موارد بیشتر

Generic selectors
جستجوی دقیق
جستجو در عنوان
جستجو در متن
Post Type Selectors
آوای دل
آیات اسماءالله
احکام
احکام اجتماعی
احکام اقتصادی
احکام عبادی
اخلاق
اخلاق پسندیده
اخلاق ناپسند
اسماءالله
اشعار
اعجاز
اعجاز علمی
ایستگاه تدبر
بهشت و دوزخ
تدبر سوره‌ها و اجزا
تدبر موضوعی
تعاریف اسماءالله
توحید
خاطرات
دعاها
دلنوشته‌ها
رسول و نبی
زندگی پیامبران
سوالات اسماءالله
سیر در قرآن
صوتی
قیامت
کتاب و قرآن
کتابخانه
گوناگون
متنی
مرگ و برزخ
معاد
مقالات توحید
مقالات قرآنی
مقالات معاد
مقالات نبوت
موضوع تدبر
نبوت
وحی
ویژگی رسول الله
ویژه برنامه بهار
ویژه برنامه حج
ویژه برنامه رمضان
ویژه برنامه‌ها

چرا در بسیاری از آیات قرآن «سمع» مفرد آمده و «ابصار و قلوب و افئده» به صورت جمع آمده است؟


در بسیاری از آیات قرآن، از گوش و چشم و دل یاد شده که گوش با لفظ مفرد «سمع» آمده، و چشم با لفظِ جمعِ «ابصار»، و دل با لفظ جمع «أفئده و قلوب»؛ مفسران و صاحب ‌نظران در ادبیات، در مورد این مطلب احتمالات متعددی داده ‌اند.
۱. «سمع» چون «اسم جنس» است بر قلیل و کثیر دلالت می ‌کند بنابراین لازم نبود که دیگر، جمع آورده شود.
۲. «سمع» مصدر است و مصدر چون جمع بسته نمی ‌شود بر جمع و مفرد هر دو دلالت می ‌کند.
۳. در اینجا مضافی در تقدیر است مثل «مواضع سمع» یعنی جایگاه‌ های شنوایی.
۴. «سمع» به ضمیر «هم» اضافه شده و چون در ردیف جمع‌ها قرار گرفته است خودش بر جمع دلالت می‌ کند و دیگر لازم نبوده است که جمع بیاید.
۵. عده ‌ای نیز احتمال داده‌ اند به خاطر کوتاهی کلام و ایجاز، و تفنن در عبارت، «سمع» آمده بنابراین اشکالی ندارد که واژه «سمع» به صورت مفرد و «أبصار» و «قلوب» به صورت جمع آمده است.
حکمت‌ها و اسرار علمی
برخی از مفسرین برای این مطلب حکمت‌ها و اسرار علمی نیز ذکر کرده ‌اند، که در اینجا می‌ آوریم:
۱. ‌این‌که واژه «سمع»، یعنی گوش ‌در قرآن کریم به صورت مفرد آمده، اما چشم به صورت جمع «ابصار» آمده به خاطر این است که ادراکات و مشاهدات انسان با چشمش نسبت به مسموعات و چیزهایی که می ‌شنود خیلی بیش‌تر است؛ چراکه اولاً امواج صوتی که قابل استماع است تعدادی نسبتاً محدود است در حالی‌‌که امواج نورهایی که قابل رویت و دیدن است، از میلیون‌ها می ‌گذرد اما امواج صوتی به ده ‌ها هزار مورد می‌ رسد از این‌رو قرآن‌کریم برای اشاره به این مطلب، یعنی محدودیت قلمرو شنیدنی ‌ها واژه «سمع» را مفرد آورده و برای اشاره به گستردگی قلمرو دریافت‌های قلبی انسان یا مشاهدات چشمی انسان، واژه «قلب» و «بصر» را به صورت جمع آورده است.
۲. احتمال دیگر این‌که مُدرک سمع انسان واحد است یعنی معمولاً انسان در یک لحظه یک صدا را بیش‌تر نمی ‌شنود اما در یک لحظه با چشمانش می‌ تواند دو تا تصویر را ببیند، و یا حتی بیش‌تر، اما با گوش ‌هایش با این‌که دو تا گوش دارد اما یک صدا را عملاً بیش‌تر نمی ‌تواند بشنود؛ بنابراین سمع را مفرد آورده و چشم را جمع بسته و متعدد آورده که اشاره کند به این‌که مدرَک انسان‌ها در مورد سمع و شنیدن یکی است، اما مدرک انسان در مورد دیدنی ‌ها، متعدد است.
البته این دو مطلب علمی اخیر در حد دو احتمال است و نمی ‌شود به صورت یقینی به قرآن نسبت داد، ولی به هرحال دو احتمال علمی، زیبایی است که نسبت به این واژه‌ ها گفته شده است.

0 0 امتیازها
محبوبیت مقاله
مشترک شوید
مرا مطلع کن از

0 دیدگاه‌
جدیدترین
قدیمترین بیشترین امتیاز