آخرین بروزرسانی: ۸ شهریور, ۱۴۰۵
لَن تَنَالُوا۟ ٱلْبِرَّ حَتَّىٰ تُنفِقُوا۟ مِمَّا تُحِبُّونَ وَمَا تُنفِقُوا۟ مِن شَىْءٍ فَإِنَّ ٱللَّهَ بِهِۦ عَلِیمٌ [آل عمران: ۹۲]
آنچه از آیه ۹۲ آل عمران آموختم: ۱
۱. پروردگار مهربان دوست دارد کاری که انجام میدهیم بیشترین امتیاز را کسب کنیم.
۲. پروردگار بینیاز ما که یکی از اسمهایش الغنی است، نیازی به انفاق و بخشش ما ندارد.
۳. اگر دوست داریم به گروه نیکوکاران واقعی بپیوندیم ، قسمتی از آنچه به آن دل بستهایم به نیازمندان ببخشیم.
۴. خداوند به تمام جزئیات زندگی ما آگاه است نیازی نیست به زبان اعتراف کنیم که چه کار کردهایم؟
۵. “انفاق مما تحبون” شامل هر چیزی که مورد توجه و محبت قلبی ماست میگردد؛ فقط منحصر به مال و مادیات نیست.
آنچه شایسته است به آن عمل کنیم:
۱. لیستی از مواردی که وابستگی قلبی بیشتری به آن داریم چه مادی و چه معنوی را یادداشت کنیم مثل انواع خوراکیها، پوشاک، خانه، ماشین و الی آخر.
۲. فکر کنیم که هر یک از آنها چگونه نصیب ما شده است.
۳. برای هر کدام از آنها برنامهریزی کنیم و در موقع نیاز در راه رضای پروردگار استفاده کنیم.
۴. سعی کنیم به هیچ یک از تعلقات دنیوی به صورت افراطی دل نبندیم چون اگر خداوند بخواهد ممکن است در یک لحظه از دست بدهیم.
۵. همیشه پروردگار علیم و آگاه را به یاد داشته باشیم که از تصمیمات درونی ما کاملاً آگاه است پس نیازی نیست جلوی خلق خدا بهانه تراشی کنیم.
إِنَّ أَوَّلَ بَیْتٍ وُضِعَ لِلنَّاسِ لَلَّذِى بِبَکَّهَ مُبَارَکًا وَهُدًى لِّلْعَٰلَمِینَ [آل عمران: ۹۶]
آنچه از آیه ۹۶ آل عمران آموختم: ۲
۱. اولین خانهای که در روی زمین برای عبادت مردم بنا شده است خانه کعبه در مکه بوده که خداوند به ما خبر داده است.
۲. نیازهای انسانها به مکانی در روی زمین برای پرستش خدای واحد، در واقع نیاز به جهتی واحد یا قبله واحد میباشد.
۳.خداوند همه بندگانش را به سوی یکتاپرستی و جهتی واحد دعوت میکند نه قوم و نژادی خاص.
۴. خاصیت منحصر به فرد کعبه برکت و خیر زیاد و هدایت به سوی چشمه پرنور توحید میباشد.
۵. للناس و للعالمین دو کلمه شامل و کاملیست که برای کل انسانها از زمان آدم تا برپایی قیامت را در بر میگیرد که با توجه به آیه بعد وجوب رفتن به خانه کعبه را برای کل انسانهایی که توان داشته باشند میگردد.
آنچه شایسته است به آن عمل کنیم:
۱. در وهله اول آرزوی رفتن به کعبه مکرمه در سر داشته باشیم و برای رسیدن به آن لحظه شماری کنیم.
۲. برنامه عملی برای ایجاد موقعیت مناسب در رسیدن به کعبه دلها داشته باشیم مثل ذخیره اموال، صرفهجویی در مصرف و الی آخر.
۳. ثبت نام حج یا عمره را انجام دهیم و مطالعه قصص سیدناابراهیم علیه السلام و سیره پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم را در اولویت مطالعه خود قرار داده تا همراهی با آنان را در سفر حج حس کنیم.
۴. آداب و احکام حج و همچنین تفسیر آیات مربوطه را با دقت و علاقه مطالعه کنیم تا با دیدی باز به حرمین شریفین مشرف شویم و برای خود و دیگران مفید گردیم.
۵. از گناه فاصله بگیریم و بیشتر در بحث توحید و یکتاپرستی تلاش کنیم خصوصاً سلسله دروس اسم الله که بهتر با خدای یگانه آشنا گشته و فقط به او روی آوریم و معبودان توخالی و کاذب را کنار بزنیم.
یَٰأَیُّهَا ٱلَّذِینَ ءَامَنُوٓا۟ إِن تُطِیعُوا۟ فَرِیقًا مِّنَ ٱلَّذِینَ أُوتُوا۟ ٱلْکِتَٰبَ یَرُدُّوکُم بَعْدَ إِیمَٰنِکُمْ کَٰفِرِینَ [آل عمران: ۱۰۰]
آنچه از آیه ۱۰۰ آل عمران آموختم: ۳
۱. خطاب خداوند مستقیم به جمیع مومنان، نشانه پیام مهمی به آنهاست.
۲. تمام هم وغم گروهی از اهل کتاب، (یهودیان و مسیحیان) سست کردن اعتقادات مسلمین است.
۳. هیچکس به زور نمیتواند ایمان و تفکر کسی را تغییر دهد مگر با تبعیت خود افراد از تفکر دیگران.
۴. هدف و مقصد و نقشه اصلی یهود و نصارا برای مسلمین برگرداندن آنها به کفر است!
۵. تبعیت از برنامهها و شعارهای توخالی زرق و برقدار سران و متخصصان یهود و نصارا، اولین گام از جدا شدن از حبل المتین است.
آنچه شایسته است به آن عمل کنیم:
۱. همانطور که برای تقویت و رشد جسمی به آب و غذا نیاز داریم، روزانه برای تقویت ایمانمان نیاز به ارتباط کلامی با پروردگار خود داریم.
۲. برنامههایی که از فضای مجازی و شبکههای ماهوارهای در جامعه منتشر و تبلیغ میگردد را بشناسیم و با میزان قرآن مقایسه کنیم تا فریب ظواهر نخوریم!
۳. تفسیر قرآن را برنامه روزانه خود قرار دهیم تا بیشتر با میزان و مقیاس خدای خود آشنا گردیم و بتوانیم تبلیغات راست و دروغ را از هم تشخیص دهیم.
۴. فریب پرچمداران حقوق زن و حقوق بشر رسانههای داخلی و خارجی را نخوریم چرا که الله کاملترین حقوق به بندگانش داده است آن را محکم بگیریم.
۵. تاریخ یهود و نصارا را از قرآن که هیچ شکی در آن نیست، بخوانیم تا بهتر با دشمن دیرینه مسلمین آشنا گردیم.
وَٱعْتَصِمُوا۟ بِحَبْلِ ٱللَّهِ جَمِیعًا وَلَا تَفَرَّقُوا۟ وَٱذْکُرُوا۟ نِعْمَتَ ٱللَّهِ عَلَیْکُمْ إِذْ کُنتُمْ أَعْدَآءً فَأَلَّفَ بَیْنَ قُلُوبِکُمْ فَأَصْبَحْتُم بِنِعْمَتِهِۦٓ إِخْوَٰنًا وَکُنتُمْ عَلَىٰ شَفَا حُفْرَهٍ مِّنَ ٱلنَّارِ فَأَنقَذَکُم مِّنْهَا کَذَٰلِکَ یُبَیِّنُ ٱللَّهُ لَکُمْ ءَایَٰتِهِۦ لَعَلَّکُمْ تَهْتَدُونَ [آل عمران: ۱۰۳]
آنچه از آیه ۱۰۳ آل عمران آموختم: ۴
۱. اعتصام به حبل الله و عدم تفرقه دستور خداوند به کلیه مومنین است یک امر دل بخواهی و عادی نیست.
۲. اخوت و برادری نعمت بزرگ خداوند میباشد که بین قلوب مومنین واقعی در هر کره خاکی در کل جهان هستی قرار داده شده است.
۳. نعمت ایمان باعث نجات از جهنم میگردد.
۴. تبدیل دشمنی به دوستی در سایه ایمان، نشانهای از نشانههای قدرت و رحمت پروردگار مهربان است.
۵. تفکر و تدبر در نعمتهای پروردگار، باعث هدایت به راه مستقیم و ارتباط صحیح با صاحب نعمت خواهد شد.
آنچه شایسته است به آن عمل کنیم:
۱. از هر آنچه باعث تفرقه و چند دستگی و نگرانی بین مومنین میگردد دوری کنیم و همواره با همه گروههایی که در راه رضای الله کار میکنند دست وحدت و اخوت دهیم و خالصانه به خاطر الله با آنها همکاری داشته باشیم.
۲. قدر اخوت و برادری و همدلیهای بین خود و اطرافیان را بدانیم و از اعماق قلب، خداوند را سپاس گوییم و در پیشبرد اخوت از هیچ کوششی فروگذار نکنیم.
۳. همیشه خطرهای تفرقه، جدال و خودمحوری را مد نظر داشته باشیم تا غافلانه به آن وارد نگردیم.
۴. با افراد مومن مخلص و متفکر رفت و آمد داشته باشیم تا همواره از نعمت هدایت بهرهمند گردیم.
۵. در هر اختلاف نظری با دیگران، راه و نظر خداوند را برگزینیم که آن راه نجات است.
وَلْتَکُن مِّنکُمْ أُمَّهٌ یَدْعُونَ إِلَى ٱلْخَیْرِ وَیَأْمُرُونَ بِٱلْمَعْرُوفِ وَیَنْهَوْنَ عَنِ ٱلْمُنکَرِ وَأُو۟لَٰئِکَ هُمُ ٱلْمُفْلِحُونَ [آل عمران:۱۰۴]
آنچه از آیه ۱۰۴ آل عمران آموختم: ۵
۱. دستور خداوند بر وجود دعوتگران مخلصی است که هدفشان همواره خیر رسانی به مردم باشد.
۲. از جمله خیر رسانی به مردم، دوری کردن آنها از شر و بدیهای دو جهان و راهنمایی و تشویق به کسب نیکیها و فواید دو جهان است.
۳. همانطور که یک پدر و مادر برای بچههای خود جز خیر و خوبی چیز دیگری نمیخواهند، برای هم نوع خود نیز همانطور باشند.
۴. هر کس که دغدغه پیشرفت دو جهان مردم را داشته باشد و عملاً در حد توان تلاش کند، در ردیف برندگان جایزه خداوند قرار میگیرند. انشاءالله
۵. دستور امر به معروف و نهی از منکر یک امر الهی همراه با تاکید زیاد برای رستگاری انسانهاست.
اما توجه به روش کار بسیار مهم است. “یدعون الی الخیر” اصل مقصد است.
آنچه شایسته است به آن عمل کنیم:
۱. دورههای نحوهی امر به معروف و نهی از منکر را به روش رسول الله صلی الله علیه و آله و سلم و یاران باوفایش را برای عموم و خصوص برگزار کنیم.
۲. معروفها و منکراتی که در جامعه وجود دارند را شناسایی کرده و تمرکز بر تشویق به معروفها داشته باشیم.
۳. همواره دعوت به خیر همینطور که از اسمش پیداست به خاطر دلسوزی و خیرخواهی باشد طوری که طرف مقابل آن را درک کند.
۴. ما نباید به وظیفه الهی که خداوند بر دوشمان نهاده است بیخیال اطرافیان و جامعه گردیم. در هر جایی که نیاز باشد، مشوق و همراه نیکوکاران باشیم و از کاروان ظالمان و مفسدان آگاهانه فاصله بگیریم.
۵. کاری به نتیجه دعوت به خیر نداشته باشیم؛ مهم خالصانه و به روش صحیح دعوت کردن باشد.
کُنتُمْ خَیْرَ أُمَّهٍ أُخْرِجَتْ لِلنَّاسِ تَأْمُرُونَ بِٱلْمَعْرُوفِ وَتَنْهَوْنَ عَنِ ٱلْمُنکَرِ وَتُؤْمِنُونَ بِٱللَّهِ وَلَوْ ءَامَنَ أَهْلُ ٱلْکِتَٰبِ لَکَانَ خَیْرًا لَّهُم مِّنْهُمُ ٱلْمُؤْمِنُونَ وَأَکْثَرُهُمُ ٱلْفَٰسِقُونَ [آل عمران: ۱۱۰]
آنچه از آیه ۱۱۰ آل عمران آموختم: ۶
۱. بهترین امت و افراد کسانی هستند که برای مردم بهترین باشند و نفعشان به آنها زیادتر باشد.
۲. بهترین افراد، خیرخواهی اشان منحصر به اقوام، اطرافیان وهمفکران خود نیست بلکه آنچه در توان داشته باشند برای همه مردم کم کاری نکنند.
۳. یک مومن و یک دلسوز در وهله اول، هر آنچه خیر دو جهان است به دیگران یادآوری، تشویق، راهنمایی و عمل میکند و مرحله بعد، از هر آنچه به ضرر دو جهان آنهاست، با راهنمایی و یادآوری، خطرات مربوطه را از آنها دور میگرداند.
۴. رساندن هر خیری به دیگران و دور کردن هر شر و بدی از دیگران وقتی تنها به خاطر رضای الله و با یقین کامل به او باشد، ارزش منحصر به فرد برترینها و خیر امت را دارد نه به خاطر اهداف غیر الهی !
۵. تعدادی از اهل کتاب یعنی یهود و نصارا توفیق پذیرش قرآن و رسول الله صلی الله علیه و آله و سلم را داشته و دارند ولی اکثریت آنها با توجه به فهمشان نسبت به رسالت، باز هم به خاطر تکبرشان از پذیرش حق سر باز زدند و میزنند.
آنچه شایسته است به آن عمل کنیم:
۱. تنها به فکر منافع و دفع ضرر برای خود و یا خانواده و نزدیکان نباشیم بلکه همانطور که برای خود میکوشیم در حد توان برای اطرافیان و همشهریان نیز کوشا باشیم.
۲. هر کاری که در توان داشته باشیم تنها به خاطر رضای پروردگار مهربان انجام دهیم و با امید به پاداش او و پاسخ به دعوت او وارد میدان عمل گردیم.
۳. محیط خانه، کار، همسایگان و همشهریان، فرصت و ظرفیت طلایی است تا بتوانیم شامل بهترین امت قرار بگیریم و به بهترین وجه استفاده کنیم.
۴. فضای مجازی و موقعیت ترجمه به زبانهای مختلف دنیا و استفاده از روشهای نوین رسانهای، ظرفیتهای طلایی برای آگاهسازی خیرخواهان است؛ قرآن و پیام سعادت بخشش را به کل دنیا معرفی کنیم.
۵. دعوت و تشویق یهودیان و مسیحیان و هر کس دیگر را در سرلوحه برنامه خود قرار دهیم و ناامید از هدایتشان به قران نگردیم.
لَیْسُوا۟ سَوَآءً مِّنْ أَهْلِ ٱلْکِتَٰبِ أُمَّهٌ قَآئِمَهٌ یَتْلُونَ ءَایَٰتِ ٱللَّهِ ءَانَآءَ ٱلَّیْلِ وَهُمْ یَسْجُدُونَ [آل عمران: ۱۱۳]
آنچه از آیه ۱۱۳آل عمران آموختم: ۷
۱.همه اهل کتاب علی الخصوص یهود که بیشترین دشمنی را با مسلمانان دارند، یکسان نیستند.
۲. از بین یهودیان افرادی بودند و هستند که به اسلام گرایش پیدا کردند و حق پذیرند.
۳. خداوند انسانها را بر اساس اعمال و رفتارشان محاسبه میکند نه قوم و قبیله و القاب.
۴. اهل کتاب حقیقی، حقیقتی را میدانند که همه کتابهای آسمانی از یک منبع سرچشمه گرفتهاند.
۵. هر کسی با هر قومی هم فکر و همرنگ شود از آنان به شمار میآید و با آنان محشور میگردد.
آنچه شایسته است به آن عمل کنیم:
۱. همیشه مواظب باشیم کل افراد یک فرقه، قبیله، گروه، دین و مذهب خاص را به یک دید نگاه نکنیم؛ هرچند که اکثریت یک گروه بد باشند مثل یهودیان.
۲. ویژگیهای افراد تایید شده خداوند را از قرآن مطالعه کنیم و خود را به آن آراسته گردانیم.
۳. برای تقویت ارتباط خود با خداوند بیشتر با قرآن در ارتباط باشیم تا هم صاحب قرآن را بهتر بشناسیم و هم بهتر دستوراتش را درک کنیم.
۴. تلاوت و تدبر قرآن در هنگامه شب و خلوت روحی بیشترین اثر بر روحیه انسان دارد آن را از دست ندهیم.
۵. سجده مظهر تواضع و بندگی در برابر خالق مقتدر است؛ دعاهای خالصانه را در سجده ها فراموش نکنیم.
یَٰأَیُّهَا ٱلَّذِینَ ءَامَنُوا۟ لَا تَتَّخِذُوا۟ بِطَانَهً مِّن دُونِکُمْ لَا یَأْلُونَکُمْ خَبَالًا وَدُّوا۟ مَا عَنِتُّمْ قَدْ بَدَتِ ٱلْبَغْضَآءُ مِنْ أَفْوَٰهِهِمْ وَمَا تُخْفِى صُدُورُهُمْ أَکْبَرُ قَدْ بَیَّنَّا لَکُمُ ٱلْـَٔایَٰتِ إِن کُنتُمْ تَعْقِلُونَ [آل عمران: ۱۱۸]
آنچه از آیه ۱۱۸ آل عمران آموختم: ۸
۱. هشدار خداوند به مومنان در اتخاذ روابط دوستانه و محرم اسرار با غیر مومنان
۲. هیچ قید و بندی وجود ندارد که از دشمنی و نابکاری غیر مومنان نسبت به مومنان جلوگیری کند.
۳. آرزوی کافران و مشرکان نسبت به مومنان جز رنج، زحمت و دردسر نیست!
۴. آنچه از زبان دشمنان اسلام خارج میشود، مشت نمونه خروار است که در سینههایشان پنهان کردهاند.
۵. خالق همه انسانها نشانههای شخصیتها را بیان کرده است. برای هر عاقلی اشارهای کافیست تا به عمق مسئله پی ببرد.
آنچه شایسته است به آن عمل کنیم:
۱. راهنمای چگونگی روابط بین انسانها را از خالق آنها بگیریم تا پشیمان نگردیم.
۲. با هر گروهی میتوانیم روابط انسانی برقرار کنیم ولی آنچه مهم است محرم اسرار خود را از غیر مومنان نگیریم!
۳. آنقدر ساده اندیش نباشیم که فریب ظاهرسازیها را بخوریم.
۴. در شناخت انسانها بیشتر از آیینه قرآن بنگریم تا دچار سوءظن و برداشت شخصی نگردیم.
۵. سعی کنیم اهل تفکر و تعقل باشیم تا باطن قضیه را از ظاهر آن تشخیص دهیم.
إِن تَمْسَسْکُمْ حَسَنَهٌ تَسُؤْهُمْ وَإِن تُصِبْکُمْ سَیِّئَهٌ یَفْرَحُوا۟ بِهَا وَإِن تَصْبِرُوا۟ وَتَتَّقُوا۟ لَا یَضُرُّکُمْ کَیْدُهُمْ شَیْـًٔا إِنَّ ٱللَّهَ بِمَا یَعْمَلُونَ مُحِیطٌ [آل عمران: ۱۲۰]
آنچه از آیه ۱۲۰ آل عمران آموختم: ۹
۱. خداوند مهربان نشانههای دشمنان اسلام را برای مسلمانان بیان میکند تا آنان را بشناسند و موضعگیری خود را بدانند.
۲. ضربههایی که به گروه مسلمانان در هر زمان و هر مکان وارد شود، باعث خوشحالی آنها خواهد شد و لابد با زبان و قلم ابراز میکنند.
۳. پیروزیها و فوایدی که نصیب مسلمانان گردد باعث خشم دشمنان اسلام می شود همچنانکه نمونههایش در هر عصری شاهد هستیم.
۴. مسلمین با سلاح صبر و تقوا و توکل بر الله میتوانند از کید و مکر و آسیب دشمنان محفوظ گردند.
۵. خالق قادر و مقتدر، بر کل مخلوقاتش احاطه دارد و هیچ حرکتی بدون اجازه او انجام نخواهد شد.
آنچه شایسته است به آن عمل کنیم:
۱. در حد امکان موقعیتهای خوش و ناخوش خود را از دید دشمنان پنهان داریم تا از کید و مکرشان دور گردیم.
۲. صبر بر وضعیتهای ناگوار زندگی فردی، خانوادگی و اجتماعی خود داشته باشیم و نقطه ضعف خود را به دشمن نشان ندهیم.
۳. ترس افراطی از دشمنان خود نداشته باشیم بلکه احتیاط کرده و طبق دستورات قرآن عمل کنیم و مطمئن باشیم الله برای ما کافیست.
۴. با انجام اوامر و ترک نواهی خداوند، بین خود و دشمنان خود سپری قرار دهیم چرا که خداوند در سختیها یار و یاورمان میگردد.
۵. به محکمترین پناهگاه پناهنده شویم و دل و درون خود را محکم نگه داریم چرا که هیچ قدرتی در برابر او نمیتواند قد علم کند.
وَأَطِیعُوا۟ ٱللَّهَ وَٱلرَّسُولَ لَعَلَّکُمْ تُرْحَمُونَ [آل عمران: ۱۳۲]
آنچه از آیه ۱۳۲ آل عمران آموختم: ۱۰
۱. اطاعت و فرمانبرداری خداوند بر هر انسانی واجب است چرا که خالق و صاحب ما بهتر میدانند چه به نفع و چه به ضرر ماست.
۲. اطاعت از رسول همان اطاعت از الله است چون او از نزد خود چیزی نمیگوید و او به عنوان فرستاده صاحب ماست.
۳. برای برخورداری از رحمت خاص خداوند، شایسته است به صاحب رحمت یقین پیدا کنیم و دستوراتش را بدون شک خیر بدانیم.
۴. شناخت و ایمان به الله به تنهایی عامل رستگاری انسان نمیگردد؛ بلکه عمل در راستای ایمان مهم است که رمز رستگاری میباشد.
۵. اطاعت از هر آن کسی که دستور الله و رسولش را به ما میرساند واجب است.
آنچه شایسته است به آن عمل کنیم:
۱. اوامر و نواهی خداوند را بیشتر از قرآن استخراج کنیم و خالصانه آماده عمل به آن باشیم.
۲. سیره و احادیث رسول الله صلی الله علیه و آله و سلم را به صورت خانوادگی جزء برنامه هفتگی خود قرار دهیم و برای عمل به آن برنامهریزی کنیم.
۳. به شبهات منافقان و دشمنان گوش ندهیم که در واجبات خدا و رسولش شکی در دل ما ایجاد کنند.
۴. در هر مسئله اختلافی و شک و شبهه به قرآن برگردیم و احادیثی که با قرآن هماهنگ است؛ چرا که سنت تفسیر قرآن است و چیزی جدا نیست.
۵. توجه کنیم که همه دستورات خدا و رسول یا به خاطر جلب منافع یا دفع ضرر است؛ پس به دنبال پیدا کردن حکمتهای حلال و حرام آن باشیم تا بهتر بتوانیم مبلغ خوبی برای دینمان باشیم.
وَسَارِعُوٓا۟ إِلَىٰ مَغْفِرَهٍ مِّن رَّبِّکُمْ وَجَنَّهٍ عَرْضُهَا ٱلسَّمَٰوَٰتُ وَٱلْأَرْضُ أُعِدَّتْ لِلْمُتَّقِینَ [آل عمران: ۱۳۳]
آنچه از آیه ۱۳۳ آل عمران آموختم: ۱۱
۱. سرعتی که خداوند ما را به آن تشویق کرده، سرعت گرفتن در اعمال صالحه و امتیاز مغفرت و بخشش اوست.
۲. مغفرت و بخشش تنها از جانب پروردگار مهربان که صاحب و همه کاره ما انسانهاست صورت میگیرد نه کس دیگر!
۳. مقصد سرعت در وهله نخست، بدست آوردن رضایت پروردگار برای سرپوش گذاشتن بر گناهان و اشتباهات و در وهله بعدی کسب بهترین مکان جاوید در زندگی بعد از مرگ است.
۴. وصف جایگاه ابدی بهشتیان و تشویق برای کسب آن از نیازهای بشر است تا بتوانند بر هوای نفس خود پیروز گردند.
۵. متقین یا همان انسانهایی که با تلاش مستمر خود در کسب مدال بندگی با سرعت به طرف رضایت الله در حرکتند، الگوی برتر ما انسانها هستند.
آنچه شایسته است به آن عمل کنیم:
۱. آیات ۱۳۳ الی ۱۳۶ آل عمران را در حد امکان حفظ کنیم یا آن را مکتوب کرده در دید همیشگی خود قرار دهیم.
۲. در جامعه خود افراد متقی و کسانی که شبانه روز برای رضای پروردگار در تکاپو هستند را شناسایی و از آنها الگو بگیریم.
۳. زیاد استغفار کنیم و برگناه خود اصرار نورزیم و هیچ وقت خود را بیگناه و بینیاز از مغفرت پروردگار تصور نکنیم!
۴. در حالتهای مختلف زندگی، خوشی و سختی انفاق خالصانه را در حد توان فقط به خاطر رضای الله فراموش نکنیم.
۵. کنترل خشم خود را تقویت کنیم و برای رسیدن به بهشتی که عرض آن به پهنای زمین و آسمانهاست خطاهای دیگران را ببخشیم تا مورد مغفرت پروردگارمان قرار گیریم.
وَمَا مُحَمَّدٌ إِلَّا رَسُولٌ قَدْ خَلَتْ مِن قَبْلِهِ ٱلرُّسُلُ أَفَإِی۟ن مَّاتَ أَوْ قُتِلَ ٱنقَلَبْتُمْ عَلَىٰٓ أَعْقَٰبِکُمْ وَمَن یَنقَلِبْ عَلَىٰ عَقِبَیْهِ فَلَن یَضُرَّ ٱللَّهَ شَیْـًٔا وَسَیَجْزِى ٱللَّهُ ٱلشَّکِرِینَ [آل عمران: ۱۴۴]
آنچه از آیه ۱۴۴ آل عمران آموختم: ۱۲
۱. محمد رسول الله صلی الله علیه و آله و سلم از جمله رسولان و پیامبران الهی قبل از خود بوده است.
۲. پیامبران از جمله بشر بودهاند و قانون طبیعی بشری در زندگی آنها جاری بوده است.
۳. همواره بعد از فوت یک رهبر، امکان برگشت از دستورات و منهج توسط طرفداران وجود دارد.
۴. برگشت افراد از دین خداوند هیچ ضرری به خالق یکتا نمیرساند چون بینیاز است.
۵. سپاسگزاران واقعی خداوند در حضور رهبر و در غیاب او فرقی نمیکنند و خداوند به زودی پاداش خاص به آنها خواهد داد.
آنچه شایسته است به آن عمل کنیم:
۱. احترام به پیامبران خدا از جمله محمد رسول الله صلی الله علیه و سلم را به عنوان یک مخلوق برگزیده و اسوه حسنه داشته باشیم و جایگاه آنها را با خالق یکی نکنیم.
۲. مواظب باشیم خود را وابسته به شخص خاصی نکنیم هرچند الگوی نمونه باشد چرا که افراد بنا به طبیعت انسان بودنشان در معرض خطا و مرگ هستند.
۳. ممکن است الگویی که از آن در زندگی بهره میبریم از دین برگردد؛ مواظب باشیم بنده خالق خود گردیم و فقط به خاطر او حرکت کنیم نه بنده مخلوق!
۴. خیلی از افراد به بهانه تغییر الگوهای دینی جامعه، دست از دینداری میکشند! عاقلانه راه درست خود را ادامه دهیم و کاری به الگوی انحرافی نداشته باشیم چرا که خداوند علیم و خبیر دانا و آگاه به رفتار و گفتار ماست.
۵. خداوند الغنی نیازی به عبادت ما ندارد؛ ما هستیم که نیازمندیم تا از پاداش شکرگزاری خداوند بهرهمند گردیم.
وَمَا کَانَ لِنَفْسٍ أَن تَمُوتَ إِلَّا بِإِذْنِ ٱللَّهِ کِتَٰبًا مُّؤَجَّلًا وَمَن یُرِدْ ثَوَابَ ٱلدُّنْیَا نُؤْتِهِۦ مِنْهَا وَمَن یُرِدْ ثَوَابَ ٱلْـَٔاخِرَهِ نُؤْتِهِۦ مِنْهَا وَسَنَجْزِى ٱلشَّکِرِینَ [آل عمران: ۱۴۵]
آنچه از آیه ۱۴۵ آل عمران آموختم: ۱۳
۱. هیچکس بدون اراده و اجازه خالق نمیتواند کسی را به قتل برساند حتی خود فرد یا بیماریها و تصادفات و….
۲. همانطور که برای به دنیا آمدن افرد، با اراده و اجازه الله صورت میگیرد، فوت هر کسی نیز طبق برنامه زمانی از پیش تعیین شده است.
۳. خداوند به هر کسی، آنچه را خالصانه از او بخواهند میدهد، فرقی ندارد چه پاداش دنیوی باشد یا اخروی.
۴. شکرگزاران واقعی الهی به زودی پاداش ویژه خود را از خالق جهانیان دریافت میکنند.
۵. انسان مختار است آینده خود را بسازد: دنیا بدون آخرت؟ آخرت بدون دنیا؟ و یا دنیا و آخرت با هم؟
آنچه شایسته است به آن عمل کنیم:
۱. اعتقاد خود را نسبت به مرگ و زندگی تصحیح کنیم و چند روزه زندگی خود را با اطمینان و امنیت کامل سپری کنیم.
۲. از خداوند بخواهیم عمری با برکت نصیبمان گرداند که نتیجهاش هم در دنیا و هم در آخرت زندگی سعادتمندانهای داشته باشیم.
۳. سعادت خود را تنها در رسیدن به معیارهای دنیوی ندانیم چرا که سختی بعد از خوشی جز ضرر چیزی به همراه ندارد.
۴. برای زندگی سالم نهایت تلاش خود را ر زمینه تغذیه سالم داشته باشیم و در موارد بیماریها به علاج خود بپردازیم و خود را به هلاکت نیندازیم.
۵. استرس و اضطراب را به وسیله وصل شدن به الله و کلام گرانقدرش و با استفاده از راهنماییهای رسول الله صلی الله علیه و آله و سلم و متخصصین مربوطه در خود و اطرافیان کاهش دهیم.
یَٰأَیُّهَا ٱلَّذِینَ ءَامَنُوٓا۟ إِن تُطِیعُوا۟ ٱلَّذِینَ کَفَرُوا۟ یَرُدُّوکُمْ عَلَىٰٓ أَعْقَٰبِکُمْ فَتَنقَلِبُوا۟ خَٰسِرِینَ [آل عمران: ۱۴۹]
آنچه از آیه ۱۴۹ آل عمران آموختم: ۱۴
۱. ندای یَٰأَیُّهَا ٱلَّذِینَ ءَامَنُوٓا۟ مومنان را بهتر آماده شنیدن پیام الهی میکند چون پیام خاص آنهاست.
۲. اطاعت و پیروی از هر کس و هر فکری، انسان را از جایگاه خود به جایگاه اطاعت شونده انتقال میدهد؛ حال چه مثبت باشد یا منفی.
۳. خداوندی که خودش خالق انسانهاست، به ما خبر میدهد به عنوان یک قاعده و اصل مهم که: اگر از کفار و پیروی کنید، آنها شما را به مرحله قبل از ایمان میکشانند و شما هم مثل آنها کافر میگردید(شرط و جواب شرط).
۴. از دیدگاه خداوند کسی که از دین الهی برگردد و دانسته آن را رد و انکار کند و تابع کفار شود، از جمله ضررکنندگان واقعی میگردد.
۵. پروردگار مهربان برای جلوگیری از خسران و ضرر ما بندگان، تمام روشنگریهای لازم را در قرآن انجام داده است.
آنچه شایسته است به آن عمل کنیم:
۱. جاهایی که ندای خاص مومنان آمده است بیشتر تمرکز کنیم و یا در دفتری یکجا یادداشت کنیم تا همیشه به یاد داشته باشیم.
۲. مواظب باشیم در باتلاق شک و شبهات کفرآمیز غرق نگردیم که نادانسته دنبالهرو نقشههای کفار زمانه قرار گیریم.
۳. خود را با تبلیغات رنگارنگ و مدرن کفار مشغول نسازیم که قلب ما را دگرگون گرداند.
۴. برای شناخت بهتر اهل کتاب، (یهودیان و مسیحیان) و همچنین بیدینان، به قرآن مراجعه کنیم و تفسیر بخوانیم تا چراغ راهمان باشد.
۵. برنامه قرآن دیجیتال مثل ذکر و تنزیل و … در گوشی خود داشته باشیم تا بتوانیم به راحتی در هر موردی با جستجو کردن آن کلمه به کل مطالب مربوطه دسترسی پیدا کنیم.
فَبِمَا رَحْمَهٍ مِّنَ ٱللَّهِ لِنتَ لَهُمْ وَلَوْ کُنتَ فَظًّا غَلِیظَ ٱلْقَلْبِ لَٱنفَضُّوا۟ مِنْ حَوْلِکَ فَٱعْفُ عَنْهُمْ وَٱسْتَغْفِرْ لَهُمْ وَشَاوِرْهُمْ فِى ٱلْأَمْرِ فَإِذَا عَزَمْتَ فَتَوَکَّلْ عَلَى ٱللَّهِ إِنَّ ٱللَّهَ یُحِبُّ ٱلْمُتَوَکِّلِینَ [آل عمران: ۱۵۹]
آنچه از آیه ۱۵۹ آل عمران آموختم: ۱۵
۱.از خصوصیات بارز یک رهبر و مدیر موفق، رحم و دلسوزی نسبت به اطرافیان و زیردستانش است.
۲. قلب سخت و عدم درک مخاطبان باعث پراکندگی افراد تحت پوشش میگردد.
۳. از خصایص ویژه یک رهبر و مسئول در هر ردهای که باشد، این است که: از گناهان و خطاهای مخاطبان خود چشم پوشی کند و کاملاً آنها را ببخشد.
۴. اوج اکرام به زیردستان و افراد تحت پوشش این است که بعد از بخشیدن کارهای ناروای آنها، نزد الله برایشان طلب بخشش کند و با آنها در امور فی ما بین همفکری و مشورت نماید.
۵. یک رهبر و مسئول مومن، بعد از تصمیم گیری در امور، بر خداوند قدیر توکل میکند و برای رسیدن به هدف، عزمی راسخ دارد.
آنچه شایسته است به آن عمل کنیم:
۱. ما در هر موقعیتی که هستیم افرادی تحت پوشش داریم حواسمان باشد از سخت دلی بپرهیزیم و قلبمان را به مرهم رحمت نرم گردانیم.
۲. همیشه از خداوند رحمان و رحیم بخواهیم بهرهای از رحمت خالصانه خود را در قلبمان قرار دهد.
۳. فعالانه پای درد و دل افراد تحت پوشش خود بنشینیم مثل والدین با بچهها، مربیان و اساتید با دانش آموزان و دانشجویان، مدیران با کارمندان و در حد توان دلهایشان را به دست آوریم.
۴. همانطور که دوست داریم الله ما را ببخشد از خطاها و گناهان دیگران بگذریم و برای آنها نزد الله طلب مغفرت کنیم.
۵. با مخالفان خود مشورت کنیم و بعد از آن، آنچه به نظر ما صحیح است، انجام دهیم و بر الله توکل کنیم.
لَقَدْ مَنَّ ٱللَّهُ عَلَى ٱلْمُؤْمِنِینَ إِذْ بَعَثَ فِیهِمْ رَسُولًا مِّنْ أَنفُسِهِمْ یَتْلُوا۟ عَلَیْهِمْ ءَایَٰتِهِۦ وَیُزَکِّیهِمْ وَیُعَلِّمُهُمُ ٱلْکِتَٰبَ وَٱلْحِکْمَهَ وَإِن کَانُوا۟ مِن قَبْلُ لَفِى ضَلَٰلٍ مُّبِینٍ [آل عمران: ۱۶۴]
آنچه از آیه ۱۶۴ آل عمران آموختم: ۱۶
۱. وجود پیامبران الهی و به تبع آن علمای مخلص و دلسوز منتی از جانب پروردگار مهربان بر مومنان میباشد.
۲. رسالت رسولان الهی منجمله محمد مصطفی صلی الله علیه و آله و سلم تزکیه و پاکسازی دل و درون انسانها و پیروانشان به وسیله علم و عمل به کتاب خداوند بوده است.
۳. یادگیری علم و حکمت از جمله گوهرهای گرانبهای پیروی از برگزیدگان خداوند میباشند.
۴. کسانی که از کتاب خداوند بهرهای نبردهاند و نمیخواهند، در گمراهی آشکاری به سر میبرند.
۵. تلاوت کتاب الله مستلزم علم و عمل است که باعث تزکیه نفس و حکمت میگردد؛ وگرنه قرائت بدون علم و عمل فایدهی چندانی در بر ندارد.
آنچه شایسته است به آن عمل کنیم:
۱.قدر علمای صادق و دلسوز دین خود را بدانیم و از علم آنها استفاده کنیم.
۲. قرآن تنها مرجع و اساسنامه سعادت دو جهان ماست؛ با قلبی حاضر و متواضع آن را تلاوت کنیم تا در قلبمان رسوخ کند.
۳. برای پاکسازی دل و درون خود از ناخالصیها و صیقل دادن آن، تلاوت همراه با فهم و عمل به احکام خداوند داشته باشیم.
۴. حکمت خود را به وسیله علم و تفکر نسبت به آیات خواندنی (قرآن) و آیات دیدنی (جهان خلقت) بالا ببریم.
۵. در حد امکان و توان، رسالت رسولان مکرم الهی را بر عهده گرفته و کتاب روشنگر قرآن را به شیوههای جذاب و نوین به دیگران معرفی کنیم.
وَلَا تَحْسَبَنَّ ٱلَّذِینَ قُتِلُوا۟ فِى سَبِیلِ ٱللَّهِ أَمْوَٰتَۢا بَلْ أَحْیَآءٌ عِندَ رَبِّهِمْ یُرْزَقُونَ [آل عمران: ۱۶۹]
آنچه از آیه ۱۶۹ آل عمران آموختم: ۱۷
۱. درجه جهاد در راه الله نزد پروردگار جهانیان بسیار والاست که نصیب هر کسی نمیگردد.
۲. کسانی در ردیف شهدا قرار میگیرند که با جان و مال و تمام توان فکری و علمی شبانه روز برای تقویت دین الله از هیچ تلاشی فروگذار نکنند.
۳. طبق وعده خداوند مومنانی که به درجه شهادت نائل میگردند زندگی ویژه و فوق العادهای بعد از مرگ در پیش دارند.
۴. جهاد در راه الله فقط منحصر به جبهه جنگ بین مسلمین و کفار نمیگردد.
۵. چگونگی زنده بودن شهدا و بهرهمندی از رزق و روزی پروردگارشان معلوم نیست و ما کیفیت آن را نمیدانیم.
آنچه شایسته است به آن عمل کنیم:
۱.تمنا و آرزوهای خود را برای به دست آوردن مرگی عالی بالا ببریم و همواره از خداوند بخواهیم در هنگام مرگ درجه شهادت نصیبمان گرداند.
۲. در حد توان تلاش کنیم با هر وسیلهای که در توان داریم جان، مال، علم، زبان و… یاریگر دین الله باشیم.
۳. در این زمانه که رسانههای کفار جنگ علیه اسلام به شیوههای گوناگون ساماندهی و تبلیغ میکنند، لازم است اولاً از آنها تاثیر نگیریم ثانیا معلومات و عقیده خود را تقویت کرده و در جهاد علمی، فکری وعقیدتی شرکت فعال داشته باشیم.
۴. با برگشت به قرآن و تبعیت از سنت رسول الله صلی الله علیه و آله و سلم عقیده و اخلاق خود را قوی گردانیم.
۵. تابع علمای مخلص و دلسوز خود گردیم و نادانسته به باتلاق فتنهها وارد نگردیم.
وَلَا یَحْسَبَنَّ ٱلَّذِینَ کَفَرُوٓا۟ أَنَّمَا نُمْلِى لَهُمْ خَیْرٌ لِّأَنفُسِهِمْ إِنَّمَا نُمْلِى لَهُمْ لِیَزْدَادُوٓا۟ إِثْمًا وَلَهُمْ عَذَابٌ مُّهِینٌ [آل عمران: ۱۷۸]
آنچه از آیه ۱۷۸ آل عمران آموختم: ۱۸
۱. کسانی که در مسیر انکار و تکذیب خدا و رسول و روز قیامت هستند، فکر نکنند زندگی سرشار از نعمت برایشان خیر است.
۲. امتحان خداوند منحصر به شرایط دشوار زندگی نیست بلکه در دل نعمات الهی، امتحان سختی نهاده شده است.
۳. کسانی که با اختیار خود از نعمت هدایت بیبره گشتهاند و به مسیر کفر و انکار خود آگاهانه ادامه میدهند، خداوند آنها را رها کرده تا بیشتر در باتلاق اعمال سوء خود فرو روند.
۴. مسلم است انسان هرچه بیشتر به کفر و ناشکری و ناسپاسی ادامه دهد سرنوشت سختتری در فردای قیامت در انتظار اوست.
۵. کسانی که در ناز و نعمت هستند همانطور که متکبرانه بر مسلمین فخر میفروشند و ظلم میکنند، خداوند ذلت وعذاب خوار کنندهای برایشان آماده کرده است.
آنچه شایسته است به آن عمل کنیم:
۱. هوشیار باشیم شرایط زندگی ناز و نعمت کفار و منکران دین خداوند، ما را غافل نکند که آرزوی زندگی آنها را داشته باشیم.
۲. همیشه از خداوند بخواهیم یک لحظه ما را به حال خود واگذار نکند که غافلانه در باتلاق کفر و شبهات وارد گردیم.
۳. بسیاری از مسلمین همیشه اعتراض دارند چرا بسیاری از کفار در کمال رفاه به سر میبرند؟!
حواسمان باشد که فقر و غنا در میزان خداوند معیار برتری یا ضعف نیست؛ بلکه هر دو نوع مواد امتحانی بشر در بین مومنان و کفار است و تعلق به قشر خاصی ندارد.
۴. عاقلانه فکر کنیم درون بدن ما بیمار باشد و درد و تب داشته باشیم تا اقدام به درمان کنیم بهتر است یا هیچ اثری نداشته باشد تا کل سیستم بدن از کار بیفتد؟
۵. پیوند خود را با خدای خود قویتر گردانیم تا زرق و برق و زر و زور قدرتمندان جهان کفر، ما را دچار تزلزل نگرداند.
کُلُّ نَفْسٍ ذَآئِقَهُ ٱلْمَوْتِ ۗ وَإِنَّمَا تُوَفَّوْنَ أُجُورَکُمْ یَوْمَ ٱلْقِیَٰمَهِ ۖ فَمَن زُحْزِحَ عَنِ ٱلنَّارِ وَأُدْخِلَ ٱلْجَنَّهَ فَقَدْ فَازَ ۗ وَمَا ٱلْحَیَوٰهُ ٱلدُّنْیَآ إِلَّا مَتَٰعُ ٱلْغُرُورِ [آل عمران: ۱۸۵]
آنچه از آیه ۱۸۵ آل عمران آموختم: ۱۹
۱. هر چشمی که به دنیا باز شد روزی بسته خواهد شد چه بخواهیم چه نخواهیم.
۲. اجر و ثواب همه کارها در روز قیامت داده خواهد شد هرچند که در دنیا نیز مومن در سایه برکت ایمان و اعمال صالحه زندگی میکند.
۳. دنیا ظرفیت کامل اجر و ثوابی که خداوند برای بندگان صالح در نظر گرفته ندارد؛ بنابراین پاداش کارها به طور کامل بدون اینکه ذرهای کاسته شود در آخرت به انسانها داده خواهد شد.
۴. دور شدن از آتش و ورود به بهشت رستگاری اصلی محسوب میگردد صرفنظراز درجات متفاوت بهشتیان.
۵. زندگانی دنیا جز کالایی فریبنده نیست هرچند در بهترین امکانات دنیوی باشیم.
آنچه شایسته است به آن عمل کنیم:
۱. همیشه خود را آماده رفتن کنیم تا شیطان نتواند ما را به آرزوهای دور بفریبد.
۲. مطمئن باشیم اگر در دنیا به آنچه آرزو داریم نرسیدیم، در آخرت به تمام خواستههای خیر خود میرسیم.
۳. همیشه هر کار انجام میدهیم چه بزرگ و چه کوچک، قبولیت و اجر و ثواب آن را از خداوند درخواست کنیم.
۴. سعی کنیم کارهایی که ما را به دوزخ نزدیک میکند و یا کارهایی که ما را به بهشت نزدیک میکند از قرآن و توصیههای رسول الله صلی الله علیه و آله و سلم یادداشت کنیم و در دید خود قرار دهیم تا فراموش نکنیم.
۵. وقتی در رفاه و خوشیهای زیاد هستیم، حواسمان را جمع کنیم ما را نفریبد که فکر کنیم در نعمت الهی هستیم وهرچه دلمان خواست انجام دهیم.
ٱلَّذِینَ یَذْکُرُونَ ٱللَّهَ قِیَٰمًا وَقُعُودًا وَعَلَىٰ جُنُوبِهِمْ وَیَتَفَکَّرُونَ فِى خَلْقِ ٱلسَّمَٰوَٰتِ وَٱلْأَرْضِ رَبَّنَا مَا خَلَقْتَ هَٰذَا بَٰطِلًا سُبْحَٰنَکَ فَقِنَا عَذَابَ ٱلنَّارِ [آل عمران: ۱۹۱]
آنچه از آیه ۱۹۱ آل عمران آموختم: ۲۰
۱. ذاکرین واقعی خداوند کسانی هستند که در تمام حالات زندگی خود پروردگار مهربان را فراموش نمیکنند.
۲. ذکر و یادآوری خالق خود در تمام مراحل زندگی باعث میشود انسان ساده از کنار نعمتهای خداوند خصوصاً در آفرینش آسمانها و زمین نگذرد و متفکرانه به محیط اطراف بنگرد.
۳. ثمره تفکر آگاهانه به محیط زندگی، باعث بیداری دلها و اعتراف به خالق جهان هستی به عنوان صاحب کل جهان میگردد.
۴. نتیجه ذکر الله و تفکر در جهان، باعث ارتباط صمیمانه با رب العالمین میگردد که با زبان حال و قال اعتراف به حکیم بودن و حقانیت و پاک بودن خداوند از هر نوع شرک و صفات منفی میکند.
۵. اهل ذکر و تفکر، در فکر آینده خود هستند و از خداوند متعال خاضعانه طلب میکنند تا آنها را از عذاب دوزخ در قیامت نجات دهد.
آنچه شایسته است به آن عمل کنیم:
۱. اگر دوست داریم جزء ذاکرین پروردگارمان گردیم، با زبان، قلب و عمل در کل لحظات زندگی خود حواسمان را به خالقمان جمع کنیم حتی موقع خواب، خوراک و نفس کشیدن.
۲. شبها و روزها به آسمان، ماه خورشید و ابر و ستارهها بنگریم و فکر کنیم و از فکر کردن در مخلوقات عظیم خداوند لذت ببریم.
۳. وقتی روی زمین آرام استراحت میکنیم یا راه میرویم خداوند را به خاطر آرامش و سکونت زمین و عدم وجود زلزله شاکر باشیم.
۴. به دل طبیعت برویم و به کوه و دشت و دریا با دیده تفکر نگاه کنیم و با زبان و عمق وجود با خالق جهان هستی صحبت کنیم و اعتراف کنیم که این همه نعمت را بیهوده نیافریدی روزی باید پاسخگوی آن باشیم.
۵. بدانیم و یقین کامل داشته باشیم که کل جهان هستی توسط الله یگانه فرمانروای ما بنا شده است و عاجزانه از ربمان بخواهیم تا حساب روز قیامت ما را آسان گرداند و از دوزخ برهاند.
یَٰأَیُّهَا ٱلَّذِینَ ءَامَنُوا۟ ٱصْبِرُوا۟ وَصَابِرُوا۟ وَرَابِطُوا۟ وَٱتَّقُوا۟ ٱللَّهَ لَعَلَّکُمْ تُفْلِحُونَ [آل عمران: ۲۰۰]
آنچه از آیه ۲۰۰ آل عمران آموختم: ۲۱
۱. آخرین آیه سوره آل عمران دستوری کوتاه ولی جامع به مومنان برای رسیدن به رستگاری دو جهان مطرح میکند.
۲. رابطه ایمان و صبر و مجاهده و تقوا رابطهای مستقیم است که با حذف یکی از آن، راه فلاح و رستگاری به راحتی امکان ندارد.
۳. صیغه ٱصْبِرُوا۟ وَصَابِرُوا۟ به جنبه زندگی فردی و اجتماعی انسان اشاره دارد که یک مومن در هر جایگاهی برای رسیدن به تقوا نیاز به خمیر مایه صبر دارد.
۴. رَابِطُوا۟ مرتبهای بالاتر دارد و در واقع ثمر محسوب میگردد که انسان با جان و مال شبانه روز آماده نگهبانی از ارزشهای اسلامی باشد و بدین وسیله ارتباطش را با خالقش محکم گرداند.
۵. شناخت و یقین و باور عمیق به پروردگار مهربان، مهمترین وسیله برای کسب صبر جمیل در انجام طاعات و پذیرش سختیهای زندگی جهت رسیدن به معیار برتری و رستگاری حقیقی محسوب میگردد.
آنچه شایسته است به آن عمل کنیم:
۱.آخرین آیه سوره آل عمران به عنوان قانون جامع استقامت برای رسیدن به ساحل سعادت در قابی زیبا در دید خود و همگان قرار دهیم.
۲. برای رسیدن به مرحله عملی صبر و استقامت در زندگی، بیشتر با الله پروردگار مهربان خود صحبت و مناجات کنیم.
۳. با افراد خانواده مصیبت دیده در زمینههای مختلف ارتباط داشته باشیم تا نعمتهای موجود الهی در خود را بهتر ببینیم.
۴. به صبر اجباری راضی نشویم بلکه در انجام اوامر و نواهی خداوند و تقدیرات او رضایت قلبی داشته باشیم.
۵. همیشه برای رسیدن به مقام تقوا و رستگاری، از وسیله مهم رضایت الهی و تمسک به حبل المتین و امید به دیدار پروردگار استفاده کنیم.
یَا أَیُّهَا النَّاسُ اتَّقُوا رَبَّکُمُ الَّذِی خَلَقَکُم مِّن نَّفْسٍ وَاحِدَهٍ وَخَلَقَ مِنْهَا زَوْجَهَا وَبَثَّ مِنْهُمَا رِجَالًا کَثِیرًا وَنِسَاءً ۚ وَاتَّقُوا اللَّهَ الَّذِی تَسَاءَلُونَ بِهِ وَالْأَرْحَامَ ۚ إِنَّ اللَّهَ کَانَ عَلَیْکُمْ رَقِیبًا [نساء:۱]
آنچه از آیه ۱ سوره نساء آموختم: ۲۲
۱. خداوند کل انسانها جدای از هرگونه فکر و رنگ و نژاد و امتیازات ظاهری دیگر، دستور به تقوای الهی میدهد که ضامن سلامت اجتماعی بشر میباشد.
۲.اشاره به نفس واحده در دستور به تقوا، درس بزرگ همزیستی مسالمت آمیز را به ما انسانها میدهد که با همه همنوعان به خاطر الله مهربان باشیم.
۳.سرشت و طبیعت و خمیر مایه پدر و مادر همه بشر یکی است بنابراین هیچ امتیازی در جنس زن و مرد نیست.
۴.خداوند بزرگ ما را از عدم رعایت حال خویشاوندان و ارحام بر حذر میدارد.
۵.خداوند خود را به عنوان مراقب اعمال و رفتار و گفتار یادآوری میکند تا با ترس از عذاب روز قیامت و ثبت و ضبط تمام اعمال از ظلم و ناعدالتی و قطع ارتباط خویشاوندی و یا بدی به آنان بپرهیزیم.
آنچه شایسته است به آن عمل کنیم:
۱.هیچ وقت خود را تافته جدا بافته از دیگر انسانها نپنداریم بلکه همیشه به یاد داشته باشیم که خالق همه ما انسانها یکی است و ریشه و جنس همه ما از یک سرشت و طبیعت سرچشمه گرفته است.
۲. یک تجدید نظری در زندگی خود داشته باشیم آیا به نسبت بقیه همنوعان خود از گروههای مختلف فکری یا نژادی و قوم و قبیله همچون نژاد سیاه و سفید، عرب و عجم، فقیر و غنی و الی آخر فرق میگذاریم؟
۳. اسامی همه اقوام نسبی و سببی خود را در دفتری بنویسیم و یک به یک بررسی کنیم آیا بینمان ناراحتی و مشکلی وجود دارد یا خیر در صورت وجود مشکل مشخص کنیم و در اسرع وقت به بهانههایی به دیدنشان برویم یا تماس داشته باشیم.
۴. بین اقوام پدری و مادری و اقوام همسر رابطه حسنه برقرار کنیم به عنوان الگوی پیشگام در صلح و صفا همواره پیش قدم باشیم.
۵. از عظمت و هیبت الله متعال بترسیم که بر خلاف دستورش عمل کنیم و با خویشاوندان قطع ارتباط کنیم و به جای خوبی بدی کنیم.
وَلَا تُؤْتُوا السُّفَهَاءَ أَمْوَالَکُمُ الَّتِی جَعَلَ اللَّهُ لَکُمْ قِیَامًا وَارْزُقُوهُمْ فِیهَا وَاکْسُوهُمْ وَقُولُوا لَهُمْ قَوْلًا مَّعْرُوفًا [نساء: ۵]
آنچه از آیه ۵ سوره نساء آموختم: ۲۳
۱. اموال یکی از شاهرگهای حیات انسان است و شایسته است به صورت بهینه مدیریت گردد.
۲. خداوند برای مدیریت اموال راهکار اساسی به ما ارائه میدهد و آن اینکه در دست نادانان قرار نگیرد.
۳. نادانان یا به خاطر عدم بلوغ جسمی و یا فکری، قدرت مدیریت اموال خود را ندارند و نیز ممکن است خودشان اسراف و تبذیر کنند و یا مورد سوء استفاده دیگران قرار گیرند پس اختصاص به جنس یا سن ندارد.
۴. اموال کودکان یا یتیمان و یا اختلالات ذهنی شایسته است در کار تجاری کم ریسک قرار گیرد تا رشد کند.
۵. با صاحبان مال به نحو شایسته رفتار گردد و نیازمندیهای لازم همچون خوراک، لباس و مواد ضروری از مال خودشان به آنها داده شود تا در مضیقه قرار نگیرند.
آنچه شایسته است به آن عمل کنیم:
۱. مالی که در اختیار داریم چه مربوط به خودمان باشد یا دیگری، به عنوان امانت الهی به آن بنگریم و به نحو احسن مدیریت کنیم.
۲. فکر نکنیم اگر مال در دست ماست، اختیار هر نوع مصرف آن را داریم؛ از اسراف و تبذیر خودداری کنیم که باید جوابگو باشیم.
۳. اگر یتیمی تحت کفالت ما زندگی میکند و مالش در اختیار ماست، شایسته است نیازمندیهای لازم او را تامین کنیم و در حد امکان مالش را در کاری قرار دهیم که رشد کند فکر کنیم مال خود ماست و با رفتاری مناسب دلشان را به دست آوریم.
۴. با توجه به آیه بعد زمانی میتوانیم مال یتیم را به او برگردانیم که از جهت فکری رشد کرده باشد و بتواند مدیریت مالی کند و بهتر است او را امتحان کنیم تا ثابت شود.
۵. حواسمان باشد فرزندان یا شریک زندگی ما چه زن یا مرد باشد، نمیتوانیم اموال را برای استفاده نامشروع و اسراف و تبذیر در اختیار آنها قرار دهیم؛ ولی شایسته است با اهتمام به خواستههای بجای آنها و سخن و رفتار نیکو دلشان را به دست آوریم.
لِّلرِّجَالِ نَصِیبٌ مِّمَّا تَرَکَ الْوَالِدَانِ وَالْأَقْرَبُونَ وَلِلنِّسَاءِ نَصِیبٌ مِّمَّا تَرَکَ الْوَالِدَانِ وَالْأَقْرَبُونَ مِمَّا قَلَّ مِنْهُ أَوْ کَثُرَ ۚ نَصِیبًا مَّفْرُوضًا [نساء: ۷]
آنچه از آیه ۷ سوره نساء آموختم: ۲۴
۱. توجه خاص خداوند به تقسیم عادلانه میراث طبق مسئولیتها و تکالیف آنها.
۲. خداوند مالکیت مالی زن و مرد را به رسمیت میشناسد.
۳. هر کس از دنیا رفت مالکیت او بعد از مرگ لغو میگردد و اموالش طبق دستور خداوند به خانواده و نزدیکانش میرسد.
۴. کمیت مالی که از فرد فوت شده به جای میماند مهم نیست؛ کم یا زیاد لازم است بین میراث بران تقسیم شود.
۵. مال فقط به پول، طلا و نقره اختصاص ندارد، بلکه به تمام داراییها چه نو یا کهنه، زمین، خانه و … تعلق دارد که بعد از دادن قرضهای میت اگر باشد، یا وصیت او در حد یک سوم مالش اگر باشد، انجام میگیرد.
آنچه شایسته است به آن عمل کنیم:
۱. دستور خداوند را با جان و دل بپذیریم و در اجرای دقیق آن کوشا باشیم.
۲. اگر در خانواده ما یا اطرافیان و کسانی که میشناسیم، مشکل تقسیم میراث دارند، در حد توان به آنها مشاوره دهیم و یا به افراد متخصص در امور مربوطه ارجاع دهیم.
۳. در مواردی که تقسیم کردن مال مشکل باشد، مثل خانه کوچک یا … به خاطر رضای الله نسبت به بقیه میراث بران سختگیری نکنیم تا بتوان با خاطری آسوده طبق رضای الله تقسیمات صورت گیرد.
۴. با کلام و رفتار خود کاری نکنیم که دیگر میراث بران را مجبور به بخشش سهم خود کنیم، هر کسی حق دارد سهم خود را بگیرد چه فقیر و چه تاجر و هر کسی بعد از آن میتواند سهمش را به هر نحوی که دوست دارد تصرف کند.
۵. آیات مربوط به میراث را با دقت مورد مطالعه قرار دهیم تا بدانیم که دستور خداوند به بهترین وجه صادر شده است.
إِنَّ ٱلَّذِینَ یَأْکُلُونَ أَمْوَٰلَ ٱلْیَتَٰمَىٰ ظُلْمًا إِنَّمَا یَأْکُلُونَ فِى بُطُونِهِمْ نَارًا ۖ وَسَیَصْلَوْنَ سَعِیرًا [نساء: ۱۰]
آنچه از آیه ۱۰ سوره نساء آموختم: ۲۵
۱. خداوند حرمت خوردن مال یتیم را به بدترین چیز یعنی خوردن آتش تشبیه کرده است تا زشتی و خطرناک بودن آن را به ما اخطار دهد.
۲. فعل “یاکلون” استمرار حرام خوری را یادآوری میکند که بدون شک چنین افرادی به صورت عادی و بدون فکر و همیشه به چنین راه خطرناکی قدم گذاشتهاند و همواره نیز در جوامع مختلف چنین افرادی وجود دارند.
۳. قید “ظلما” این شبهه را از متقین دور میکند که اگر کودک یتیمی چیزی به ما تعارف کرد، به خاطر رضای الله و دلخوش کردن کودک آن را قبول کنیم ولی در حد امکان آن را جبران نماییم.
۴. هرگونه سوء استفاده از اموال یتیم، جز ضرر چیزی عاید خورنده آن نمیشود دقیقاً همچون آتش که همه چیز را میسوزاند.
۵. کسانی که به ایتام ظلم کنند، آتش دو جهان را تجربه خواهند کرد نه فقط قیامت! کیفیت آن را خداوند خودش بهترمیداند.
آنچه شایسته است به آن عمل کنیم:
۱. اگر کفالت و سرپرستی یتیمی بر عهده داریم بسیار مواظب باشیم از حق و حقوق آنها دفاع کنیم تا ظلمی به آنها نرسد.
۲. بدانیم همانند همان قدر که سرپرستی یتیم سخت است اجر و ثواب آن در آخرت و برکت آن در دنیا قابل وصف نیست.
۳. سخت بودن کفالت یتیم و یا خوردن مال او باعث نشود خود را از ثوابی که از این راه میتوان کسب کرد محروم گردانیم و تابع وسوسه شیطان شویم!
۴. به دیدار خانوادههای ایتام برویم و لحظاتی در کنارشان سپری کنیم تا دل آنها را به دست آوریم؛ در حد توان هدیه یا خوراکی برایشان ببریم.
۵. اگر اموال یتیمی در دست داریم مثل دارایی خود بدانیم و راضی نشویم یک ریال آن حیف و میل گردد بلکه برای رشدش تلاش کنیم.
وَلَکُمْ نِصْفُ مَا تَرَکَ أَزْوَٰجُکُمْ إِن لَّمْ یَکُن لَّهُنَّ وَلَدٌ ۚ فَإِن کَانَ لَهُنَّ وَلَدٌ فَلَکُمُ ٱلرُّبُعُ مِمَّا تَرَکْنَ ۚ مِنۢ بَعْدِ وَصِیَّهٍ یُوصِینَ بِهَآ أَوْ دَیْنٍ ۚ وَلَهُنَّ ٱلرُّبُعُ مِمَّا تَرَکْتُمْ إِن لَّمْ یَکُن لَّکُمْ وَلَدٌ ۚ فَإِن کَانَ لَکُمْ وَلَدٌ فَلَهُنَّ ٱلثُّمُنُ مِمَّا تَرَکْتُم ۚ مِّنۢ بَعْدِ وَصِیَّهٍ تُوصُونَ بِهَآ أَوْ دَیْنٍ ۗ وَإِن کَانَ رَجُلٌ یُورَثُ کَلَاٰلَهً أَوِ ٱمْرَأَهٌ وَلَهُۥٓ أَخٌ أَوْ أُخْتٌ فَلِکُلِّ وَٰحِدٍ مِّنْهُمَا ٱلسُّدُسُ ۚ فَإِن کَانُوٓا۟ أَکْثَرَ مِن ذَٰلِکَ فَهُمْ شُرَکَآءُ فِى ٱلثُّلُثِ ۚ مِنۢ بَعْدِ وَصِیَّهٍ یُوصَىٰ بِهَآ أَوْ دَیْنٍ غَیْرَ مُضَآرٍّ ۚ وَصِیَّهً مِّنَ ٱللَّهِ ۗ وَٱللَّهُ عَلِیمٌ حَلِیمٌ [نساء: ۱۲]
آنچه از آیه ۱۲ سوره نساء آموختم: ۲۶
۱. خداوند مسئله میراث را به تفصیل بیان نموده که نشانه اهمیت آن و شفاف سازی برای جلوگیری از مشاکل احتمالی میباشد.
۲. خداوند برای زن و مردی که با هم رابطه زوجیت برقرار نمودند، در صورت وفات یکی از آن دو سهم مالی از اموال به جا مانده طرف قرار داده است؛ دقیقاً همچون نزدیکان نسبی مثل پدر و مادر و فرزندان.
۳. خداوند سهم زن و مرد بر اساس مسئولیت آنها و طبق قاعده خاص تنظیم کرده است تا بهترین استفاده را از آن داشته باشند.
۴. خداوند میزان سهم زن مرد از همدیگر، بنا بر وجود یا عدم وجود فرزند در بین آنها تنظیم کرده است تا عدالت رعایت گردد.
۵. “کلاله” اصطلاح قرآنی در مسئله میراث است زمانی که فرد فوت شده پدر و مادر و فرزند نداشته باشند (عدم وجود اصل و فرع).
آنچه شایسته است به آن عمل کنیم:
۱. دقت کنیم اگر شخصی در خانواده و نزدیکان فوت نمود مسئله پرداخت قرضهای او و همچنین وصیت متوفی در حد یک سوم مالش قبل از تقسیم میراث را یادآوری و عملی کنیم.
۲. مواظب باشیم بعد از موت هر یکی از خانواده، جدا از وصیت و قرض، از مال او به هر نیتی حتی به عنوان خیر یا پذیرایی برداشت نکنیم چون مال متعلق به میراث بران است و شخص فوت شده هیچ مالکیتی ندارد.
۳. تقوای الهی را رعایت کنیم و شاهد و کاتب وصیتهایی که به ضرر میراث بران باشد، نباشیم.
۴. در حد امکان قرضهای خود را در حال حیات بپردازیم و اگر توان آن را نداریم مکتوب کنیم و به خانواده اطلاع دهیم.
۵. ممکن است یکی از اعضای خانواده همچون پدر و مادر یا همسر و فرزند وصیت کنند که مالی خاص به ما به عنوان میراثبر ببخشد او را آگاه کنیم که عدالت رعایت کند و قبول نکنیم.
إِنَّمَا ٱلتَّوْبَهُ عَلَى ٱللَّهِ لِلَّذِینَ یَعْمَلُونَ ٱلسُّوٓءَ بِجَهَٰلَهٍ ثُمَّ یَتُوبُونَ مِن قَرِیبٍ فَأُو۟لَٰئِکَ یَتُوبُ ٱللَّهُ عَلَیْهِمْ ۗ وَکَانَ ٱللَّهُ عَلِیمًا حَکِیمًا [نساء: ۱۷]
آنچه از آیه ۱۷ سوره نساء آموختم: ۲۷
۱. پذیرش توبه توسط قاضی کل جهان خلقت از مظاهر رحمت خاص پروردگار جهانیان است.
۲. حساس بودن به گناه و برگشت به درگاه پروردگار توبه پذیر قبل از فرا رسیدن علامت مرگ، رمز قبولی توبه است.
۳. خداوند با رحمت واسعهاش زمینه برگشت انسان خطاکار را فراهم میکند تا توبه از کار بد آسان گردد.
۴. خداوند آگاه به تمام اعمال ظاهری و باطنی ماست هم بر اعمال خوب و بد و هم بر توبه خالصانه یا ظاهری ما.
۵. اختیار انسان بر انجام اعمال ناشایست و زمینه سازی خداوند جهت برگشت او از حکمت بالغه خداوند میباشد.
آنچه شایسته است به آن عمل کنیم:
۱. هیچ وقت تحت هیچ شرایطی از توبه کردن ناامید نگردیم و شیطان را خوشحال نگردانیم.
۲. هر انسانی ممکن است در زندگی اشتباه و خطا کند سعی کنیم توبه را به تاخیر نیندازیم که خدای نکرده فراموش کنیم.
۳. گناه را چه کوچک یا بزرگ به دیده ناچیز ننگریم چه بسا اشتباه و کار نادرست کوچکی اثرات مخرب زیادی داشته باشد! در اسرع وقت آن را اصلاح و جبران کنیم.
۴. توبه خالصانه جز خداوند کس دیگری نمیداند. مواظب باشیم خداوند را ناظر و عالم بر اعمال قلبی و ظاهری خود بدانیم.
۵.علم و فهم خود را نسبت به خطرات تبعیت از شیطان و هوای نفس و همچنین نسبت به عظمت خداوند بالا ببریم تا کمتر دچار بی اعتنایی به دستورات خدا و رسول گردیم.