مطلع کن از

0 دیدگاه‌
جدیدترین
قدیمترین بیشترین امتیاز