موارد بیشتر

Generic selectors
جستجوی دقیق
جستجو در عنوان
جستجو در متن
Post Type Selectors
آوای دل
آیات اسماءالله
احکام
احکام اجتماعی
احکام اقتصادی
احکام عبادی
اخلاق
اخلاق پسندیده
اخلاق ناپسند
اسماءالله
اشعار
اعجاز
اعجاز علمی
ایستگاه تدبر
بهشت و دوزخ
تدبر سوره‌ها و اجزا
تدبر موضوعی
تعاریف اسماءالله
توحید
خاطرات
دعاها
دلنوشته‌ها
رسول و نبی
زندگی پیامبران
سوالات اسماءالله
سیر در قرآن
صوتی
قیامت
کتاب و قرآن
کتابخانه
گوناگون
متنی
مرگ و برزخ
معاد
مقالات توحید
مقالات قرآنی
مقالات معاد
مقالات نبوت
موضوع تدبر
نبوت
وحی
ویژگی رسول الله
ویژه برنامه بهار
ویژه برنامه حج
ویژه برنامه رمضان
ویژه برنامه‌ها

نکوهش رسول الله از طرف الله


عَبَسَ وَتَوَلَّىٰٓ ۸۰:۱
چهره در هم کشید و روی برتافت.
«عَبَسَ»: چهره در هم کشید. اخم و تخم کرد.
مخاطب پیغمبر است. بدان گاه که سران قریش در خدمتش بودند و امیدوار بود که دعوتش را بپذیرند و با اسلام ایشان، قبائل و مردمان زیادی آئین یکتاپرستی را پذیرا گردند، مسلمان (نابینای صادق و صمیمی و عاشق دین داری و راغب فهم علم و دانش آسمانی)، به نام (ابن ام‌مکتوم) به مجلس درآمد و با صدای بلند مکرّراً از آن حضرت تقاضای درس و وعظ قرآن و احکام دین کرد. اثر ناخوشنودی در چهره مبارکش پدیدار شد و از او روی گرداند و سرگرم ادامه ی دعوت اشراف به سوی دین خدا گردید. لذا مورد خطاب و عتاب آفریدگار قرار گرفت و این مسأله، درس عبرت جاویدانی برای مسلمانان شد.
أَن جَآءَهُ ٱلْأَعْمَىٰ (۸۰:۲)
از این که نابینائی به پیش او آمد.
*وَمَا یُدْرِیکَ لَعَلَّهُۥ یَزَّکَّىٰٓ (۸۰:۳)
تو چه می‌دانی، شاید او (از آموزش و پرورش تو بهره گیرد و) خود را پاک و آراسته سازد.
«مَا یُدْرِیکَ»: تو چه می‌دانی؟
أَوْ یَذَّکَّرُ فَتَنفَعَهُ ٱلذِّکْرَىٰٓ (۸۰:۴)
یا این که پند گیرد و اندرز بدو سود برساند.
«یَذَّکَّرُ»: متّعظ شود. پندپذیر گردد.
أَمَّا مَنِ ٱسْتَغْنَىٰ (۸۰:۵)
امّا آن کس که خود را (از دین و هدایت آسمانی) بی‌نیاز می‌داند.
«إسْتَغْنی»: خود را بی‌نیاز می‌بیند از چیزی که با خود آورده‌ای، و به ثروت و قدرت دنیوی بسنده می‌کند.
فَأَنتَ لَهُۥ تَصَدَّىٰ (۸۰:۶)
تو بدو روی می‌آوری و می‌پردازی!
«تَصَدّی»: رو می‌کنی.
وَمَا عَلَیْکَ أَلَّا یَزَّکَّىٰ (۸۰:۷)
چه گناهی بر تو است اگر او (با آب ایمان، از چرک کفر) خویشتن را پاک و پاکیزه ندارد؟!
«وَ مَا عَلَیْکَ»: در حالی که گناهی بر تو نیست. چه گناهی بر تو است؟
أَمَّا مَن جَآءَکَ یَسْعَىٰ (۸۰:۸)
امّا کسی که شتابان و مشتاقانه به پیش تو می‌آید.
«یَسْعی»: به تلاش می‌ایستد، با علاقه می‌آید.
وَهُوَ یَخْشَىٰ (۸۰:۹)
و از خدا ترسان است.
فَأَنتَ عَنْهُ تَلَهَّىٰ (۸۰:۱۰)
تو از او غافل می‌شوی (و بدو اعتناء نمی‌کنی!).
«تَلَهّی»: غافل می‌گردی.

فاطمه شاکری
– رسول الله امروز بزرگان قریش را مهمان نموده است تا رسالتش را عرضه دارد. بزرگانی که اگر ایمان آورند، افراد زیادی نیز پشت سر آن ها خواهند آمد و این شوق ایمان آن ها باعث ندیده شدن و حتی اخم رسول الله به بنده ایی می شود.
– اخم رسول الله برای خودش نبود. او به هر نحوی به دنبال عزت بخشیدن اسلام و ایمان است و می خواهد قلب سران کفار را نرم کند تا حقیقت در قلب آن ها جای گیرد.
– اما غافل از این که قلب های آنان چون سنگ گشته و در این میان قلب نرم روشن دل آن روز مکه یعنی (عبدالله بن ام مکتوم) را شکسته است.
– آری آن نابینایی که الله از عرشش حال قلب پاک او را بیشتر درک می کند و فرستاده اش را به خاطر او عتاب می کند.
– قلب های سخت و بی نیاز را رها کن، و دل های پاک مومنان اطرافت را دریاب.
– رسول الله به مانند هر دعوت گر دیگری خواهان همراهی بزرگان برای نصرت بیشتر دین خود است.
– آیات این سوره می تواند چراغ راه هر دعوت گری باشد، که دین الله به واسطه ی هر کسی که خود الله بخواهد عزت می یابد شاید به وسیله ی یک روشن دل نابینا باشد.
راهکارهای عملی:
– آن که از نعمت های دنیا بی بهره است و در این دنیا مقام بزرگی ندارد، به این معنا نیست که از نعمت های معنوی نیز
بی بهره باشد. چه بسا که او بر خلاف آن مقامی که نزد ما و دنیا دارد، نزد الله رفیع ترین جایگاه را داشته باشد.
– جایگاه و مقام انسان ها در نزد الله تنها با تقوا و قلب آن ها محک خورده می شود.
– پول و قدرت و پست و مقام در نزد الله ارزشی ندارد و چه خوب است معیار سنجش بزرگی آدم ها برای ما نیز این ها نباشد و دایره سنجش بزرگی آدم ها را با معیار تقوای الهی تطبیق دهیم .
– حتی به رسول الله نیز اجازه قضاوت داده نشد و آن گاه که از ظاهر انسانی به داوری نشست، مورد سرزنش الله قرار گرفت، پس ما دیگر جایگاه خود را داریم و به هیچ عنوان اجازه قضاوت نداریم.
– از روی ظاهر هیچ گاه قضاوت نکنیم. پست و مقام، سیاه و سفید، زشت و زیبا، پول و…….. معیارهای سنجش انسانیت نیستند.
– گاهی بهره مندی از این نعمت ها احساس بزرگی کاذب و احساس بی نیازی را به انسان منتقل می کند و برعکس نداشتتنش انسان را به خدا نزدیک تر می کند.
– در برخورد های اجتماعی مواظب باشیم، قضاوت نکنیم و کسی را به خاطر چیزهای مادی و امکاناتش از دیگری بالاتر و پایین تر ندانیم.
– اجازه قضاوت های منفی را به خود و اطرافیانمان ندهیم و اگر مشاهده کردیم به شدت با این کار برخورد کنیم.
– ما داور نیستیم و وظیفه ی داوری نیز به ما واگذار نشده است، و اگر چیزی هست به کسی که از همه ی ما آگاه تر و دانا تر است، بسپریم.
– ماجرای (عبدالله ابن ام مکتوم) در این سوره داستان ارزنده ایی است که دعوت،گران و همه ی ما باید از آن درس بگیریم و در برخورد هایمان مواظب آن باشیم.
– مواظب باشیم دل مومنی را نشکنیم، زیرا قلب مومنان برای الله ارزشمند است و به خاطر آن فرستاده اش را عتاب کرد.

ساره روحانی
– نقص عضو نشانه ی کمبود شخصیت نیست.
– إیمان اصلیت انسان هاست، نه ثروت و مالشان.
– همیشه انسان باید چهره اش شاد باشد، چون ارزش خاصی دارد.
– چهره درهم کشیدن و با دید حقارت به دیگران نگاه کردن، درست نیست.
– ارزش انسان ها به ایمان و هدایتشان نزد خداوند است.
– بیان عدل اسلام که پولدار بالاتر از فقیر نیست.
– کوری حقیقی، کوری قلب است نه چشم.
– دعوت اسلام برای نجات مردم است، چه حقیر باشید چه شریف، فرقی نمی کند. مهم نجات مردم است.
راهکارهای عملی:
– ارزش و اهمیت قرآن.
– نباید خود را کامل و بی نیاز بدانیم تا مورد رحمت خداوند قرار بگیریم.
– نباید آدم را به سبب نقصش سرزنش کنیم.
– برای هدایت فرزندان و دوستان و…. حریص باشیم و اگه نتیجه نگرفتیم نباید ناراحت شویم، چون هدایت دست خداوند است.

عایشه طالبی
– ظواهر دنیوی و مادیات دیر یا زود ازبین خواهند رفت، آن چه ماندگار است و در نزد الله می ماند سیرت و باطن اعمالمان است.
– هیچ انسانی کامل نیست و تکامل انسان ها در تقوایشان است.
– انسان هایی که نقص عضو یا به نوعی کمبود دارند، مطمئنا خداوند از جایی دیگر توانای های را به آن ها می دهد.
راهکارهای عملی:
– کمتردر بند مادیات و ظواهر زود گذر دنیوی باشید.
– صورت زیبای ظاهر هیچ نیست، ای برادر سیرت زیبا بیار.
– وقتی معیار سنجش ما نزد خداوند فقط تقوایمان است، بکوشیم و میزان تقوایمان را زیاد کنیم و از چشم و هم چشمی های امروزی که در ظواهر دنیوی رخ می دهد بپرهیزیم.
– با دیگران در هر مقام و شرایطی که باشند، طوری رفتار کنیم که دوست داریم با ما رفتار شود.

ام فاطمه
– این عتاب و سرزنش از طرف الله دلیلی ست محکم دررد شبهه ی ملحدان…. مبنی برگفته ی آن ها که قرآن ساخته و پرداخته ی خود محمد است و کسانی که می گویند محمد ازغیب می داند…(مگراستثناهایی که خداوند خودش او را ازآن ها باخبرکرده نه همه ی غیبیات). اگراین ادعاها درست می بود …شاید هرگزروند آیه این گونه نمی بود…
واینکه امروزه هم هیچ ملا و روحانی ولو این که درجات عالی علمی هم داشته باشد، نمی تواند ازغیب خبرداشته باشد و نباید هم از خودش حرف دربیاورد، مگربا دلیل.
(که متاسفانه امروزه دربعضی مناطق بازار نوشتن دعا وادعای علم غیب و…فوق العاده داغ ومنبع درآمدی برای آن ها شده است).
– بشربودن رسول و هر دعوت گری…. امکان خطا برای سرورعالمیان…امکان گناه و معصیت برای هر دعوتگریست. درهرصورت هر کس درهر جایگاهی که باشد، خداوند با او رودرواسی ندارد و مطابق نیت وعمل و گفتارش با او برخورد می کند. در واقع این جریان آموزش و نمادی از یک خطا و تصحیح خطا بود که دعوت گر باید بر خطا و اشتباه اصرار نورزد، هرچند نزد او کوچک باشد… شاید نزد الله تعالی بزرگ باشد و موردعتاب قرارگیرد.
– مهم ترین راه جذب قلوب و مخاطب علاوه برمکانت و جایگاه ویژه وعلم و آگاهی … داشتن روی گشاده و صبر و حوصله و رعایت آداب، برخورد با مخاطب و شناخت مخاطب است …گرچه مخاطب متوجه این نکته نباشد و به دل نگیرد…چرا که مخاطب رسول نابینا بود و متوجه رفتاراو نبود…
– عدم اتلاف وقت برای کسانی ازروی عناد اسلام را نمی پذیرند، نه ازروی عدم آگاهی….
– مهم بودن کیفیت دعوت و اثرآن درنزدالله …نه کمیت …
چراکه قریش جمعی بودن و دارای همه ویژگی های دنیایی و….و اما آن طرف یک نفر نابینا و درجایگاه اجتماعی پایینتر…
امروزه هم در بیشتر فعالیت های آموزشی و تربیتی جایگاه کمیت ها و دلخوش شدن به آمار و ارقام به حداعلای خود رسیده….تعدادبیشتر…نمره ومدرک بالاترو….امابه چه قیمتی؟؟؟؟
– آگاهی تام الله ازجزیی ترین کارها
– دعوتگرباید حواسش به تمام اقشارجامعه باشد، نه یک صنف یا گروه خاص.
– دعوت زمانی مثمرثمر و ماندگارخواهد بود که مخاطب احساس نیازکند، نه بااجبار.
– علاوه بر زبان، چهره و سایراعضا می شوند زبان حال و درون ما ….
ان شاءالله خداوند به همه ی ما توفیق دهد که هم مواظب زبان حال شویم وهم زبان قال…که شاید ندانسته دلی رابشکنیم یا بسوزانیم و یا…..هزاران یای دیگر….

امینه امینی
– این جریان همان طور که ما میدانیم راجع به (أم مکتوم) نابینا بود. کسی که بعد از آن جریان وقتی رسول الله (علیه الصلاه والسلام) او را می دید، می فرمودند: مرحبا بمن عاتبنی فیه ربی…………
اخلاق والای پیامبر که نه تنها فرافکنی نکردند (اون شخص ادب مجلس رو رعایت نکرد) و… بلکه با مهربانی یادآور آن موضوع می شدند.
– وقتی الله ولی و دوست یکی شود، کوچک ترین نکته ی منفی را به او تذکر می دهد.
اگر در زندگی عنابی از حق دیدیم..مشکلی و ناراحتی برایمان پیش آمد، تلنگری از جانب الله بدانیم و برایمان شیرین باشد چرا که الله ما را زیر نظر و قصد اصلاح ما را دارد.
– عدم توجیه نمودن پیامبر..هرگز چون و چرا و بهانه ایی نیاوردند. متاسفانه ما پیامبر را الگوی خود قرار نمی دهیم.
با انجام رفتارهای نادرست و احیانا دریافت تذکر از عزیزان شروع به توجیه رفتار خود می کنیم. و مسئولیت کار خود را نمی پذیریم.
– با این که فرد در این جریان نابینا بود و حالت روی در هم کشیده شدن را ندید، اما الله این تذکر را داد. پس اخلاق ما باید طبق دستور اسلام باشد.

0 0 امتیازها
محبوبیت مقاله
مشترک شوید
مرا مطلع کن از

0 دیدگاه‌
جدیدترین
قدیمترین بیشترین امتیاز