آخرین بروزرسانی: ۲۳ اسفند, ۱۴۰۳
وَکَذَٰلِکَ جَعَلْنَاکُمْ أُمَّهً وَسَطًا لِّتَکُونُوا شُهَدَاءَ عَلَى النَّاسِ وَیَکُونَ الرَّسُولُ عَلَیْکُمْ شَهِیدًا ۗ وَمَا جَعَلْنَا الْقِبْلَهَ الَّتِی کُنتَ عَلَیْهَا إِلَّا لِنَعْلَمَ مَن یَتَّبِعُ الرَّسُولَ مِمَّن یَنقَلِبُ عَلَىٰ عَقِبَیْهِ ۚ وَإِن کَانَتْ لَکَبِیرَهً إِلَّا عَلَى الَّذِینَ هَدَى اللَّهُ ۗ وَمَا کَانَ اللَّهُ لِیُضِیعَ إِیمَانَکُمْ ۚ إِنَّ اللَّهَ بِالنَّاسِ لَرَءُوفٌ رَّحِیمٌ [سُورَهُ البَقَرَهِ: ۱۴۳]
آنچه از آیه ۱۴۳ البقره آموختم: ۱
۱. امت اسلام، امت وسط و بدور از افراط و تفریط است.
۲. امت اسلام با اعمال خود بر رسالت محمد صلیالله علیه و آله وسلم گواهی میدهند و پیامبر هم در قیامت آن را تأئید میکند.
۳. الله هیچ امری بدون هدف صورت نمیدهد. یکی از اهداف مهم تغییر قبله، آزمایش از میزان تبعیت مومنان از رسولالله بوده است.
۴. افراد هدایت یافته در برابر هر تغییر و شرایطى، خود را نمیبازند و اهداف آن را درک میکنند.
۵. پذیرش شرایط تغییرات، نیاز به عقیده ثابت به أسماءالله الحسنی دارد. خداوند به شرایط جدید مردم آگاه است و از سر لطف و رحمتش همهی آن وضعیت را در میزان حسنات افراد قرار میدهد.
آنچه شایسته است به آن عمل کنیم:
۱. سعی و تلاش خود را به کار میگیریم تا با تمسک به قران، از افراط و تفریط دور باشیم و بر راه و روش اعتدال حرکت کنیم.
۲. اگر انتظار داریم که رسولالله صلی الله علیه و آله و سلم بر ایمان و اعتقاد ما گواهی دهد، ما هم عملا طوری رفتار کنیم که به رسالت او عملا گواه باشیم.
۳. تغییرات جامعه را بدون افراط و تفریط بپذیریم و بدانیم که حکمتی در آن است.
۴. همیشه هدایت و حرکت در مسیر رضای پروردگار مهربان را از الله بخواهیم تا در بیراههها گم نگردیم.
۵. مطمئن باشیم که پذیرش شرایط جدید در زندگی فردی، خانوادگی و اجتماعی به هر میزان برای ما سخت باشد، خداوند از آن آگاه است و اجر ما را ضایع نخواهد کرد بلکه از سر لطف و رحمتش آن را برای ما آسان میگرداند.
کَمَا أَرْسَلْنَا فِیکُمْ رَسُولًا مِّنکُمْ یَتْلُو عَلَیْکُمْ آیَاتِنَا وَیُزَکِّیکُمْ وَیُعَلِّمُکُمُ الْکِتَابَ وَالْحِکْمَهَ وَیُعَلِّمُکُم مَّا لَمْ تَکُونُوا تَعْلَمُونَ [سُورَهُ البَقَرَهِ: ۱۵۱]
آنچه از آیه ۱۵۱ البقره آموختم: ۲
۱. هر ملتی نیاز به رسول و راهنما دارد تا بتواند به سعادت دو جهان نایل گردد.
۲. شایسته است رهبر، راهنما، مشاور و هدایتگر هر قومی، از بین همان قوم باشد تا زبان حال و قال همدیگر را درک کنند.
۳. رسول و عالم واقعی کسی است که بتواند پیام خداوند را بدون کم و کاست به ملتش برساند و در مسیر رشد و تزکیه آنها تلاش کند.
۴. آموزش کتاب، علم و دانش و حکمت از کلیدهای طلایی یک جامعه پیشرفته است که مورد تائید پروردگار جهانیان می باشد.
۵. یک رهبر و راهنما شایسته است بتواند جوابگوی ملت خود باشد و هر آنچه نیاز دارند را به آنها بیاموزد.
آنچه شایسته است به آن عمل کنیم:
۱. هر یک از ما میتوانیم به جایی برسیم که راهنمای دیگران گردیم. بنابراین تمام تلاش خود را برای رسیدن به آن بکار گیریم.
۲. تلاش کنیم زبان کتاب خداوند یکتا را خوب یاد بگیریم و به دیگران بیاموزیم.
۳. فقط در ظاهر قران تمرکز نکنیم بلکه برای رشد وتعالی خود و دیگران از آیات و مفاهیم گرانقدرش بهره گیریم.
۴. هیچوقت خود را بی نیاز از آموختن ندانیم. همواره برای نیازهاى ضروری از جمله درک مفاهیم قران، برنامه داشته باشیم.
۵. توجه داشته باشیم هر آنچه نیاز مخاطبان و اطرافیان ماست، به آنها آموزش دهیم و برای مفید و مؤثر بودن، معلومات خود را افزایش و به روز گردانیم.
فَاذْکُرُونِی أَذْکُرْکُمْ وَاشْکُرُوا لِی وَلَا تَکْفُرُونِ [سُورَهُ البَقَرَهِ: ۱۵۲]
آنچه از آیه ۱۵۲ البقره آموختم: ۳
۱. همه ی ما مأموریم یاد و ذکر خداوند بلند مرتبه را در هر حالت داشته باشم.
۲. اگر ما کل زندگی خود را بر اساس رضای الله تنظیم کنیم و او را فراموش نکنیم، الله نیز در کنار ماست و ما را تنها نمیگذارد و فراموش نخواهد کرد.
۳. همهی ما مأمور به شکرگزاری الله بخاطر نعمات بیشمار مادی و معنوی ولی نعمت خود هستیم.
۴. انتخاب دو راه سپاس یا ناسپاسی یا همان شکر یا کفر، به اختیار خود ماست. شکرگذاری از مقوله مهم ذاکر بودن است.
۵. یاد خدا یا ذاکر شدن، صرفا به زبان نیست بلکه عملا خداوند را در کل زندگی خود دخیل دانستن است.
آنچه شایسته است به آن عمل کنیم:
۱. تلاش کنیم همواره با قلب و زبان و عمل به یاد الله باشیم.
۲. در شبانه روز و حین کار عملی، زبان خود را با ذکر الله همراه با کاروان تسبیح کنندگان خداوند، پربرکت گردانیم.
۳. معانی اذکار و تسبیحات را بخوانیم تا هنگام گفتن اذکار روحمان صیقل یابد.
۴. در هر موقعیتی که هستیم، شاکر نعمات خداوند باشیم. چون موقعیت بدتر از آن وجود دارد که به آن دچار نیستیم.
۵. مطمئن باشیم اگر همواره در هر کاری به یاد الله باشیم، و شکر گزار نعمتهای او گردیم، خداوند با ماست و ما را در سختیها رها نخواهد کرد.
وَلَنَبْلُوَنَّکُم بِشَیْءٍ مِّنَ الْخَوْفِ وَالْجُوعِ وَنَقْصٍ مِّنَ الْأَمْوَالِ وَالْأَنفُسِ وَالثَّمَرَاتِ ۗ وَبَشِّرِ الصَّابِرِینَ [سُورَهُ البَقَرَهِ: ۱۵۵]
آنچه از آیه ۱۵۵ البقره آموختم: ۴
۱. دنیا محل امتحان است و همه ما به نحوی مورد امتحان قرار میگیریم.
۲. مواد امتحانی کل زندگی ما را در بر میگیرد.
۳. خداوند غرضی ندارد که امنیت و سلامتی و دارائی ما را دچار نقصان کند بلکه هدفی والا در پس پرده حکمت اوست.
۴. همه ی دارائیهای مادی و معنوی ما متعلق به خداوند است و خوشا بحال کسانی که صاحب نعمت را فراموش نمیکنند و همواره در راه رضای او قدم برمیدارند.
۵. مقام صابرین از درجات عالیه دنیوی و اخروی است که مهترین آن بهرهمندی از هدایت و صلوات و رحمت الهی و اجر بغیر حساب خداوند میباشد.
آنچه شایسته است به آن عمل کنیم:
۱. حواس خود را جمع کنیم که چه خوش یا ناخوشیهایی که به آن دچار میشویم امتحانی است که با راهنماییهای خداوند در قران و با کمک او میتوانیم نمره کامل را کسب کنیم.
۲. خود را برای هرگونه امتحانی آماده سازیم تا زمان آزمایش دچار ضرر مادی و ایمانی نگردیم.
۳. هر نعمتی که در اختیار داریم قدرش را بدانیم قبل از اینکه از دست بدهیم و پشیمان گردیم.
۴. نعمتهای خداوند را در راه رضای صاحبش بکار گیریم نه اینکه برخلاف نظر و دستور الله!
۵. مطالعه زندگی صابرین و رابطه با افراد صبور در جامعه را از برنامههای زندگی خود قرار دهیم تا آمادگی بیشتری برای امتحانات داشته باشیم.
إِنَّ الصَّفَا وَالْمَرْوَهَ مِن شَعَائِرِ اللَّهِ ۖ فَمَنْ حَجَّ الْبَیْتَ أَوِ اعْتَمَرَ فَلَا جُنَاحَ عَلَیْهِ أَن یَطَّوَّفَ بِهِمَا ۚ وَمَن تَطَوَّعَ خَیْرًا فَإِنَّ اللَّهَ شَاکِرٌ عَلِیمٌ [سُورَهُ البَقَرَهِ: ۱۵۸]
آنچه از آیه ۱۵۸ البقره آموختم: ۵
۱. سعی بین دو کوه صفا و مروه از شعائر بزرگ حج و عمره میباشد که لازم است توجه خاصی به آن گردد.
۲. خداوند ارزشها و نشانههای مکانی و زمانی خاص را به ما معرفی میکند نه اینکه ما از هوای نفس خود به مکان و زمان خاصی بدون وجود اصل و ریشه توجه ویژه داشته باشیم.
۳. سعی بین صفا و مروه یادآور تسلیم و توکل و تلاش همسر ابراهیم و مادر اسماعیل علیهمالسلام است که شایسته است زنان و مردان مؤمن از آن تبعیت کنند.
۴. خانه کعبه همواره محل توجه انسانها بوده است هرچند در دورانهای مختلف، نحوهی حج کردنها فرق داشته است و گاها در حرم و کوه صفا و مروه پر از بتهای ساختگی بوده است!
۵. خداوند پاداش ویژه به افرادی که علاوه بر واجب با میل و رغبت خود برای رضای الله از هیچ کوششی دریغ نمی ورزند، خواهد بخشید.
آنچه شایسته است به آن عمل کنیم:
۱. تمام تلاش خود را جهت برنامه ریزی مالی و زمانی برای حداقل یکبار حج یا عمره رفتن انجام دهیم.
۲. سرگذشت ساخت کعبه، پیدایش زمزم، امتحان ذبح اسماعیل و همچنین سیره پیامبر عزیزمان را با خانواده و یاران باوفایش مطالعه کنیم تا بیشترین استفاده معنوی را از مکان مقدس داشته باشیم.
۳. اهداف فریضه حج را بشناسیم و مورد توجه خاص قرار دهیم نه اینکه تنها به ظواهر دل خوش کنیم!
۴. همچون سیدنا ابراهیم علیه السلام و خانواده عزیزش هاجر و اسماعیل، تسلیم مطلق خواستههای الله گردیم و مطمئن باشیم که خداوند ما را رها نخواهد کرد.
۵. شعائر الهی را همچون دههی ذیحجه، روز عرفات، روز عید، ایام تشریق و قربانی را ارج نهیم حتی اگر نتوانیم حج خانهی خدا را بجای آوریم.
وَمِنَ النَّاسِ مَن یَتَّخِذُ مِن دُونِ اللَّهِ أَندَادًا یُحِبُّونَهُمْ کَحُبِّ اللَّهِ ۖ وَالَّذِینَ آمَنُوا أَشَدُّ حُبًّا لِّلَّهِ ۗ وَلَوْ یَرَى الَّذِینَ ظَلَمُوا إِذْ یَرَوْنَ الْعَذَابَ أَنَّ الْقُوَّهَ لِلَّهِ جَمِیعًا وَأَنَّ اللَّهَ شَدِیدُ الْعَذَابِ [سُورَهُ البَقَرَهِ: ۱۶۵]
آنچه از آیه ۱۶۵ البقره آموختم: ۶
۱. در طول تاریخ بسیاری از انسانها مسیر و مقصد خود را عمدا” یا سهوا” اشتباه انتخاب کرده و میکنند.
۲. هر انسانی ممکن است محبت افرادی چون همسر، فرزند، دوست، مدیر و حتی اشیاء بیجان چون خانه و وطن و … به اندازه محبت الله در قلب او جای گیرد.
۳. میزان سنجش محبت خالصانه خداوند به میزان تبعیت ما از دستورات الله بستگی دارد.
۴. زمانی میتوانیم ادعای ایمان داشته باشیم که محبت الله سر لوحه تمام محبتهای دیگر در قلب ما باشد.
۵. عدم شناخت و باور به جایگاه و مقام تنها معبود برحق، باعث وارونه قرار دادن جایگاهها شده است.
آنچه شایسته است به آن عمل کنیم:
۱. به قلب خود رجوع کنیم میزان محبت الله و غیر او را مورد ارزیابی قرار دهیم. ( کسانی که در زندگی ما بسیار عزیز هستند)
۲. همواره نزد بهترین یار و یاور خود دعا کنیم تا محبت خودش در قلبمان زیاد گرداند و هیچ محبتی همتای او قرار نگیرد. و برای شناخت بهتر محبوب و معبود برحقمان برنامه ریزی کنیم.
۳. نجواهای خالصانه خود را با محبوب واقعی خود در شبانه روز زیادتر گردانیم.
۴. نعمتهای الهی را بخصوص آن چیزها و کسانی که خیلی دوستشان داریم به یاد آوریم که چه کسی صاحب و ولی نعمت اصلی است؟
۵. هنگام تصمیمگیری در فراز ونشیبهای زندگی، بین خواستههای خود یا اطرافیان و خواستهی پروردگار مهربان دقت کنیم تا همواره خواستهی ولی و وکیل خود را در دستور کار قرار دهیم.
إِنَّمَا یَأْمُرُکُم بِالسُّوءِ وَالْفَحْشَاءِ وَأَن تَقُولُوا عَلَى اللَّهِ مَا لَا تَعْلَمُونَ [سُورَهُ البَقَرَهِ: ۱۶۹]
آنچه از آیه ۱۶۹ البقره آموختم: ۷
۱. هر انسانی ممکن است به جایی برسد که شیطان رئیس و مدیر برنامه ریز او قرار گیرد!
۲. با توجه به ماهیت و رسالت شیطان، جز رهنمون ساختن انسانها به بدی و فحشاء و منکرات انتظاری دیگر نمیرود.
۳. در صورت مهیا بودن زمینه، روح و جسم انسانها جولانگاه شیطان خواهد بود که هر روزه به رنگ و شکلی خاص بروز میکند.
۴. یکی از اهداف مهم شیطان و مظاهر بدی و فحشاء، دستور به برهنگی و خودنمایی به اشکال مختلف میباشد که متاسفانه بسیاری از ما مسلمانان به آن دچار شدهایم!
۵. سخنهای بدون اصل و اساس بخصوص در رابطه با خالق کل جهان، از دامهای بسیار خطرناک شیطان برای انسانها میباشد.
آنچه شایسته است به آن عمل کنیم:
۱. هر وسوسهای را که در دل احساس کردیم، با میزان قران و زندگانی انبیاء الهی مورد سنجش قرار دهیم تاماهیت آن برای ما روشن گردد.
۲. از هر جا که متوجه نقشه شیطان شدیم، برگردیم حتی اگر از نیمه راه گذشته و یا به آخر راه رسیده باشیم.
۳. در حدامکان مواظب زبان خود باشیم تا نادانسته و بدون تحقیق، چیزی را بر زبان نیاوریم خصوصا در مورد الله و انبیاء کرام علیهم السلام
۴. تمرین نه گفتن را به هر کسی در زندگی روزمره خود ( در صورت دستور به بدی) داشته باشیم تا راه را بر دستورات و وسوسههای شیطان ببندیم.
۵. تجدید نظری در نحوهی پوشش خود و خانواده داشته باشیم و عزیزان و اطرافیان را از نقشهی شوم شیطان آگاه سازیم و به تبعیت از رضایت الله تشویق کنیم.
یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا کُلُوا مِن طَیِّبَاتِ مَا رَزَقْنَاکُمْ وَاشْکُرُوا لِلَّهِ إِن کُنتُمْ إِیَّاهُ تَعْبُدُونَ [سُورَهُ البَقَرَهِ: ۱۷۲]
آنچه از آیه ۱۷۲ البقره آموختم: ۸
۱. خطاب حلال و حرام ویژه کسانی است که آگاهانه و با اختیار کامل قانون اساسی اسلام را پذیرفته اند و یقین کامل به فرمانروایی و فریادرسی الله دارند.
۲. خداوند خوراکیهای زیادی که پاک و حلال و سالم هستند، برای رشد و سلامت جسم و روح انسان آفریده است در صورتی که خوردنیهای ناپاک و حرام معدود هستند.
۳. هر آنچه که در اختیار داریم و به ظاهر با کار و تلاش خود بدست آوردهایم، رزق حلالی است که خداوند روزی ما کرده است.
۴. خداوند دوست دارد بندگانش از رزق و روزی حلال و پاک او استفاده کنند و با استفادهی بهینه از آن، شکر نعمتش را بجای آورند.
۵. کسانی شکرگزار واقعی الله میشوند که صاحب حقیقی همهی نعمتها را بشناسند و همهی آن را به تنها معبود بر حق جهان خلقت نسبت دهند.
آنچه شایسته است به آن عمل کنیم:
۱. در حد امکان از انواع خوردنیها و نوشیدنیهای حلال و سالم استفاده کنیم تا جسم و روان ما از انواع مواد مورد نیاز خود استفاده کند.
۲. برای تغذیه سالم و حلال، نهایت دقت را داشته باشیم تا بتوانیم پروردگار مهربان خود را به دوستی عبادت کنیم.
۳. همواره خداوند را بخاطر نعمتهای زیادش سپاس گوئیم و مالکیت تام آن را به خود و غیر الله نسبت ندهیم.
۴. خوردنیها و نوشیدنیهای حرام را بشناسیم، از آن خودداری کنیم و به دیگران معرفی نمائیم.
۵. حلال خداوند را بدون تحقیق و اصل و اساس، برخود و دیگران حرام نگردانیم چرا که تعیین حلال و حرام اشیاء، خاص خداوند است.
لَّیْسَ الْبِرَّ أَن تُوَلُّوا وُجُوهَکُمْ قِبَلَ الْمَشْرِقِ وَالْمَغْرِبِ وَلَٰکِنَّ الْبِرَّ مَنْ آمَنَ بِاللَّهِ وَالْیَوْمِ الْآخِرِ وَالْمَلَائِکَهِ وَالْکِتَابِ وَالنَّبِیِّینَ وَآتَى الْمَالَ عَلَىٰ حُبِّهِ ذَوِی الْقُرْبَىٰ وَالْیَتَامَىٰ وَالْمَسَاکِینَ وَابْنَ السَّبِیلِ وَالسَّائِلِینَ وَفِی الرِّقَابِ وَأَقَامَ الصَّلَاهَ وَآتَى الزَّکَاهَ وَالْمُوفُونَ بِعَهْدِهِمْ إِذَا عَاهَدُوا ۖ وَالصَّابِرِینَ فِی الْبَأْسَاءِ وَالضَّرَّاءِ وَحِینَ الْبَأْسِ ۗ أُولَٰئِکَ الَّذِینَ صَدَقُوا ۖ وَأُولَٰئِکَ هُمُ الْمُتَّقُونَ (۱۷۷ بقره)
آنچه از آیه ۱۷۷ البقره آموختم: ۹
۱. نیکوکاری صرفا نماز خواندن ظاهر نیست، بلکه خیلی فراتر از آن است تا ثابت شود صادق و متقی هستیم.
۲. برنامه امتحانی خداوند بسیار دقیق و منظم است به ظاهر توجه ندارد.
۳. ضامن یک ارتباط موثر با همنوع، ارتباط مؤثر با خالق و پروردگار مهربان است.
۴. ایمان تنها به زبان و حتی به قلب خلاصه نمیشود، بلکه ایمان واقعی به الله وقتی ثابت میشود که عمل به خاطر الله در پی داشته باشد.
۵. عمل صالح هم شامل ارتباط عملی خالصانه با خالق و هم خلق میباشد.
آنچه شایسته است به آن عمل کنیم:
۱. با تفکر و خلوت با پروردگار مهربان و تفکر در اعمال روزانه ، باور و یقین خود را به حضور الله در زندگی و روز آخرت و فرشتگان الهی و کتابهای آسمانی و رسولان مکرمش تقویت کنیم. لَّیْسَ الْبِرَّ أَن تُوَلُّوا وُجُوهَکُمْ قِبَلَ الْمَشْرِقِ وَالْمَغْرِبِ وَلَٰکِنَّ الْبِرَّ مَنْ آمَنَ بِاللَّهِ وَالْیَوْمِ الْآخِرِ وَالْمَلَائِکَهِ وَالْکِتَابِ وَالنَّبِیِّینَ
۲. انفاق مال را علاوه بر زکات بر گروههای نامبرده پروردگار مهربانمان، طبق اولویتی که خودش ما را راهنمایی کرده است، در حد توان فقط بخاطر رضای الله انجام دهیم. وَآتَى الْمَالَ عَلَىٰ حُبِّهِ ذَوِی الْقُرْبَىٰ وَالْیَتَامَىٰ وَالْمَسَاکِینَ وَابْنَ السَّبِیلِ وَالسَّائِلِینَ وَفِی الرِّقَابِ
۳. مواظب نمازهای فرض خود باشیم که با قلبی حاضر و خشوع و تواضع اقامه کنیم نه با شتاب و سرسری! وَأَقَامَ الصَّلَاهَ وَآتَى الزَّکَاهَ
۴. به عهدهایی که با خدای خود و خلق بسته ایم، وفا کنیم، خلاف وعده نکنیم و خداوند الخبیر و الشهید را ناظر اعمال خود ببینیم. وَالْمُوفُونَ بِعَهْدِهِمْ إِذَا عَاهَدُوا
۵. توان و تحمل خود را در سختی های ظاهری و باطنی بالا ببریم و با ارتباط خوب با خالق و همنوعان فردی صبور گردیم. وَالصَّابِرِینَ فِی الْبَأْسَاءِ وَالضَّرَّاءِ وَحِینَ الْبَأْسِ
یارب توفیق خالصانه نصیب فرما تا با انجام تکالیف سعادتبخش شما از زمره راستگویان و پرهیزگاران گردیم. أُولَٰئِکَ الَّذِینَ صَدَقُوا ۖ وَأُولَٰئِکَ هُمُ الْمُتَّقُونَ
یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا کُتِبَ عَلَیْکُمُ الْقِصَاصُ فِی الْقَتْلَى ۖ الْحُرُّ بِالْحُرِّ وَالْعَبْدُ بِالْعَبْدِ وَالْأُنثَىٰ بِالْأُنثَىٰ ۚ فَمَنْ عُفِیَ لَهُ مِنْ أَخِیهِ شَیْءٌ فَاتِّبَاعٌ بِالْمَعْرُوفِ وَأَدَاءٌ إِلَیْهِ بِإِحْسَانٍ ۗ ذَٰلِکَ تَخْفِیفٌ مِّن رَّبِّکُمْ وَرَحْمَهٌ ۗ فَمَنِ اعْتَدَىٰ بَعْدَ ذَٰلِکَ فَلَهُ عَذَابٌ أَلِیمٌ [سُورَهُ البَقَرَهِ: ۱۷۸]
آنچه از آیه ۱۷۸ البقره آموختم: ۱۰
۱. قانون اساسی خداوند در قران متناسب با نیازهای روحی و جسمی انسان ها بنا شده است.
۲. اجرای عدالت در جامعه ضامن بقای افراد جامعه بشری است.
۳. هیچ برنامه و قانونی بهتر ، پیشرفته تر و قابل اجرایی تر از قانون خداوند در قران نیست.
۴. خداوند در هر حکم عادلانه ای تخفیفاتی برای بشر قرار داده است.
۵. هر انسانی هر چه قدر مجرم باشد، اگر طبق قانون قران حرکت کند و از حد تعیین شده نگذرد، میتواند مورد رضایت الله قرار گیرد.
آنچه شایسته است به آن عمل کنیم:
۱. خشم خود را کنترل کنیم تا بتوانیم بر هوای نفس خود مسلط باشیم.
۲. هر کار بدی که تصمیم به انجام دادن ان باشیم، اول فکر عکس العمل ان از طرف مقابل داشته باشیم.
۳. هر ظلمی که خواسته یا ناخواسته به دیگران اعمال کردیم، از مظلوم عذر خواهی کنیم و برای کسب رضایت او هزینه کنیم.
۴. اگر کسی به ما ظلم کرد و پشیمان گردید در حدی که حق داریم میتوانیم درخواست جبران کنیم نه بیشتر چون خود وارد گروه ظالمان خواهیم گشت.
۵. سعی کنیم همانگونه که خداوند به ما تخفیف داده، از تخفیفات او استفاده کنیم و خودمان هم به هم سخت نگیریم.
شَهْرُ رَمَضَانَ الَّذِی أُنزِلَ فِیهِ الْقُرْآنُ هُدًى لِّلنَّاسِ وَبَیِّنَاتٍ مِّنَ الْهُدَىٰ وَالْفُرْقَانِ ۚ فَمَن شَهِدَ مِنکُمُ الشَّهْرَ فَلْیَصُمْهُ ۖ وَمَن کَانَ مَرِیضًا أَوْ عَلَىٰ سَفَرٍ فَعِدَّهٌ مِّنْ أَیَّامٍ أُخَرَ ۗ یُرِیدُ اللَّهُ بِکُمُ الْیُسْرَ وَلَا یُرِیدُ بِکُمُ الْعُسْرَ وَلِتُکْمِلُوا الْعِدَّهَ وَلِتُکَبِّرُوا اللَّهَ عَلَىٰ مَا هَدَاکُمْ وَلَعَلَّکُمْ تَشْکُرُونَ [سُورَهُ البَقَرَهِ: ۱۸۵]
آنچه از آیه ۱۸۵ البقره آموختم: ۱۱
۱. قران در ماه مبارک رمضان نازل شده و کتاب هدایت و راهنما برای کل انسان ها تا قیامت است.
۲. قران کتاب دلیل و برهان برای هدایت و روشنگری است نه تقلید محض
۳. قران با دلایل و نشانه های روشن و قاطع، وسیلهای محکم برای جداسازی راه حق از باطل است.
۴. رمضان ماه روزه برای افراد مکلف مومن سالم و مقیم است و مسافر و مریض اجازه افطار دارند که در وقت دیگر جبران کنند.
۵. خداوند سختی بندگانش را نمیخواهد بلکه دین او آسان است و ما لازم است شکر گذار هدایت الله باشیم و فقط او را تعظیم کنیم.
آنچه شایسته است به آن عمل کنیم:
۱. ما مشتاقانه منتظر دیدن ماه رمضان باشیم تا فرایض خاص را در ماه خاص خداوند اجرا کنیم.
۲. بیشترین تلاش خود را در شناخت بهتر قران بکار گیریم چون راه اصلی و راهنمای کل ما انسانها قران است.
۳. هر چیزی را با دلیل و برهان بگوییم و بپذیریم و تقلید کورکورانه نکنیم و آنچه به خیر دو جهان ماست قبول کنیم.
۴. از رخصت های خداوند استفاده کنیم و در حالت بیماری یا مسافرت به خود زجر ندهیم خداوند خودش تکلیف ما را آسان کرده است.
۵. همواره با دل و زبان و کل اعضای بدن، شکر گزار هدایت الله باشیم و او را به بزرگی یاد کنیم.
وَإِذَا سَأَلَکَ عِبَادِی عَنِّی فَإِنِّی قَرِیبٌ ۖ أُجِیبُ دَعْوَهَ الدَّاعِ إِذَا دَعَانِ ۖ فَلْیَسْتَجِیبُوا لِی وَلْیُؤْمِنُوا بِی لَعَلَّهُمْ یَرْشُدُونَ [سُورَهُ البَقَرَهِ: ۱۸۶]
آنچه از آیه ۱۸۶ البقره آموختم: ۱۲
۱. همه ما بندگان دارای یک پروردگار و یک خالق هستیم و او آمادگی درخواست های همه بندگانش را دارد نه فقط افرادی خاص!
۲. خداوند بدون واسطه به ما نزدیک است و درخواست ها را اجابت میکند.
۳. آنچه مهم است فقط دعا و درخواست و ابراز احساس نیاز از الله است و لاغیر حتی پیامبر
۴. خداوند دعای هر درخواست کننده ای را اجابت میکند، فقط نوع اجابت بنا به حکمت و رحمتش، متفاوت است.
۵. رشد و هدایت ما انسان ها در سایه ارتباط صمیمانه با الله و قبول دستورات سعادت بخش اوست.
آنچه شایسته است به آن عمل کنیم:
۱. هر کسی خواهان شناخت الله باشد، پروردگار قریب و مجیب را بدون واسطه به او معرفی کنیم تا با خالق و رازقش ارتباط صمیمانه داشته باشد.
۲. بجای درخواست های مکرر از دیگران، مستقیم با پروردگار مهربانی که بدون واسطه آمادگی پذیرش ما را دارد، ارتباط برقرار کنیم.
۳. همیشه احساس نیاز به خالق، رازق، وکیل و ولی خود داشته باشیم و هیچوقت به خود و دیگر مخلوقات ضعیف متکی نباشیم.
۴. دعوت خداوند را در انجام اوامر و نواهی اجابت کنیم و یقین داشته باشیم که خیر دو جهان ما در بردارد.
۵. یقین داشته باشیم که بدون کمک و ارتباط صحیح با الله، مسیر رشد و ترقی واقعی برایمان مقدور نخواهد بود.
وَلَا تَأْکُلُوا أَمْوَالَکُم بَیْنَکُم بِالْبَاطِلِ وَتُدْلُوا بِهَا إِلَى الْحُکَّامِ لِتَأْکُلُوا فَرِیقًا مِّنْ أَمْوَالِ النَّاسِ بِالْإِثْمِ وَأَنتُمْ تَعْلَمُونَ [سُورَهُ البَقَرَهِ: ۱۸۸]
آنچه از آیه ۱۸۸ البقره آموختم: ۱۳
۱. تاکید و نهی مالک یوم الدین در دوری از خوردن اموال باطل و حرام و دستیابی به حق دیگران از کانال رشوه دهی.
۲. انسان نسبت به اموال خود مالکیت نسبی دارد و نمیتواند هر طور اراده کند مصرف کند.
۳. صاحب نفوذان در معرض خطرناک رشوه خواری قرار دارند اگر تقوای الهی نداشته باشند.
۴. راههای مختلفی برای کسب مال وجود دارد و هر کسی اختیار انتخاب دارد ولی در برابر نتایج انتخاب خود بازخواست خواهد شد.
۵. افرادی که کار رشوه دهی و رشوه خواری انجام میدهند وارد باتلاق خطرناکی شدهاند!
آنچه شایسته است به آن عمل کنیم:
۱. در قبال اموالی که خداوند در اختیارمان قرار داده است احساس مسوولیت کنیم چرا که باید در برابر کمترین مقدار مصرف آن در برابر مالک و صاحب اصلی جوابگو باشیم.
۲. برای دوری از افتادن در دام خطرناک رشوه دهی و رشوه گیری، همواره خود را در جای کسی که قرار است حقش را به ناحق تصرف کنیم قرار دهیم.
۳. برای رسیدن به حق مشروع خود در هر زمینهای، خداوند شهید و قریب را واسطه ی خود گردانیم و شجاعانه برای بدست آوردن آن اقدام کنیم.
۴. در هر کاری خداوند خبیر و بصیر و علیم را فراموش نکنیم چرا که او بهتر میداند در قلبهای ما چه میگذرد؟
۵. اگر تاکنون مالی را به ناحق خوردهایم، و حقی را به ناحق غصب کردهایم، خالصانه برگردیم به خداوند تواب و غفار و در حد توان حق الناس را اداء کنیم.
وَأَنفِقُوا۟ فِى سَبِیلِ ٱللَّهِ وَلَا تُلْقُوا۟ بِأَیْدِیکُمْ إِلَى ٱلتَّهْلُکَهِ وَأَحْسِنُوٓا۟ إِنَّ ٱللَّهَ یُحِبُّ ٱلْمُحْسِنِینَ [۱۹۵ بقره]
آنچه از آیه ۱۹۵ البقره آموختم: ۱۴
۱. انفاق از هر جنس و از هر نوع در حد امکان از وظایف هر انسان است.
۲. مقصد انفاق و آنچه در توان انسان باشد فقط خالصانه فی سبیل الله باشد نه اهدافی دیگر
۳. انسان ها ممکن است با دست واختیار خود، خودشان را در معرض خطرات جسمی، روحی و معنوی قرار دهند.
۴. خداوند رحمان و رحیم دوست ندارد بندگانش به هلاکت برسند و آنها را منع می کند ولی بعضی از انسان ها خودشان عمدا مسیر بر خلاف رضایت خالق را انتخاب می کنند.
۵. دستور و تشویق خداوند بر خوبی کردن به همدیگر است و نیکوکاران را مورد نوازش قرار می دهد.
آنچه شایسته است به آن عمل کنیم:
۱. هر آنچه در توان داریم از مال، علم، جایگاه، هنر، زبان گویا و موثر، قدرت بدنی و…در جایی که نیاز باشد، برای انسان ها دریغ نکنیم.
۲. خوبی های خود را خالصانه بخاطر رضای بهترین یار و یاور خود انجام دهیم و هیچ چشمداشتی حتی تشکر زبانی از طرف مقابل نداشته باشیم.
۳. مواظب غذای جسم و روح خود باشیم و از چیزهایی که به ضرر سلامتی و فکر و رفتار ما باشد دوری کنیم.
۴. احسان در زندگی را سرلوحه کار خود قرار دهیم یعنی در هر کردار و گفتاری حتی افکاری، خداوند سمیع و بصیر را ناظر بر خود بدانیم.
۵. برای محبوب شدن نزد خداوند بلند مرتبه، برنامه ریزی مناسب داشته باشیم تا از گروه نیکوکاران قرار گیریم.
وَمِنَ ٱلنَّاسِ مَن یُعْجِبُکَ قَوْلُهُۥ فِى ٱلْحَیَوٰهِ ٱلدُّنْیَا وَیُشْهِدُ ٱللَّهَ عَلَىٰ مَا فِى قَلْبِهِۦ وَهُوَ أَلَدُّ ٱلْخِصَامِ [۲۰۴ بقره]
آنچه از آیه ۲۰۴ البقره آموختم: ۱۵
۱. انسانها در افکار و اخلاق و رفتار مختلف هستند شایسته نیست به یک دید به همه نگاه کرد
۲. بعضی از انسانها سخنان سحرگونه دارند که طرف مقابل را مجذوب کلام و رفتار خود مینمایند.
۳. دعوتگران و مبلغان زندگی دنیایی بدون هدف معنوی و آخرتی میتوانند از چنین گروههایی قرار گیرند.
۴. خداوندی که خالق انسانهاست بهتر میداند در قلب افراد چه میگذرد هرچند زبانشان خلاف واقع گواهی دهد.
۵. از جمله بدترین افراد و دشمنان، کسانی هستند که با زبانشان قلبها را به خود جذب میکنند و از درون به آنها ضربه میزنند.
آنچه شایسته است به آن عمل کنیم:
۱. سعی کنیم در حد امکان زبانمان نماینده قلبمان باشد نه بر خلاف آن.
۲. اگر قدرت بیان خوبی داریم از فضل خداوند بدانیم و آن را در راه رضای خودش به کار گیریم.
۳. فریب هر سخنوری نخوریم علم و عقل خود را برای پذیرش تبلیغات گسترده رسانهها به کار گیریم.
۴. همواره از خداوند قادر خبیر و بصیر بخواهیم تا سخنی جز راست بر زبانمان جاری نگرداند .
۵. در دعاهایمان از صفت نفاق و چرب زبانی و فریب دادن مردم برای منافع دنیوی به خداوند شهید و قریب پناه ببریم.
وَمِنَ ٱلنَّاسِ مَن یَشْرِى نَفْسَهُ ٱبْتِغَآءَ مَرْضَاتِ ٱللَّهِ وَٱللَّهُ رَءُوفُۢ بِٱلْعِبَادِ [۲۰۷ بقره]
آنچه از آیه ۲۰۷ البقره آموختم: ۱۶
۱. انسانها در ویژگیهای درونی و بیرونی همچون معادن هستند.
۲. یک انسان قابلیت این را دارد که جان خود را که سرمایه وجودی اوست فدای رضای الله کند
۳. رضایت الله آمال و آرزوی بندگان خاص خداوند است که برای به به دست آوردن آن از هیچ کوششی دریغ ندارند
۴. فدا کردن خود به خاطر رضای الله یعنی نه به هوای نفس گفتن است و بله به دستورات الهی
۵. خداوندی که رافت و مهربانیاش مثال زدنی است بندگان خود را رها نمیکند و همواره با لطف و کرمش با آنها همراهی میکند.
آنچه شایسته است به آن عمل کنیم:
۱. برای رسیدن به مقام رضوان الله برنامهریزی کنیم و در وهله اول بر روی قلب خود کار کنیم.
۲. همواره سعی کنیم از گروه بهترینهای زمان خود باشیم چون خداوند این استعداد را به ما داده است
۳. خالص کردن کارها برای الله از گنجینه های طلا و نقره گرانقیمت تر است. برای رسیدن به چنین حالتی تلاش کنیم.
۴. مطمئن باشیم پروردگار رئوف و مهربان ما را به حال خود رها نمیکند بلکه پشتیبانی او را همواره حس کنیم.
۵. هماهنگی قلب و زبان خود را در دستور کار زندگی جدید قرار دهیم.
کَانَ ٱلنَّاسُ أُمَّهً وَٰحِدَهً فَبَعَثَ ٱللَّهُ ٱلنَّبِیِّـۧنَ مُبَشِّرِینَ وَمُنذِرِینَ وَأَنزَلَ مَعَهُمُ ٱلْکِتَٰبَ بِٱلْحَقِّ لِیَحْکُمَ بَیْنَ ٱلنَّاسِ فِیمَا ٱخْتَلَفُوا۟ فِیهِ وَمَا ٱخْتَلَفَ فِیهِ إِلَّا ٱلَّذِینَ أُوتُوهُ مِنۢ بَعْدِ مَا جَآءَتْهُمُ ٱلْبَیِّنَٰتُ بَغْیَۢا بَیْنَهُمْ فَهَدَى ٱللَّهُ ٱلَّذِینَ ءَامَنُوا۟ لِمَا ٱخْتَلَفُوا۟ فِیهِ مِنَ ٱلْحَقِّ بِإِذْنِهِۦ وَٱللَّهُ یَهْدِى مَن یَشَآءُ إِلَىٰ صِرَٰطٍ مُّسْتَقِیمٍ [ ۲۱۳ بقره]
آنچه از آیه ۲۱۳ البقره آموختم: ۱۷
۱. انسانها با توجه به ارزشهای فکری و عقیدتی به دستههای مختلف تقسیم میگردند.
۲. نیاز انسانها به منبع و اساسنامه جهت خاتمه دادن به اختلافات و تعیین حکم نهایی.
۳. رسالت و ویژگی مهم دعوتگران الهی در هر زمان بشارت دهندگی و انذار دهندگی آنهاست.
۴. هدایت و موفقیت الله از آن کسی خواهد بود که به رب العالمین ایمان و باور داشته باشد.
۵. شاهراه اصلی هدایت و راهنمایی همان صراط مستقیم است که از افراط و تفریط و انحرافات فکری و عملی به دور میباشد.
آنچه شایسته است به آن عمل کنیم:
۱. جنس اختلاف صرفاً مشکلی ندارد مهم نوع اختلاف است و شامل چه گروه و دسته قرار گیریم.
۲. مواظب افکار و اعمال خود باشیم تا از افراط و تفریط دور گردیم و راه میانه را انتخاب نماییم.
۳. از دعوتگران مخلص الهی جهت شناسایی راه مستقیم کمک بگیریم تا دانسته از راه اصلی خارج نگردیم.
۴. در هر حکمی تابع حکم خداوند از کتاب برحقش باشیم حتی اگر برای ما ظاهری ناخوشایند داشته باشد.
۵. همواره از خداوند هدایت به راه مستقیم بخواهیم و یقین داشته باشیم که پروردگار مهربان ما را رها نخواهد کرد.
یَسْـَٔلُونَکَ مَاذَا یُنفِقُونَ قُلْ مَآ أَنفَقْتُم مِّنْ خَیْرٍ فَلِلْوَٰلِدَیْنِ وَٱلْأَقْرَبِینَ وَٱلْیَتَٰمَىٰ وَٱلْمَسَٰکِینِ وَٱبْنِ ٱلسَّبِیلِ وَمَا تَفْعَلُوا۟ مِنْ خَیْرٍ فَإِنَّ ٱللَّهَ بِهِۦ عَلِیمٌ [بقره: ۲۱۵]
آنچه از آیه ۲۱۵ البقره آموختم: ۱۸
۱. کسانی که خواهان رسیدن به حقیقت باشند از اهل علم و متخصصین مربوطه میپرسند و یا دستورات مربوطه را مطالعه میکنند و بر هوای نفس عمل نمیکنند.
۲. مسئله انفاق به عنوان یک سوال اساسی همواره در بین انسانها مطرح بوده است.
۳. نوع، جهت و مخاطبان انفاق از مسائل مهم و اساسی در این امر مهم میباشد.
۴. خدمات رسانی اجتماعی از ویژگیهای مهم دین الهی است که از والدین شروع و همه گروههای نیازمند جامعه را پوشش میدهد.
۵. خداوند به نیتها و عملها در چگونگی انجام مسئله مهم انفاق بسیار آگاه است.
آنچه شایسته است به آن عمل کنیم:
۱. سعی کنیم مسائل زندگی خصوصی خصوصا از جنبه دینی آن از علما بپرسیم و یا به منابع مراجع و تفاسیر مراجعه کنیم.
۲. آنچه در توان داریم برای رضای پروردگار مهربان نسبت به نیازمندان دریغ نکنیم.
۳. سعی کنیم هرچه بر خود میپسندیم انفاق کنیم نه چیزهای ناپسند حتی وقت و حلم و علم و هنر تا خیری به طرف برسانیم.
۴. همیشه در مسئله انفاق و بخشیدنها و مساعدتها رعایت اولویتها را داشته باشیم اول والدین بعد نزدیکان خانواده و اقوام بعد نیازمندان دیگر.
۵. بدانیم هر کاری از دستمان خارج شود همان ذخیره خواهد شد و پروردگار مهربان ما به آن آگاه است و نتیجه را به صورت چند برابر خواهد داد.
کُتِبَ عَلَیْکُمُ ٱلْقِتَالُ وَهُوَ کُرْهٌ لَّکُمْ وَعَسَىٰٓ أَن تَکْرَهُوا۟ شَیْـًٔا وَهُوَ خَیْرٌ لَّکُمْ وَعَسَىٰٓ أَن تُحِبُّوا۟ شَیْـًٔا وَهُوَ شَرٌّ لَّکُمْ وَٱللَّهُ یَعْلَمُ وَأَنتُمْ لَا تَعْلَمُونَ [بقره: ۲۱۶]
آنچه از آیه ۲۱۶ البقره آموختم: ۱۹
۱.هر کسی در زندگی ممکن است در موقعیت وجوب جهاد با کفار و متجاوز قرار گیرد.
۲. حالت طبیعی است که جنگ و خونریزی چیز خوشایندی نیست و همه از آن متنفرند.
۳.خیلی از چیزهای ناخوشایند در زندگی وجود دارد که خیر بزرگی در آن نهفته است منجمله جهاد فی سبیل الله و قتال
۴. بسیاری از دلخوشیهای روزمره ما ممکن است خیری در آن نباشد و حتی به ضرر ما نیز باشد.
۵. خداوندی که خالق ماست بهتر از خیر و شر ما خبر دارد پس عمل به دستورات صاحب و مالک خود به نفع ماست.
آنچه شایسته است به آن عمل کنیم:
۱.ما در زندگی، خود را برای هر چیز ناخوشایندی آماده کنیم تا توان صبر و تحمل و تاب آوری خود را بالا ببریم.
۲. ظلم و ستم را نپذیریم هرچند که مقابله با آن ظاهری ناخوشایند داشته باشد.
۳. یقین کامل به تقدیر الهی داشته باشیم و رویدادهای ناخوشایند بدون اختیار را خیر بدانیم.
۴. از خوشیهای حرامی که شیطان برای ما زینت میدهد و هوای نفسمان به آن دستور میدهد به خاطر رضای پروردگار مهربان از آن پرهیز کنیم که چیزی جز شر و ضرر در آن وجود ندارد.
۵. از خداوند مهربان بخواهیم یک لحظه ما را به حال خود واگذار نگرداند و همواره هوای ما را داشته باشد چرا که او بهتر از خودمان خیر و شر ما را میداند.
یَسْـَٔلُونَکَ عَنِ ٱلْخَمْرِ وَٱلْمَیْسِرِ قُلْ فِیهِمَآ إِثْمٌ کَبِیرٌ وَمَنَٰفِعُ لِلنَّاسِ وَإِثْمُهُمَآ أَکْبَرُ مِن نَّفْعِهِمَا وَیَسْـَٔلُونَکَ مَاذَا یُنفِقُونَ قُلِ ٱلْعَفْوَ کَذَٰلِکَ یُبَیِّنُ ٱللَّهُ لَکُمُ ٱلْـَٔایَٰتِ لَعَلَّکُمْ تَتَفَکَّرُونَ [بقره: ۲۱۹]
آنچه از آیه ۲۱۹ البقره آموختم: ۲۰
۱. شراب و قمار از مسائل مهمی است که مومنان درباره آن از پیامبر سوال کردند.
۲. شراب و قمار از منابع مالی انسانهاست که منافع زیادی ممکن است به دنبال داشته باشد ولی ضرر و گناهش بسیار بزرگ است.
۳. هر چیزی در دنیا ممکن است هم نفع و هم ضرر داشته باشد ولی باید تحقیق کنیم که ضرر آن بیشتر است یا فایده؟
۴. انفاق و نوع انفاق از مسئله اساسی زندگی است که لازم است دقت کنیم و از افراط و تفریط به دور باشیم.
۵. پروردگار مهربان تمام مسائل اساسی زندگی را برایمان شرح داده است فقط لازم است با دیده تفکر به مسائل بنگریم و سرسری از هر چیزی نگذریم.
آنچه شایسته است به آن عمل کنیم:
۱.بازنگری به زندگی شخصی و دوستانه خود داشته باشیم مبادا بدون فکر به محدوده حرامهای خداوند پا بگذاریم.
۲. شراب و قمار از خطرهای بزرگ دو جهان ماست دقت کنیم خود و اطرافیان و دوستان از آن دور گردیم.
۳. ممکن است در جامعه موارد حرام و پرخطر عادیسازی شده باشد سعی کنیم با بیان خطرات دنیوی و اخروی آن دیگران را از افتادن به باتلاق باز داریم.
۴. در حد توان انفاق کنیم نه افراط و نه تفریط ولی جزء برنامه زندگی همیشگی خود قرار دهیم هر وقت نیاز باشد نه موسم خاص!
۵. سعی کنیم وقتی قرآن میخوانیم در اوامر و نواهی آن بیشتر دقت کنیم و با کمی تفکر آن را شیرینتر و قابل هضمتر گردانیم تا عمل به آن راحتتر باشد.
وَلَا تَنکِحُوا۟ ٱلْمُشْرِکَٰتِ حَتَّىٰ یُؤْمِنَّ وَلَأَمَهٌ مُّؤْمِنَهٌ خَیْرٌ مِّن مُّشْرِکَهٍ وَلَوْ أَعْجَبَتْکُمْ وَلَا تُنکِحُوا۟ ٱلْمُشْرِکِینَ حَتَّىٰ یُؤْمِنُوا۟ وَلَعَبْدٌ مُّؤْمِنٌ خَیْرٌ مِّن مُّشْرِکٍ وَلَوْ أَعْجَبَکُمْ أُو۟لَٰئِکَ یَدْعُونَ إِلَى ٱلنَّارِ وَٱللَّهُ یَدْعُوٓا۟ إِلَى ٱلْجَنَّهِ وَٱلْمَغْفِرَهِ بِإِذْنِهِۦ وَیُبَیِّنُ ءَایَٰتِهِۦ لِلنَّاسِ لَعَلَّهُمْ یَتَذَکَّرُونَ [بقره: ۲۲۱]
آنچه از آیه ۲۲۱ البقره آموختم: ۲۱
۱. ازدواج زن مومن با مرد مشرک و همچنین مرد مومن با زن مشرک از طرف خداوند منع شده است هرچند ظاهری زیبا و موقعیت عالی داشته باشند.
۲. ازدواج با مشرکین مقید به ایمان آوردن آنها شده در غیر این صورت برده یا اسیر مومن، بهتر از آنهاست .
۳. علت منع ازدواج با مشرکین به خاطر نیت و عملکرد آنها و دعوت به راه شیطان است که شریک زندگی و فرزندان به خطر می افتند.
۴. خداوند در همه مسائل زندگی روشنگری نموده است تا ما نادانسته دچار ضرر مادی و معنوی نگردیم
۵. اصل ازدواج در سایه مودت و رحمت پایه ای مستحکم دارد و آرامش حاکم میگردد نه اختلاف زوجین بین کفر و ایمان که ۱۸۰ درجه فاصله دارد.
آنچه شایسته است به آن عمل کنیم:
۱. در انتخاب شریک زندگی خود، فرزندان و نزدیکان نهایت دقت در مسئله عقیده طرف داشته باشیم .
۲. در حد توان به دوستان وهمشهریان مشاورههای لازم را در خصوص شریک زندگی با استدلال از آیات قرآن وسیره نبوی به آنها بدهیم.
۳. هم کفو بودن در فکر و عقیده، مهمترین عامل موفقیت در هر کار مشترک است. پس زندگی و هر کار شراکتی را با افرادی که افکار و عقیده متضاد ۱۸۰ درجه ای با ما دارند، شروع نکنیم که فرجام خوبی ندارد.
۴. برای خانوادههایی که مشکل اساسی در زندگی دارند، با دعوت آنها به ایمان و ارتباط دادن آنها با پروردگار مهربان مشکلات آنها را با توکل بر الله در حد توان حل کنیم .
۵. زیبایی و موقعیت اجتماعی و اصل و نسب زمانی که با شرک به الله آلوده باشد، عامل موثری در انتقال به باتلاق گمراهی و خشم پروردگار می باشد. پس با دست و پای خود وارد جهنم زینت داده شده نگردیم.
وَلَا تَجْعَلُوا۟ ٱللَّهَ عُرْضَهً لِّأَیْمَٰنِکُمْ أَن تَبَرُّوا۟ وَتَتَّقُوا۟ وَتُصْلِحُوا۟ بَیْنَ ٱلنَّاسِ وَٱللَّهُ سَمِیعٌ عَلِیمٌ [بقره: ۲۲۴]
آنچه از آیه ۲۲۴ البقره آموختم: ۲۲
۱. شیطان از درهای مختلف برای دور کردن انسانها از نیکی کردن و تقوا استفاده میکند.
۲. خداوند ما را از هر کاری که باعث دور شدن از نیکوکاری و تقوا باشد منع میکند.
۳. قسم خوردن به الله برای ترک نیکوکاری و اصلاح بین مردم حرام است و لازم است با کفاره قسم، آن را لغو کرد
۴. اصلاح بین مردم از صفات بارز یک فرد نیکوکار و متقی است.
۵. خداوند خودش به تمام سخنان همه ما آگاه است و نیاز به بهانه آوردن نیست.
آنچه شایسته است به آن عمل کنیم:
۱. در حد امکان تلاش کنیم برای مسائل روزانه قسم یاد نکنیم علی الخصوص قسم به الله برای ترک خوبیها.
۲. اگر نادانسته از روی غضب قسم یاد کردیم که به کسی خوبی نکنیم، یا دست از اصلاح بین مردم بکشیم، بلافاصله قسم خود را با دادن کفاره لغو کنیم.
۳. به قلب خود رجوع کنیم قضاوتهای ناحقی در مورد اطرافیان، در آنجا جاخوش نکرده باشد.
۴. به اطرافیان توجه کنیم (همسایگان اقوام و دوستان) در صورت نگرانی بین آنها صلح و صفا برقرار کنیم.
۵. خداوند آگاه به سخنان ماست. تقوای الهی را بیشتر پیشه راه همیشگی خود گردانیم تا به ناحق از کسی طرفداری نکنیم و از کسی نرنجیم.
آیا می دانید کفاره قسم چیست؟ کفاره قسم
لَا یُؤَاخِذُکُمُ ٱللَّهُ بِٱللَّغْوِ فِىٓ أَیْمَٰنِکُمْ وَلَٰکِن یُؤَاخِذُکُم بِمَا عَقَّدتُّمُ ٱلْأَیْمَٰنَ فَکَفَّرَتُهُۥٓ إِطْعَامُ عَشَرَهِ مَسَٰکِینَ مِنْ أَوْسَطِ مَا تُطْعِمُونَ أَهْلِیکُمْ أَوْ کِسْوَتُهُمْ أَوْ تَحْرِیرُ رَقَبَهٍ فَمَن لَّمْ یَجِدْ فَصِیَامُ ثَلَٰثَهِ أَیَّامٍ ذَٰلِکَ کَفَّرَهُ أَیْمَٰنِکُمْ إِذَا حَلَفْتُمْ وَٱحْفَظُوٓا۟ أَیْمَٰنَکُمْ کَذَٰلِکَ یُبَیِّنُ ٱللَّهُ لَکُمْ ءَایَٰتِهِۦ لَعَلَّکُمْ تَشْکُرُونَ ﴿۸۹﴾ مائده
طعام دادن به ۱۰ نفر مسکین، یا پوشاندن لباس به ۱۰ نفر مسکین، یا آزاد کردن یک اسیر (سطح متوسط غذا یا لباس خود فرد قسم خورده ). اگر هیچکدام از موارد فوق امکان نداشت، سه روز روزه
وَٱلْوَٰلِدَٰتُ یُرْضِعْنَ أَوْلَٰدَهُنَّ حَوْلَیْنِ کَامِلَیْنِ لِمَنْ أَرَادَ أَن یُتِمَّ ٱلرَّضَاعَهَ وَعَلَى ٱلْمَوْلُودِ لَهُۥ رِزْقُهُنَّ وَکِسْوَتُهُنَّ بِٱلْمَعْرُوفِ لَا تُکَلَّفُ نَفْسٌ إِلَّا وُسْعَهَا لَا تُضَآرَّ وَٰلِدَهُۢ بِوَلَدِهَا وَلَا مَوْلُودٌ لَّهُۥ بِوَلَدِهِۦ وَعَلَى ٱلْوَارِثِ مِثْلُ ذَٰلِکَ فَإِنْ أَرَادَا فِصَالًا عَن تَرَاضٍ مِّنْهُمَا وَتَشَاوُرٍ فَلَا جُنَاحَ عَلَیْهِمَا وَإِنْ أَرَدتُّمْ أَن تَسْتَرْضِعُوٓا۟ أَوْلَٰدَکُمْ فَلَا جُنَاحَ عَلَیْکُمْ إِذَا سَلَّمْتُم مَّآ ءَاتَیْتُم بِٱلْمَعْرُوفِ وَٱتَّقُوا۟ ٱللَّهَ وَٱعْلَمُوٓا۟ أَنَّ ٱللَّهَ بِمَا تَعْمَلُونَ بَصِیرٌ [بقره: ۲۳۳]
آنچه از آیه ۲۳۳ البقره آموختم: ۲۳
۱. زمان کامل شیردهی برای مادران (مطلقه یا غیر مطلقه) که بخواهند حق فرزندشان را در این مورد ادا کنند، دو سال کامل است.
۲. همسر زن در دوران شیردهی با توجه به وسع مالی خود بدون حرج وتکلف، لازم است به خوبی خوراک و پوشاک و زندگی مادر شیرده را تامین کند (مطلقه یا غیر مطلقه).
۳. هیچکس در دوران شیردهی نباید دچار ضرر گردد نه پدر و نه مادر به خاطر فرزندشان و اگر پدر فوت کرد لازم است وارث او مسوولیتی که پدر کودک برعهده داشت، انجام دهد.
۴. اگر به دلایلی هر یک از والدین تصمیم به از شیر گرفتن نوزاد قبل از دو سال نمودند، لازم است با رضایت و مشورت هر دو باشد نه یک طرفه تا مصلحت کودک و والدین رعایت گردد.
۵. اگر پدران بخواهند برای شیردهی فرزندشان کسی را بعنوان دایه انتخاب کنند، اجازه دارند به شرطی که اجرت آنچه با هم اتفاق کردهاند کامل و به نیکی پرداخت کنند.
آنچه شایسته است به آن عمل کنیم:
۱. هیچ شیری جایگزین کامل شیر مادر برای نوزاد نخواهد شد؛ پس بهتر است هر مادری در صورت امکان و توان، از این مسئله مهم غافل نماند و اختلافات خانودگی و طلاق نباید مانع این امر اساسی گردد.
۲. برای تامین سلامت جسم و روح مادر شیرده، شایسته است آقایان نهایت توجه در حد امکان به همسرانشان داشته باشند حتی اگر بین آنها جدایی افتاده باشد چون این دوره، دوره ای ویژه است.
۳. شایسته است زن و شوهر رعایت حال همدیگر در همه حال خصوصا در دوران شیردهی داشته باشند تا فرزند آنها هم از لحاظ جسمی و هم روحی رشد متعادلی داشته باشد و ضرری به هیچ کدام نرسد.
۴. فرزند پاره تن پدر و مادر هر دو است؛ پس برای هر امری نسبت به کودک خود با هم مشورت کنند و با رضایت همدیگر حتی بعد از طلاق، تصمیمات خود را اجرا کنند چه در مسائل رشد جسمی یا معنوی.
۵. در صورت وجود مشکل و هر مانعی دیگر، میتوان کودک را به زنی شیرده سپرد تا نوزاد مواد لازم را در دوران شیرخوارگی کسب کند.
وَٱلَّذِینَ یُتَوَفَّوْنَ مِنکُمْ وَیَذَرُونَ أَزْوَٰجًا یَتَرَبَّصْنَ بِأَنفُسِهِنَّ أَرْبَعَهَ أَشْهُرٍ وَعَشْرًا فَإِذَا بَلَغْنَ أَجَلَهُنَّ فَلَا جُنَاحَ عَلَیْکُمْ فِیمَا فَعَلْنَ فِىٓ أَنفُسِهِنَّ بِٱلْمَعْرُوفِ وَٱللَّهُ بِمَا تَعْمَلُونَ خَبِیرٌ [بقره: ۲۳۴]
آنچه از آیه ۲۳۴ البقره آموختم: ۲۴
۱. خداوند مهربان در حالتهای مختلف زندگی، قوانین و برنامههای مهم کاربردی جهت تعامل بهتر با شرایط ایجاد شده بیان نموده است.
۲. چهار ماه و ۱۰ روز مدت زمانی است که خداوند برای یک زن بیوه به عنوان فاصله انتهای ازدواج قبلی با ازدواج بعدی در نظر گرفته است.
۳. بعد از مدت تعیین شده زن آزاد است که در مورد زندگی مشترک جدید تصمیم بگیرد و نه خانواده خودش و نه خانواده شوهرش حق ندارند مانع او گردند چون خداوند او را آزاد گذاشته است.
۴. هیچ مردی شایسته نیست در زمان انتظار زن یعنی چهار ماه و ۱۰ روز از او خواستگاری کند مگر بصورت کنایه که در آیه بعد به آن اشاره دارد.
۵. شرایط روحی زن و مرد بعد از فوت همدیگر متفاوت است و یک زن به طور معمول زودتر از مدت تعیین شده آمادگی روحی مناسبی برای ازدواج مجدد ندارد.
آنچه شایسته است به آن عمل کنیم:
۱. بهتر است هر یک از زوجین احکام مربوط به زندگی مشترک حتی طلاق و فوت همسر را بدانند و دعوتگران چنین مباحثی را برای مخاطبان با استناد از قرآن و سیره نبوی به روشنی بیان نمایند.
۲. لازم است زنی که همسرش را از دست داده است در مدت تعیین شده چهار ماه و ده روز از هرگونه رفتاری که نشانه اعلام ازدواج جدید باشد، خودداری کند.
۳. تشویق زنانی که همسران خود را از دست دادهاند برای ازدواج مجدد تا سرپرست مناسبی برای ادامه زندگی داشته باشند.
۴. شایسته است از طرف خانواده همسر و زن بعد از فوت شوهر و گذراندن مدت مقرر، پیشنهاد ازدواج به زن بیوه بدهند و تحت فرهنگ نابجای بعضی از جوامع، تا اخر عمر تنها نماند.
۵. خداوند آگاه به همه کارهای ماست پس مواظب رفتار و گفتار خود باشیم و تقوای الهی را در شرایط مختلف زندگی رعایت کنیم.
حَٰفِظُوا۟ عَلَى ٱلصَّلَوَٰتِ وَٱلصَّلَوٰهِ ٱلْوُسْطَىٰ وَقُومُوا۟ لِلَّهِ قَٰنِتِینَ [بقره: ۲۳۸]
آنچه از آیه ۲۳۸ البقره آموختم: ۲۵
۱. دستور به محافظت از نمازها از طرف خالق و صاحب همه مخلوقات جهان، امری مهم و اساسی تلقی میشود.
۲. خاص کردن و تاکید بر یک نماز خاص، نشانه اهمیت فوق العاده آن را میرساند.
۳. ٱلصَّلَوٰهِ ٱلْوُسْطَىٰ؛ یا همان نماز وسط بین مفسرین اختلاف نظر است که نماز صبح و یا عصر تفسیر شده است و این اهمیت ذکر و ارتباط با خالق را در زمانی که نیاز به تلاش بیشتر برای تسلط برهوای نفس دارد را یادآور می شود. ( صبح بیدار شدن از خواب ناز و عصر نیاز به استراحت بعد از کار و تلاش روزانه)
۴. فرمانبرداری تام خداوند در سایه تمرین و جهاد با نفس به وجود میآید.
۵. ارتباط موثر با خداوند و تقویت نه گفتن به آنچه هوای نفس دستور میدهد، عامل بسیار مهمی برای ارتباط صحیح با خانواده در دوران پر مسوولیت زندگی همچون: ازدواج، طلاق، مشکلات خانوادگی، فوت همسر وهمچنین در میدان جنگ با کفار می باشد.
آنچه شایسته است به آن عمل کنیم:
۱. برای محافظت از نمازها در وقت خود میتوانیم جدولی را تنظیم کنیم خصوصا برای نماز صبح و عصر یا هر نمازی که بیشتر در معرض فوت شدن می باشد.
۲. برای استفاده بهتر و موثرتر از نمازها، فلسفه نماز را مطالعه کنیم تا همه حرکات ما معنیدار و دلنشین گردد.
۳. سعی کنیم سورهها و آیات متنوعی را در نماز بخوانیم تا قلبها به نشاط و لذت دست یابند.
۴. معانی اذکار و آیاتی را که میخوانیم مطالعه کنیم تا حرکات معنادار به ما روحیه متعالی ببخشد.
۵. در هیچ شرایطی نماز را ترک نکنیم حتی در بدترین وضعیت، به هر صورت که در توان داریم فریضه را به جا آوریم و فرمانبردار مطلق خالق و همه کاره خود گردیم.
فَإِنْ خِفْتُمْ فَرِجَالًا أَوْ رُکْبَانًا فَإِذَآ أَمِنتُمْ فَٱذْکُرُوا۟ ٱللَّهَ کَمَا عَلَّمَکُم مَّا لَمْ تَکُونُوا۟ تَعْلَمُونَ [بقره:۲۳۹]
آنچه از آیه ۲۳۹ البقره آموختم: ۲۶
۱. نماز در هیچ حالتی از مومن ساقط نمیگردد حتی در حال ترس و وحشت و خطر جان یا مال و الی آخر
۲. خداوند مهربان برای تمام حالات ما انسانها چه در مرحله عادی زندگی و چه مراحل بحران راهکاری مناسب برای بندگی کردن به ما ارزانی بخشیده است.
۳. در حالت جنگ و جدال و ناامنی، با تناسب موقعیت، یک مومن میتواند پیاده یا سواره نماز فرضش را ادا کند بدون ادای قضای آن
۴. بعد از رفع بحران، نماز به حالت قبل از آن طبق معمول شرایط عادی برمیگردد.
۵. ما بندگان برای ارتباط موثر با پروردگارمان نیاز به راهنمایی از طرف خالق خود داریم تا به نحو شایسته با او ارتباط داشته باشیم.
آنچه شایسته است به آن عمل کنیم:
۱. توجه به آیات نماز در قران داشته باشیم تا در حالتهای مختلف بدانیم چگونه نمازهایمان را اقامه کنیم.
۲. مهم روح فرمانبرداری است که در هر مکان در حد توان به یاد الله باشیم و به هر صورت که بتوانیم ادای وظیفه کنیم.
۳. همانطور که خداوند مهربان برای ادای اساس دین، شرایط مختلف را در نظر گرفته است شایسته است دعوتگران و فقیهان نیز، آسانی و انعطاف را در ارائه معلومات دین به مخاطبان لحاظ نمایند.
۴. از رخصتها و آسانگیریهای خداوند سوء استفاده نکنیم و در بدترین حالات ترس همچون مقابله با دشمن یا بیماری همچون بعد از عمل جراحی روی تخت بیمارستان و الی آخر متناسب با توان خود نماز را برپا داریم حتی اگر با اشاره بدون هیچ حرکتی باشد.
۵. همانطور که خداوند در ادای واجبات بر ما سخت نمیگیرد و با توجه به شرایط موجود از ما میخواهد ما نیز به افراد تحت امر خود همچون خانواده، فرزندان، دانش آموزان، کارگران و الی آخر سخت نگیریم و با توجه به شرایط منحصر بفرد، از هر کدام تکلیف بخواهیم.
وَلِلْمُطَلَّقَٰتِ مَتَٰعُۢ بِٱلْمَعْرُوفِ حَقًّا عَلَى ٱلْمُتَّقِینَ [بقره: ۲۴۱]
آنچه از آیه ۲۴۷ البقره آموختم: ۲۷
۱. همانگونه که خداوند برای تشکیل خانواده قوانین و راهکارهایی برای استحکام بنیان مبارک ارائه داده است برای گسستن این بنیان هم راهکارهای مناسب ارائه داده است.
۲. توجه خاص پروردگار رحمان و رحیم به قشر آسیب پذیر جامعه نشان از شایستگی مطلق یک فرمانروا به تمام معناست.
۳. عدالت خداوند در اعطای حقوق بندگانش و تضمین سلامت جسم و روح و روح بندگانش در شرایط سخت زندگی ستودنی است.
۴. هدایا و کالاهایی که لازم است مردان به زنان طلاق داده شده خود بدهند با نیکی و مهربانی بدون بحث و منت باشد.
۵. مرد مومن پرهیزگار به وصایای پروردگارش عمل میکند نه هر کس دیگر.
آنچه شایسته است به آن عمل کنیم:
۱. زنانی که از همسران خود به وسیله طلاق جدا گشتهاند بسیار آسیبپذیرند مواظب روحیه و نیازهای دیگر آنها باشیم.
۲. تمام آیات طلاق را از قرآن کریم مطالعه کنیم تا معلومات اصیل دین خود را بدانیم و در زمان نیاز به مخاطبان و اطرافیان ارائه دهیم.
۳. از خداوند و میدان محاسبه بترسیم و به افراد ضعیف جامعه ظلم نکنیم زمانی که قدرت در دست داشته باشیم.
۴. هدایایی که هنگام صلح و صفا به کسی بخشیدیم در هنگام جنگ و جدال از او پس نگیریم.
۵. شایسته است مومنان در هنگام جدایی نیز نیکی و بخشش را سرلوحه زندگی خود قرار دهند و خاطره نیکو از خود به یادگار بگذارند.
مَّن ذَا ٱلَّذِى یُقْرِضُ ٱللَّهَ قَرْضًا حَسَنًا فَیُضَٰعِفَهُۥ لَهُۥٓ أَضْعَافًا کَثِیرَهً وَٱللَّهُ یَقْبِضُ وَیَبْصُۜطُ وَإِلَیْهِ تُرْجَعُونَ [بقره: ۲۴۵]
آنچه از آیه ۲۴۵ البقره آموختم: ۲۸
۱. خداوند مالک که خود صاحب گنجینههای کل جهان هستی میباشد، مشوق اصلی انسانها برای قرض دادن است.
۲. جان، مال، علم و هنر و هر آنچه که در توان انسان باشد، می تواند به عنوان کالای قرضی به الله محسوب گردد.
۳. خداوندی که خود صاحب و مالک انسان و تمام داراییهای اوست، طرف معامله قرض دهندگان قرار دارد و اگر خالصانه و نیکو بدون هیچ منتی و یا خودنمایی باشد، قبول میکند.
۴. هیچکس به خاطر انفاق مال و جان و جهاد فی سبیل الله ضرر نمیکند بلکه خالق و مالک و خزانهدار کل هستی، چند برابر جبران خواهد کرد.
۵. کسی به خاطر فقر یا ترس از ضرر جان یا هر سرمایه مادی و معنوی، از جهاد مالی و جانی نترسد. چون تنگی و فراخی کل زندگی فقط به دست الله است و بازگشت همه ما به سوی اوست.
آنچه شایسته است به آن عمل کنیم:
۱. در هر میدانی که نیاز دین الله و خلق او باشد به ندای پروردگار مهربانمان لبیک گوییم.
۲. توجه خاص به قرض الحسنه داشته باشیم و گرههای بسته همنوعان خود را در حد توان با علم و حکمت بگشاییم.
۳. در موقعیتهای خاص که نیاز جامعه باشد، هر آنچه در توان داریم دریغ نکنیم و یقین داشته باشیم ضرر نخواهیم کرد.
۴. برای جلوگیری از سوء استفاده افراد از روحیه و روش کار خود، از قوانین و تجربیات صاحب نظران حوزه مربوطه استفاده کنیم.
۵. توان مالی، علمی، جسمی و موقعیت عالی اجتماعی را موهبتی از جانب الله بدانیم نه زور و بازوی خود، پس بترسیم از اینکه در امتحان بندگی رفوزه گردیم و با کارنامه سیاه به سوی پروردگار حسابرس خود برگردیم.
وَقَالَ لَهُمْ نَبِیُّهُمْ إِنَّ ٱللَّهَ قَدْ بَعَثَ لَکُمْ طَالُوتَ مَلِکًا قَالُوٓا۟ أَنَّىٰ یَکُونُ لَهُ ٱلْمُلْکُ عَلَیْنَا وَنَحْنُ أَحَقُّ بِٱلْمُلْکِ مِنْهُ وَلَمْ یُؤْتَ سَعَهً مِّنَ ٱلْمَالِ قَالَ إِنَّ ٱللَّهَ ٱصْطَفَىٰهُ عَلَیْکُمْ وَزَادَهُۥ بَسْطَهً فِى ٱلْعِلْمِ وَٱلْجِسْمِ وَٱللَّهُ یُؤْتِى مُلْکَهُۥ مَن یَشَآءُ وَٱللَّهُ وَٰسِعٌ عَلِیمٌ [بقره: ۲۴۷]
آنچه از آیه ۲۴۷ البقره آموختم: ۲۹
۱. بنی اسرائیل در طول تاریخ قبل از اسلام، همواره دارای پیامبرانی بودهاند که آنها را ارشاد کنند چه آنها که نامشان در قرآن ذکر شده و یا ذکر نشده است.
۲. آنها همیشه از پیامبرانشان درخواستهای عالی میکردند ولی در موقع عمل از قافله عقب بودند مگر تعداد اندکی.
۳. قوم بنی اسرائیل به انتخاب های خداوند راضی نبودند همچون درخواست از پیامبرشان برای انتخاب کسی بعنوان سرپرست آنان در جنگ و مقابله با ظالم که پس از گزینش طالوت توسط خداوند به عنوان پادشاه، آنان متکبرانه خود را مستحقتر برای انتخاب پادشاهی معرفی کردند.
۴. عدم مال و ثروت کافی امیر منتخب خداوند، بهانه عدم پذیرش او از طرف بنی اسرائیل بود.
۵. دو گوهر مهم علم و دانش و قدرت جسمی یعنی قوی بودن، امتیاز مهم یک رهبر و پادشاه قوم محسوب میگردد که در سایه آن، همراه با ایمان بتواند سعادت و موفقیت را به جامعه هدیه نماید.
آنچه شایسته است به آن عمل کنیم:
۱. هر وقت درخواستی از علما و رهبران دینی میکنیم، در عمل تا پای جان همراهی کنیم و قول و رفتارمان یکسان باشد نه خلاف عهد.
۲. هر کسی که مسئول جامعه ما گردید کاری به دارایی او نداشته باشیم بلکه ملاک پذیرشمان خیلی بالاتر از آن باشد.
۳. هیچ وقت خود را و قوم و قبیله خود را برتر از دیگران نپنداریم بلکه شایستگیهای دیگران را ببینیم و به آن اعتراف کنیم.
۴. همواره جهت تقویت قدرت علمی، جسمی و روانی خود تلاش کنیم تا شایستگی خدمت به جامعه را داشته باشیم.
۵. همواره نزد پروردگار مهربان خود دعا کنیم تا ظرفیت خدمت به خلقش را به ما عطا فرماید و مقدماتش را در ما به وجود آورد.
وَلَمَّا بَرَزُوا۟ لِجَالُوتَ وَجُنُودِهِۦ قَالُوا۟ رَبَّنَآ أَفْرِغْ عَلَیْنَا صَبْرًا وَثَبِّتْ أَقْدَامَنَا وَٱنصُرْنَا عَلَى ٱلْقَوْمِ ٱلْکَٰفِرِینَ [بقره: ۲۵۰]
آنچه از آیه ۲۵۰ البقره آموختم: ۳۰
۱. دو عنصر مهم علم و دانش آگاهی به مسائل روز و قدرت جسمانی ازعوامل پیروزی یک رهبر مخلص است همچون سپاه اندک طالوت مخلص در برابر سپاه جالوت ستمگر.
۲. استمداد از صاحب و مالک و ملک الملوک در هنگامه سختی و کمبود امکانات، قوت و قدرت چند برابر به همراه دارد.
۳. صبر در میدان نبرد و تاب تحمل در برابر ظلم و قدرتهای زیاد از گنجینههای مهم پیروزی است.
۴. ثبات قدم و مداوم بودن در برابر اهداف و نیتهای خالصانه، از ضرورتهای شکست ناپذیری است.
۵. طلب یاری از خداوند و مغرور نبودن به توان خود از ویژگیهای مجاهدان مخلص است.
آنچه شایسته است به آن عمل کنیم:
۱. هیچ وقت رهبران مومن خود را تنها نگذاریم و در مقابله با ظلم ظالمان با آنها همراه گردیم.
۲. همواره در وضعیتهای بحرانی دعای: رَبَّنَآ أَفْرِغْ عَلَیْنَا صَبْرًا وَثَبِّتْ أَقْدَامَنَا وَٱنصُرْنَا عَلَى ٱلْقَوْمِ ٱلْکَٰفِرِینَ را فراموش نکنیم و با یقین به اجابت آن، مصرانه از خداوند مهربان درخواست کنیم.
۳. یاری رسان اصلی تنها خداوند است. به علم و دانش و زور بازوی خود و یارانمان مغرور نگردیم. فقط در مقابله با کافران قد علم کنیم نه هم کیشان.
۴. دعا و درخواست کمک از ولی، وکیل، مالک و ملک خود تنها به دوران بحران اختصاص ندهیم بلکه همواره درخواست ثبات قدم در مسیر رضای خودش از الله داشته باشیم.
۵. علاوه بر دعا و درخواست مصرانه از خداوند، عملاً در راستای تحقق صبر و بردباری و مقابله با ظالم و ثبات قدم رفتار و تلاش کنیم.