موارد بیشتر

Generic selectors
جستجوی دقیق
جستجو در عنوان
جستجو در متن
Post Type Selectors
آوای دل
آیات اسماءالله
احکام
احکام اجتماعی
احکام اقتصادی
احکام عبادی
اخلاق
اخلاق پسندیده
اخلاق ناپسند
اسماءالله
اشعار
اعجاز
اعجاز علمی
ایستگاه تدبر
بهشت و دوزخ
تدبر سوره‌ها و اجزا
تدبر موضوعی
تعاریف اسماءالله
توحید
خاطرات
دعاها
دلنوشته‌ها
رسول و نبی
زندگی پیامبران
سوالات اسماءالله
سیر در قرآن
صوتی
قیامت
کتاب و قرآن
کتابخانه
گوناگون
متنی
مرگ و برزخ
معاد
مقالات توحید
مقالات قرآنی
مقالات معاد
مقالات نبوت
موضوع تدبر
نبوت
وحی
ویژگی رسول الله
ویژه برنامه بهار
ویژه برنامه حج
ویژه برنامه رمضان
ویژه برنامه‌ها

همگام با وحی استاد عباس تقوا


قُلْ یَتَوَفَّاکُمْ مَلَکُ الْمَوْتِ الَّذِی وُکِّلَ بِکُمْ ثُمَّ إِلَىٰ رَبِّکُمْ تُرْجَعُونَ) [سوره سجده: آیه ۱۱]
بگو فرشته ی مرگ ( ملک الموت) که بر شما گماشته شده است. جانتان را می گیرد. سپس به سوی پروردگارتان بازگردانده می شوید.
کلمات
یتَوَفَّاکُم: جانتان را می گیرد.
وکِّلَ: مأمور گشته است. گماشته شده است.
ترجَعُونَ: بازگردانده می شوید.
پیامی چند از آیه
۱- راه گریز و فرار از چنگال فرشته ی مرگ نیست.
۲- مأمور قبض روح فرشته ی ویژه ای به نام ( ملک الموت) است.
۳- فرشته ی مرگ ( ملک الموت) خود زیر نظر و کنترل، باری تعالی است.
۴- فرشتگان خصوصاً ( ملک الموت)، در اجرای فرامین الهی، کوتاهی نمی کنند.
۵- مرگ به معنای نابودی نیست، بلکه انتقال است.
۶- به هنگام مرگ روح انسان به طور کامل به دست ملک الموت ستانده می شود.
۷- بازگشت انسان به سوی پروردگار، پس از مرگ و پایان حیات دنیوی، قهری و حتمی است.

وَأَنَّ السَّاعَهَ آتِیَهٌ لَا رَیْبَ فِیهَا وَأَنَّ اللَّهَ یَبْعَثُ مَنْ فِی الْقُبُورِ) [حج: ۷]
بدون شک رستاخیز آمدنی است. و خداوند خفتگان در گورها را بر می انگیزد.
کلمات
۱- السَّاعَه: حیات، رستاخیز، زمان، لحظه.
۲- آتِیه: آمدنی است.
۳- لاریب فیها: هیچ شک و تردیدی در آن نیست.
۴- یَبعَثُ: بر می انگیزد، مبعوث می کند.
۵- القبور: جمع قبر است، گورها، قبرها.
پیامی چند از آیه
۱- مرگ بدون چون و چرا سراغ همه خواهد آمد.
۲- وجود مرگ دلالت بر ناپایدار بودن این جهان دارد.
۳- فرا رسیدن لحظه رستاخیز، حتمی است.ولی در علم خدا وجود دارد.
۴- انسان ها از بستر خاک مرده و بی جان بپا می خیزند.
۵- مرگ انتقال از این دنیا به دنیای ابدی است.
برادرم و خواهرم تأمل کن

وَاتَّبِعْ مَا یُوحَىٰ إِلَیْکَ مِنْ رَبِّکَ ۚ إِنَّ اللَّهَ کَانَ بِمَا تَعْمَلُونَ خَبِیرًا) [سوره احزاب: آیه ۲ ]
از چیزی پیروی و اتباع کن که از سوی پروردگارت به تو وحی می شود. بی گمان خداوند از کارهای که انجام می دهید بس آگاه است.
کلمات
اتَبِّع: پیروی کن، اتباع کن، یعنی گام به گام حرکت کردن.
یَوْحَیٰ: وحی می شود.
خبیرا: بس آگاه، بسیار آگاه.
پیامی چند از آیه
۱- پیامبر وظیفه دارد که اتباع وحی کند و گام به گام حرکت کند.
۲- منبع و سر منشأ وحی، باری تعالی است و رسول الله فقط دریافت کننده است و او از خود چیزی ندارد.
۳- اتباع از وحی باعث می شود. که انسان پرورش یابد.
۴- اتباع از وحی مخصوص پیامبر نیست. چون در ذیل آیه به صورت عام مطرح شده، و این دلالت دارد که همگان باید از فرمان او فرمان برند.
۵- رب العالمین، برکردار و اعمال انسانها آگاهی کامل دارد.

(وَمَا کَانَ اللَّهُ لِیُضِیعَ إِیمَانَکُمْ ۚ إِنَّ اللَّهَ بِالنَّاسِ لَرَءُوفٌ رَحِیمٌ) بقره آیه ۱۴۳
تفاوت رئوف و رحمت
کلمات (رئوف و رحیم) هر دو صفت مشبهه می باشند. اولی از ریشه ی ( رأفه) و دومی از ریشه ( رحمت) است.
زبان شناسان میان این دو کلمه تفاوت قایل شده اند، رأفه از رحمت قوی تر و شدیدتر است.
اما ( رحمت) از رأفت عام تر است و به عباراتی رأفت خاص است و رحمت عام است.
این دو واژه به دفعات در قرآن به کار رفته است و ۹ بار با هم ذکر شده است.
جمع میان این دو صفت این گونه است که خداوند نسبت به آنها که سزاوار رحمت او هستند بیشترین و بهترین نوع رحمت خود را ارزانی می دارد.
اما نسبت به بقیه رحمت مطلق خود را اعطاء می کند.

(إِنَّ الَّذِینَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ یَهْدِیهِمْ رَبُّهُمْ بِإِیمَانِهِمْ ۖ تَجْرِی مِنْ تَحْتِهِمُ الْأَنْهَارُ فِی جَنَّاتِ النَّعِیمِ) [سوره یونس آیه ۹]
کسانی که ایمان آورده و کارهای شایسته کرده اند پروردگارشان به پاس ایمانشان آنان را هدایت می کنند. به باغهای پر ناز و نعمت که از زیر پای آنان نهرها روان خواهد بود.
کلمات
یهدیهم: رهنمودشان می نماید، هدایتشان می نماید.
جنات النعیم: بهشت پر ناز و نعمت
بإیمانهم: به سبب داشتن ایمان کاملی که دارند
پیامی چند از آیه
۱- ایمان و عمل صالح از عوامل بهشتی شدن انسان است.
۲- نهرهای بهشتی نه تنها از زیر درختان بلکه از زیر خانه های بهشتیان نیز روان است.
۳- دستیابی به بهشت، در گروه هدایت مستمر خداوند است.
۴- باغهای بهشت سرشار از نعمت های الهی است.
۵- مؤمنان راستین اهل عمل و نیک کردار در کنف حمایت دائم الهی هستند.
۶- اگر سایه ی هدایت الهی بر سر مؤمنان نباشد، به مقصد نمی رسند.
۷- مؤمنان باید با کردارشان زمینه ی هدایت الهی را فراهم کنند.
۸- ربوبیت خداوند زمینه دستگیری مؤمنان راستین و نیک کردار است.

«یَا أَیُّهَا النَّاسُ قَدْ جَاءَکُمْ بُرْهَانٌ مِنْ رَبِّکُمْ وَأَنْزَلْنَا إِلَیْکُمْ نُورًا مُبِینًا» (نساء؛ ۱۷۴)
« ای مردم برهانی از جانب پروردگارتان برای شما آمده است».
قرآن؛ برهان پروردگار
قرآن کریم اگر ادعای می کند در کنار آن دلیل و اگر دعوتی دارد، در پرتو برهان است.
از این رو، خدای سبحان از آن به عنوان “برهان” تعبیر کرده است.
برهان یعنی ظهور، و به دلیلی گفته می شود که باهر، ظاهر، گویا و قطعی باشد. و از این رو به چیزی که روشن است و تاریک و مبهم نیست، برهان می گویند.
موسای کلیم علیه السلام که با عصا و ید بیضا مبعوث شد، خداوند به او امر فرمود:
«فَذَانِکَ بُرْهَانَانِ مِنْ رَبِّکَ» (قصص؛ ۳۲)
«این دو برهان و دلیل، شاهد روشنی هستند که جای هیچ شکی را باقی نمی گذارد».
قرآن کریم محتوایی دارد، که با فطرت درونی انسان ها هماهنگ و با جهان بیرونی مطابق است.

وَاعْتَصِمُوا بِحَبْلِ اللَّهِ جَمِیعًا وَلَا تَفَرَّقُوا ۚ وَاذْکُرُوا نِعْمَتَ اللَّهِ عَلَیْکُمْ إِذْ کُنتُمْ أَعْدَاءً فَأَلَّفَ بَیْنَ قُلُوبِکُمْ فَأَصْبَحْتُم بِنِعْمَتِهِ إِخْوَانًا وَکُنتُمْ عَلَىٰ شَفَا حُفْرَهٍ مِّنَ النَّارِ فَأَنقَذَکُم مِّنْهَا ۗ کَذَٰلِکَ یُبَیِّنُ اللَّهُ لَکُمْ آیَاتِهِ لَعَلَّکُمْ تَهْتَدُونَ (۱۰۳ آل عمران)
قرآن تفرقه و جدائی را چگونه توصیف می کند؟
قرآن به وحدت و اتحاد و انسجام فرمان داده و از تفرقه و تشتت نهی کرده است.
و به گونه های مختلفی از آن مذمت شده است.
همگی به ( قرآن) رشته ( ارتباط با) خدا چنگ زنید و پراکنده شوید.
قرآن، گوساله پرستی را از تفرقه بهتر می داند؛ زیرا همین که حضرت موسی از کوه طور بازگشت و دید که گروهی گوساله پرست شده اند، هارون – برادرش- را توبیخ کرد، هارون گفت: من ترسیدم برای جلوگیری دست به عملی بزنم که تو بگویی اقدام تو سبب تفرقه مردم شد.
خداوند در سوره ی طه آیه ۹۴ می فرماید: ( إِنِّی خَشِیتُ أَنْ تَقُولَ فَرَّقْتَ بَیْنَ بَنِی إِسْرَائِیلَ)
من ترس داشتم که بگویی: میان دودمان یعقوب فاصله انداختی و رعایت گفتار مرا نکردی.
و در سوره ی توبه آیه ۱۰۷ قرآن تفرقه را کار منافق می داند.
(وَالَّذِینَ اتَّخَذُوا مَسْجِدًا ضِرَارًا وَکُفْرًا وَتَفْرِیقًا بَیْنَ الْمُؤْمِنِینَ)
و از منافقین ( دو رویان) کسانی هستند که مسجدی برای زیان رساندن ( به اجتماع) و کفرورزی و تفرقه بین مومنین عَلَم کردند.
خدایا دل مومنین را از کینه پاک بشوی و ریشه تفرقه را از دلشان بزدا.

(قُلْ یَا عِبَادِیَ الَّذِینَ أَسْرَفُوا عَلَىٰ أَنْفُسِهِمْ لَا تَقْنَطُوا مِنْ رَحْمَهِ اللَّهِ ۚ إِنَّ اللَّهَ یَغْفِرُ الذُّنُوبَ جَمِیعًا ۚ إِنَّهُ هُوَ الْغَفُورُ الرَّحِیمُ) (وَأَنِیبُوا إِلَىٰ رَبِّکُمْ وَأَسْلِمُوا لَهُ مِنْ قَبْلِ أَنْ یَأْتِیَکُمُ الْعَذَابُ ثُمَّ لَا تُنْصَرُونَ) [زمر: ۵۳-۵۴]
بگو ای بندگانم که به زیان خویش زیاده روی کرده اید، از لطف و رحمت خدا نا امید مباشید. خداوند همه ی گناهان را می بخشد. چرا که او آمرزنده و مهربان است.
و به سوی پروردگارو صاحب اختیار خود بر گردید و در برابر او تسلیم شوید.
پیش از اینکه ناگهان عذاب به سوی شما تاخت آرد. و دیگر کمک و یاری نشوید.
کلمات آیه
۱- عبادی: بندگانم، عباد جمع عَبْد است.
۲- أسْرَفَوا: زیاده روی کردند
۳- لا تقنطوا: مأیوس و نا امید نگردید.
۴- الذَّنوب: گناهان، جمع ذَنْب است
۵- جَمِیْعاً: همه ی.
۶- الغفور: آمرزگار.
۷- الرحیم: پس مهربان.
۸- أنیِبُوا: برگردید.
۹- أسلِمُوا: تسلیم شوید.
۱۰- یَأتِیکُم: به سوی شما آید به سوی شما تاخت.
۱۱- لا تنصرون: کمک و یاری نشوید.
پیامی چند از آیه
۱- رسول الله، مأموریت‌ دارد. که پیام امید بخش الهی را به گوش همگان به ویژه گنهکاران برساند.
۲- گناه حجاب است، باید حجاب را از خودمان بزداییم تا به قرب رب العالمین نائل آییم.
۳- اسراف و زیاده روی در گناه یک نوع خود دریدن است. پس باید از خود دریدن دستکشیم.
۴- لطف الهی، بی کران است که بندگان را در بر می گیرد. چون گنهکاران را با لفظ ( عباد) صدا زده است.
۵- خداوند تمامی گناهان بندگان گنهکارش را از خرد و کلان، کوچک و بزرگ، نا دیده می گیرد و آنان را پالوده می کند.
۶- رحمت الهی محدود نیست، دامنه ی آن گسترده است. به گونه ی که همه چیز در بر می گیرد.
۷- تضمین الهی به بخشش گناهان، چون توصیه کرده که از رحمت الهی نا امید نشوید.
۸- تنها باری تعالی آمرزنده گناهان است و بس.
۹- انابه و تسلیم به درگاه خداوند، شرط بهره مند شدن از آمرزش الهی است.
۱۰- استمرار و پا فشاری بر گناهان، زمینه ساز نزول عذاب است.
۱۱- گنه کاران توبه ناپذیر، در معرض عذاب الهی در دنیا و آخرت هستند
۱۲- اگر عذاب هلاک بار الهی دامن گنهکاران را گرفت، هیچ یار و یاوری نخواهد داشت.
۱۳- توبه فقط پیش از عذاب پذیرفتنی است، اما وقتی عذاب آنان را در بر گرفت، با انابه و تسلیم هم رها نمی شوند.
۱۴- عمر انسان اندک است و گذرا، پس فرصت ها را غنیمت شماریم.

(فَیَوْمَئِذٍ لَا یُسْأَلُ عَنْ ذَنْبِهِ إِنْسٌ وَلَا جَانٌّ) ۳۹ رحمن
در آن روز انس و جن مورد بازجویی از گناهانشان قرار نمی گیرند.
(وَقِفُوهُمْ ۖ إِنَّهُمْ مَسْئُولُونَ) ۲۴ صافات
و آنان را باز داشت کنید، که در برابر اعمالشان مسؤلند.
تناقض میان این دو آیه کاملاً آشکار است.
پاسخ:
سؤال بر دو نوع است:
۱- سؤال استعلامی: سوال کننده سؤال می کند تا به حقیقت مطلب آگاه شود.
این نوع سؤال در روز قیامت وروز بازپسین وجود ندارد. چرا که خداوند متعال به تمام افعالی که ما انسانها انجام می دهیم آگاه است.
همچنان که در بسیاری از آیات قرآن کریم به این مطلب اشاره شده از جمله:
خداوند در سوره ی انعام آیه ی ۳ می فرماید: (وَهُوَ اللَّهُ فِی السَّمَاوَاتِ وَفِی الْأَرْضِ ۖ یَعْلَمُ سِرَّکُمْ وَجَهْرَکُمْ وَیَعْلَمُ مَا تَکْسِبُونَ)
خدای یگانه در آسمانها و زمین اوست و به پنهان و آشکار و دستاورد شما آگاهی دارد.
۲- سؤال اعترافی: سوال کننده سؤال می کند تا مخاطبش به افعالی که قبلا انجام داده اعتراف کند مانند قاضی دادگاه که از متهم سؤال های می کند تا او را به اعتراف بکشاند.
در روز قیامت از این نوع سؤال وجود دارد. چرا که در آن روز دادگاه الهی بر پا می شود. و از مجرمین و گناهکاران در مورد افعال آنها سؤال می شود.
آیه ۲۴ صافات به همین معنیٰ اشاره دارد.
خلاصه پاسخ:
آیه ۳۹ سوره ی مبارکه ی رحمن در بیان سؤال استعلامی است که در قیامت وجود ندارد.
و آیه ی ۲۴ سوره ی مبارکه صافات در بیان سؤال اعترافی است که در قیامت وجود دارد.یعنی سوال جنبه ی توبیخی وتقریری دارد
با این بیان، تناقضی بین آیات مذکور وجود ندارد.

(أَفَلَا یَتَدَبَّرُونَ الْقُرْآنَ ۚ وَلَوْ کَانَ مِنْ عِنْدِ غَیْرِ اللَّهِ لَوَجَدُوا فِیهِ اخْتِلَافًا کَثِیرًا) [سوره نساء: آیه ۸۲]
چرا در قرآن تدبر نمی کنند؟ اگر از جانب غیر خدا می بوددر آن ناهمگونی فراوان می یافتند.
کلمات
۱- أفلا یتدبرون: آیا تدبر نمی کنندآیا بررسی نمی کنند و نمی اندیشند.
۲- اختلافاً کثیراً: اختلاف های فراوان، ناهمگونی فراوان.
۳- لَوَجَدُوا: یافتند، می یابند.
۴- من عندِ غیر الله: از جانب غیرخدا.
پیامی چند از آیه
۱- اگر قرآن از جانب خداوند نبود مطالبش یکدیگر را نقض و ردّ می کردند.
۲- قرآن مبرّا از هر گونه نا همگونی و تضاد و تناقض است.
۳- مبرّا بودن قرآن از هر گونه نا همگونی و تضاد و تناقض دلالت دارد که بشری نیست چون اندیشه های بشری همواره مشحون از نا همگونی های فراوان است. دیگر اینکه افکار بشری همواره در حال تغییر و تحول اند.
۴- مفاهیم و محتوای قرآن، نشانه ی حقانیت این متن مقدس است.
۵- قرآن، کتابی است، که برای همگان قابل فهم است چون امر به تدبر کرده است. ودر غیر این صورت امر کردن به چیزی که قابل فهم نیست عبث است.
۶- کسانی که می پندارند در قرآن نا همگونی و تضاد وجود دارد. از دو حالت خارج نیست یا سطحی نگرند وتدبر ژرف و عمیق ندارند و یا اینکه مغرض و بدخواه اند.
۷- الفاظ و محتوای قرآن ساخته و پرداخته محمد نیست. وگرنه رنگ و بوی بشری در آن هویدا می شد.
۸- واجب و لآزم است که انسان مدام در کلام الهی تدبر عمیق و ژرف داشته باشد.

(وَإِنَّکَ لَتَهْدِی إِلَىٰ صِرَاطٍ مُسْتَقِیمٍ) ۵۲ شوری
تو مسلماً مردم را به راه راست هدایت می کنی.
(إِنَّکَ لَا تَهْدِی مَنْ أَحْبَبْتَ) ۵۶ قصص
تو نمیتوانی کسی راکه بخواهی هدایت کنی از آیات ذکر شده، یکی دیگر از تناقض گوئی های قرآن آشکار می شود.

پاسخ
نوع اول: ارائه طریق است: گاهی فردی از شما در مورد مکانی سوال می کند. و شما او را با دادن آدرس آن محل، هدایت می کنید.
این نوع از هدایت را ( ارائه طریق) می گویند.
از همین نوع است، هدایت پیامبران الهی که با بیان احکام الهی و عواملی که باعث به کمال رسیدن انسانها می شود. آنها را به راه راست هدایت می کنندآیه ی ۵۲ سوره مبارکه شوری در بیان همین نوع از هدایت است.که خطاب به پیامبر صلی الله علیه و سلم می فرماید: ( وَإِنَّکَ لَتَهْدِی إِلَىٰ صِرَاطٍ مُسْتَقِیمٍ)
و مسلماً تو به راهی راست هدایت می کنی.
نوع دوم: ایصال به مطلوب است.
گاهی فردی از شما در مورد مکانی سوال می کند و شما به جای دادن آدرس، دست او را گرفته و به آن مکان می برید این نوع از هدایت را ایصال به مطلوب می گویند.
که این کار پیامبر و پیامبران الهی نیست. چون آنان بر مردمان سیطره ندارند. بلکه ایصال به مطلوب کار باری تعالی است.
رسول الله صلی الله علیه و سلم برای همه بشریت بودند، همیشه برای مردم گمراه غصه می خوردند که بالاخره آنها چه زمانی می خواهند به راه راست بیایند، حتی آن بزرگوار دوست داشتند گمراهانی مانند ابولهب ها و ابوسفیان ها که سالها با او دشمنی کرده و یاران او را مورد اذیت و آزار قرار داده بودند. نیز هدایت یافته و از گمراهی و ضلالت خارج شوند.
خداوند متعال در سوره ی مبارکه ی قصص آیه ۵۶ خطاب به رسول الله می فرماید: (إِنَّکَ لَا تَهْدِی مَنْ أَحْبَبْتَ وَلَٰکِنَّ اللَّهَ یَهْدِی مَنْ یَشَاءُ ۚ وَهُوَ أَعْلَمُ بِالْمُهْتَدِینَ)
چنین نیست که تو هر که را دوست داری، قادر به هدایتش باشی، بلکه خدا هر که را بخواهد، هدایت می کند. و او به حال راه یافتگان آگاه تر است.
مراداز هدایت ایصال مطلوب است.
یعنی تو نمی توانی ایصال مطلوب کنی چون ایصال مطلوب کار باری تعالی است فقط وظیفه تو بازگو کردن حقائق و روشن ساختن حق برای آنها است در بسیاری از آیات قرآن کریم، خداوند این تذکر را به رسول الله می دهد. که وظیفه تو در قبال مشرکین و کفار چیزی جز ابلاغ رسالت و بیان حقائق نیست.
مثلاً در آیه ۲۰ سوره ی مبارکه آل عمران می فرماید: (فَإِنْ أَسْلَمُوا فَقَدِ اهْتَدَوْا ۖ وَإِنْ تَوَلَّوْا فَإِنَّمَا عَلَیْکَ الْبَلَاغُ ۗ وَاللَّهُ بَصِیرٌ بِالْعِبَادِ)
اگر تسلیم شوند هدایت شده اند. و اگر روی برتابند، وظیفه تو فقط ابلاغ است و خدا به حال بندگان بیناست.
خلاصه پاسخ
مرآد از آیه ۵۲ ارائه طریق است. که پیامبران الهی مردم را با این روش هدایت می کردند و مراد از آیه ۵۶ قصص هدایت از نوع ایصال مطلوب است. که اگر صدر و ساقه آیه نگاه کنیم فقط کار باری تعالی است.
با این بیان و توضیح هیچ تناقضی بین آیات یاد شده نیست.

برگه‌ها: 1 2

0 0 امتیازها
محبوبیت مقاله
مشترک شوید
مرا مطلع کن از

0 دیدگاه‌
جدیدترین
قدیمترین بیشترین امتیاز