موارد بیشتر

Generic selectors
جستجوی دقیق
جستجو در عنوان
جستجو در متن
Post Type Selectors
آوای دل
آیات اسماءالله
احکام
احکام اجتماعی
احکام اقتصادی
احکام عبادی
اخلاق
اخلاق پسندیده
اخلاق ناپسند
اسماءالله
اشعار
اعجاز
اعجاز علمی
ایستگاه تدبر
بهشت و دوزخ
تدبر سوره‌ها و اجزا
تدبر موضوعی
تعاریف اسماءالله
توحید
خاطرات
دعاها
دلنوشته‌ها
رسول و نبی
زندگی پیامبران
سوالات اسماءالله
سیر در قرآن
صوتی
قیامت
کتاب و قرآن
کتابخانه
گوناگون
متنی
مرگ و برزخ
معاد
مقالات توحید
مقالات قرآنی
مقالات معاد
مقالات نبوت
موضوع تدبر
نبوت
وحی
ویژگی رسول الله
ویژه برنامه بهار
ویژه برنامه حج
ویژه برنامه رمضان
ویژه برنامه‌ها

چگونه از قرآن متأثر شدند؟


اگر از هر مسلمانی سؤال شود آیا ایمان دارد که قرآن کتاب هدایت و رحمت و شفا است و تمسک به آن مایه‌ی عزت و سربلندی است؟ یقینا پاسخش مثبت خواهد بود. آنگاه اگر به واقعیت امت به عنوان صاحبان این کتاب بنگریم چیزی جز ناامیدی و درماندگی عایدمان نمی‌شود. امت را چه شده است که با رهنمودهای کتاب خدا تا این حد فاصله دارد؟ آن وقت همانند پیشنیان خود با این سؤال روبرو خواهد شد:
بأَیمانهم نوران: ذِکرٌ، وسُنَّهٌ /// فما بالهم فی حالک الظلمات

در دو سوی خود از روشنایی کتاب و سنت برخوردارند راستی اینان چرا در تاریکی‌های کشنده قرار دارند؟
برای پاسخ به این پرسش مهم باید حلقه‌ی گم‌شده‌ی خود را در تعامل با کتاب خود جستجو کنیم؛ چه تفاوتی میان فهم و برداشت مسلمانان صدر اسلام با فهم امت کنونی از کتاب خدا وجود دارد؟ پاسخ به این پرسش حقیقت بزرگی را در تفاوت این دو گروه نسبت به فهم قرآن برای ما آشکار می‌سازد.
وقتی انسان مؤمن آیات دل‌انگیز کلام خدا را مطالعه و حالت انبیاء و اولیاء در حین شنیدن قرآن را بررسی می‌کند، این سؤال در ذهنش ایجاد می‌شود: راز اشتیاق آنان نسبت به کتاب خدا چه بود؟ از چه راهی به چنان لذتی می‌رسیدند که اشک چشمان‌شان تنها گواهشان بود؟ صحنه‌هایی چون:
“قُل آمِنوا بِهِ أَو لا تُؤمِنوا إِنَّ الَّذینَ أوتُوا العِلمَ مِن قَبلِهِ إِذا یُتلى عَلَیهِم یَخِرّونَ لِلأَذقانِ سُجَّدًا () وَیَقولونَ سُبحانَ رَبِّنا إِن کانَ وَعدُ رَبِّنا لَمَفعولًا () وَیَخِرّونَ لِلأَذقانِ یَبکونَ وَیَزیدُهُم خُشوعًا”[اسراء:۱۰۷-۱۰۹]
بگو: [چه‌] به آن ایمان بیاورید یا نیاورید، بى‌گمان کسانى که پیش از [نزول‌] آن دانش یافته‌اند، چون [این کتاب‌] بر آنان خوانده شود سجده‌کنان به روى درمى‌افتند. و مى‌گویند: منزّه است پروردگار ما، که وعده پروردگار ما قطعاً انجام‌شدنى است. و بر روى زمین مى‌افتند و مى‌گریند و بر فروتنى آنها مى‌افزاید.
درباره‌ی بهترین بندگان خدا در حین شنیدن آیات قرآن می‌فرماید:
“أُولَئِکَ الَّذِینَ أَنْعَمَ اللَّهُ عَلَیْهِمْ مِنَ النَّبِیِّینَ مِنْ ذُرِّیَّهِ آدَمَ وَمِمَّنْ حَمَلْنَا مَعَ نُوحٍ وَمِنْ ذُرِّیَّهِ إِبْرَاهِیمَ وَإِسْرَائِیلَ وَمِمَّنْ هَدَیْنَا وَاجْتَبَیْنَا إِذَا تُتْلَى عَلَیْهِمْ آیَاتُ الرَّحْمَنِ خَرُّوا سُجَّدًا وَبُکِیًّا”[مریم:۵۸]
آنان کسانى از پیامبران بودند که خداوند بر ایشان نعمت ارزانى داشت: از فرزندان آدم بودند و از کسانى که همراه نوح [بر کشتى‌] سوار کردیم؛ و از فرزندان ابراهیم و اسرائیل و از کسانى که [آنان را] هدایت نمودیم و برگزیدیم؛ [و] هر گاه آیات [خداى‌] رحمان بر ایشان خوانده مى‌شد، سجده‌کنان و گریان به خاک مى‌افتادند.
از قول برخی از کشیش‌ها در حین شنیدن قرآن می‌فرماید:
“وَإِذَا سَمِعُوا مَا أُنْزِلَ إِلَى الرَّسُولِ تَرَى أَعْیُنَهُمْ تَفِیضُ مِنَ الدَّمْعِ مِمَّا عَرَفُوا مِنَ الْحَقِّ یَقُولُونَ رَبَّنَا آمَنَّا فَاکْتُبْنَا مَعَ الشَّاهِدِینَ”[مائده:۸۳]
و چون آنچه را به سوى این پیامبر نازل شده، بشنوند، مى‌بینى بر اثر آن حقیقتى که شناخته‌اند، اشک از چشمهایشان سرازیر مى‌شود. مى‌گویند: پروردگارا، ما ایمان آورده‌ایم؛ پس ما را در زمره گواهان بنویس.
این‌ها صحنه‌های زیبایی هستند که در قرآن به تصویر کشیده است نه به قصد خبر دادن از گریه و تأثر آنان از قرآن بلکه برای این که این سؤال را در ذهن ایجاد کند: چگونه می‌توان به آن حالت دست یافت؟ چگونه دل‌های خود را از غفلت به حضور آوریم؟ از چه راهی سختی و سنگینی دل‌ها را به نرم‌خویی تبدیل کنیم و از آن بیشتر متأثر شویم؟ درباره‌ی این آیه چه می‌اندیشیم؟
“لَوْ أَنْزَلْنَا هَذَا الْقُرْآنَ عَلَى جَبَلٍ لَرَأَیْتَهُ خَاشِعًا مُتَصَدِّعًا مِنْ خَشْیَهِ اللَّهِ وَتِلْکَ الْأَمْثَالُ نَضْرِبُهَا لِلنَّاسِ لَعَلَّهُمْ یَتَفَکَّرُون”[حشر:۲۱]
اگر این قرآن را بر کوهى فرومى‌فرستادیم، یقیناً آن [کوه‌] را از بیم خدا فروتن [و] از هم‌پاشیده مى‌دیدى. و این مَثَلها را براى مردم مى‌زنیم، باشد که آنان بیندیشند.
“ولَوْ أَنَّ قُرْآنًا سُیِّرَتْ بِهِ الْجِبَالُ أَوْ قُطِّعَتْ بِهِ الْأَرْضُ أَوْ کُلِّمَ بِهِ الْمَوْتَى”[رعد:۳۱]
و اگر قرآنى بود که کوهها بدان روان مى‌شد، یا زمین بدان قطعه قطعه مى‌گردید، یا مردگان بدان به سخن درمى‌آمدند [باز هم در آنان اثر نمى‌کرد.]
آیا عاقلانه است که مدام قرآن بخوانیم و تأثیر لازم را از آن نگیریم؟ مشکل کجاست؟ چرا گذشتگان بیشتر از ما از آن متأثر می‌شدند؟ چه رازی وجود داشت که سلف صالح ما آن‌چنان با قرآن زندگی می‌کردند؟
برای پاسخ به این پرسش‌ها راهی جز این نداریم که به هر یک به اختصار پاسخ دهیم باشد که غافلی را هوشیار کند و فراموش‌کاری را یادآور باشد. اما برخی از دلایل:
نخست: ذوق و شوق در هنگام تلاوت قرآن: بسیاری از مردم فاقد این صفت هستند؛ گاهی هر یک از ما مصحفی به دست می‌گیریم و آن را تلاوت می‌کنیم همانند سایر کتاب‌های سودمند؛ بدون این که شوق و حرص به تلاوت آن را در خود احساس کنیم. مالک بن دینار می‌گوید: هر گاه قرآن بر صدیقین خوانده شود دل‌هایشان به سمت آخرت پرواز می‌کند. او در آغاز تلاوت می‌فرمود: به سخن راستینی را که از بالای عرش فرود می‌آید گوش فرا دهید.
هر گاه خواستی از قرآن تأثیر بگیری باید دلت پر از شوق و محبت به قرآن باشد؛ باید بتوانی منت بزرگ خداوند بر خود را احساس کنی؛ چرا که توفیق تلاوت بالاترین کلام را به تو داده است و تو را در میان ملیاردها انسان برگزیده است تا کلامش را تلاوت کنی. این نعمتی که کمتر کسی قدرش را می‌داند مگر آن که صفات ذکر شده در این حدیث در وی وجود داشته باشد:
“لا حسد إلا فی اثنتین: رجلٌ عَلَّمه الله القرآن فهو یتلوه آناء اللیل وآناء النهار، فسمعه جار له فقال: لیتنی أوتیت مثل ما أوتی فلان فعملت مثل ما یعمل”.
تنها در دو چیز حسادت ناپسند نیست: کسی که خداوند به او قرآن آموخته است و آن را لحظات شب و روز تلاوت می‌کند؛ اگر همسایه‌ی بشنود خواهد گفت: کاش من نیز همانند او توانایی خواندن و عمل کردن به قرآن داشتم.(بخاری و مسلم)
از نشانه‌های فقاهت امام بخاری آن است که این حدیث را در بابی با عنوان: “باب اغتباط صاحب القرآن” باب غبطه خوردن بر صاحب قرآن آورده است. آیا در حین باز کردن مصحف غبطه و شادمانی را در خود احساس می‌کنی؟
دوم: از مهم‌ترین اسباب تأثیر گرفتن سلف از قرآن آن بود که پیش از خواندن آماده‌ی عمل بودند؛ پیش از آن که صفحات مصحف را بگشایند صفحه‌ی دل‌شان را می‌گشودند و سخن پروردگارشان را از ژرفای دل احساس می‌کردند:
“فَلَا وَرَبِّکَ لَا یُؤْمِنُونَ حَتَّى یُحَکِّمُوکَ فِیمَا شَجَرَ بَیْنَهُمْ ثُمَّ لَا یَجِدُوا فِی أَنْفُسِهِمْ حَرَجًا مِمَّا قَضَیْتَ وَیُسَلِّمُوا تَسْلِیمًا”[نساء:۶۵]
ولى چنین نیست، به پروردگارت قسم که ایمان نمى‌آورند، مگر آنکه تو را در مورد آنچه میان آنان مایه اختلاف است داور گردانند؛ سپس از حکمى که کرده‌اى در دلهایشان احساس ناراحتى [و تردید] نکنند، و کاملاً سرِ تسلیم فرود آورند.
“وَمَا کَانَ لِمُؤْمِنٍ وَلَا مُؤْمِنَهٍ إِذَا قَضَى اللَّهُ وَرَسُولُهُ أَمْرًا أَنْ یَکُونَ لَهُمُ الْخِیَرَهُ مِنْ أَمْرِهِمْ وَمَنْ یَعْصِ اللَّهَ وَرَسُولَهُ فَقَدْ ضَلَّ ضَلَالًا مُبِینًا”[احزاب:۳۶]
و هیچ مرد و زن مؤمنى را نرسد که چون خدا و فرستاده‌اش به کارى فرمان دهند، براى آنان در کارشان اختیارى باشد؛ و هر کس خدا و فرستاده‌اش را نافرمانى کند قطعاً دچار گمراهى آشکارى گردیده است.
این آیه صحنه‌ی تسلیم کامل یک مؤمن و تعظیم کامل او در حین دریافت پیام قرآن و نیز آمادگی کامل و اطمینان قلبی او را نشان می‌دهد؛ این صحنه‌ها مهم‌ترین تفاوت سلف با نسل‌های پس از خودشان است.
سوم: سومین سبب تأثیرپذیری سلف از قرآن به اشتیاق به عمل به قرآن و ترس از مخالفت با اوامر آن و نیز محاسبه‌ی خود درباره‌ی عمل به آن باز می‌گردد؛ وقتی آنان این حدیث را شنیدند: “والقرآن حُجَّهٌ لک أو علیک” قرآن یا حجت است به نفع تو یا بر ضد تو، ترسیدند که مبادا منظور از آن خودشان باشند. امام حسن بصری می‌گوید: خداوند آن بنده را بیامرزد که خود و عملش را بر کتاب خدا عرضه کند؛ اگر موافق آن باشد شکر می‌کند و افزون می‌طلبد و اگر مخالف آن باشد نفس خود را سرزنش و محاسبه می‌کند و بی‌درنگ به سوی خدا باز می‌گردد.
چهارم: تدبر و اندیشیدن در قرآن؛ زیرا خداوند متعال فرموده است:
“کِتَابٌ أَنْزَلْنَاهُ إِلَیْکَ مُبَارَکٌ لِیَدَّبَّرُوا آیَاتِهِ وَلِیَتَذَکَّرَ أُولُو الْأَلْبَابِ”[ص:۲۹]
[این‌] کتابى مبارک است که آن را به سوى تو نازل کرده‌ایم تا در [باره‌] آیات آن بیندیشند، و خردمندان پند گیرند.
سلف در قرآن تدبر می‌کردند زیرا می‌دانستند که مقصود از نزول قرآن تدبر در آن است. آنان در قرآن تدبر می‌کردند زیرا بیم آن داشتند که به سرنوشت منافقانی دچار شوند که خداوند درباره‌ی آنان می‌فرماید:
“أَفَلَا یَتَدَبَّرُونَ الْقُرْآنَ أَمْ عَلَى قُلُوبٍ أَقْفَالُهَا”[محمد:۲۴]
آیا به آیات قرآن نمى‌اندیشند؟ یا [مگر] بر دلهایشان قفلهایى نهاده شده است؟
خدایا ما را در زمره‌ی کسانی قرار ده که اهل و خواص تو هستند خداوندا توفیق تلاوت قرآن را در لحظه‌های شب و روز به ما ارزانی دار.

نویسنده: دکتر عمر بن عبد الله مقبل
مترجم: وفا حسن پور
منبع: http://www.tadabborq.com

0 0 امتیازها
محبوبیت مقاله
مشترک شوید
مرا مطلع کن از

0 دیدگاه‌
جدیدترین
قدیمترین بیشترین امتیاز