نگریستن های مکرر در کتاب خداوند متعال، چه با تلاوت و حفظ باشد یا تدبر و تفسیر و نوشتن در شاخه های گوناگونش، باعث شادی و سرور درونی می گردد، زیرا سربلندی و سرافرازی این امت، تنها با بازگشت به این کتاب ارجمند و سنت پیامبر ـ صلی الله علیه و سلم ـ تحقق می یابد.
اما در موضوع تدبر، گاهی چیزهایی بروز می کند که این شادمانی را مکدر و تیره می-سازد. عامل تیرگی، عملکرد برخی از مردم است که بدون برخورداری از ابزار لازم، در دریای قرآن غوطه ور می شوند. بدین سبب، گروهی از علما و طلاب منادی ضرورت فرهنگ سازی در این زمینه شده و از گسترش روزافزون تدبر بدون ابزار، بیم داده اند. آنان از گشایش کامل درب به روی تدبر نادرست و فقدان ضوابط و اصولی که باعث مصونیت از اشتباه گردد و از ورود برداشت های ناروا جلوگیری کند، برحذر داشته اند.
هنگامی بر اهمیت این فراخوانی تأکید بیش تری می شود که بدانیم در فراخنای تاریخ، هر بدعتگذار یا صاحب مذهب منحرفی، همواره برای ترویج و اثبات دیدگاهش به قرآن استدلال کرده و می کند! که سرچشمه ی آن یا چنگ زدن به آیات متشابه است یا کژنگری به دلایل و مستندات، یا برداشت های سطحی و التقاطی و جزئی. در روزگار کنونی این درد به نوشته های برخی از روزنامه نگاران و پروژه ها و طرح های گروهی از رسانه نویسان نیز سرایت کرده است!
اگر کسی بویژه در سال های اخیر این موضوع را پیگیری کند و به فضای گسترده ی مجازی و کلیپ های پخش شده در این باره بنگرد، چیزهایی می بیند که هراس انگیز است و از جسارت برخی از مردمانی که در این وادی گام گذاشته اند، نگران می شود! آنان بدون آگاهی از ضوابط و أصول علمی، سخنان خداوند پاک و بلندمرتبه را تفسیر و معنا می کنند. بنابراین، باید همگان، پیش از وخامت أوضاع و دشواری کار، به نصیحت و ارشاد اقدام کنند.
ما همان گونه که طبق فرمان الهی به تدبر در قرآن سفارش می کنیم، باید در عین حال توصیه کنیم که این کار بر پایه ی روش های درست و علمی باشد. ما همان طور که باور قطعی داریم که عمل به فرمان های مجمل قرآن، همانند دستور به برپایی نماز در آیات گوناگون، باید طبق نماز مشروعی باشد که در سنت بیان شده است، در عین حال، باور داریم که عمل به فرمان تدبر در قرآن هم باید با إرشادات پیامبر ـ صلی الله علیه وسلم ـ و یاران ارجمندش و نیز هر کس که به شیوه ی آنان در فهم قرآن عمل کرده است، سازگار باشد.
وقتی شادمان می شویم از این که می بینیم برای عموم مسلمانان تفسیر یک واژه ی نامفهوم قرآنی دارای ابهت و هیبت است و آن را بدون مراجعه به سخنان علما و مفسران، تفسیر نمی کنند، باید همان گونه در ذهن شان جای بگیرد که در تدبر نیز جسارت نداشته باشند و جز پس از تثبیت و روشن شدن معنا، آن را منتشر نکنند. زیرا درگاه هر کدام از تفسیر و تدبر یکی است و منظور هر دو همان فهم کلام خدا و در پی آن، عمل قلبی یا جسمی است.
با تدبرهای رنگارنگی از برخی از دوستان آشنا شده ام که در فضاهای مجازی نشر یافته یا از طریق پیامک به من رسیده است یا دسته ای به صورت تلفنی به من اطلاع داده شده است. به سبب چنین تدبرهایی باید هرچه زودتر أوضاع را کنترل کرد و همگان را به درنگ و نشتافتن در ترویج آن دعوت کرد. به مثال های زیر دقت کنید:
در توضیح آیه ی ﴿فَهَلْ عَسَیْتُمْ إِنْ تَوَلَّیْتُمْ أَنْ تُفْسِدُوا فِی الْأَرْضِ وَتُقَطِّعُوا أَرْحَامَکُمْ * أُولَئِکَ الَّذِینَ لَعَنَهُمُ اللَّهُ فَأَصَمَّهُمْ وَأَعْمَى أَبْصَارَهُم﴾ (محمد/۲۲ و۲۳) (پس آیا چون روی برگردانید، بسا در زمین تباهى کنید و پیوند خویشاوندی تان را بگسلید؟ اینان اند که خداوند آنان را لعنت کرده است و آنان را ناشنوا ساخته و چشمان شان را نابینا کرده است)
یکی گفته بود: برخی از مردم روزه می گیرند، نماز می گزارند و قرآن می خوانند، اما مورد لعنت و نفرین قرار می گیرند! یا کسی که با خویشاوندان ارتباط نداشته باشد، از قرآن یا پند و نصیحت و هیچ عبادتی بهره نمی برد، گرچه بارها قرآن را ختم کند و شب زنده بدارد! اما چرا؟! چون پیوند خویشاوندی به جای نیاورده است! او افزوده بود: تا وقتی فرد با خویشاوندانش ارتباط نداشته باشد، کردارهایش نزد خدا بالا نمی رود و پیوسته معلق می ماند! با این که آیه چنین چیزی نمی گوید و حتی حدیثی که به آن استدلال کرده بود، نیز چنین دلالتی ندارد: «تفتح أبواب الجنه یوم الاثنین ویوم الخمیس، فیغفر لکل عبد لا یشرک بالله شیئا، إلا رجلا کانت بینه وبین أخیه شحناء، فیقال: أنظروا هذین حتى یصطلحا… ». (روزهای دوشنبه و پنج شنبه درهای بهشت باز می شود و هر بنده ای که به خدا شرک نورزد، آمرزیده می شود، مگر کسی که میان او و برادرش کینه و دشمنی باشد؛ گفته می شود: این دو را نگه دارید، تا آشتی کنند …).
زیرا این سخن پیامبر ـ صلی الله علیه و سلم ـ بر نرسیدن به فضیلت آمرزشی دلالت دارد که هر هفته دوبار تکرار می شود و در آن سخنی از عدم پذیرش نیست! بنگر این برادر، چگونه از اشتباهی به اشتباهی دیگر فرو افتاده است!
کس دیگری درباره ی آیه ی «فاخلع نعلیک» (طه/۱۲) (کفش هایت را در بیاور)، گفته است: «موسی کفش هایش را در آورد، به او عصا داده شد، تو هم دنیا را از پاهایت بیرون کن تا بخشش هایی به دست ات برسد». کجای آیه چنین دلالتی دارد؟! در این آیه به موسی فرمان داده شد تا کفش هایش را بیرون بیاورد، آن هم ـ طبق گفته ی برخی از مفسران ـ بدین علت که جنس کفش هایش از پوست الاغ بود و شایسته نبود با آن ها به سرزمین پاک گام گذارد و با خدایش سخن بگوید.
باری با سخنان کسی مواجه شدم که توضیحات زیادی درباره ی علت حذف حرف «مِن» قبل از کلمه ی «تحتها» در آیه ی زیر ارائه داده بود:
﴿وَالسَّابِقُونَ الْأَوَّلُونَ مِنَ الْمُهَاجِرِینَ وَالْأَنْصَارِ وَالَّذِینَ اتَّبَعُوهُمْ بِإِحْسَانٍ رَضِیَ اللَّهُ عَنْهُمْ وَرَضُوا عَنْهُ وَأَعَدَّ لَهُمْ جَنَّاتٍ تَجْرِی تَحْتَهَا الْأَنْهَارُ…﴾، (توبه/۱۰۰). (پیشگامان نخستین مهاجر و انصار و کسانی که به خوبی از ایشان پیروی کردند، خدا از آنان خشنود است و ایشان از او خشنودند. برای شان بوستان-هایی آماده کرده است که زیرشان جویباران، روان است …).
در ردّ سخنانش همین بس که بداند حرف «مِن» در قرائت ابن کثیر مکی ثابت است و این قرائت جزو خوانش های هفتگانه ی متواتر می باشد.
یکی از شگفت انگیزترین چیزهایی که در گفت وگویی تلفنی شنیدم، سخنان کسی بود که در بیان علت نام گذاری موسی (ع) می گفت: نامش از «موس: تیغ» گرفته شد تا فرعون را از ریشه قطع کند!! او مدعی بود که تدبر برای هر کسی امکان پذیر است و برای مراجعه به سخنان علما نیازی نیست، زیرا ایشان معصوم نیستند و درگاه تدبر در قرآن برای همگان باز است! خودت تصور کن که چنین فردی چه تفسیرها و حتی تخریب هایی از قرآن بروز خواهد داد!
یکی از نمادهای تدبر انحرافی و بی راهه، دور شدن از بافت و فضای آیات است، زیرا تشخیص محتوای کلی آیات، دلیل خوبی برای تفسیر درست و درک معناست. یکی دیگر از کژی های تفسیری، سخن گفتن بر خلاف تفسیر پیامبر ـ صلی الله علیه و سلم ـ یا صحابه و تابعین است. ندانستن مبانی أصول فقه یا ناسخ و منسوخ، مطلق و مقید، عام و خاص و دیگر مباحث اصولی سبب اشتباه می شود. هم چنین بی خبری از قرائت ها و شاخه های زبان و ادبیات عربی مشکل ساز است، چون گاهی به وسیله ی این ها می توان دلیل قوی تر را جست وجو کرد.
فراخوانی به سوی تدبر در قرآن، نیکوست، اما به سبب دلایلی که پیش تر گفته شد، نباید ـ آن گونه که برخی از بزرگواران می گویند و تبلیغ می کنند ـ همگانی و بی ضابطه باشد. درگاه تفسیر و تدبر در اصل یکی است، گرچه دروازه ی تدبر اندکی گسترده تر است، زیرا برداشت مفاهیم و إشارات، حتی اگر معنای یک واژه هم ناآشنا نباشد، رخ می دهد. ولی بدین معنا نیست که تدبر بدون قاعده و قانون است، بخصوص با برداشت هایی که از آیات می شود و در فضای مجازی پخش و ترویج می گردد و افراد زیادی آن ها را بدون بررسی و دقت می آموزند.
هر کس که نسبت به کتاب خدا غیرت دارد، باید از خود بپرسد: وقتی ما تفسیر کلام خدا را برای روزنامه نگارانی که صلاحیت ندارند، ناپسند می شماریم، چرا وقتی یکی از منسوبان به مراکز قرآنی، که صلاحیت تفسیر ندارد، چنین چیزی را مرتکب می شود، صدایی برنمی آوریم؟ با این که موضوع و قضیه یکی است!
دانشمندان اسلامی در راه پاسداری از قرآن و دورسازی برداشت های اشتباه از تفاسیر بدعت و نادر تلاش های فراوانی داشته اند. پس ما هم باید برای صیانت قرآن از تدبرهای شاذ و اشتباه با یکدیگر همکاری کنیم. این همان نصیحت برای کتاب خداست که پیامبر ـ صلی الله علیه و سلم ـ در حدیث معروف تمیم داری بر آن تکیه و تصریح کرده اند. این را نباید به معنای ایجاد تنگنا بر مردم پنداشت، زیرا برای صیانت از سخنان پروردگار بندگان در برابر بیهودگی در معانی است. امروزه یک برداشت از طریق فضاهای مجازی و هوشمند در طی چند دقیقه به میلیون ها نفر می رسد. هنگامی که تفسیر قرآن از سوی فردی که ابزار لازم را ندارد، بر ما گران و سنگین است، پس چرا تدبر به منبری آسان تبدیل شده و هر کس بر آن بالا می رود؟!
این چند سطر را که حاوی نصیحت و محبت به برادران مسلمانم هست، برای آن نوشتم تا کسی از ما بدون آگاهی یا دلیل روشن، درباره ی کتاب خدا سخن نگوید. در عین حال که فراخوانی است به سوی تدبر با رعایت ضوابط علمی و أصول موجود آن. باید از بحران انتشار متن، صوت و تصویر یا کلیپ هایی بیم داشت که پیش از اثبات و تبیین در فضای مجازی، فراوان پخش می گردد. باید دغدغه ی هر کدام از ما، رهایی در روزی باشد که خداوند ما را به خاطر سخنان مان بازخواست می کند؛ نباید تنها به پخش کردن اندیشید. والله المستعان.
نویسنده: دکتر عمر بن عبدالله المقبل
ترجمه: عبدالظاهر سلطانی