موارد بیشتر

Generic selectors
جستجوی دقیق
جستجو در عنوان
جستجو در متن
Post Type Selectors
آوای دل
آیات اسماءالله
احکام
احکام اجتماعی
احکام اقتصادی
احکام عبادی
اخلاق
اخلاق پسندیده
اخلاق ناپسند
اسماءالله
اشعار
اعجاز
اعجاز علمی
ایستگاه تدبر
بهشت و دوزخ
تدبر سوره‌ها و اجزا
تدبر موضوعی
تعاریف اسماءالله
توحید
خاطرات
دعاها
دلنوشته‌ها
رسول و نبی
زندگی پیامبران
سوالات اسماءالله
سیر در قرآن
صوتی
قیامت
کتاب و قرآن
کتابخانه
گوناگون
متنی
مرگ و برزخ
معاد
مقالات توحید
مقالات قرآنی
مقالات معاد
مقالات نبوت
موضوع تدبر
نبوت
وحی
ویژگی رسول الله
ویژه برنامه بهار
ویژه برنامه حج
ویژه برنامه رمضان
ویژه برنامه‌ها

نام رسول الله در انجیل


(وَإِذْ قَالَ عِیسَى ابْنُ مَرْیَمَ یَا بَنِی إِسْرَائِیلَ إِنِّی رَسُولُ اللَّهِ إِلَیْکُمْ مُصَدِّقًا لِمَا بَیْنَ یَدَیَّ مِنَ التَّوْرَاهِ وَمُبَشِّرًا بِرَسُولٍ یَأْتِی مِنْ بَعْدِی اسْمُهُ أَحْمَدُ ۖ فَلَمَّا جَاءَهُمْ بِالْبَیِّنَاتِ قَالُوا هَٰذَا سِحْرٌ مُبِینٌ)[سوره الصف: ۶]

محبوبه درر
۱- نام گذاری در میان انسان ها امری سلیقه ایی و بنا به دلخواه است، اما نام گذاری توسط خداوند سلیقه ایی نیست و منظور از آن تنها لفظ اسم نیست، بلکه صفات و ویژگی های آن را نیز دربرمی گیرد.
به عنوان مثال هنگامی که خداوند به حضرت زکریا فرمود:
(یَا زَکَرِیَّا إِنَّا نُبَشِّرُکَ بِغُلَامٍ اسْمُهُ یَحْیَىٰ لَمْ نَجْعَل لَّهُ مِن قَبْلُ سَمِیًّا)
ﺍﻯ ﺯﻛﺮﻳﺎ! ﻣﺎ ﺗﻮ ﺭﺍ ﺑﻪ ﭘﺴﺮﻯ ﻛﻪ ﻧﺎﻣﺶ ﻳﺤﻴﻰ ﺍﺳﺖ، ﻣﮋﺩﻩ ﻣﻰ ﺩﻫﻴﻢ، پیش ﺍﺯ ﺍﻳﻦ ﻫﻤﻨﺎﻣﻰ ﺑﺮﺍﻯ ﺍﻭ ﻗﺮﺍﺭ ﻧﺪﺍﺩﻩﺍﻳﻢ. (مریم/۷)
منظور تنها لفظ یحیی نیست که تا به حال هیچ کس به این نام نبوده است، بلکه منظور از شخصی با صفت یحیی، یعنی شخصی است که وجودش منشاء حیات معنوی و اخلاقی برای جامعه است.
و همچنین در آیات متعددی آمده است که خداوند به آدم، اسامی تمام اشیاء را تعلیم داد:
(وَعَلَّمَ آدَمَ الْأَسْمَاءَ کُلَّهَا… . بقره/۳۱)
یعنی خداوند ماهیت و ویژگی های تمام مخلوقات مثل درختان، حیوانات، آسمان ها و… ، را به آدم تعلیم داد.
بنابراین منظور از آمدن شخصی به اسم احمد این است که شخصی خواهد آمد که اخلاق، ویژگی ها و صفاتش احمد می باشد. (احمد) صفت تفضیلی (حمد) است به معنای ستوده تر و شایسته تر.
پس حضرت عیسی بشارت به آمدن شخصی می دهد که شخصیت و ویژگی هایش برترین انسان ها خواهد بود.
در قرآن نیز خداوند پیامبر را با این صفات معرفی کرده است:
(انِکَ لَعلی خُلُق ِعَظیم، رَحمَه لِلعالَمین، فَبِما رَحمَت مِن الله لِنت لَهم و… .)
۲- اسم پیامبر، اسلام و بشارت به نبوت آن حضرت در کتاب های انجیل و تورات اصلی به شکل فراوان و آشکار وجود داشته است که در اثر تحریف این دو کتاب، این موارد حذف شده اند. ولی در عین حال مطالبی در انجلیل و تورات وجود دارد که بر غیر پیامبر اسلام قابل انطباق نمی باشد. از جمله :
۱. در کتاب تورات امروزی می خوانیم: حضرت موسی(ع) به بنی اسرائیل فرمود: و خداوند به من گفت، پیامبری را برای بنی اسرائیل از میان برادران ایشان مثل تو، مبعوث خواهم کرد و کلام خود را به دهانش خواهم گذاشت و هر آن چه به او امر کنم به بنی اسرائیل خواهد گفت و هر کس که سخنان مرا که او به اسم من می-گوید نشنود، من از او مطالبه خواهم کرد.
آن چه مسلم است این پیامبر حضرت محمد(ص) است نه حضرت عیسی(ع)، چرا که تورات حضرت اسماعیل را برادر بنی اسرائیل معرفی کرده و پیامبری که از نسل اسماعیل مبعوث شده است حضرت خاتم الانبیا(ص) می باشد نه حضرت عیسی(ع). بقیه جانشینان حضرت موسی(ع) نیز از نسل حضرت اسحاق و بنی اسرائیل بودند.
۲. در انجیل یوحنّا آمده است: «من از پدر خواهم خواست و او فارقلیطای دیگری به شما خواهد داد که تا ابد با شما باشد».
«چون بیاید آن فارقلیطا که من سوی شما خواهم فرستاد از جانب پدر، روح راستی که از جانب پدر می آید، او درباره ی من شهادت خواهد داد».
«لیکن من راست می گویم به شما، که شما را مفید است که اگر من نروم، فارقلیطا سوی شما نخواهد آمد. اما اگر بروم او را نزد شما خواهم فرستاد».
«و چون او بیاید جهان را به پرهیز از گناه و صدق و انصاف ملزم خواهد کرد».
«و چون او بیاید شما را به تمام راستی ارشاد خواهد نمود. زیرا که او از پیش خود چیزی نخواهد گفت و شما را به آینده خبر خواهد داد.»،
(فارقلیطا) معرب کلمه (پاریکلتوس) است که معنی آن در فارسی (بسیار ستوده) و در عربی (احمد و محمد) می شود.
قبل از اسلام در این که (فارقلیطا) پیامبر موعود انجیل است، هیچ اختلافی بین علمای مسیح و مفسرین انجیل وجود نداشته است.
اما علمای مسیحی بعد از اسلام وقتی به این آیات رسیدند (فارقلیطا) را به معنی (پاراکلتوس)، که به معنی (تسلی دهنده) است و بر (روح القدس) اطلاق می شود، ترجمه کردند تا بشارت ظهور محمدی را محو نمایند.
۳. البته در انجیل برنابا که در نزد مسیحیان رسمیت ندارد و در کنفرانس نیقیه (۳۲۵ م) با اناجیل بی شمار دیگر توسط کنستانتین امپراطور تازه مسیحی شده روم، باطل اعلام شد، خیلی آشکار از نبوت پیامبر اسلام سخن گفته شده و از ایشان به اسم “محمد” نام برده شده است.
۴. برخی از مفسرین عقیده دارند پیامبر دارای اسم احمد نیز بوده است.
واژه ی موجود در متن سریانی اناجیل (فارقلیطا) و در متن یونانی (پیرکلتوس) است. و این دو واژه به معنای شخص مورد ستایش است که به لحاظ ترجمه هم می تواند ترجمه ی (احمد) باشد و هم ترجمه¬ی(محمد). و از آن جا که هر دو اسم در زمان نزول آیه معروف بوده، این آیه تنها به ذکر یکی از این دو اسم یعنی (احمد) اکتفا کرده است.
خلاصه آن که گر چه در زمان فعلی نام (محمد) از (احمد) مشهورتر است ولی از آن-جا که در زمان نزول آیه نام (احمد) نیز از اسامی معروف پیامبر بوده است و دلایل مختلف تاریخی و نقلی بر این نکته دلالت دارد، جایی برای اشکال بر آیه باقی نمی ماند.

فاطمه شاکری
۱- اهمیت نام (خاتم النبیین)………. که قرن ها قبل در کتاب معتبر پیامبر قبل از آخر آمده است.
۲- اطلاع رسانی از گذشته به (رسول الله صلی الله علیه و آله و سلم) در مسایلی که ضرورت داشته برای رسیدن به حقایق.
۳- پیوستگی و مهر تایید همه ی رسولان الهی و کتب آسمانی به همدیگر و لزوم ایمان به همه ی آن ها.
۴- دادن اخبار غیب به رسولان الهی و مومنین از سوی (عالم الغیب) بر اساس نیاز و حکمت.
۵- نامحدود بودن علم خداوند و یکسان بودن گذشته وحال و آینده برای او.
۶- حمد و ستایش رسولش قرن ها قبل از به دنیا آمدن.
۷- آماده سازی جهانیان خصوصا بنی اسرائیل برای بعثت منجی بشریت.
۸- عدم ایمان بنی اسرائیل به رسالت خاتم الأنبیاء به خاطر کبر نه جهل!
راهکار عملی من:
۱- معرفی رسول الله به جهانیان با بهترین برهان به خصوص (آیه ی ۶ سوره ی صف).
۲- تاسی به الگوی نمونه…… تا مورد ثنای خداوند قرار بگیریم.
۳- فرستادن سلام و درود بر رسول گرامی اسلام (رسول الله صلی الله علیه و آله و سلم) از عمق جان و ایجاد ارتباط معنوی با ایشان.

نعیمه شکری
۱- یادآور شدن نام آخرین منجی بشریت در کتاب های آسمانی قبل از قرآن.
۲- تمام ادیان آسمانی از آدم تا محمد سلسله وار بهم وصل و مرتبط بوده اند.
۳- هدف اصلی همه ادیان یکی بوده است و آن هم ایمان و اعتقاد به خدای واحد.
۴- خبر دادن به انسان ها از آمدن پیامبری که (خاتم الانبیا) است و پذیرش دینی که کامل ترین دین است.
راهکار عملی من:
– پیرو دینی باشیم که از قرن ها قبل از آمدنش، خداوند وعده ی آمدنش را داده است.
بپذیریم که پیامبر اسلام (محمد مصطفی) و قرآن کتابی که از طریق ایشان به ما رسیده، آخرین پیامبر و آخرین کتاب از طرف خداوند برای بشر می باشد.
– سعی کنیم به بهترین شیوه از رسول گرامی اسلام الگو و درس زندگی بگیریم.
– سعی کنیم تا جایی که می توانیم و از دستمان برمی آید، شخصیت رسول الله و دین اسلام را اول برای اطرافیانمان و بعد جهانیان معرفی کنیم.

تدبر من: بانو
۱- این جا به ما می آموزد که کتاب خداوند، آیین و برنامه ی الهی است.
حال هر آئینی در شکل واپسین خود آمده که مناسب با اموال و اوضاع و مدارج و مراتب معینی در تاریخ بشریت بوده است.
۲- این آئین ها سرشار از تجربه های زندگی انبیاء بوده تا راه را برای آئین یگانه ی الهی آماده کنند. اما خداوند خواست، قرآن پایان بخش و واپسین آئین باشد.
۳- این جا (عیسی پسر مریم) آمده است تا دینی را که پس از موسی داشته به پیغمبری تسلیم کند و واگذارد که این جا نامش را آهنگ می زند و مژده می دهد.
راهکار عملی من :
– وقتی این برنامه و قانون ارزشمند برای بهتر زیستن ما آمده است، چرا در آن با اندیشه و تفکر ننگریم.
– همواره قرآن را باید با تفسیرات گوناگون بخوانیم تا مفهوم این نیاز را برای خودمان روشن کنیم.
منبع:تفسیر فی الظلال

امینه
۱- همه پیامبران، رسولان راستین الهی هستند که از جانب الله به سوی بندگان فرستاده شده اند.
۲- پیام همگی آن ها یکی است و از یک (رَب) واحد پیروی می کنند.
۳- رسالت هر کدام تکمیل کننده ی رسالت دیگریست و یک شریعت واحد را تبلیغ می کنند.
۴- محمد به عنوان (خاتم النبیین) دین و کتاب او، تکمیل شده و کامل کننده ی ادیان راستین گذشته بوده است.
۵- به گونه ایی که رسولان ماقبل او شریعت کامل یعنی (اسلام) و پیامبر آن یعنی (رسول الله) را معرفی نموده و حتی نام ایشان را آورده اند.
۶- برنامه و قوانین الهی از پیش تعیین شده و دارای حکمت هستند و برنامه های او آنی و اتفاقی نیست.
راهکار عملی من :
– حب و دلسوزی داشتن به نسبت پیروان دیگر ادیان و همچنین به نسبت پیامبران گذشته.
– دوری از تفرقه افکنی میان ادیان و حتی مذاهب.
– در اختلافات، رجوع به اشتراکات و همچنین استناد نمودن، به این آیات و الگو گرفتن در اختلافات از رسول الله.

0 0 امتیازها
محبوبیت مقاله
مشترک شوید
مرا مطلع کن از

0 دیدگاه‌
جدیدترین
قدیمترین بیشترین امتیاز