آخرین بروزرسانی: ۱۴ خرداد, ۱۴۰۴
یَٰأَیُّهَا ٱلَّذِینَ ءَامَنُوٓا۟ أَنفِقُوا۟ مِمَّا رَزَقْنَٰکُم مِّن قَبْلِ أَن یَأْتِىَ یَوْمٌ لَّا بَیْعٌ فِیهِ وَلَا خُلَّهٌ وَلَا شَفَٰعَهٌ وَٱلْکَٰفِرُونَ هُمُ ٱلظَّلِمُونَ [بقره: ۲۵۴]
آنچه از آیه ۲۵۴البقره آموختم: ۱
۱. دستور خداوند به گروه مومنان برای یک عمل اجتماعی به نام انفاق جهت همکاری و همدلی و تامین نیازهای نیازمندان
۲. جنس انفاق بسیار گسترده است و از هر چیزی که در توان داشته باشیم و به عنوان رزقی از طرف الله به ما داده شده باشد شامل می شود.
۳. زمان طلایی انفاق قبل از زمانی است که دستها از همه جا کوتاه گردد و هیچکس و هیچ چیزی فایدهای برای انسان نداشته باشند.
۴. یکی از بزرگترین مظاهر ظلم، کفر است چون کافر بر خلاف فطرت حرکت میکند و بجای اعتراف به ایمان، آن را انکار می کند یعنی فطرت را از جای خود خارج کرده است.
۵. دوستی و شفاعت و هر وسیله دیگر فقط در دنیاست که انسانها میتوانند پشتیبان هم قرار گیرند ولی در آخرت هیچ فایدهای برای هم ندارند!
آنچه شایسته است به آن عمل کنیم:
۱. در هنگام قرائت قرآن هر کجا که به آیه یا ایها الذین آمنوا رسیدیم مکث کنیم و با دقت به ترجمه و تفسیر آن، از خود بپرسیم ما در کجای این دستور قرار داریم؟
۲. بدانیم که هرچه داریم از طرف الله است که نصیب ما نموده و به خود ننازیم.
۳. تا زنده هستیم و توان داریم با افراد نیکوکار و بخشنده ارتباط داشته باشیم تا خانواده ها و فرزندان بر همدیگر موثر گردند.
۴. هیچ وقت نگوییم ما چیزی برای انفاق نداریم، اعضای بدن، علم و هنر، تخصص و مال و قدرت جسمانی، و همه چیز رزق و روزیهای پاکی هستند که خداوند به ما داده است پس شانه را از مسئولیت انفاق خالی نکنیم.
۵. همواره لبیک گوی دستورات الله باشیم و به اوامر و نواهی او عمل کنیم تا از زمره کافران و ظالمان قرار نگیریم.
ٱللَّهُ لَآ إِلَٰهَ إِلَّا هُوَ ٱلْحَىُّ ٱلْقَیُّومُ لَا تَأْخُذُهُۥ سِنَهٌ وَلَا نَوْمٌ لَّهُۥ مَا فِى ٱلسَّمَٰوَٰتِ وَمَا فِى ٱلْأَرْضِ مَن ذَا ٱلَّذِى یَشْفَعُ عِندَهُۥٓ إِلَّا بِإِذْنِهِۦ یَعْلَمُ مَا بَیْنَ أَیْدِیهِمْ وَمَا خَلْفَهُمْ وَلَا یُحِیطُونَ بِشَىْءٍ مِّنْ عِلْمِهِۦٓ إِلَّا بِمَا شَآءَ وَسِعَ کُرْسِیُّهُ ٱلسَّمَٰوَٰتِ وَٱلْأَرْضَ وَلَا یَـُٔودُهُۥ حِفْظُهُمَا وَهُوَ ٱلْعَلِىُّ ٱلْعَظِیمُ [بقره: ۲۵۵]
آنچه از آیه الکرسی آموختم: ۲
۱. آیه الکرسی آیهای عظیمی است که خداوند خودش را به ما معرفی میکند و قلم یارای نوشتن حق مطلب را ندارد!
۲. معبود برحق که شایسته پرستش است فقط یکیست که همیشه زنده و پاینده و تمام جهان هستی از او به وجود آمده و به وسیله او سر پا هستند.
۳. خداوندی که همیشه زنده بوده و همیشه زنده است لحظهای نیاز به چرت ندارد چه برسد به خواب! و اوست که میتواند کل جهان هستی در آن واحد مراقبت و محافظت کند و به تمام امورات زمین و آسمان و هر آنچه در آنها و بین آنهاست بپردازد.
۴. هیچکس یارای شفاعت نزد چنین فرمانروایی را ندارد مگر با اجازه خودش که به هر کس لیاقت داشته باشد اجازه خواهد داد.
۵. علم خداوند بینهایت است گذشته و حال و آینده برای او یکسان است و هیچکس ظرفیت احاطه بر علم خداوند را ندارد مگر آنچه خودش اراده کند که در اختیار جویندگان بگذارد.
۶. احاطه خداوند بر کل مخلوقاتش از موجودات ذره بینی اعماق زمین و دریاها تا کهکشانها، سیارات و ستارههای غول پیکر بینهایت و مطلق است بدون هیچ قید و بندی وخودش به جزئیترین قسمت مخلوقاتش تسلط کامل دارد.
۷. علو مکانی و معنوی فقط خاص خودش هست که همه مخلوقاتش تحت سیطره او به سر میبرند و به او نیازمندند . حتی کافران و کسانی که در برابر او قد علم کرده اند کافی است یک لحظه اکسیژن آنها قطع گردد!
۸. خداوندی که با قدرت مطلق خود بر جهان هستی مسلط است بسیار با عظمت و جلال و شکوه فرمانروایی جهان هستی را اجرا میکند و هیچ خستگی در حفظ و اداره کل زمین و آسمانها در وجود او راه ندارد
۹. کرسی خداوند شامل علو و مکانی و معنوی و سیطره کامل او بر کل مخلوقاتش دارد.
۱۰. بهترین موضعگیری ما در برابر چنین فرمانروا و فریادرس والامقام و با عظمت خستگی ناپذیری که ۲۴ ساعته مراقب و محافط و روزی دهنده ماست، اینست که بگوییم: سمعنا و اطعنا
آنچه شایسته است به آن عمل کنیم:
به نظر شما در برابر چنین پروردگار والا مقامی چگونه شایسته است عمل کنیم؟
لَآ إِکْرَاهَ فِى ٱلدِّینِ قَد تَّبَیَّنَ ٱلرُّشْدُ مِنَ ٱلْغَىِّ فَمَن یَکْفُرْ بِٱلطَّغُوتِ وَیُؤْمِنۢ بِٱللَّهِ فَقَدِ ٱسْتَمْسَکَ بِٱلْعُرْوَهِ ٱلْوُثْقَىٰ لَا ٱنفِصَامَ لَهَا وَٱللَّهُ سَمِیعٌ عَلِیمٌ [بقره: ۲۵۶]
آنچه از آیه ۲۵۶البقره آموختم: ۳
۱. خداوند انسان را مختار آفریده و هیچ اجباری برای پذیرش دین و فکر خاصی ندارد.
۲. راههای حق و باطل روشن و تبیین شده است. هر کسی هر راهی که بخواهد میتواند با عقل و علم و اختیارش گزینش کند.
۳. طاغوت یعنی قدرت های پوشالی که خود را به جای معبود برحق جا زدهاند.
۴. هر کس با توجه به اختیار و عقل خودش هر راهی برگزید همان نتیجه را خواهد دید. اتصال به خالق و رازق کل جهان هستی یا مخلوقی ضعیف؟
۵. خداوندی که علم او سراسر گیتی را فرا گرفته است، از هر جا و هر کسی باخبر بوده و است و خواهد بود و به تمام افکار و رفتار ما آگاه است و صداهای درون و نجواهای مخفیانه و آشکار ما را میشنود که چه نقشه و برنامهای داریم.
آنچه شایسته است به آن عمل کنیم:
۱. لازم است از مسلمان شناسنامهای هنگام تولد خارج شویم و برای خود شناسنامه جدید مسلمانی با اختیار و علم انتخاب کنیم.
۲. شایسته است اسلام را از قرآن که منبع و مرجع و قانون اساسی مسلمانان است جستجو و تحقیق کنیم نه افراد جامعه
۳. عقل خود را به کار گیریم و موضع خود را درست تعیین کنیم به خالق و رازق و همه کاره جهان هستی وابسته گردیم یا مخلوقات ضعیفی چون خود؟
۴. قبل از مرگ تا هنگامی که فرصت داریم راه خود را انتخاب کنیم و از خود بپرسیم چه کسی شایسته عبادت است ؟
۵. همانگونه که در مسائل شخصی آزادیم و از هر کس و ناکسی تاثیر نمیپذیریم، در انتخاب دین و برنامه و معبود خود از دوستان شبهه افکن و مسلمانان شناسنامهای تاثیر نمیگیریم و فقط به قرآن و دستورات سعادت بخش آن متوسل میشویم.
ٱللَّهُ وَلِىُّ ٱلَّذِینَ ءَامَنُوا۟ یُخْرِجُهُم مِّنَ ٱلظُّلُمَٰتِ إِلَى ٱلنُّورِ وَٱلَّذِینَ کَفَرُوٓا۟ أَوْلِیَآؤُهُمُ ٱلطَّغُوتُ یُخْرِجُونَهُم مِّنَ ٱلنُّورِ إِلَى ٱلظُّلُمَٰتِ أُو۟لَٰئِکَ أَصْحَٰبُ ٱلنَّارِ هُمْ فِیهَا خَٰلِدُونَ [بقره: ۲۵۷]
آنچه از آیه ۲۵۷ البقره آموختم: ۴
۱. خداوند ولایت و سرپرستی انسانهایی که او را شناخته و باور دارند و خواهان ولایت او هستند، برعهده دارد.
۲. خداوند با ولایت و سرپرستی موثر خود، افراد تحت ولایتش را از منجلاب تاریکیها و فساد و گمراهی خارج کرده و به سوی نور و روشنایی و سعادت دو جهان رهنمون میکند.
۳. کسانی که طاغوت و معبودان باطل را به عنوان ولی و وکیل خود انتخاب کردهاند، آنها هم طبق اهداف پست خود افراد تحت ولایتشان را راهنمایی میکنند و از هرچه معنویات و روشنی و نیکیهاست، خارج کرده و به طرف پستیها، گمراهی ها، فساد و شرک و ظلم راهنمایی میکنند.
۴. خداوند مهربان راههای خیر و شر و نتیجه آنها را برای ما معرفی کرده است تا با چشم باز و علم و اختیار راه خود را انتخاب کنیم.
۵. اگر امروز به توان علمی و موقعیت اجتماعی خود غره شدیم و خود را بینیاز از ولایت الله تصور کردیم، باید منتظر نتیجه آن نیز باشیم و با توجه به نتیجه که هیچکس یارای شفاعت ما نیست تجدید نظر کنیم.
آنچه شایسته است به آن عمل کنیم:
۱. شایسته است با یار و یاور همیشگی خود تجدید پیمان کنیم و حلقه ولایت او را با کمال افتخار به گردن آویزیم.
۲. قرآن را بیشتر و بهتر مطالعه کنیم و راههای نور و ظلمت را بشناسیم تا آگاهانه راهمان را انتخاب کنیم.
۳. طاغوتها و معبودهای باطل را بشناسیم تا نادانسته وارد باتلاق غفلت نگردیم.
۴. حواس خود را جمع کنیم چه بسا طاغوتها یا همان معبودان ناحق از نزدیکان ما باشند مثل همسران، فرزندان، مدیران، متخصصان علوم دینی و غیر دینی و……
۵.همواره از خداوند زنده و پاینده بخواهیم راه حق و ناحق را برایمان آشکار کند تا فریب نااهلان نخوریم.
مَّثَلُ ٱلَّذِینَ یُنفِقُونَ أَمْوَٰلَهُمْ فِى سَبِیلِ ٱللَّهِ کَمَثَلِ حَبَّهٍ أَنۢبَتَتْ سَبْعَ سَنَابِلَ فِى کُلِّ سُنۢبُلَهٍ مِّا۟ئَهُ حَبَّهٍ وَٱللَّهُ یُضَٰعِفُ لِمَن یَشَآءُ وَٱللَّهُ وَٰسِعٌ عَلِیمٌ [بقره: ۲۶۱]
آنچه از آیه ۲۶۱ البقره آموختم: ۵
۱. خداوند برای روشن سازی و تبیین بهتر دستورات خود به مخاطبان، از ضرب المثل استفاده می کند.
۲. مسئله انفاق فی سبیل الله بسیار مهم است که خداوند پاداش زیادی را برایش در نظر گرفته است. بالاتر از ۷۰۰ برابر بنا به تناسب اخلاص و توان فرد و اراده الله تعیین درجه میگردد.
۳. مثال شخص انفاق کننده با دانه گندم مثال روشن واضح برای هر فرد بیسواد است.
۴. رشد و نمو دانه گندم نهایتاً به ۷۰۰ دانه ختم میشود ولی نتیجه کار کسانی که در راه الله و فقط به خاطر او از مال و جان و توان علمی مایه می گذارند و چشمداشتی از کسی ندارند، از حداقل ۷۰۰ برابر پاداش شروع میشود و محدودیتی برایش تعیین نشده است.
۵. پاداش مضاعف الله با توجه به فراگیری علمش به تمام جوانب کار انفاق کنندههاست که آگاهی کامل دارد و از این جهت به کسی ظلمی نمیشود.
آنچه شایسته است به آن عمل کنیم:
۱. در کار خیر حاجت هیچ استخاره نیست سعی کنیم همواره از سابقین در انفاق فی سبیل الله باشیم.
۲. کودکان و نوجوانان خود را به صحرا و مزارع گندم و یا جو و برنج ببریم و از نزدیک تفسیر مثال انفاق کننده را به آنها نشان دهیم.
۳. کارهای خیر خود را هرچند اندک، ولی برای یک خدا خالصش کنیم و از خودش اجر بالاتر از ۷۰۰ برابر بخواهیم.
۴. خانواده دوستان همسایهها، همکاران و همشهریان خود را تشویق به انفاق کنیم هر کس در هر حدی که بتواند.
۵. مثال آیه انفاق را در قالبهای ادبی و هنری با توجه به توان خود به تصویر بکشیم و در فضای مجازی نشر حداکثری کنیم.
یَٰأَیُّهَا ٱلَّذِینَ ءَامَنُوا۟ لَا تُبْطِلُوا۟ صَدَقَٰتِکُم بِٱلْمَنِّ وَٱلْأَذَىٰ کَٱلَّذِى یُنفِقُ مَالَهُۥ رِئَآءَ ٱلنَّاسِ وَلَا یُؤْمِنُ بِٱللَّهِ وَٱلْیَوْمِ ٱلْـَٔاخِرِ فَمَثَلُهُۥ کَمَثَلِ صَفْوَانٍ عَلَیْهِ تُرَابٌ فَأَصَابَهُۥ وَابِلٌ فَتَرَکَهُۥ صَلْدًا لَّا یَقْدِرُونَ عَلَىٰ شَىْءٍ مِّمَّا کَسَبُوا۟ وَٱللَّهُ لَا یَهْدِى ٱلْقَوْمَ ٱلْکَٰفِرِینَ [بقره: ۲۶۴]
آنچه از آیه ۲۶۴ البقره آموختم: ۶
۱. احتمال رد و باطل شدن صدقات مومنان وجود دارد اگر طبق شرایطی که پروردگار مهربان دستور داده عمل نگردد!
۲. دو مسئله مهمی که تلاش و انفاق و خیرات مومنان را به هدر میدهد:
یکی نحوه چگونگی ارائه دادن انفاق است (با منت گذاری و اذیت کردن نیازمند با زبان ) دوم هدف از انفاق که برای چه کسی باشد الله یا انسانها و ریاکاری
۳. کسانی که حضور و خشنودی خداوند و اعتقادی به حساب و کتاب روز قیامت برای آنها مهم نیست ترسی از هدر رفتن کارشان ندارند.
۴. مثال کسانی که اهداف الهی را در اعمال خیرشان دنبال نمیکنند و باعث اذیت و آزار فقرا و نیازمندان میشوند همچون سنگ سختی است که گرد و خاکی بر آن نشسته و باران تندی همه آن را میشوید و هیچ چیزی بر آن باقی نمی ماند.
۵. قلب سخت سنگ گونه که خودش نخواهد تغییر کند و از راهنمایی الله بهرهمند گردد الله هم او را به حال خود رها کرده و هدایتش شاملش نمیشود.
آنچه شایسته است به آن عمل کنیم:
۱. هر کار خیری که خداوند توفیق عملش را به ما دهد مثال دانه گندم و صحنه روز قیامت و تنها بودن در دادگاه عدل الهی را برای خود تداعی کنیم تا بتوانیم خالصانه انجام وظیفه کنیم.
۲. در مورد کارهای خیری که انجام دادهایم فکر کنیم و مکتوب نماییم که چگونه و به چه نیتی آن را انجام دادهایم؟
۳. اگر کارهایمان به خاطر ریا و تعریف و تمجید دیگران بوده باشد زیاد توبه و استغفار کنیم و از الله بخواهیم خالصش کند و توفیق عمل بدون ریا به ما بدهد.
۴. اگر انفاق مال و کار خیر دیگری مثل آموزشی، همکاری در مناسبات و الی آخر برای کسی انجام دادیم و سرش منت گذاشتیم و فخر فروشی کردیم اول از الله طلب عفو و مغفرت کنیم و بعد در حد امکان با صدقات و اعمال خالصانه جبران کنیم.
۵. روش چگونگی انفاق و صدقات را از قرآن و سیره رسول الله صلی الله علیه و آله وسلم را مطالعه کنیم و به آن عمل کنیم تا در دو جهان ضرر نکنیم.
یَٰأَیُّهَا ٱلَّذِینَ ءَامَنُوٓا۟ أَنفِقُوا۟ مِن طَیِّبَٰتِ مَا کَسَبْتُمْ وَمِمَّآ أَخْرَجْنَا لَکُم مِّنَ ٱلْأَرْضِ وَلَا تَیَمَّمُوا۟ ٱلْخَبِیثَ مِنْهُ تُنفِقُونَ وَلَسْتُم بِـَٔاخِذِیهِ إِلَّآ أَن تُغْمِضُوا۟ فِیهِ وَٱعْلَمُوٓا۟ أَنَّ ٱللَّهَ غَنِىٌّ حَمِیدٌ[بقره: ۲۶۷]
آنچه از آیه ۲۶۷ البقره آموختم: ۷
۱. مومنان همواره مورد خطابهای خاص خداوند هستند تا به وسیله اجرای آن قلبهایشان از ناخالصیها پاک گردد.
۲. در مسئله انفاق چه چیزی، چگونه و برای چه کسی، بسیار مهم است که هر کسی قبل از انفاق شایسته است به سوالات جواب دهد.
۳. خداوند مهربان برای رشد و تزکیه ما انسانها هرجا که لازم بوده و هست با جزئیات مسئله را شفاف نموده است. مثل انفاق.
۴. دایره انفاق بسیار گسترده است و شامل هر آنچه در اختیار داریم میگردد. از توان جانی، مالی، علمی، هنری گرفته و هر آنچه از زمین بدست می آید، شامل می شود.
۵. خداوند طیب است و جز انفاق پاک و اعلا قبول نمیکند چرا که او از بخشیدنهای ما بینیاز است و کل مخلوقات در حمد و ثنای اویند.
آنچه شایسته است به آن عمل کنیم:
۱. فکر نکنیم که خداوند به ما سخت میگیرد و کیفیت انفاق را برای ما تعیین کرده است این تبیین به نفع ماست که بدانیم و در دو جهان ضرر نکنیم.
۲. هر آن چیزی که خودمان آن را دوست داریم در صورت نیاز دیگران ببخشیم نه آنچه که از آن بدمان میآید.
۳. توانها و داراییها و نیازها متفاوت هستند پس آنچه داریم و میتوانیم و مخاطبان نیاز دارند، میبخشیم.
۴. خداوند میفرماید: لَا یُکَلِّفُ اللَّهُ نَفْسًا إِلَّا مَا آتَاهَا ﴿الطلاق: ۷﴾ پس دقت کنیم و آنچه را خداوند به ما بخشیده است، چه مالی و چه غیر مالی در دفتری مکتوب کنیم.
۵. همیشه حالت اعتدال در هر کاری را سرلوحه زندگی خود قرار دهیم و از افراط و تفریط بپرهیزیم تا بتوانیم همواره در حد توان به ندای پروردگار مهربان خود پاسخ دهیم و خود را نیازمند بخشش به دیگران بدانیم.
ٱلشَّیْطَٰنُ یَعِدُکُمُ ٱلْفَقْرَ وَیَأْمُرُکُم بِٱلْفَحْشَآءِ وَٱللَّهُ یَعِدُکُم مَّغْفِرَهً مِّنْهُ وَفَضْلًا وَٱللَّهُ وَٰسِعٌ عَلِیمٌ [بقره: ۲۶۸]
آنچه از آیه ۲۶۸ البقره آموختم: ۸
۱. یکی از کارهای مهم شیطان جلوگیری از انفاق و صدقات مالی و آنچه به این مسئله ختم میشود، می باشد.
۲. فحشا و هر آنچه به مسئله ناموسی برمیگردد، میدان جولان شیطان و دار و دستههایش میباشد.
۳. مقابل دستههای شیطان صفتان، خداوند مهربان است که در همه میدانهای زندگی فردی، خانوادگی و اجتماعی حضور دارد.
۴. الله همواره باعث امیدواری انسانهاست. حتی اگر آنها تابع شیطان شده باشند، زمینه بازگشت آنها را فراهم میکند.
۵. خداوندی که بر احوال همه ما آگاه است، با وعده مغفرت و بخشش همه گناهان و زیاد کردن اموال و تمام توانهای دیگر، باعث افزایش قدرت نه گفتن به وعدههای شیطان میشود.
آنچه شایسته است به آن عمل کنیم:
۱. کلمه شیطان و شیاطین را از برنامه قرآنی سرچ کنیم تا یک آشنایی اولیه با شیطان و خصوصیات منحصر به فرد او داشته باشیم.
۲. لحظاتی بیندیشیم اگر نعمتهای بیکران خالق و رازقمان نبود چگونه میتوانستیم زندگی کنیم؟
۳. زمانی که در جامعه فقر و تنگدستی حاکم است پویشهای عمومی جهت همکاری مشترک برای رفع مایحتاج نیازمندان راهاندازی کنیم.
۴. در افرادی که در جریان جمع آوری کمک برای نیازمندان به شیوههای مختلف مانع ایجاد میکنند، محترمانه وعده فضل و رحمت خداوند را برایش توضیح دهیم و نقشه شیطان را هم بیان کنیم.
۵ . تمرین کنیم تا بتوانیم به وساوس شیطان و شیطان صفتان مبنی بر ترس از کار خیر و انجام فحشا نه بگوییم و همواره وعده فضل و بخشش پروردگار مهربان را در نظر داشته باشیم.
ٱلَّذِینَ یَأْکُلُونَ ٱلرِّبَوٰا۟ لَا یَقُومُونَ إِلَّا کَمَا یَقُومُ ٱلَّذِى یَتَخَبَّطُهُ ٱلشَّیْطَٰنُ مِنَ ٱلْمَسِّ ذَٰلِکَ بِأَنَّهُمْ قَالُوٓا۟ إِنَّمَا ٱلْبَیْعُ مِثْلُ ٱلرِّبَوٰا۟ وَأَحَلَّ ٱللَّهُ ٱلْبَیْعَ وَحَرَّمَ ٱلرِّبَوٰا۟ فَمَن جَآءَهُۥ مَوْعِظَهٌ مِّن رَّبِّهِۦ فَٱنتَهَىٰ فَلَهُۥ مَا سَلَفَ وَأَمْرُهُۥٓ إِلَى ٱللَّهِ وَمَنْ عَادَ فَأُو۟لَٰئِکَ أَصْحَٰبُ ٱلنَّارِ هُمْ فِیهَا خَٰلِدُونَ [بقره: ۲۷۵]
آنچه از آیه ۲۷۵البقره آموختم: ۹
۱. کسانی که اموال ربوی میخورند روز قیامت همچون دیوانهها تعادل خود را از دست میدهند.
۲. مسئله خطرناک وارد شدن به حیطه حرام وقتی مسئله ساز میشود که انسان آن را بعنوان حرام باور نداشته باشد و برای خود دلیل بیاورد.
۳. تجارت و خرید و فروش طبق قوانین اسلام حلال و به آن تشویق شده است ولی رباخواری به هر شکل باشد حرام است چون باعث ضررهای زیادی که به افراد وارد میگردد.
۴. خداوند اعمال قبل از علم و فهم به وجود قوانین رباخوری را در صورتی که در قبال دستور جدید سمع و طاعه باشد میبخشد.
۵.خداوند به کسانی که بعد از فهم و شنیدن قانون ربا، آن را ترک نکنند و ادامه دهند وعید شدید جاوید بودن در آتش جهنم میدهد .
آنچه شایسته است به آن عمل کنیم:
۱. در قبال خرید و فروشهای خود دقت نظر داشته باشیم تا اگر اهل رباخوری نباشیم، نادانسته به باتلاق آن وارد نشویم.
۲. فایدههای رباخوری هرچند زیاد باشد، برکتی در آن نیست. نان آوران خانه خود را به خاطر دسترسی به امکانات مادی بیشتر به ورطه هلاکت نیندازیم!
۳. سرمایه مالی خود را وارد تجارت کنیم خصوصا تجارتهای مورد نیاز جامعه و از گذاشتن مال خود در محدوده ربا خودداری کنیم.
۴. اگر پرونده رباخوری در زندگی گذشته داریم، خالصانه به درگاه پروردگار تواب و غفار برگردیم و تصمیم جدی بر ترک آن بگیریم.
۵. خودمان الگوی کار و تلاش باشیم و برای رفع نیازهای دیگران، صندوقهای قرض الحسنه خانوادگی و محله ای یا دوستانه راه اندازی کنیم و با مشورت اهل خبره از آسیبهای وامدهی به دور گردیم.
وَإِن کُنتُمْ عَلَىٰ سَفَرٍ وَلَمْ تَجِدُوا۟ کَاتِبًا فَرِهَٰنٌ مَّقْبُوضَهٌ فَإِنْ أَمِنَ بَعْضُکُم بَعْضًا فَلْیُؤَدِّ ٱلَّذِى ٱؤْتُمِنَ أَمَٰنَتَهُۥ وَلْیَتَّقِ ٱللَّهَ رَبَّهُۥ وَلَا تَکْتُمُوا۟ ٱلشَّهَٰدَهَ وَمَن یَکْتُمْهَا فَإِنَّهُۥٓ ءَاثِمٌ قَلْبُهُۥ وَٱللَّهُ بِمَا تَعْمَلُونَ عَلِیمٌ [بقره: ۲۸۳]
آنچه از آیه ۲۸۳البقره آموختم: ۱۰
۱. آیه ۲۸۳ ادامه و مکمل بزرگترین آیه قرآن در بزرگترین سوره آن است که بحث مهم اجتماعی اقتصادی است و به عنوان قانون طلایی اقتصاد محسوب میگردد.
۲. خداوند همانطور که در آیه قبل، قانون قرض و خرید و فروش را به صورت قرض در شهر و سکونت خود بیان فرمود، در زمان مسافرت نیز به این امر مهم توجه خاص داشته و احکامش را بیان نموده است.
۳. اگر کسانی در مسافرت باشند و افراد نیازمندی بخواهند قرض بگیرند، برای جلوگیری از مشکلات بعدی قرض دهنده چیزی از قرض گیرنده به عنوان رهن بگیرند.
۴. اگر قرض دهنده از قرض گیرنده اطمینان خاطر داشته باشد مشکلی نیست که بدون رهن قرض دهد.
۵. قرض گیرنده لازم است از خداوند و روز محاسبه در قیامت بترسد و امانت را پس دهد و کتمان گواهی نکند.
آنچه شایسته است به آن عمل کنیم:
۱. اگر خرید و فروش میکنیم و یا قرض میدهیم و یا میگیریم، شایسته است حداقل تفسیر آیات ربا و معامله و قرض را بخوانیم تا نادانسته غرق گناه و حرام نگردیم (آیات ۲۵۷ الی ۲۸۳ )
۲. برای جلوگیری از سوء تفاهمها، دشمنیها و ضررها بهتر است قرضها را مکتوب و شاهد بگیریم.
۳ قرض الحسنه را در جامعه رونق بخشیم تا مردم دچار ضررهای مالی و شخصیتی نگردند.
۴. از مصرف غیر ضروری خود بکاهیم تا بتوانیم قرضهای خود را سر موقع به قرض دهنده بپردازیم.
۵. به افرادی که اطمینان خاطر نیست قرض را با رهن همراه کنیم تا هم قرض گیرنده احساس مسئولیت کند و هم قرض دهنده ضرر نکند.
هُوَ ٱلَّذِىٓ أَنزَلَ عَلَیْکَ ٱلْکِتَٰبَ مِنْهُ ءَایَٰتٌ مُّحْکَمَٰتٌ هُنَّ أُمُّ ٱلْکِتَٰبِ وَأُخَرُ مُتَشَٰبِهَٰتٌ فَأَمَّا ٱلَّذِینَ فِى قُلُوبِهِمْ زَیْغٌ فَیَتَّبِعُونَ مَا تَشَٰبَهَ مِنْهُ ٱبْتِغَآءَ ٱلْفِتْنَهِ وَٱبْتِغَآءَ تَأْوِیلِهِۦ وَمَا یَعْلَمُ تَأْوِیلَهُۥٓ إِلَّا ٱللَّهُ وَٱلرَّسِخُونَ فِى ٱلْعِلْمِ یَقُولُونَ ءَامَنَّا بِهِۦ کُلٌّ مِّنْ عِندِ رَبِّنَا وَمَا یَذَّکَّرُ إِلَّآ أُو۟لُوا۟ ٱلْأَلْبَٰبِ [آل عمران:۷]
آنچه از آیه ۷ آل عمران آموختم: ۱۱
۱. قرآن کتابی است که از طرف خداوند بر رسول الله صلی الله علیه و آله و سلم برای سعادت بشریت نازل شده است.
۲. کل آیات قرآن به دو دسته عمده تقسیم میشود
الف- محکمات که به عنوان ام الکتاب معرفی شده است و کاملا واضح و روشن است مثل اقیموا الصلاه
ب-متشابهات که با توجه به محکمات تفسیر میشوند. مثل یدالله، کرسی عرش و الی آخر
۳. کسانی که در عقیده و قلبهایشان انحراف وجود دارد، محکمات را رها کرده و دنبال متشابهات هستند. بر اساس میل و فکر خود تعبیر و تفسیر میکنند و در قرآن ایجاد فتنه و شک و تردید مینمایند.
۴. تاویل و تفسیر آیات متشابه که ظاهرا به راحتی نمیشود تفسیر کرد، جزئیات آن را خداوند میداند و کسانی که در علم خداشناسی تبحر دارند و متقی و متخصص هستند که با استناد از محکمات تفسیر میکنند نه نقطه مقابل آیات محکمات!
۵. راسخان در علم اعتراف میکنند که همه آیات محکمات و متشابهات از نزد پروردگار مهربان است و جز صاحبان عقل سلیمی که از هوی و هوس پیروی نمی کنند، نمیدانند ومتذکّر نمیشوند.
آنچه شایسته است به آن عمل کنیم:
۱. ارزش قرآن را به عنوان کلام الله بیشتر بدانیم و به عنوان مرجع و حلال مشکلات و تنها راه نجات خود استفاده کنیم.
۲. حداقل کاری که میتوانیم در حق قران انجام دهیم، اینست که به آیات محکمات، همان آیاتی که واضح است عمل کنیم.
۳. تلاش کنیم معلومات زبان عربی خود را به عنوان اولین ابزار کمکی در فهم بیشتر قرآن افزایش دهیم.
۴. کتاب علوم قرآن و اصول تفسیر را مطالعه کنیم تا برای فهم بیشتر متشابهات آمادگی داشته باشیم.
۵. هر آنچه که علم و عقل ما به آن نمیرسد توقف کنیم و از هوای نفس چیزی را به الله نسبت ندهیم و در صورت نیاز از اهل تخصص بپرسیم.
رَبَّنَآ إِنَّکَ جَامِعُ ٱلنَّاسِ لِیَوْمٍ لَّا رَیْبَ فِیهِ إِنَّ ٱللَّهَ لَا یُخْلِفُ ٱلْمِیعَادَ [آل عمران: ۹]
آنچه از آیه ۹ آل عمران آموختم: ۱۲
۱. راسخان در علم از خداوند و حساب و کتاب میترسند که بخواهند بر اساس میل خودشان متشابهات قرآن را تفسیر کنند.
۲. آنها از خداوند میخواهند که چیزی باعث انحراف قلبهایشان نشود که بعد از هدایت در مورد قرآن و خداوند به فتنه بیفتند.
۳. هر کس علم حقیقی داشته باشد از هوای نفسش صحبت نمیکند به خصوص در مورد خداوند و مسائل غیبی.
۴. خداوند کل انسانها را در قیامت روزی که شکی در آن نیست دور هم جمع می گرداند تا حق و ناحق را از هم جدا کند.
۵. خداوند خلاف وعده نمی کند و صد در صد همه ما را در آن روز بزرگ و سرنوشت ساز جمع خواهد کرد.
آنچه شایسته است به آن عمل کنیم:
۱.همیشه دعای راسخان در علم را (رَبَّنَا لَا تُزِغْ قُلُوبَنَا بَعْدَ إِذْ هَدَیْتَنَا) خالصانه بخوانیم و از خودش خواهش کنیم تا مسیر انحراف قلب و فکر ما را هموار نسازد.
۲. بترسیم از روزی که در ملأ عام به عنوان فتنهگران و منحرفین از صراط مستقیم معرفی گردیم.
۳. هر آنچه در توان داریم از قرآن استفاده کنیم و به دیگران برسانیم تا ذخیرهای برای روز بزرگ محاسبه داشته باشیم.
۴. وعده و وعیده های خداوند را جدی بگیریم و برای گرفتن کارنامههای درخشان، تمام تلاش خود را به کار گیریم.
۵. از صفت رحمان و رحیم خداوند سوء استفاده نکنیم که هرچه دلمان خواست بگوییم و عمل کنیم ولی امید به بخشش داشته باشیم!
زُیِّنَ لِلنَّاسِ حُبُّ ٱلشَّهَوَٰتِ مِنَ ٱلنِّسَآءِ وَٱلْبَنِینَ وَٱلْقَنَٰطِیرِ ٱلْمُقَنطَرَهِ مِنَ ٱلذَّهَبِ وَٱلْفِضَّهِ وَٱلْخَیْلِ ٱلْمُسَوَّمَهِ وَٱلْأَنْعَٰمِ وَٱلْحَرْثِ ذَٰلِکَ مَتَٰعُ ٱلْحَیَوٰهِ ٱلدُّنْیَا وَٱللَّهُ عِندَهُۥ حُسْنُ ٱلْمَـَٔابِ [آل عمران: ۱۴ ]
آنچه از آیه ۱۴ آل عمران آموختم: ۱۳
۱. خداوند انسان را آفرید و زندگی دنیوی را به عنوان زینت و علاقهمندیهای او قرار داد تا یک زندگی لذت بخشی داشته باشد.
۲. از جمله علاقمندیهای مجاز و به جای انسان دوست داشتن همسر و فرزند، طلا و نقره، سواری و چهارپایان، مزارع و باغ است.
۳. همه کالاهای دنیوی اعم از افراد و اشیا، انسان و غیر انسان، جاندار و بیجان، به عنوان کالا و متاع زندگی دنیوی می باشد که انسان استفاده کند.
۴. هدف و غایت زندگی آن است که نزد الله وجود دارد و همه متاع دنیوی به عنوان وسیله میتوان استفاده کرد نه هدف!
۵. هر انسانی به سوی پروردگار مهربان برمیگردد و از تعلقات و علاقهمندیهای خود در دنیا جدا میگردد.
آنچه شایسته است به آن عمل کنیم:
۱. دوست داشتن خانواده و فرزندان، وسایل زندگی، زینت و ثروتهای خدادادی از موارد طبیعی است که خداوند در فطرت انسانی قرار داده پس خود را به خاطر آن سرزنش نکنیم.
۲. از زیباییهای جهان و داراییهای خود لذت ببریم و استفاده بهینه داشته باشیم تا باذن الله بهشت را در دو جهان تجربه کنیم.
۳. حواسمان باشد وسیله را با هدف جابجا نکنیم بدانیم خداوند برای استفاده و زندگی راحت، این همه نعمت به ما داده است به آن وابسته نشویم.
۴. در هر جایی که لازم باشد از دارایی و زینتهای خدادادی برای استفاده دیگران به کار گیریم مثلاً از سواری خود، خانه، باغ و مزرعه و الی آخر.
۵. همواره دعا کنیم تا دنیا با تمام زینتهای آن در دستمان باشد نه در قلبمان که نتوانیم از خود جدا کنیم.
قُلْ أَؤُنَبِّئُکُم بِخَیْرٍ مِّن ذَٰلِکُمْ لِلَّذِینَ ٱتَّقَوْا۟ عِندَ رَبِّهِمْ جَنَّتٌ تَجْرِى مِن تَحْتِهَا ٱلْأَنْهَٰرُ خَٰلِدِینَ فِیهَا وَأَزْوَٰجٌ مُّطَهَّرَهٌ وَرِضْوَٰنٌ مِّنَ ٱللَّهِ وَٱللَّهُ بَصِیرُۢ بِٱلْعِبَادِ [آل عمران: ۱۵ ]
آنچه از آیه ۱۵ آل عمران آموختم: ۱۴
۱-خداوند سفارشاتش را به وسیله رسول مکرمش به ما میرساند و ما را از اخبار غیب آگاه میکند.
۲. خداوند با ایجاد انگیزه های ملموس، باعث تشویق انسان ها برای رسیدن به مقام تقوا ورضای خود می کند.
۳. نعمتهای بهشتی پایدار و اعلی سرآمد نعمتهای دنیوی موقت است.
۴. از جمله نعمتهای بهشتی، زندگی با همسرانی نیک سرشت و محبوب در باغهایی است که در زیردرختان آن جویبارهایی در جریان است و سرآمد همه نعمتهای بهشتی، رضوان الله است که خداوند اعلام رضایت از فرد بهشتی میکند.
۵. نعمات مذکور ویژه متقین است که در دنیا با احتیاط زندگی میکردند یعنی در هر کاری رضای خداوند را جستجو می نمودند. بدون شک الله خودش بینا به تمام اعمال بندگانش است.
آنچه شایسته است به آن عمل کنیم:
۱. از نعمتهای دنیوی به عنوان وسیله، نهایت استفاده را برای رسیدن به هدف داشته باشیم ولی اصلاً به آنها دل نبندیم.
۲ .همواره برای رسیدن به نعمتهای پایدار بهشت تلاش کنیم. ولی مهمتر از همه نعمتها، رضایت الله در دنیا قبل از آخرت به دست بیاوریم.
۳. از طبیعت و درختان سرسبز و جویبارها دیدن کنیم تا شوق انگیزه رفتن به بهشت در ما بیشتر گردد و سختیهای زندگی آسان شود.
۴. برای کسب رضایت پروردگار و در واقع رسیدن به مرحله تقوا، با افراد متقی حشر و نشر داشته باشیم و سرگذشت متقیان در قرآن و سیره نبوی را مطالعه کنیم.
۵. همیشه دعای خالصانه را برای رسیدن به مقام رضا و تقوای الهی از خداوند سمیع و قریب و مجیب داشته باشیم.
إِنَّ ٱلدِّینَ عِندَ ٱللَّهِ ٱلْإِسْلَٰمُ وَمَا ٱخْتَلَفَ ٱلَّذِینَ أُوتُوا۟ ٱلْکِتَٰبَ إِلَّا مِنۢ بَعْدِ مَا جَآءَهُمُ ٱلْعِلْمُ بَغْیَۢا بَیْنَهُمْ وَمَن یَکْفُرْ بِـَٔایَٰتِ ٱللَّهِ فَإِنَّ ٱللَّهَ سَرِیعُ ٱلْحِسَابِ [آل عمران: ۱۹]
آنچه از آیه ۱۹ آل عمران آموختم: ۱۵
۱. دین و روش پذیرفته شده زندگی فردی، خانوادگی و اجتماعی نزد خداوند اسلام است.
۲. اسلام یعنی تسلیم اوامر اوامر و نواهی خداوند شدن است که در زمانهای مختلف، با توجه به سطح توان همه جانبه مخاطبان، روش اجرای آن متفاوت بوده است.
۳. اصول اساسی بین همه شریعتهای الهی از آدم تا خاتم یکی بوده است. مثل ارکان ایمان و ارکان اسلام و اخلاق.
۴. کسی که آیات، نشانهها و حقانیت دین الله را بشناسد و آن را بپوشاند و بر خلافش عمل کند، حساب او با خداوند سریع الحساب است.
۵. اهل کتاب دچار اختلاف نشدند مگر زمانی که حق برای آنها واضح شد و به خاطر کینه و حسادت از گرفتن حق خودداری کردند.
آنچه شایسته است به آن عمل کنیم:
۱. در معرفی حقیقت دین اسلام به جوانان و نوجوانان خود و جامعه بشری در حد توان تلاش کنیم.
۲. کسانی که ناآگاهانه دنبالهرو ادیان آسمانی مثل مسیحی و یهودی هستند، با مهر و محبت و دلسوزی آنها را راهنمایی کنیم که خدای همه پیامبران یکی بوده و همه برنامههای آنها از نزد همان خدایی است که قرآن بر رسول الله صلی الله علیه و آله و سلم نازل کرده است.
۳. قرآن آخرین نسخه برنامههای الهی است پس نیازی به انجیل و توراتی که تحریف و تغییر در آن صورت گرفته است نیست که به آن مراجعه کنیم.
۴. تعصبات خود را کنار بگذاریم، با خدای مهربان خود صلح و دوستی برقرار کنیم، مطمئن باشیم روز به روز بیشتر به حقایق میرسیم.
۵. هر کدام از ما انسانها مسئول کار خود هستیم ما نمیتوانیم به خاطر اعمال و رفتار افرادی خاص، از قرآن و صاحب قرآن و برنامه سعادت بخش آن کنارهگیری کنیم! چون عاقل و بالغ و مختار هستیم و در قبر و قیامت هیچکس به داد ما نخواهد رسید.
فَإِنْ حَآجُّوکَ فَقُلْ أَسْلَمْتُ وَجْهِىَ لِلَّهِ وَمَنِ ٱتَّبَعَنِ وَقُل لِّلَّذِینَ أُوتُوا۟ ٱلْکِتَٰبَ وَٱلْأُمِّیِّـۧنَ ءَأَسْلَمْتُمْ فَإِنْ أَسْلَمُوا۟ فَقَدِ ٱهْتَدَوا۟ وَّإِن تَوَلَّوْا۟ فَإِنَّمَا عَلَیْکَ ٱلْبَلَٰغُ وَٱللَّهُ بَصِیرُۢ بِٱلْعِبَادِ [آل عمران: ۲۰]
آنچه از آیه ۲۰ آل عمران آموختم: ۱۶
۱.خداوند راهنمای تمام عیار رسولانش در صحنههای مختلف فکری و عملی است تا الگویی کامل به بشریت ارائه دهد.
۲. در هر زمان ممکن است افراد مجادلهگری در موضوع معنویات و اصول اساسی توحید نبوت معاد در جامعه وجود داشته باشند که بخواهند با مسلمین جدل کنند.
۳. موضعگیری هر مومن به الله در قبال جدال دشمنان او این است که بگوید؛ أَسْلَمْتُ وَجْهِىَ لِلَّهِ؛ ما سراپا تسلیم رضای الله هستیم.
۴. از جدال کردن با کینه توزان بپرهیزیم ولی اسلام حقیقی را با بهترین روش معرفی کنیم و نتیجه را به الله بسپاریم.
۵. لزوم دعوت روشنفکران اهل کتاب و همه دنیا به دین اسلام با روشی واضح به دور از ابهام، همراه با محبت و دلسوزی.
آنچه شایسته است به آن عمل کنیم:
۱. وظیفه دعوتگران، رساندن پیام صلح و آشتی به جهان بشریت و دعوت از آنها در گرفتن قرآن به عنوان قانون اساسی می باشد. نتیجه کار و تاثیر آن بر عهده الله است نه انسان حتی پیامبر!
۲. کتاب اصول دعوت را مطالعه کنیم و حتی الامکان دوره تدریس آن را برای همه طلاب و حتی دانش آموزان متوسطه و دانشجویان تخصصهای دیگر برگزار کنیم تا با الفبای دعوت، همکلاسیها و دوستان خود را در فضای مجازی دعوت کنند و بیگدار به آب نزنند که باعث زدگی قلبهای آماده گردد.
۳. تسلیم شدن در برابر الله را عین عزت و افتخار بدانیم و از اعتراف به مسلمانی در برابر دوستان و حتی اساتید خود خودداری نکنیم.
۴. اگر خود توان معرفی روشن و زیبای دین اسلام را به مخاطبان غیر مسلمان نداریم آنها را به افراد خوش بیان و متخصص مسلمان لینک دهیم.
۵. اخلاق نیکوی قرآن را در زندگی فردی و اجتماعی خصوصا با افراد مریض القلب اجرا کنیم تا با زبان حال و عمل معرف دین خود باشیم.
قلِ ٱللَّهُمَّ مَٰلِکَ ٱلْمُلْکِ تُؤْتِى ٱلْمُلْکَ مَن تَشَآءُ وَتَنزِعُ ٱلْمُلْکَ مِمَّن تَشَآءُ وَتُعِزُّ مَن تَشَآءُ وَتُذِلُّ مَن تَشَآءُ بِیَدِکَ ٱلْخَیْرُ إِنَّکَ عَلَىٰ کُلِّ شَىْءٍ قَدِیرٌ [آل عمران: ۲۶]
آنچه از آیه ۲۶ آل عمران آموختم: ۱۷
۱. نیاز به آموزش افراد در مسائل اساسی حتی پیامبر خدا علی الخصوص معرفی خداوند از کانال آیات اسماءالله الحسنی در قرآن و روشی که خداوند خودش را معرفی کرده است.
۲. خداوندی که پادشاه کل جهانیان است و جز او هیچ فرمانروا و فریادرسی وجود ندارد، مالکیت و حق تصرف تام و مطلق کل مخلوقات را دارد.
۳. خداوند مالک الملک بر اساس حکمت خود به هر کسی بخواهد ملک و ریاست جامعه را عطا میکند و برعکس بر اساس حکمتش از هر کسی بخواهد میستاند و از ریاست پایین میآورد.
۴. عزت و ذلت به دست و قدرت خداوند است. بندگانش را بر اساس عملکرد و نوع امتحان و شایستگی فرد به آنها میدهد یا میستاند.
۵. هر آنچه از جانب الله بیاید خیر است حتی اگر به طبع ما ناخوشایند باشد و خودش بر هر چیزی توانمند و قادر است و میتواند آن را تغییر دهد.
آنچه شایسته است به آن عمل کنیم:
۱. همیشه تلاش کنیم خداوند را از لابلای آیات پربرکت قرآن بهتر بشناسیم. الله چه ویژگیهایی دارد چه کارهایی برای مخلوقات انجام میدهد حکمت کارهایش را بهتر دریابیم تا بهتر در طوفانهای زندگی دنیوی آرامش کسب کنیم.
۲. هرچه میخواهیم را بدون یک درصد تردید از مالک الملک بخواهیم و به هیچ کس دیگر دل نبندیم حتی نزدیکترین اعضای خانواده!
۳. همواره برای عزت نفس خود تلاش کنیم خود را جلوی دیگران خوار و ذلیل نکنیم فقط تابع یک خدا باشیم تا عزیز گردیم و دستوراتش در حد عمل توان عمل کنیم.
۴. یقین صد در صد داشته باشیم هر آنچه از نزد الله برای ما پیش آید و خود مقصر نباشیم، خیر مطلق است.
۵. برای تغییر وضعیت ناخوشایند خود به دستورات الله در قرآن مراجعه کنیم و ارتباط صمیمانه با صاحب قرآن داشته باشیم.
لَّا یَتَّخِذِ ٱلْمُؤْمِنُونَ ٱلْکَٰفِرِینَ أَوْلِیَآءَ مِن دُونِ ٱلْمُؤْمِنِینَ وَمَن یَفْعَلْ ذَٰلِکَ فَلَیْسَ مِنَ ٱللَّهِ فِى شَىْءٍ إِلَّآ أَن تَتَّقُوا۟ مِنْهُمْ تُقَىٰهً وَیُحَذِّرُکُمُ ٱللَّهُ نَفْسَهُۥ وَإِلَى ٱللَّهِ ٱلْمَصِیرُ [آل عمران: ۲۸]
آنچه از آیه ۲۸ آل عمران آموختم: ۱۸
۱. شایسته مومن با خدا نیست که دشمنان خداوند را به دوستی و سرپرستی و ریاست خود قبول کند!
۲. مومنان لازم است همکیشان خود را به دوستی و سرپرستی انتخاب کنند تا عزتشان حفظ گردد و از مسیر حق منحرف نگردند.
۳. کسانی که دوستی و ولایت کافران را با اختیار خود انتخاب کنند، انتظاری از جانب الله نداشته باشد.
۴. ارتباط با کافران برای دعوت به اسلام و یا کمک انسان دوستانه مثل غذا دادن گرسنگان و کمک به زلزله زدگان و کلاً مسئله خدمات انسانی اجتماعی مقوله ای جدا از مسئله دوستی به خاطر عقیده آنها و هم پیمان شدن با آنها علیه مسلمین است.
۵. کسی که با دشمنان الله ارتباط صمیمانه قلبی برقرار کند در واقع با آنها همدل و همراه گشته و به آن دشمنی راضی است.
آنچه شایسته است به آن عمل کنیم:
۱. در زندگی روش تعامل با افراد مختلف، دوست و دشمن را از آینه قرآن یاد بگیریم تا نادانسته به بیراهه نرویم.
۲. خداوند عزت ما را میخواهد پس طبق دستور خودش حرکت کنیم تا همواره سربلند و قوی باقی بمانیم نه زیر سلطه کفار سرخم کنیم!
۳. هر کدام از ما مسئول کار و زندگی خود هستیم و شایسته نیست تابع کورکورانه جامعهای که در آن زندگی میکنیم و یا جامعه جهانی گردیم چون حساب هر کدام از ما با خداوندی است که آگاه به درون قلبهاست.
۴. سعی کنیم خانواده و دوستان خود را از چنین آیاتی با خبر کنیم تا با خطرات چنین موضعگیریهایی آشنا شوند.
۵. در جایی که خطر جان وجود داشته باشد، میتوان بصورت ظاهری و زبانی اظهار دوستی کرد همچون خوردن گوشت خوک در زمانی که انسان در حال تلف شدن باشد در حد ضرورت.
قُلْ إِن کُنتُمْ تُحِبُّونَ ٱللَّهَ فَٱتَّبِعُونِى یُحْبِبْکُمُ ٱللَّهُ وَیَغْفِرْ لَکُمْ ذُنُوبَکُمْ وَٱللَّهُ غَفُورٌ رَّحِیمٌ [آل عمران: ۳۱]
آنچه از آیه ۳۱ آل عمران آموختم: ۱۹
۱. انسان با گفتار و شعار نمیتواند از پس امتحانات الهی برآید بلکه نیاز به عمل در راستای گفتار دارد تا تایید گردد و آن هم عملی خالصانه نه ریاکارانه!
۲. ادعای محبت داشتن آن هم محبت الله، هزینه اش و تاییدیهاش، تبعیت از رسول الله صلی الله علیه و آله و سلم در پی دارد.
۳. یکی از موارد مهم جلب محبت معبود برحق و محبوب حقیقی، تابع رسول الله صلی الله علیه و آله و سلم شدن میباشد.
۴. کسانی که حبیب خدا رسول اکرم صلی الله علیه و آله و سلم را به عنوان رهبر خود انتخاب و از دستوراتش پیروی میکنند دو جایزه بزرگ را به دست میآورند: الف- محبوب الله شدن ب- کسب مغفرت خداوند و پوشش گناهان.
۵. خداوند با صفت مهم رحمت خود که کل جهانیان را فرا گرفته است، مغفرتش شامل بسیاری از گنهکاران و کم کاران می گرداند و باعث نجات همه ما از فرو رفتن در باتلاق هلاکت میگردد.
آنچه شایسته است به آن عمل کنیم:
۱. یکی از کتب معتبر سیره پیامبر را مطالعه کنیم تا بهتر او را بشناسیم و عشق و محبت رسول خدا در قلبهایمان عمیقتر گردد.
۲. ویژگیهای رسول الله صلی الله علیه و آله و سلم را در قرآن بخوانیم و تدبر کنیم تا از دیدگاه پروردگار جهانیان بیشتر آگاه گردیم و با رسول محبوبمان بهتر انس بگیریم.
۳. برای خانواده و فرزندان به صورت هفتگی سیره خوانی داشته باشیم. سنتهای رفتاری و گفتاری پیامبرعزیزمان را یادداشت کرده و برای عملی کردن آن برنامهریزی کنیم.
۴. با ذکر صلوات و دعای بعد از اذان ارتباط صمیمی را با رسول الله صلی الله علیه و آله و سلم برقرار کنیم . و از الله بخواهیم مورد شفاعت رسول الله قرار گیریم.
۵. از خداوند مهربان مخلصانه بخواهیم توفیق تبعیت از رسول مکرمش را نصیبمان گرداند و در فردوس اعلی ما را با ایشان همنشین گرداند.
وَإِذْ قَالَتِ ٱلْمَلَٰئِکَهُ یَٰمَرْیَمُ إِنَّ ٱللَّهَ ٱصْطَفَىٰکِ وَطَهَّرَکِ وَٱصْطَفَىٰکِ عَلَىٰ نِسَآءِ ٱلْعَٰلَمِینَ [آل عمران: ۴۲]
آنچه از آیه ۴۲ آل عمران آموختم: ۲۰
۱. قرآن کتابی جامع و کامل است که همه اخبار و برنامه سعادت بخش پیامبران گذشته را تجمیع کرده و در اختیار آخرین پیامبر گذاشته است.
۲. خداوند خبیر و علیم از وضعیت و گفتگوی یکی از ماموران خود به نام ملائک با دختری از خانواده متقی در مکانی خلوت خبر میدهد.
۳. مریم بنت عمران از دختران پاکدامن با تقوایی است که مورد نظر خاص پروردگار جهانیان قرار گرفته است.
۴. برگزیده شدن مریم توسط خالق بیهمتا از امتیازات منحصر به فرد یک زن محسوب میگردد که میتواند مورد توجه خاص آفریدگار جهانیان قرار گیرد.
۵.گوهر مهم عفت و پاکدامنی، تقوا و عبادت خالصانه خداوند، از ویژگیهای مهم یک زن مسلمان میباشد تا مورد توجه خالقش قرار گیرد.
آنچه شایسته است به آن عمل کنیم:
۱. سرگذشت کامل زندگی مریم علیه السلام قبل از تولد تا آخر را از آینه قرآن مطالعه و تدبر کنیم تا ارتباط معنوی با چنین بانوی برجسته و برگزیده جهان زنان برقرار کنیم.
۲. برای دختران جامعه خود دورههای آموزشی – تربیتی با عنوان: شناخت الگوی زنان جهان توسط بانوان خوش بیان و متخصص برگزار کنیم.
۳. زندگی مریم و فرزند عزیزش عیسی علیهما السلام در قرآن را برای دختران و پسرانی که گرایش به مسیحیت دارند، بازگو کنیم تا بدانند تفکرات و عملکرد مسیحیان امروزه با الگوی اصلی آن چقدر فاصله دارد!
۴. توان و استعداد خود را دست کم نگیریم ما میتوانیم پیرو واقعی الگوی زنان جهان شویم و به او نزدیک گردیم.
۵. زنان و دختران جامعه خود را اکرام کنیم و زمینه رسیدن به الگوی زنان جهان را برایشان فراهم کنیم.
قَالَتْ رَبِّ أَنَّىٰ یَکُونُ لِى وَلَدٌ وَلَمْ یَمْسَسْنِى بَشَرٌ قَالَ کَذَٰلِکِ ٱللَّهُ یَخْلُقُ مَا یَشَآءُ إِذَا قَضَىٰٓ أَمْرًا فَإِنَّمَا یَقُولُ لَهُۥ کُن فَیَکُونُ [آل عمران: ۴۷]
آنچه از آیه ۴۷آل عمران آموختم: ۲۱
۱. یک انسان وارسته و رشد یافته در جایی که پیشنهادی خلاف قانون طبیعی را به دهند، به راحتی نمیپذیرد و علت یابی میکند.
۲. هر انسانی حق دفاع از خود را دارد حتی در برابر بزرگترین شخصیت دنیا و خداوند این اختیار را به او داده است.
۳. شایسته است قبول و یا رد هر مسئلهای همراه با دلیل قانع کننده باشد نه هوای نفس.
۴. در برابر امر پروردگار جهانیان تسلیم محض باشیم چرا که کار بیهوده انجام نمیدهد و برای او نیاز به اسباب و مسببات نیست اگر اراده کند.
۵. اصل جهان خلقت بر اساس نظم و قانون علت و معلولی بنا شده است و آن هم خداوند خودش چنین قوانینی بین مخلوقات گذاشته است ولی اگر زمان اراده او خارج از قوانین طبیعی باشد، فقط کافی است اراده کند تا با یک دستور هر آنچه بخواهد در لحظه انجام شود (کن فیکون)
آنچه شایسته است به آن عمل کنیم:
۱. از زندگی سرور زنان جهان مریم علیها السلام درس بگیریم و به هر پیشنهادی پاسخ مثبت ندهیم که بار سنگین غیر قابل تحمل را بپذیریم.
۲. خداوند خبر زندگی الگوی زنان جهان را برایمان بازگو کرده است تا بدانیم چگونه زندگی کنیم و چه ظرفیتهایی داریم پس با دقت آن را از آیینه قرآن بررسی کنیم و در زندگی عملی به کار گیریم.
۳. اعتقاد کامل به خالق قادر بیهمتا داشته باشیم که اگر بخواهد کاری بر خلاف قانون طبیعی انجام دهد، خواهد داد.همیشه با یقین کامل با او ارتباط داشته باشیم و از او هر آنچه از دست بشر خارج است بخواهیم.
۴. به تقدیرات الهی آنچه که اختیار ما در آن نباشد سر تسلیم فرود آوریم و مطمئن باشیم خیر زیادی نصیبمان خواهد شد.
۵. در برابر پیشنهادات و کارهایی که از طرف بزرگترها به ما محول میشود میتوانیم با احترام علت یابی کنیم واگر دلیل قانع کننده بود در صورت توان بپذیریم.
وَرَسُولًا إِلَىٰ بَنِىٓ إِسْرَٰءِیلَ أَنِّى قَدْ جِئْتُکُم بِـَٔایَهٍ مِّن رَّبِّکُمْ أَنِّىٓ أَخْلُقُ لَکُم مِّنَ ٱلطِّینِ کَهَیْـَٔهِ ٱلطَّیْرِ فَأَنفُخُ فِیهِ فَیَکُونُ طَیْرَۢا بِإِذْنِ ٱللَّهِ وَأُبْرِئُ ٱلْأَکْمَهَ وَٱلْأَبْرَصَ وَأُحْىِ ٱلْمَوْتَىٰ بِإِذْنِ ٱللَّهِ وَأُنَبِّئُکُم بِمَا تَأْکُلُونَ وَمَا تَدَّخِرُونَ فِى بُیُوتِکُمْ إِنَّ فِى ذَٰلِکَ لَـَٔایَهً لَّکُمْ إِن کُنتُم مُّؤْمِنِینَ [آل عمران: ۴۹]
آنچه از آیه ۴۹ آل عمران آموختم: ۲۲
۱.عیسی علیه السلام پیامبری است که به قدرت خداوند بدون پدر متولد شد و در گهواره سخن گفت و از مادر پاک دامنش مریم علیها السلام دفاع کرد.
۲. عیسی علیه السلام پیامبری که به سوی قوم بنی اسرائیل فرستاده شد و به آنها اعلام کرد از جانب پروردگارتان مامورم یعنی من کارهای نیستم جز واسطه بین پروردگار و شما.
۳. خداوند برای تایید رسولانش کارهای خارقالعادهای را به عنوان معجزه در اختیار آنها قرار میدهد تا مردم با عقل خود سره را از ناسره تشخیص دهند و دنبال رو دروغگویان نباشند.
۴. توجه خداوند به فکر و درایت انسانها و عدم تقلید کورکورانه آنان از هر کس و ناکس به ما می آموزد که بی گدار به آب نزنیم کارها و تقلیدهایمان آگاهانه و با تفکر باشد.
۵. آفریدن پرنده از گل، شفا دادن کور مادرزاد و پیسی، زنده کردن مردگان، و خبر دادن از آنچه در خانهها ذخیره میشود یا میخورند یعنی اخبار غیب از دیگر معجزات عیسی علیه السلام بود که به اذن الله انجام میداد که خداوند آن را برای کسانی که اهل یقین به او باشند به عنوان نشانه قرار داده است.
آنچه شایسته است به آن عمل کنیم:
۱. آیات مربوط به زندگی عیسی و مادرش مریم علیهما السلام را به مسلمانانی که گرایش مسیحیت دارند برسانیم و با آنها حکیمانه و دلسوزانه صحبت کنیم تا فریب تبلیغات توخالی نخورند.
۲. همه پیامبران از طرف یک خدا آمدهاند و نباید تبلیغات و عملکرد سوء اهل کتاب ما را با پیامبران آنها بیگانه کند! همچون یهودیان و مسیحیان که الان موجودند.
۳. نسبت به هیچ گروه و فرقهای تعصب نداشته باشیم مگر دشمنان اسلام که عملاً وارد جنگ سخت و نرم شدهاند که مانع از دعوت دین حق گردند.
۴. هر کس ادعای غیب کند و سحر و جادو انجام دهد باور نکنیم و بدانیم این ویژگی خاص پیامبران بوده که با اجازه الله انجام میشده است . و غیر از الله هیچکس غیب نمی داند.
۵. قرآن و خصوصاً الله و زندگی عیسی و مادرش علیهما السلام را به مسیحیان به زبانهای زنده دنیا معرفی کنیم.
وَمَکَرُوا۟ وَمَکَرَ ٱللَّهُ وَٱللَّهُ خَیْرُ ٱلْمَٰکِرِینَ [آل عمران: ۵۴]
آنچه از آیه ۵۴ آل عمران آموختم: ۲۳
۱. بسیاری از انسانها همیشه دنبال مکر و حیله و برنامهریزی برای رسیدن به اهداف خود هستند.
۲. برنامهریزیها و تعیین هدفها هم میتواند جنبه مثبت داشته باشد و هم منفی.
۳. خداوند در جریان زندگی رسول مکرمش عیسی علیه السلام و قوم بنی اسرائیل به ما میآموزد چگونه در برابر برنامهها و تاکتیکهای دشمن، برنامهریزی و عمل کنیم تا نقشههای آنان نقش بر آب شود.
۴. یک مومن لازم است نقشههای دشمنان خود را بداند. با زبان و برنامه آنها آشنا باشد و قدرت دفاعی خود را بالا ببرد تا بتواند حملات غافلگیرانه علیه دسیسههای آنان انجام دهد.
۵. خداوند با کسانی است که علیه برنامههای شیطان و شیطان صفتان در تلاشند خودش با قدرت بیانتهایش علیه دشمنان حق وارد عمل میگردد همچنان که در جنگ های بدر و خندق شاهد بودیم و الان در غزه نمونه عصر حاضر در جریان است.
آنچه شایسته است به آن عمل کنیم:
۱. بیشتر در قصص انبیاء در قرآن تمرکز کنیم و آن را برنامه هفتگی طول سال خود برای خود و خانواده قرار دهیم تا چهره واقعی دشمنان حق و پیروان حق را بشناسیم چرا که تا قیامت تاریخ تکرار میگردد.
۲. خود را و فرزندان خود را از جنبههای مختلف ارتقاء دهیم که با دست خالی هیچ کاری نمیتوان کرد.
۳. در برابر مکر دشمنان و نقشههای شومشان از خداوند علیم و خبیر استمداد بطلبیم و مصرانه از او بخواهیم نقشه دشمنان را خنثی کند.
۴. هیچ وقت خود را ناتوان ندانیم و ساده انگار نباشیم بلکه حقیقتبین باشیم و هوشیارانه به اطراف خود بنگریم.
۵. در مهارتهای زندگی و ارتباط موثر، خود را قوی گردانیم که دشمنان دین با ارتباط موثر اهداف شومشان را اجرا میکنند چرا ما اهداف حق خود را نتوانیم منتقل دهیم؟
اگر میخواهید مکر دشمنان و مکر خداوند را بشناسید آیات قبل و بعد این آیه را بخوانید.
مَا کَانَ إِبْرَٰهِیمُ یَهُودِیًّا وَلَا نَصْرَانِیًّا وَلَٰکِن کَانَ حَنِیفًا مُّسْلِمًا وَمَا کَانَ مِنَ ٱلْمُشْرِکِینَ [آل عمران: ۶۷]
آنچه از آیه ۶۷ آل عمران آموختم: ۲۴
۱. بسیاری از انسانها برای جلوه دادن حقانیت راه و روش زندگی خود، به گذشتگان متوسل میگردند. یا به آباء و اجداد مثل کفار مکه و یا به پیامبران گذشته مثل یهودیان و مسیحیان.
۲. ابراهیم علیه السلام مورد توجه همه ادیان الهی میباشد خصوصاً مسلمین و یهود و نصارا چون هم جد بنی اسرائیل است از جهت اسحاق و یعقوب علیهم السلام و هم جد رسول الله صلی الله علیه و آله وسلم است از جهت اسماعیل علیه السلام.
۳. یهودیان و مسیحیان همواره در طول تاریخ برای ابراز حقانیت خود به ابراهیم علیه السلام متوسل میشدند.
۴.خداوند که در جریان گذشته و حال و آینده است به همه خبر داده است ابراهیم علیه السلام به گروه خاصی اختصاص ندارد بلکه او تسلیم مطلق خداوند بوده و پیامبر توحید است.
۵. هر کسی با هر عنوانی و تابعیتی اگر خداوند را به یگانگی بپرستد و هیچ شریکی و رفیقی برای او تصور نکند رستگار خواهد شد.
آنچه شایسته است به آن عمل کنیم:
۱. خیلی از مردم سر نادانی چیزهایی را میگویند و میپذیرند که هیچ اصل و اساسی ندارد! بر همگان واجب است در حد توان روشنگری نماییم.
۲. مهمترین منبع و مرجع روشنگری قرآن کریم است نه از جهت اینکه متعلق به مسلمین است بلکه چون از جانب خداوند همه پیامبران آمده و حقانیت دین و برنامه را با تایید پیامبران گذشته و کتابهایشان در آن واضح و مکتوب است.
۳. سعی کنیم با هر کسی از اطرافیان و همکاران و طیفهای مختلف جامعه با هر گرایشی، ارتباط موثر برقرار کنیم تا نمونه زنده از یک مسلمان واقعی باشیم نه اسماً.
۴. تنها مسئلهای که در هر رابطهای شایسته است توجه داشته باشیم ارتباط دادن بندگان با خالق یکتا بدون واسطه است.
۵.با یهودیان و مسیحیانی که سر جنگ نداشته باشند، ارتباط انسانی خوبی داشته باشیم و از مشترکات خود با استناد از قرآن صحبت کنیم.
یَٰأَهْلَ ٱلْکِتَٰبِ لِمَ تَلْبِسُونَ ٱلْحَقَّ بِٱلْبَٰطِلِ وَتَکْتُمُونَ ٱلْحَقَّ وَأَنتُمْ تَعْلَمُونَ [آل عمران: ۷۱]
آنچه از آیه ۷۱ آل عمران آموختم: ۲۵
۱. یکی از ویژگیهای مهم اهل کتاب پوشاندن حق به وسیله باطل است.
۲. کتمان حق در حالی که کاملا مسلط بر آن باشی از موضعگیریهای بسیار خطرناک جامعه است که اهل کتاب به آن متصفند!
۳. خداوند ویژگیهای افراد خطرناک را برای انسانها تا قیامت معرفی میکند تا با شناخت کامل با آنها رابطه برقرار کنند.
۴. خداوند از گفتن حق نه پروا دارد و نه شرم میکند ما نباید به خاطر این و آن حق را بپوشانیم و نادیده بگیریم.
۵. در قرآن کریم ویژگیهای مثبت و منفی بارز انسانها بیان شده و نتیجهها نیز مشخص است تا هرکسی با دیدی باز و روشن الگوی خود را انتخاب کند.
آنچه شایسته است به آن عمل کنیم:
۱. مواظب باشیم گرچه مسلمانیم ولی در جامعه مسلمانی ممکن است به صفات یهود و نصارا آغشته گردیم.
۲. هیچوقت بخاطرخود یا خانواده و دوستان، تعصب به خرج ندهیم که حق را بپوشانیم.
۳. گاهی ممکن است در بین همکاران و یا جمع دوستان مشاجرات و بحثهایی رخ دهد سعی کنیم حق بین و حقگو باشیم.
۴. در بحث فکر و عقیده خیلی وقتها ممکن است بین افراد و یا دعوتگران شبهاتی ایجاد گردد و هر کسی حق به جانب باشد و برای خود دلیل داشته باشد خیلی باید حساس باشیم که اقرار به حقیقت داشته باشیم مهم نیست طرف قضیه چه کسی باشد.
۵. از خدای بصیر و خبیر خود پروا داشته باشیم اگر در دنیا حق را با لباس باطل بپوشانیم فردای قیامت حق آشکار و ما ضرر خواهیم کرد.
إِنَّ ٱلَّذِینَ یَشْتَرُونَ بِعَهْدِ ٱللَّهِ وَأَیْمَٰنِهِمْ ثَمَنًا قَلِیلًا أُو۟لَٰئِکَ لَا خَلَٰقَ لَهُمْ فِى ٱلْـَٔاخِرَهِ وَلَا یُکَلِّمُهُمُ ٱللَّهُ وَلَا یَنظُرُ إِلَیْهِمْ یَوْمَ ٱلْقِیَٰمَهِ وَلَا یُزَکِّیهِمْ وَلَهُمْ عَذَابٌ أَلِیمٌ [آل عمران: ۷۷]
آنچه از آیه ۷۷ آل عمران آموختم: ۲۶
۱. هر چیزی که در دنیای انسانها رخ دهد خداوندی که خود آفریننده و آگاه به درون و بیرون بندگانش می باشد، برای مخاطبین قرآن تا قیامت بیان نموده است.
۲. یک انسان ممکن است به مرحلهای از پستی برسد که به عهد و پیمانی که با خدا بسته است پشت کند و با قیمت ناچیزی عوض نماید.
۳. دنیا و زینتهای آن فریبنده است افراد ثابت قدمی میخواهد تا به دین خداوند متصل باشند عهد و پیمانها را رعایت کنند.
۴. مال و شهرت و کلاً منافع دنیایی از وسایل خطرناکی هستند که ممکن است یک مسلمان به راحتی بر خلاف دین و ایمان، تعهد و قسمهایش عمل کند.
۵. برای کسانی که دین و تعهدات خود را به دنیا فروختند بهرهای از آخرت ندارند و از الطاف الهی به دور و عذاب دردناک در انتظار آنهاست.
آنچه شایسته است به آن عمل کنیم:
۱. در تعاملات روزمره سعی کنیم پایبند عهد و پیمانها باشیم مثلاً حاضر شدن در جلسات یا گردهماییها به موقع.
۲. دنیا را از آینه قرآن بشناسیم و از آن برای استفاده بهینه کنیم تا در آخرت باعث چشم روشنی ما گردد.
۳. با صادقین و متعهدین به عهد و پیمانها حشر و نشر داشته باشیم.
۴. اگر دچار عهد شکنی در زندگی شدیم برای خود جریمهای در نظر بگیریم تا کمتر تکرار گردد.
۵. اگر از کسی مالی یا وسایلی به امانت و قرض برداشتهایم سالم و سر وقت به صاحبش برگردانیم.
وَإِنَّ مِنْهُمْ لَفَرِیقًا یَلْوُۥنَ أَلْسِنَتَهُم بِٱلْکِتَٰبِ لِتَحْسَبُوهُ مِنَ ٱلْکِتَٰبِ وَمَا هُوَ مِنَ ٱلْکِتَٰبِ وَ یَقُولُونَ هُوَ مِنْ عِندِ ٱللَّهِ وَ مَا هُوَ مِنْ عِندِ ٱللَّهِ وَ یَقُولُونَ عَلَى ٱللَّهِ ٱلْکَذِبَ وَ هُمْ یَعْلَمُونَ [آل عمران: ۷۸]
آنچه از آیه ۷۸ آل عمران آموختم: ۲۷
۱. از دیگر ویژگیهای اهل کتاب غل و غش کردن در ارائه کتاب آسمانی به افراد تحت پوشش کم سواد خود می باشند.
۲. از خطرناکترین مسئله هر قومی انحراف علمای آن قوم از جاده اصلی و تقواست هرچند علمشان به درجات عالیه رسیده باشد.
۳. تاثیرگذاری علما و بزرگان هر قوم، بر ملت تحت فرمان در جهت اصلاح یا تخریب آنها.
۴. برای رسیدن به اهداف شوم، تحریف کلام الله و استناد به همان دروغها و تفسیر نادرست از ضربه های بسیار سهمگین می باشد.
۵. بعضی از علمای یهود چیزهایی را به خدا و کتاب او نسبت میدادند که خودشان هم بر دروغ بودن آن واقف بودند و الان همان دروغ را در کتابهایشان ثبت و به خورد بیسوادان خود میدهند!
آنچه شایسته است به آن عمل کنیم:
۱. این آیه حکایت از کار خطرناک یهودیان میکند ولی ما مسلمانان نیز در معرض خطر آن هستیم که آیات خداوند را طبق میل خود تفسیر کنیم و آن را به خداوند نسبت دهیم!
۲. معلومات خود را نسبت به زبان قرآن بالا ببریم تا حداقل به آیات محکمات قرآن آشنا شویم و بدون واسطه پیام الهی را دریابیم.
۳. دنبالهرو افراد و علما و معلمین متقی باشیم که اگر مسئله ای از مسائل دین را نفهمند، طبق هوای نفس سخن نمیگویند.
۴. علم تنها در هر زمینهای حتی در قرآن دردی را دوا نمیکند مگر همراه با تقوا و عمل باشد پس خود را اهل تقوا و عمل گردانیم و از علمای با تقوا و عامل به قرآن پیروی کنیم.
۵. از تقلید کورکورانه پرهیز کنیم، تفاسیر مختلف در موضوعات اختلافی را مطالعه کنیم. فکر کنیم، تدبر کنیم و با اهل تخصص و متقی مشورت کنیم.
أَفَغَیْرَ دِینِ ٱللَّهِ یَبْغُونَ وَلَهُۥٓ أَسْلَمَ مَن فِى ٱلسَّمَٰوَٰتِ وَٱلْأَرْضِ طَوْعًا وَکَرْهًا وَإِلَیْهِ یُرْجَعُونَ [آل عمران: ۸۳]
آنچه از آیه ۸۳ آل عمران آموختم: ۲۸
۱. انسانهایی که دین الله را قبول ندارند بر خلاف جریان آب شنا میکنند.
۲. یهودیان و مسیحیانی که دعوت پیامبر اسلام را نپذیرفتند با توجه به اینکه حقیقت را میدانستند از کاروان تسلیم شدگان جهان هستی خارج شدهاند!
۳. راه و روشی محکمتر و تضمین شدهتر از روشی که خالق و صاحب جهان و رب العالمین برای ما فرستاده است، وجود ندارد.
۴. کل مخلوقات جهان هستی تسلیم رضای خداوند هستند چه بخواهند چه نخواهند فقط انسان و جن هستند که اختیار رد و پذیرش به آنها داده شده است هرچند که سیستم خودکار بدن تسلیم هستند مثل معده، کلیه، قلب والی آخر.
۵. در این دنیا همه چیز میگذرد و دیر یا زود بار سفر میبندیم. پیروز کسی است که تابع خالق و مالکی باشد که اجباراً به سوی او برمیگردد و راهی برای انتخاب دیگر ندارد حتی اگر کل جسد پودر شده باشد و به دریا ریخته باشند.
آنچه شایسته است به آن عمل کنیم:
۱. به خود بیاییم و فکر کنیم ما در چه جهتی در حرکت هستیم، با دیگر مخلوقات یا بر خلاف آنها؟
۲. به مسلمانی شناسنامهای خود دلخوش نباشیم چه بسا به نام مسلمان در جهت اهداف دشمنان اسلام حرکت کنیم!
۳. چه خوشایند و لذت بخش است وقتی حس میکنیم با پرندگان هم آواز شدهایم و در تسبیح و حمد خداوند با دیگر مخلوقات همراه گشتهایم! لحظاتی و بلکه ساعاتی در جهان خلقت و حرکت هدفمند آن به سوی خالق تفکر کنیم.
۴. کافی است به قلب خود بگوییم از حرکت بایست یا به معده بگوییم غذایی که خوردم هضم نکن فکر کنیم به چه نتیجهای میرسیم؟
۵. خود را برای دیدار با پروردگار مهربان آماده کنیم که با دست پر و قلبی صاف و خالص به دیدارش برویم.
وَمَن یَبْتَغِ غَیْرَ ٱلْإِسْلَٰمِ دِینًا فَلَن یُقْبَلَ مِنْهُ وَهُوَ فِى ٱلْـَٔاخِرَهِ مِنَ ٱلْخَٰسِرِینَ [آل عمران: ۸۵]
آنچه از آیه ۸۵ آل عمران آموختم: ۲۹
۱. خداوند فطرت بشریت را به صورت سوالی خطاب قرار میدهد واقعاً کسی هست که دنباله رو معبودان ضعیفی همچون خود و ضعیفتر از خود باشد؟
۲. ما یک خالق داریم و کل ما مخلوقات روزی خور او هستیم. چه انس و چه جن، چه زمین و آسمان و جاندار و بیجان.
۳. دین وبرنامه خالق کل جهان بهتر است یا مخلوقات او؟ این مقایسه اصلاً درست نیست چرا که خالق و مخلوق دو مقوله جدا هستند.
۴. وقتی نزد خالق و رازق ما غیر از دین اسلام و تسلیم محض فرمانروای کل جهان، دین و برنامهای دیگر قبول نشود چرا زندگی دو جهان خود را تباه کنیم (چرا عاقل کند کاری که باز آرد پشیمانی).
۵. ضرر در زمانی که فرصتی برای جبران نباشد، خسران است یعنی ضرر از سرمایه درون که هیچ راه پس و پیشی نمانده است.
آنچه شایسته است به آن عمل کنیم:
۱. کافی است کمی به عقل و فطرت پاک خود مراجعه کنیم راحت میتوانیم دین درست و نادرست را از هم تشخیص دهیم.
۲. همیشه برای دوری از شک و شبهات دشمنان اسلام به تنها مرجع ثابت و محفوظ شده خداوند مراجعه کنیم اگر فهم قرآن برای ما واضح نباشد مشکل قرآن و دستورات سعادت بخش آن نیست لازم است از تفاسیر قدیم و جدید و متخصصین و سایتهای معتبر بیشتر تحقیق کنیم.
۳. هیچ وقت دنبال افرادی که شخصیت متزلزلی دارند نرویم که ما را دچار تزلزل افکار و رفتار کنند.
۴. قران و سیره رسول الله صلی الله علیه و آله وسلم مهمترین منابع و قانون اساسی زندگی فردی، اجتماعی و خانوادگی ماست این دو گوهر را محکم بگیریم.
۵. سعی کنیم دین خود را به بهترین وجه ممکن تبلیغ کنیم.
إِنَّ ٱلَّذِینَ کَفَرُوا۟ وَمَاتُوا۟ وَهُمْ کُفَّارٌ فَلَن یُقْبَلَ مِنْ أَحَدِهِم مِّلْءُ ٱلْأَرْضِ ذَهَبًا وَلَوِ ٱفْتَدَىٰ بِهِۦٓ أُو۟لَٰئِکَ لَهُمْ عَذَابٌ أَلِیمٌ وَمَا لَهُم مِّن نَّصِرِینَ [آل عمران: ۹۱]
آنچه از آیه ۹۱ آل عمران آموختم: ۳۰
۱. آخرین آیه جزء سوم زنگ خطری برای همه ما انسانهاست که به هوش باشیم وقتی به سوی تنها پروردگار خود باز میگردیم در مقابل او نباشیم و با کفر از دنیا نرویم.
۲. خداوند دروازه توبه را شب و روز بدون هیچ واسطه و پارتی بر روی همه بندگانش حتی بندگان کافر و مرتدش باز کرده است.
۳. خداوند کسی را مجبور به توبه و بازگشت نمیکند. انسان اختیار دارد هر راهی را که بپسندد انتخاب کند.
۴. هر کسی تاوان راه انتخابی خود را میپردازد. همه انسانها بندگان خداوند هستند و او همه را دوست دارد این ما هستیم که راه خلاف رضای او را انتخاب کردیم.
۵. خداوند هیچ سرمایه مادی حتی اگر کل زمین را پر از طلا کنند و بخواهند فدیه دهند تا نجات یابند قبول نمیکند چون هدف الهی نیست.
آنچه شایسته است به آن عمل کنیم:
۱.زندگی را به بازیچه نگیریم عمر ما سرمایه اصلی ماست که میتوانیم در این ظرف زمان نهایت استفاده را برای خود و دیگران داشته باشیم.
۲. مهمترین سرمایه زندگی ما عقیده ماست. که چه موضعی در برابر خالق و صاحب و رازق خود و رب العالمین انتخاب کردهایم؟ تجدید نظر کنیم که ویروس کفرآلود وارد فکر و عقیده ما نگردد!
۳. با کسانی که از دین اسلام برگشتهاند ارتباط دوستانه نداشته باشیم که بر فکر و عقیده ما تاثیر منفی بگذارند.
۴. هرچند گناهکار باشیم حتی اگر از دین برگشته و اصول آن را قبول نداشته باشیم، تا قبل از مرگ به خود آییم و برگردیم. خداوند مهربان ما را میبخشد به شرطی که تصمیم جدی بگیریم. او مهربانتر از مادر است.
۵. با دست و پای خود و عقل و اختیار خود به کورههای آتش نزدیک نشویم! مرگ اطرافیان زنگ خطری است که یک لحظه نمیتوانیم ادامه زندگی دنیوی خود را تضمین کنیم چه بسا نفر بعدی که به قبرستان میبرند ما باشیم. نزدیکترین افراد حاضر نیستند با ما به قبر بیایند.