گنجینه سعادت/۱
سوره الواقعه:
آیه / ۱۰ الی ۱۲
( وَالسَّابِقُونَ السَّابِقُونَ)
وپیشتازان پیشگام!
( أُولَٰئِکَ الْمُقَرَّبُونَ )
آنان، مقرّبان(درگاه یزدان) هستند.
( فِی جَنَّاتِ النَّعِیمِ )
درمیان باغِ های پر نعمت بهشت جای دارند.
هنگامی که واقعۀ عظیم قیامت برپا می شود؛ انسانها به سه گروه تقسیم خواهند شد. یک گروه سمت راستیها هستند. یعنی؛ اهل سعادت و خوشبختی (که خوشا به حالشان)، و گروه دیگر سمت چپیها. یعنی؛ اهل شقاوت و بدبختی و چه بد سرانجامی است. و اما گروه سوم؛ که پروردگارآنها را به عنوان پیشتازانِ پیشگام معرفی کرده، آنان که مقربان درگاه یزدان هستند. آنان گروهی از پیشقدمان در خیرات و پیشاهنگان در حسنات. و نیز پیشوایان و رهبران مردم دراخلاق و صفات انسانی و انجام اعمال و افعال خداپسندانه ، ومراد پیشگامان و پیشتازان همۀ ملتها ازآغازجهان تا پایان آن، درانجام اوامر و دوری از نواهی الهی است. ناگفته پیداست که این گروه از مقام والاتری نسبت به سمت راستیها برخوردارند و شامل پیغمبران ادیان آسمانی و بزرگان دین و مبارزان راه حق و اصحاب و تابعین آئین اسلام می باشند. پروردگار می فرماید: که آنها شامل گروه زیادی از پیشینیان و گروه اندکی از پسینیان می باشند. درنتیجه گروه زیادی ازآغازخلقت تا زمان پیامبراسلام شامل آن شده اند؛ و گروه اندکی بعد از دوران پیامبر تا قیامت شامل آن خواهند شد. سبحان الله! براستی ما جزء کدام گروه خواهیم بود، اندکى اندیشیده ایم؟! خودمان، خانواده، عزیزان، دوستان، اقوام و آشنایان، تمام خواهران وبرادران ایمانیمان، در آن روزبزرگ وآمدنی در کدام گروه تقسیم بندی خواهیم شد؟
دوران کودکی و نوجوانیمان گذشته، نمی دانیم چقدر فرصت باقیست؟ شاید سالی شاید روزی و شاید ساعتی… پروردگارا چقدرغافل بودیم! چقدرفرصت برای جبران گذشته واستغفارباقی مانده؟ پروردگارا درآن روزعظیم تنها به تو پناه می بریم، برما رحم کن. وحال که چنین است؛ نام پروردگاربزرگوار خود را ورد زبان می سازیم و سپاسگزارنعمتهای فراوان او می شویم و تنها به ستایش الله می پردازیم. (فَسَبِّح بِاسْمِ رَبِّکَ الْعَظِیم)
درسوره واقعه خداوند بیان می کند که انسانها در روز قیامت به سه گروه تقسیم می شوند:
۱-اصحاب الْمَیْمَنَه
۲-اصحاب الْمَشْأَمَه
۳- السابقون
السابقون: سبقت گیرندگان به سوی ایمان وتوبه واعمال نیک وجهاد درراه خداوند و…
*مقایسه ای ما بین السابقون واصحاب الیمین در آیات/ ۱۰ الی ۳۸ واقعه:
۱- الســــابــــــقون:
(عَلَىٰ سُرُرٍ مَّوْضُونَهٍ )[۵۶:۱۵]
(مُّتَّکِئِینَ عَلَیْهَا مُتَقَابِلِینَ) [۵۶:۱۶]
ــ برتختهای بافته شده از رشته های طلا تکیه داده اند که روبروی هم در کمال اُنس والفت برتختهای زربفت گوهرنشان تکیه داده اند.
*اصحاب الیمین:
(وَفُرُشٍ مَّرْفُوعَهٍ )[۵۶:۳۴]
ــ از فرشهای بر افراشته شده برخوردارند.
-۲الســابــقون:
( یَطُوفُ عَلَیْهِمْ وِلْدَانٌ مُّخَلَّدُونَ )[۵۶:۱۷]
(بِأَکْوَابٍ وَأَبَارِیقَ وَکَأْسٍ مِّن مَّعِینٍ )[۵۶:۱۸]
ــ برگرد آنها برای خدمتگزاریشان نوجوانانی جاویدان می گردند که به آنها اختصاص یافته اند، باکوزه ها وابریق ها وجامهایی از شراب جاری چشمه های بهشتی.
اکواب: کوزه هایی است دارای دهانه مدور که نه دسته دارد ونه سرپوش.
ابریق: آبریزی است که دسته وسرپوش دارد.
*اصحاب الیمین:
(وَمَاءٍ مَّسْکُوبٍ )[۵۶:۳۱]
در آبی ریزان قرار دارند.
۳-السـابـقون:
( وَفَاکِهَهٍ مِّمَّا یَتَخَیَّرُونَ ) [۵۶:۲۰]
( وَلَحْمِ طَیْرٍ مِّمَّا یَشْتَهُونَ )[۵۶:۲۱]
میوه هایی از آنچه برگزینند وگوشت پرندگان از آنچه که دلهایشان بدان میل ورغبت دارد.
*اصحاب الیمین:
( وَفَاکِهَهٍ کَثِیرَهٍ )[۵۶:۳۲]
(لَّا مَقْطُوعَهٍ وَلَا مَمْنُوعَهٍ )[۵۶:۳۳]
در میوه ای بسیار قرار دارند که نه پایان پذیراست ونه میوه های آن از کسی که خواهانش باشد در وقتی از اوقات وبه صفتی از اوصاف بازداشته نمی شوند.
-۴الســابـقون:
( وَحُورٌ عِینٌ) [۵۶:۲۲]
از حور عین همسرانی دارند.
حور در چشم آنست که سیاهی آن بسیار سیاه وسفیدی آن بسیار سفید است.
عین: دارای چشمانی درشت
*اصحاب الیمین:
(إِنَّا أَنشَأْنَاهُنَّ إِنشَاءً )[۵۶:۳۵]
ما آنها را آفرینش جدید و خوبی دادیم. و همه را باکره قراردادیم. زنانی که به همسرانشان عشق می ورزند و خوش زبان و هم سنّ و سالند.
ــ اینک ای راهیان نور، بعد از دانستن فرق بین آنها، انتخاب با شماست که از جمله سابقون باشید یا اصحاب الیمین.
خداوند تبارک وتعالی می فرماید: (وَهَدَیْنَاهُ النَّجْدَیْنِ )..
*براستی کدام یک انتخاب می کنید؟
*پس لحظه ای دررفتار وکردارت تأمل ودقت کن، که جزء کدام یک از سه گروه ذکر شده هستی؟
**مصادر ومراجع:
۱.مقاییس اللغه: ابن فارس
۲.التعبیر القرآنی: دکتر فاضل صالح السامرائی
۳. الاتقان فی علوم القرآن: جلال الدین سیوطی
***برداشت ها:
*خداوند دراینجا ازسه گروه میمنه، مشئمه والسابقون، صحبت می کند. که بعد از ذکر سه گروه، فوراً درمورد خصوصیات ونعمتها وپاداشهای السابقون صحبت به میان می آید؛ تا شاید اینجا هم از پیشگامان زودتر حرف زده شود. پیشتازان وپیشگامانی که از مقربان درگاه یزدان هستند ودرباغهای پرنعمت جا داده می شوند. نعمتها وپاداشی برای آنان برشمرده می شود؛ که عقل وچشم ما تاحدودی بتواند درک کند وگرنه پاداشها ونعمتهای بیشتری برایشان فراهم است که ما قادر به درک آن نیستیم. چه زیبا وعالیست که تک تک ما تلاش کنیم تا اززمره سابقون باشیم، پیشگامان وپیشتازان دراخلاق، رفتاروگفتارحسنه وخدا پسندانه که از مقربان درگاهش قرارگیریم. آمین
وَالسَّابِقُونَ السَّابِقُونَ
أُولَٰئِکَ الْمُقَرَّبُونَ
فِی جَنَّاتِ النَّعِیمِ
ــ وپیشگامان پیشتازآنان مقربان درگاه حق هستند .درمیان باغ های پرنعمت بهشت جای دارند؛ همان کسانی که درهرعصروزمان خود ازمؤمنان دیگر، پیشی گرفته اند؛ همان کسانی که درک وفهم عمیقی ازاسلام وقرآن دارند. درست همانند پیامبران، همان کسانی که اگرهم عصر پیامبران باشند؛ اولین گرویدگان به آنها وبهترین یاری کنندگان برادران، پیامبرانشان درروی زمین خواهند بود؛ واگر، هم عصرپیامبران نباشند. کسانی هستند که، گوی سبقت را درمیدان های علوم دینی ربوده اند وآثارفراوان زیادی برای بیداری اُمت مسلمان ازخود به جای گذاشته اند؛ دانشمندان امت اسلامی یا رهبران مسلمانان ومؤمنان درهرعصری بوده اند؛ آنچنان ایمان رفیعی دارند که شب های طولانی به عبادت مشغول هستند؛ عهده دارکارهای مسلمانان هستند اما نه کارهای کوچک، بلکه کارهای بزرگ وبرجسته؛ اینان چه بسا ازفتنه ی دشمنان اسلام درامان نیستند و شهید می شوند، یا تحمّل رنج واسارت راهم چشیده اند؛ به آنها که نگاه می کنی افراد معمولی به نظر می آیند، چون دنیا را وسیله قرارداده اند نه هدف، اما سیمایشان پرنوراست؛ تمام زندگی خود را وقف الله ودعوت مردمان به سوی توحید ویکتاپرستی کرده اند. نه بخشی اززندگی خود را؛ اینان درهرعصری با مؤمنان زمان خود متمایزهستند ومی توانند جمع بسیاری را هدایت کنند؛ اینان ازهمه، به پروردگارنزدیک ترهستند ومقرب تر، تاجایی که آنها را مقربون می خوانند؛ مانند فرشتگان مقرب حضرت جبرئیل و میکائیل و اسرافیل ومانند پیامبران، پس شایسته است درجنات نعیم به سرببرند . والله اعلم
*مقربین درگاه خداوند سابقینی هستند، که در ایمان ودعوت به سوى الله، گوى سبقت را ازدیگران گرفته اند. آنان کسانى هستند، که زندگى خود را در تمام زمینه ها وقف خداوند نموده اند، وسختی هاى زیادى در راه دعوت راستین متحمل مى شوند. آنان نه تنها خودشان راه بندگی را اختیار نموده اند؛ بلکه همچون شمع فروزان، در راه دعوت مى سوزند تا مسیر بندگی براى دیگران هموار شود.
با توجه به فرمایش خداوند آنان “ثله من الأولین وقلیل من الآخرین” هستند؛ اما این قلیل و ثله مى تواند به نسبت (بندگان، جمعیت و زمان) باشد. والله اعلم.
*در هر زمانى دروازه ورود به گروه سابقین بازاست. آنجا بدون وساطت مى توانیم وارد شویم، به شرط اینکه قلبمان را به الله سپرده باشیم وکارهایى که لازمه ورود است را، به نحو أحسن انجام دهیم. هـیچ وقت نباید خودمان را از این گروه دور بدانیم .
چه بسا تو ای خواهر وبرادر مسلمان، که وقت و خانواده وزندگى ات را در راه اُمور بندگان حقیقى خداوند سپری مى کنی، و در راه دعوت، ازهیچ کوششی دریغ نمى کنى، دراین عصر که انواع دام ها گسترده شده تا حق را وارونه جلوه دهند ومسیر بندگی را پر از مشکلات نموده اند، جزء این گروه باشى.
دعوت تو اى مسلمان، جهاد در راه خداوند است توایی که مجبور هستى زبان فلسفه ومنطق و… بلد باشی.
توایی که مجبور هستى در برابر ناسزا گویان به پیامبر، بهترین واکنش را انجام دهی تا کمترین ضررمتوجه دینش شود.
توایی که خداوند بهترازمن آگاه است که چه کارهایی براى ترویج دینش دردنیا انجام مى دهی پس تو اى مسلمان! امیدوارم که لایق ورود به گروه سابقین را داشته باشی.
والله اعلم
امیدوارم تک تک اعضاى گروه تدبر جزو گروه سابقین باشند .
آمین یارب العالمین
*خازن می گوید: اگر بگویی چرا السابقین با این وجود که بر اصحاب الیمین مقدم است. چرا در آخر آورده شده است؟
می گویم: درآن ظرافتی هست وآن اینکه همانا الله، دراوّل این سوره، اُموری هولناک هنگام برپایی قیامت را بیان کرده، برای ایجاد ترس وخوف برای بندگان، پس اگر بنده محسن ونیکوکاراست پس اشتیاقش به کسب ثواب زیاد می گردد، واگر گنه کار است ازگناهان وبدیهایش برمی گردد وتوبه می کند به خاطرترس ازعقاب وتنبیه. پس به این خاطراصحاب یمین را برسابقون مقدم کرد تا بشنوند ورغبت پیداکنند (به اطاعت از پروردگار)، سپس اصحاب شمال را ذکر کرد تا رعب وترس بوجود آید(از نافرمانی وعذاب پروردگار)، سپس سابقون وآنهایی که هراس بزرگ (رستاخیز) اندوهگینشان نمی سازد را ذکر کرد تا اینکه بکوشند و با جدیت تلاش کنند. درآیات بعدی بیان می کند که سابقون ومقربان جماعت زیادی ازاُمتهای گذشته بودند. و کمی هم از متأخران هستند که از اُمت محمد(ص)است. قرطبی می گوید: و قلیلاً نامیده شده اند به نسبت آنهایی که قبل ازآنها بوده اند، زیرا انبیاء قبلی زیاد بوده اند، پس سابقین به ایمان، ازآنها (در کل) زیاد بوده ، پس برتعداد آنهایی که بر تصدیق سبقت گرفته اند ازاُمت ما هم افزوده، واین نظر جمهور مفسرین، مانند ابن جریر، قرطبی، ابی السعود، بیضاوی وآلوسی است. وگفته شده؛ مراد از (السابقون السابقون)و( (ثله من الاولین)) اوّل این اُمت است، و( ….الاخرین ) متأخران ازاین اُمت است، پس هردو گروه، ازاُمت محمد(ص) است. واین نظرابن کثیراست و گفته: قولی که ابن جریر ضعیف است. زیرا این اُمت بهترین اُمتها است به نص قرآن، پس بعید است که مقربان درغیر آن بیشترازآن باشد.. الخ.
من می گویم: (محمد علی صابونی) حقیقتاً می دانم که، همانا انبیاء زیاد بوده اند وهمه آنها از سابقین می باشند، پس هرگاه پیروان خاصشان به آنها اضافه شوند؛ بیشترازخواص این اُمت می شوند، ودرمجموع، اُمت محمد(ص ) بیشترین اَمت هستند در داخل شدن به بهشت وبهترین اُمتها هستند به نسبت مجموع آن، نه به نسبت خواصش، پس با این نظر، اِشکال برطرف می گردد. والله اعلم.
عزیزان هرطورباشد آیا ما نمی توانیم جزء این گروه پیشگام قرار بگیریم؟!
آیا نمی ارزد تلاش کنیم ونهایت سعی خود را به کار بیاندازیم که جزء آنها قرار بگیریم؟!
ایمان صحیح وصادقانه، اعمال نیک وپسندیده واخلاص، مسلم است که برای سبقت گرفتن به آن،لازم است بیش تر تلاش کنیم.(در حد توان ) واکتفاء نکردن به ادای واجبات وسبقت گرفتن به هرکارنیکی که توانش داریم .
در این دنیا هرگونه باشیم؛ در سختی یا رفاه، درآخرت ودنیای باقی دو حالت بیشتر وجود ندارد یا زندگی درعذاب و جهنم (العیاذبالله) یا درباغهای بهشت، وناز ونعمتهای دلخواه و بی پایان آن . باید درهمین دنیا یکی را انتخاب کنیم و راه آن را در پیش بگیریم .
با کمی دقت و توجه در زندگی پییشگامان صالح، مانند پیامبران علیهم السلام (که آنها برترین پیشگامان وسابقین هستند) متوجه می شویم که زندگی دنیوی آنها خالی از سختی نبوده؛ اما ازتلاش درراه پروردگارشان و کسب رضای او دست نکشیدند.
آنها الگوی ما هستند که اگر به درستی آنها را به عنوان الگو بگیریم واز آنان سرمشق بگیریم؛ ان شاءالله ما هم از زمره آنان قرار خواهیم گرفت . واز الله مسّرانه می خواهیم ما را توفیق اعمال صالح و خالص دهد وازما بپذیرد وما را از جمله کسانی قرار دهد که در نیکیها برهم سبقت می گیرند و دربهشت اززمره سابقون هستند. آمین
*آیات سوره واقعه زمانی که تفسیرش را می خوانم وبرای مخاطبان تعریف می کنم همیشه می گویم؛ سابقین گذشتگان، انسانهایی بودن با تمام غرایز موجود درهمه. چرا ما خودمان تلاش نکنیم که جزء قلیل من الآخرین باشیم؟ اگر نمی شد خداوند این ظرفیت را باقی نمی گذاشت، حتماً افرادی باید باشند تا وعده الهی تحقق یابد. انسان بنا به تناسب آرزویش تلاش می کند تا به آن برسد .
امیدواریم بتوانیم ثابت قدم باشیم وهمواره دعای، “ربنا لا تزغ قلوبنا بعد إذ هدیتنا وهب لنا من لدنک رحمه” را فراموش نکنیم.
یا ملقب القلوب ثبت قلوبنا على دینک وطاعتک.
*این آیات با آهنگی بسیارزیبا انسان را به سمت سبقت در نیکی ها و حسنات دعوت می کند و نشان می دهد که سابقون کسانی هستند که درهرموقعیتی سعی می کردند از دیگران سبقت بگیرند؛ درعبادات، در کارهای خیر، در انفاق، در جهاد و خلاصه در هر چیزی که دستورالله و رسول الله (صلی الله علیه وسلم) باشد. اینان مقربین درگاه حق تعالی هستند و نوید داده شدگان به باغهای پرنعمت بهشتی.
پس اگر ما هم می خواهیم جزء این دسته باشیم باید سعی کنیم به تمام لحظات زندگی به عنوان فرصتی برای کسب نیکی و قرب الهی و دعوت به سوی الهی استفاده کنیم، و با تمام وجود با جان و مال و قلم و فکر واندیشه و تحصیلات و … در خدمت اسلام و مسلمین و نزدیک کردن خودمان و بندگان به حق تعالی باشیم و با همین شور و شوقی که درهنگام تلاوت این آیه به ما دست می دهد در مسیرالهی قدم برداریم، باشد که مورد رضایت حق تعالی قرارگیرد و در باغهای بهشتی درجوارپیامبران و صالحین، دوستان ایمانیمان را ملاقات کنیم.
………………………………………………………..
گنجینه سعادت/۲
**سوره محمد/آیه ۱۵:
(مَّثَلُ الْجَنَّهِ الَّتِی وُعِدَ الْمُتَّقُونَ ۖ فِیهَا أَنْهَارٌ مِّن مَّاءٍ غَیْرِ آسِنٍ وَأَنْهَارٌ مِّن لَّبَنٍ لَّمْ یَتَغَیَّرْ طَعْمُهُ وَأَنْهَارٌ مِّنْ خَمْرٍ لَّذَّهٍ لِّلشَّارِبِینَ وَأَنْهَارٌ مِّنْ عَسَلٍ مُّصَفًّى ۖ وَلَهُمْ فِیهَا مِن کُلِّ الثَّمَرَاتِ وَمَغْفِرَهٌ مِّن رَّبِّهِمْ ۖ کَمَنْ هُوَ خَالِدٌ فِی النَّارِ وَسُقُوا مَاءً حَمِیمًا فَقَطَّعَ أَمْعَاءَهُمْ) [۴۷:۱۵]
وصف بهشتی که به تقوا پیشگان وعده داده شده است(چنین است که)در آن رودبارهایی ازآبی(زلال ) است که گندیده وبدبو نگشته است، ورودبارهایی از شیری است که طعم ومزه آن تغییر نکرده است، ورودبارهایی از شرابی است که سراپا لذت برای نوشندگان است، ورودبارهایی از عسلی است که خالص است، ودرآنجا آنان هرگونه میوه ای دارند، وازآمرزش پروردگارشان برخوردارند (آیا چنین کسانی)همانند کسانیند که درآتش دوزخ جاویدان می مانند واز آب داغ وجوشان نوشانده می شوند،؟(آبی که به محض نوشیدن)اندرون وروده های ایشان را پاره پاره می کند واز هم می گسلد.
مثل: وصف، صفت، توصیف(نگا رعد/۳۵)
غیرآسن: غیر متغیر، فاسد نشده.
لذه: متلذذ ، لذیذ، مصدر است وبه معنی اسم فاعل است، ویا این که مؤنث (لذ)به معنی لذیذ است.
مصفی: خالص، پالوده، عسل بدون موم ولرد وخاشاک.
أمعاء : جمع معی، روده، اندرون
*خداوند دراین آیه، بهشتی را وصف می کند که درتصورآدمی نیزنمی گنجد، بهشتی که درهرسوی آن رودباری جاری است. یک طرف رودبارهایی ازآبی زلال وخالص که گندیده وبدبونگردیده وهمیشه روانند وگوارا. طرفی دیگررودبارهایی ازشیری است، ناب وخالص که طعم ومزه آن متغیرنشده وفاسد نگردیده است. درسوی دیگررودبارهایی ازشرابی است که سراپا لذت برای نوشندگان است ودرآن سوی، رودبارهایی ازعسلی است خالص وپالوده واصیل…
چنین بهشتی را چه کسی حاضراست با نعمات ولذات زودگذردنیوی مبادله کند. دنیایی که برای بدست آوردن آبی زلال وشیری خالص وعسلی ناب آن هم برای مدتی کوتاه که زودهم تمام می شود؛ باید هزینه های گزافی بپردازد. دنیایی که شرابش تلخ است وخوشی اش گذرا . پس آنانکه شراب دنیا را نچشیده اند، حسرت به دل راه ندهند که بهشتی پیش رویشان است، که طعم شرابش سرتا پا لذت است وخوشی وپایان ناپذیروحلال…ومیوه های فراوانی که دردسترس دارند. همه آن میوه هایی که دردنیا حسرت خوردنش وحتی دیدنش داشته اند. وازهمه اینها بالاترآمرزش پروردگارشان است که ازآن برخوردارمی گردند.این افرادهرگزقابل مقایسه با کسانی که ازهواوهوس خود پیروی می کنند ودرآن دنیا، درآتش دوزخ جاویدان می مانند وازآب داغ وجوشانی نوشانده می شوند که به محض نوشیدن، اندرون وروده هایشان پاره پاره می شود وازهم می گسلد. چه بد سرنوشتی دارند منافقان وکافران..
پس ای رنجدیده دنیا وای کسی که سختی ها پی درپی به سراغت می آیند، اندوه به دل خود راه مده وصبورباش وتوکل برذاتی کن که بهشتی به وسعت آسمانها وزمین برایت آماده ساخته بانعمت هایی غیرقابل تصور…
*در آیات ماقبل؛ خداوند بیان می کند، کسانی که بر یقین وباورروشنی از جانب پروردگار خویش هستند با کسانی که بدی کردارشان برای او زیبا جلوه داده شده واز هوسهای خود پیروی می کنند برابرنیستند. ودراین آیه توصیفی برای سرنوشت این دو گروه (کافر ومؤمن) بیان می کند. خداوند تبارک وتعالی دراین آیه شش نعمت بهشتیان ودوعذاب دردناک وسخت دوزخیان را ذکر می کند که عبارتند از:
انعام بهشتی که شامل نعمتهای مادی ومعنوی می شود:
۱. انعام مادی:
ــ انواع جویبارها
*رفع تشنگی ( ضرورت زندگی):
“أَنْهارٌ مِنْ ماءٍ غَیْرِ آسِنٍ”
۲.تغذیه ( مورد نیاز زندگی):
“أَنْهارٌ مِنْ لَبَنٍ لَمْ یَتَغَیَّرْ طَعْمُهُ”
۳.نشاط (عیش وعشرت):
“أَنْهارٌ مِنْ خَمْرٍ لَذَّهٍ لِلشَّارِبِین”
که خداوند در سوره واقعه آیه/ ۱۹ خصوصیات این شراب را توصیف می کند:” لا یُصَدَّعُونَ عَنْها وَ لا یُنْزِفُونَ” که بهشتیان از آن سردرد نگیرند ونه بد مست شوند.
ابن عباس می گوید:”در شراب چهار خصلت است:
۱.مستی
۲. سردرد
۳.قیء (استفراغ)
۴. پیشاب
که خداوند شراب بهشتیان را از همه اینها پاک داشته است.
۴.لذت وقوت (درمان بخش):
“أَنْهارٌ مِنْ عَسَلٍ مُصَفًّی”
*نکته:
۱-علت این که خداوند فقط این جویبارهای چهارگانه راذکر کرده اینست که تمام نیازهای بشر دراین چهار مورد خلاصه می شود وچیزی خارج از آن نیست.
۲-آوردن “انهار” به شکل جمع برای آن است که هرکدام از این نهرهای چهارگانه یک نهرنیست. بلکه شامل نهرهای زیادی می باشد.
۵-“لَهُمْ فِیها مِنْ کُلِّ الثَّمَرات”:
در قرآن در مورد نعیم بهشتی وغذای آنها درآیات بسیار زیادی میوه را ذکرمی کند. زیرا میوه لذت بخش ترین خوراکیهاست وتمام انسانها به نوعی ازانواع میوها تمایل دارند. وخداوند در این آیه می فرماید: که برایشان ازهمه نمونه میوه فراهم است. یعنی میوه هایی که مطابق میل وانتخاب همه شما فراهم شده است.
۲.انعام معنوی:
۶- “مَغْفِرَهٌ مِنْ رَبِّهِم” : آمرزشی از جانب پروردگارتمام گناهانشان را می پوشاند که این بزرگترین وبالاترین نعمتها می باشد.
*عذاب دوزخیان:
۱-خالِدٌ فِی النَّارِ
۲- “سُقُوا ماءً حَمِیماًفَقَطَّعَ أَمْعاءَهُم”
آوردن کلمه “سقوا” به شکل صیغه مجهول دلیل برآنست که مقدار نوشاندن آب گرم به آنها مجهول است واین به معنای اینکه آنها مدام در حال نوشیدن آب گرم ودرعذاب وسختی هستند.
***خلاصه بحث:
خداوند دراین آیه می فرماید: آیا کسی که بطور جاودانه در نعمتهای بهشتی قرار دارد مانند کسی است که جاودانه درآتش عذاب داده می شوند؟
قطعاً اینطوراست که بهشتییان فرورفته درنعمتها وجویبارها ومیوه های بهشتی با دوزخیانی که درآبی بسیار جوشان که از فرط جوشش وحرارت آن رودهایشان را پاره کند باهمدیگر برابرنیستند..
اندکی ببندیشیم که آیا لذتهای فانی دنیوی که هرلحظه احتمال نابودی وازبین رفتن آن وجود دارد ارزش آن را دارد که بخاطر آن نعیم جاوید اُخروی را بفروشیم؛ نعیمی که به هیچ عنوان نمی توان آن را در اذهان ترسیم کرد؛ نعیمی که خداوند درتوصیف آنها در حدیث قدسی می فرماید: (اعددت لعبادی الصالحین ما لا عین رات ولا اذن سمعت ولا خطر علی قلب بشر)..
)اللهم انا نسالک موجبات رحمتک وعزائم مغفرتک والسلامه من کل اثم، والغنیمه من کل بر، والفور بالجنه، والنجاه من النار)
*خداوند درقرآن به صورتهای گوناگون، تصاویر متعددی ازاوصاف بهشتی ونعمتهای آن یا عذاب ورنج جهنم، سخن به میان می آورد.
خداوند که خالق انسان است بهتر به سرشت وفطرت اوآگاه است و می داند که هرگروه ازبندگانش تحت تأثیر کدام وصف یا سخن قرار می گیرند.
گروهی از بندگان خدا، الله راعاشقانه می پرستند وبا انجام عبادات به او نزدیک ونزدیکتر می شوند وبه قدری درحال وهوای دیدار خدای خویش هستند که به بهشت وجهنم نمی نگرند وشامل این آیه اند:
(إِنَّ الَّذِینَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ سَیَجْعَلُ لَهُمُ الرَّحْمَٰنُ وُدًّا) [سوره مریم : ۹۶]
یا سزاوار این آیه (فِی مَقْعَدِ صِدْقٍ عِنْدَ مَلِیکٍ مُقْتَدِرٍ) [سوره القمر : ۵۵]
البته اینکه بندگانی باشیم که از ترس دوزخ وعذاب آن، از منکرات ومعاصی دوری کنیم وبه امید رسیدن به بهشت ونعمتهای بی شمارآن به خوبیها وعبادات روی آوریم هم کاری شایسته در خورتحسین ولازم وبایسته است.
به امید اینکه از بالاترین درجات ایمان برخوردارشده وبه قرب الی الله برسیم.
*در آیات قبل خداوند مؤمنان را تشویق کرده به یاری کردن دینش، که درنتیجه اوهم شما را یاری می دهد و شما را ثابت قدم می گرداند وتشویق می کند به مشاهده عاقبت اُمتهای قبلی که طغیان کرده اند تا ببینند چه به سرشان آمده وبه چه عذابهایی دچار شده اند؟ ومی فرماید:
(ذَٰلِکَ بِأَنَّ اللَّهَ مَوْلَى الَّذِینَ آمَنُوا وَأَنَّ الْکَافِرِینَ لَا مَوْلَىٰ لَهُمْ){محمد/۱۱}
این عاقبت نیک مؤمنان وعاقبت بد کافران به این خاطراست که، الله یاور وسرپرست مؤمنان است واما کافران هیچ سرپرستی ندارند.
(شاید گفته شود: الان چرا کافران پیروزند ؟! دلیلش این است که مؤمنان برای یاری الله ودینش به پا نخواسته بودند والان که الحمدلله مؤمنان بیدار شده اند؛ امیدواریم خداوند درفعالیتهایشان برکت بیاندازد و یقین داریم که اگر مؤمنان دین خدا را نصرت دهند بی شک خداوند هم آنها را نصرت می دهد).
در ادامه عاقبت مؤمنان وکفار را درقیامت بیان می کند :
( إِنَّ اللَّهَ یُدْخِلُ الَّذِینَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ جَنَّاتٍ تَجْرِی مِن تَحْتِهَا الْأَنْهَارُ وَالَّذِینَ کَفَرُوا یَتَمَتَّعُونَ وَیَأْکُلُونَ کَمَا تَأْکُلُ الْأَنْعَامُ وَالنَّارُ مَثْوًى لَّهُمْ )
خداوند، مؤمنان و صالحان را باغهایی ازبهشت داخل می کند که رودبارها وچشمه سارها درزیر کاخها ودرختان آن روان است. درحالیکه کافران چند روزی ازنعمتهای زودگذردنیا لذت می برند وهمچون چهار پایان بی خبر وغافل از سرانجام کار می چرند ومی خورند، وپس از مرگ وگام نهادن به آخرت آتش دوزخ جایگاه ایشان است.
اگر ما که خود را مؤمن ومسلمان می دانیم اکتفا کنیم به همین اسم ورسم شناسنامه ای وبا استفاده ازعقل واستعدادهای خود در راه نصرت دین خدا نکوشیم؛ آیا می توانیم امید بهشت داشته باشیم ؟!
پناه بر خدا، از اینکه جزء این گروه باشیم که مانند چارپایان می خورند ومی خوابند ودیگرهیچ، فقط کارهایی می کنند که ازآبا واجداد به ایشان رسیده است؛ ما هم که ادعای اسلام وایمان داریم شاید ازهمین گروه باشیم. العیاذ بالله
(مَّثَلُ الْجَنَّهِ الَّتِی وُعِدَ الْمُتَّقُونَ ۖ فِیهَا أَنْهَارٌ مِّن مَّاءٍ غَیْرِ آسِنٍ وَأَنْهَارٌ مِّن لَّبَنٍ لَّمْ یَتَغَیَّرْ طَعْمُهُ وَأَنْهَارٌ مِّنْ خَمْرٍ لَّذَّهٍ لِّلشَّارِبِینَ وَأَنْهَارٌ مِّنْ عَسَلٍ مُّصَفًّى ۖ وَلَهُمْ فِیهَا مِن کُلِّ الثَّمَرَاتِ وَمَغْفِرَهٌ مِّن رَّبِّهِمْ ۖ کَمَنْ هُوَ خَالِدٌ فِی النَّارِ وَسُقُوا مَاءً حَمِیمًا فَقَطَّعَ أَمْعَاءَهُمْ )[۴۷:۱۵]
درآیه /۱۵ بصورت تفصیلی نهرهایی که در بهشت جاری است بیان کرده و در کنارآن آبی که به جهنمیان نوشانده می شود توصیف کرده است.
خدایا چه لذتی دارد نعمتهای بهشتی تصورش هم خوش است اگرچه نمی توان دقیق تصورش کرد؛ اما با فکرکردن به آن نعمتها دیگرهیچ سختی نمی ماند که ازآن شکایتی داشته باشیم.
وچقدر دلخراش وسخت است تصور عذابهای جهنم چه برسد به اینکه به آن دچار گردیم .
(ربنا آتنا فی الدنیا حسنه وفی الآخره حسنه وقنا عذاب النار(
*همیشه وقتی به این آیه میرسم رودخانه ها ی بزرگی که هنگام سیلاب درمنطقه راه می افتد به نظرم می آید. پرودگارا! یعنی؛ اینهمه شیر! وای عسل طبیعی که اکثر انسانها خصوصاً فقرا ومساکین شاید مزه اش هم نچشیده باشند آنجا نهرهای عسل ناب روان است؟ وشراب اعلایی که نمی توانم حتی طعمش را تصور کنم وآن آب زلالی که درموقع تشنگی هیچ جایگزینی ندارد. پروردگارا! یعنی؛ ما لایق استفاده ازاین همه نوشیدنیهای درجه اعلاء هستیم ؟
یاالله ویا رحمن و یا رحیم! خودت به همه ما رحم کن وبه رحمت خودت ما را لایق استفاده از نعمتهای پاک وخاصت بگردان!
………………………………………………………………………………..
گنجینه سعادت/۳
** مقایسه ای ما بین آیات:
۱- سوره آل عمران: آیه /۱۳۳
( وَ سارِعُوا اِلی مَغْفِرَهٍ مِنْ رَبِّکُمْ وَ جَنَّهٍ عَرْضُهَا السَّماواتُ وَ الْأَرْضُ أُعِدَّتْ لِلْمُتَّقِینَ)
۲- سوره الحدید: آیه/ ۲۱
(سابِقُوا اِلی مَغْفِرَهٍ مِنْ رَبِّکُمْ وَ جَنَّهٍ عَرْضُها کَعَرْضِ السَّماءِ وَ الْأَرْضِ أُعِدَّتْ لِلَّذِینَ آمَنُوا بِاللَّهِ وَ رُسُلِهِ ذلِکَ فَضْلُ اللَّهِ یُؤْتِیهِ مَنْ یَشاءُ وَ اللَّهُ ذُو الْفَضْلِ الْعَظِیمِ).
الف. معانی لغوی:
۱- سارِعُوا: از ریشه “سرع” وبه معنای خلاف کُند رفتن، یعنی با سرعت وتند حرکت کردن می باشد.
۲.سابِقُوا: از ریشه “سبق” وبه معنای پیشی گرفتن وجلو زدن می باشد.
ب. علت مفرد وجمع آمدن کلمه “سماء”:
اگر قصد ازآن بیان جهت باشد، بصورت مفرد می آید.
هرگاه برای بیان عدد وشماره آنها باشد صیغه جمع می آید که بر عظمت وقدرت خداوند عزوجل دلالت میکند.
ج. نکات بلاغی آیات:
هنگامی که “سماوات” آورد، فرمود :
(عَرْضُهَا السَّماواتُ وَ الْأَرْض)
وهنگام آوردن”سماء” که اعم تر از “سماوات” است، فرمود: (عَرْضُها کَعَرْضِ السَّماءِ وَ الْأَرْضِ)، وآنرا با کاف تشبیه آورده است. زیرا پهنای سماء بسیار بیشتر از سماوات است.
ودر آیه “سماوات” فرمود:
(أُعِدَّتْ لِلْمُتَّقِین).
ودر آیه “سماء” فرمود:
( أُعِدَّتْ لِلَّذِینَ آمَنُوا بِاللَّهِ وَ رُسُلِه)
زیرا متقیان خاصتر ازمؤمنان به خداوند وپیامبر می باشد، واینکه هرمتقی مؤمن به خداوند وپیامبر می باشد؛ ولی مؤمن به خداوند گاهی متقی می باشد وگاهی نیست. واینکه مؤمنین به خداوند بیشترازمتقیان هستند.
پس برای گروه وطبقه وسیع که همان مؤمنان به خداوند وپیامبر است صفت وسیع آورده وفرموده است:( کَعَرْضِ السَّماءِ)
وهمراه طبقه خاص که متقیان هستند و کمتراز طبقه قبل می باشد فرمود:( السَّماواتُ )، که ظرفیت آن کمتر از “سماء” می باشد.
پس بین ظرفیت وتعداد مناسبت ایجاد کرد.
(ذلِکَ فَضْلُ اللَّهِ یُؤْتِیهِ مَنْ یَشاءُ وَ اللَّهُ ذُو الْفَضْلِ الْعَظِیم).
هنگامی که خداوند بخشش او بربندگان زیادتر کرد دایره وظرفیت وارد شدگان به بهشت را وسعت داد وآن را عام برای مؤمنان قرار داد وخاص متقیان قرار نداد.
هنگامی که بهشت را با وسیع ترین صفت آن، وتعداد بسیار زیاد وارد شدگان درآن، وفضل عظیم او بربندگان ذکرکرد، فرمود : (سابِقُوا)، ودر آیه دیگر فرمود: (سارِعُوا)
زیرا بیشتر مردم به طرف محل برگزاری مسابقه می روند نه محل به سرعت حرکت کردن..
بنگر که چگونه در حدید “مسابقه” ذکر کرد که شامل به سرعت حرکت کردن واضافه بر آن می شود.
و “السماء” ذکر کرد که شامل السماوات واضافه بر آن می شود.
**مصادر ومراجع:
۱.مقاییس اللغه: ابن فارس
۲.التعبیر القرآنی: دکتر فاضل صالح السامرائی
۳. الاتقان فی علوم القرآن: جلال الدین سیوطی
***برداشت ها:
*سبقت در لغت: پیشی گرفتن در راه، کار، فکر، علم.
سبقت و پیشی گرفتن نوعی نسبت می باشد پس فردی نیست وارتباطی نزدیک با مسائل اجتماعی دارد.
در واقع در جامعه ای که قرآن حکمفرماست هرکسی باید خود را بادیگری مقایسه کند و بسنجد و در کارهای نیک و پسندیده بکوشد تا از دیگری سبقت بگیرد.
***نتایج دنیوی:
ــ پیشرفت جامعه…
ــ ایجاد انگیزه دردیگران…
ــ ظهور و بروز کارهای خیر در جامعه…
موانع: خود کم بینی، توقع بیش از حد، عدم اعتماد به نفس، عدم تسلط، نگرش منفی، وازهمه مهمتراحساس عدم مسوؤلیت در برابر خود و دیگران، پس باید برای درمان این نقصان شخصیتی اقدام شود.
توجه توجه
فرصت ها همیشه باقی نیستند.
آیات مربوط به سبقت در کارهای نیک:
(إِنَّ الَّذِینَ هُم مِّنْ خَشْیَهِ رَبِّهِم مُّشْفِقُونَ) [۲۳:۵۷]
ترجمه:کسانی که از خوف خدا در هراس هستند.
(وَالَّذِینَ هُم بِآیَاتِ رَبِّهِمْ یُؤْمِنُونَ) [۲۳:۵۸]
ترجمه:آنانی که به آیات پروردگارشان ایمان دارند.
(وَالَّذِینَ هُم بِرَبِّهِمْ لَا یُشْرِکُونَ) [۲۳:۵۹]
ترجمه:افرادی که برای پروردگار خود انباز قرار نمیدهند (و کسی و چیزی را شریک او نمیکنند).
(وَالَّذِینَ یُؤْتُونَ مَا آتَوا وَّقُلُوبُهُمْ وَجِلَهٌ أَنَّهُمْ إِلَىٰ رَبِّهِمْ رَاجِعُونَ) [۲۳:۶۰]
ترجمه:اشخاصی که عطاء میکنند و میبخشند آنچه را که در توان دارند، در حالی که دلهایشان ترسان و هراسان است (از این که نکند صدقات و حسنات آنان پذیرفته نگردد) و به علّت این که به سوی خدایشان (برای حساب و کتاب) برمیگردند.
( أُولَٰئِکَ یُسَارِعُونَ فِی الْخَیْرَاتِ وَهُمْ لَهَا سَابِقُونَ) [۲۳:۶۱]
ترجمه: چنین کسانی (که صفات چهارگانهی ایشان گذشت) در خیرات و حسنات (با دیگران) مسابقهی سرعت میدهند و در انجام آنها (بر سایرین) پیشی میگیرند.
کسانی که برای رسیدن به قرب خداوند لحظه شماری می کنند؛ کسانی که ایمان به روزواپسین دارند و معتقدند که بازگشت همه به سوی خداست و بلاخره کسانی که لحظه های غفلت و کوتاهی برای جلب رضایت معبود را جایز نمی شمارند و آن را عقب ماندن از قافله ی مشتاقان معبود می دانند، همواره خواهان پیش گام بودن دراین مسیرهستند.(المؤمنون۵۷تا۶۱)
پیامبران (انبیاء/۹۰):
( فَاسْتَجَبْنَا لَهُ وَوَهَبْنَا لَهُ یَحْیَىٰ وَأَصْلَحْنَا لَهُ زَوْجَهُ ۚ إِنَّهُمْ کَانُوا یُسَارِعُونَ فِی الْخَیْرَاتِ وَیَدْعُونَنَا رَغَبًا وَرَهَبًا ۖ وَکَانُوا لَنَا خَاشِعِینَ) [۲۱:۹۰]
ترجمه: ما دعای او را برآورده ساختیم و (با وجود کبر سنّ، فرزندی به نام) یحیی را بدو بخشیدیم، و (برای حصول این مقصود) همسر (نازای) او را برایش بایسته (و در خور زاد و ولد) کردیم، آنان در انجام کارهای نیک بر یکدیگر سرعت میگرفتند، و در حالی که چیزی میخواستند یا از چیزی میترسیدند ما را به فریاد میخواندند، (و در وقت نیازمندی و بینیازی، و بیماری و سلامت، و خوشی و ناخوشی، رو به آستانهی ما میکردند و میان خوف و رجا میزیستند) و همواره خاشع و خاضع ما میبودند.
و بندگان صالح خدا (آل عمران/۴ ۱۱ و توبه/ ۱۰۰)
(یُؤْمِنُونَ بِاللَّهِ وَالْیَوْمِ الْآخِرِ وَیَأْمُرُونَ بِالْمَعْرُوفِ وَیَنْهَوْنَ عَنِ الْمُنکَرِ وَیُسَارِعُونَ فِی الْخَیْرَاتِ وَأُولَٰئِکَ مِنَ الصَّالِحِینَ) [۳:۱۱۴]
ترجمه: به خدا و روز رستاخیز ایمان دارند و (مردمان را) به کار نیک میخوانند و از کار زشت باز میدارند و در انجام اعمال شایسته و بایسته بر یکدیگر سبقت میگیرند، و آنان از زمرهی صالحانند.
(وَالسَّابِقُونَ الْأَوَّلُونَ مِنَ الْمُهَاجِرِینَ وَالْأَنصَارِ وَالَّذِینَ اتَّبَعُوهُم بِإِحْسَانٍ رَّضِیَ اللَّهُ عَنْهُمْ وَرَضُوا عَنْهُ وَأَعَدَّ لَهُمْ جَنَّاتٍ تَجْرِی تَحْتَهَا الْأَنْهَارُ خَالِدِینَ فِیهَا أَبَدًا ۚ ذَٰلِکَ الْفَوْزُ الْعَظِیمُ )[۹:۱۰۰]
ترجمه: پیشگامان نخستین مهاجران و انصار، و کسانی که به نیکی روش آنان را در پیش گرفتند و راه ایشان را به خوبی پیمودند، خداوند از آنان خوشنود است و ایشان هم از خدا خوشنودند، و خداوند برای آنان بهشت را آماده ساخته است که در زیر (درختان و کاخهای) آن رودخانهها جاری است و جاودانه در آنجا میمانند. این است پیروزی بزرگ و رستگاری سترگ.
ــ در قرآن به این ویژگی ستوده شده اند که در کارهای نیک از پیشی گیرندگانند . خداوند دیگر بندگان و ایمان آورندگان را نیز تشویق به سبقت در کارهای خیر می کند.
( وَلِکُلٍّ وِجْهَهٌ هُوَ مُوَلِّیهَا ۖ فَاسْتَبِقُوا الْخَیْرَاتِ ۚ أَیْنَ مَا تَکُونُوا یَأْتِ بِکُمُ اللَّهُ جَمِیعًا ۚ إِنَّ اللَّهَ عَلَىٰ کُلِّ شَیْءٍ قَدِیرٌ) [۲:۱۴۸]
(وَأَنزَلْنَا إِلَیْکَ الْکِتَابَ بِالْحَقِّ مُصَدِّقًا لِّمَا بَیْنَ یَدَیْهِ مِنَ الْکِتَابِ وَمُهَیْمِنًا عَلَیْهِ ۖ فَاحْکُم بَیْنَهُم بِمَا أَنزَلَ اللَّهُ ۖ وَلَا تَتَّبِعْ أَهْوَاءَهُمْ عَمَّا جَاءَکَ مِنَ الْحَقِّ ۚ لِکُلٍّ جَعَلْنَا مِنکُمْ شِرْعَهً وَمِنْهَاجًا ۚ وَلَوْ شَاءَ اللَّهُ لَجَعَلَکُمْ أُمَّهً وَاحِدَهً وَلَٰکِن لِّیَبْلُوَکُمْ فِی مَا آتَاکُمْ ۖ فَاسْتَبِقُوا الْخَیْرَاتِ ۚ إِلَى اللَّهِ مَرْجِعُکُمْ جَمِیعًا فَیُنَبِّئُکُم بِمَا کُنتُمْ فِیهِ تَخْتَلِفُونَ) [۵:۴۸]
اگر خدا مىخواست همه ی شما را اُمت واحدى قرار مىداد ولى خدا مىخواهد شما را در آنچه به شما بخشیده بیازماید (و استعدادهاى مختلف شما را پرورش دهد). پس در نیکی ها بر یکدیگر سبقت جویید! بازگشت همه شما، به سوى خداست سپس از آنچه در آن اختلاف مىکردید به شما خبر خواهد داد.(مائده/ ۴۸ و بقره/۱۴۸)
*در آیات ماقبل، بعد ازاینکه خداوند بیهوده بودن زندگی دنیوی وبی ارزش بودن بهره های آن به نسبت نعمتهای جاویدان آخرت را بیان می کند، دراین آیه، سعی وتلاش نیکوکاران را به مسابقه معنوی تشبیه کرده است، ومسابقه یعنی سعی و تلاش چند نفر جهت رسیدن به هدف مورد نظر.
هدف از مثال زدن کارهای شایسته، به مسابقه وسرعت گرفتن درآنها، زیرا معمولاً انسانها برای انجام کاری، اگر به تنهایی انجام بدهند آن را آهسته وعادی انجام می دهند ولی اگر مسابقه باشد وآن هم مسابقه ای که جایزه با ارزشی برایش درنظرگرفته شده تمام سعی وتلاش خود را برای رسیدن به هدف در پیش می گیرند.
خداوند برای مسابقه، دو هدف وجایزه بسیار بزرگ قرار داده است.
۱- بخشش ومغفرت پروردگار
۲- قرار دادن بهشتی که پهنای آسمان وزمین است.
علت مقدم کردن مغفرت برجنت: زیرا رسیدن به هر مقام معنوی بدون آمرزش گناهان حاصل نمی شود. چرا که ابتدا باید خود را ازتمام گناهان شستشو داد تا توفیقات خداوند شامل حالمان شود.
**خلاصه بحث :
۱ـ بخشش وجنات از جانب پروردگار است ودلبستگی به دنیا مایۀ گمراهی بزرگ وفریب می باشد.
۲- برای رسیدن به مغفرت خداوند باید سعی وتلاش فراوان کرد وتمام موانع پیش روی خود را برداشت.
پس ای خواهر ودوست من، بشتابیم بسوی اعمال نیکی که باعث آمرزشی از جانب پروردگار باشد وبشتابیم بسوی توبه ازگناهان همانند شتاب مسابقه دهندگان. چرا که خداوند غفور وعده مغفرت وجنت داده است. براستی که وعده پروردگار بر حق است.
“سارعوا الی مغفره”یعنی بشتابید به سوی مغفرت؛ ازقبیل: توبه وعبادت.”عرض”بها وارزش، پهنا؛ اگرعرض به معنی؛ عوض وبدل یعنی: بهاوارزش معنوی بهشت گرفته نشود وبلکه عرض مخالف طول باشد. باید مراد آسمانها وزمین، منظومه شمسی ویا بخشی ازجهان ناشناخته باشد، نه همه افلاک وکرات.
ودرآیه /۲۱حدید می فرماید:
( سَابِقُوا إِلَىٰ مَغْفِرَهٍ مِّن رَّبِّکُمْ وَجَنَّهٍ عَرْضُهَا کَعَرْضِ السَّمَاءِ وَالْأَرْضِ أُعِدَّتْ لِلَّذِینَ آمَنُوا بِاللَّهِ وَرُسُلِهِ ۚ ذَٰلِکَ فَضْلُ اللَّهِ یُؤْتِیهِ مَن یَشَاءُ ۚ وَاللَّهُ ذُو الْفَضْلِ الْعَظِیمِ) [۵۷:۲۱]
ترجمه: بریکدیگرپیشی بگیریدبرای رسیدن به آمرزش پروردگارتان وبهشتی که پهنای آن همسان پهنای آسمان وزمین است.برای کسانی آماده شده است که به خداوپیغمبرش ایمان داشته باشند.این عطای خداست وبه هرکس که بخواهدمی دهدوخدادارای عطای بزرگ وفراوان است.
“سابقوا”باهمدیگر مسابقه دهید. بریکدیگرپیشی گیرید.
دراین دوآیه خداوندمی فرماید: بشتاب به سوی بهشتی که پهنا وعرضش به وسعت آسمان ها وزمین است وحال چگونه می توان به این بهشت بی بدیل دست یافت؟ با توبه واستغفارازگناهان کوچک وبزرگی که ما را دربرگرفته واطاعت ازخداوندی که دنیا را دراختیارما نهاده تا ازخوان نعمتش استفاده بریم وعبادت لحظه به لحظه خدای بزرگی که کریم است وبی وقفه به آن که بخواهد می بخشد.
خوشا به سعادت سابقان وسارعان…
*در مسابقات دنیا معمولاً از بین مسابقه دهندگان سعى مى شود چند نفر محدود (۱-۲-۳-..) انتخاب شوند و شرایط شرکت کنندگان کمتر در نظر گرفته مى شود، مثلا اگر کسی در حین مسابقه دو، بیفتد وضربه ببیند، با وجود اینکه خودش هیچ نقشی در افتادنش نداشته، شانس برنده شدنش را ازدست مى دهد. اما درمسابقه اى که خداوند براى بندگانش تدارک دیده همه چیز را در نظرگرفته است و همه درصورت تلاش، شانس برنده شدن دارند وبه جایزه خداوندى مى رسند .دراین مسابقه شرط برنده شدن با وجود تلاش یکسان، خشوع و اخلاص درون است. چه بسا افرادى توانایی انجام کارى را نداشته باشند، ولى به واسطه اخلاص درونشان و شوق براى انجام آن کار، دراین مسابقه برنده شود.والله اعلم
*خداوند درسوره آل عمران ابتدا ازایمانداران می خواهد که ربا را ترک گویند وتقوای الهی را پیشه کنند تا ازآتش جهنم درامان باشند؛ زیرا ربا آتشی است که هم دراین دنیا دامن شخص وجامعه را فرا می گیرد هم در آخرت. سپس قرآن ما را به اطاعت ازخدا ورسول فرا می خواند تا با توبه ازگناهان ازجمله ربا ودیگر معاصی به درگاهش بشتابیم تا بهشتی نصیبمان شود که وسعت آن به اندازه آسمانها وزمین است. رباخوارشاید مال خود را دوبرابر یا چندین برابر کند. اما بهشت خداوند مضاعف تر ووسیعتر وجاودانه است، بهشتی که برای متقین است ومتقین کسانی هستند که در داری ونداری وخوشی وناخوشی انفاق وصدقه می دهند وهمچنین خشم خود را فرو می خورند ونه تنها خشم وعصبانیتی ازخود نشان نمی دهند؛ بلکه کینه ای هم به دل نمی گیرند چراکه بسیارند افرادی که به ظاهر شاید خشم خود را نشان ندهند. اما دردلشان کدورت است. اما متقین عفو وبخشش را شیوه خود قرارداده وخداوند هم چنین نیکوکارانی را از دوستان خود قلمداد می کند. چه زیبا خداوند دراین آیه انفاق وبخشش رادرمقابل عمل زشت وخانمان سوز ربا مثال می زند باشد که تفکر وتدبر وعمل کنیم تا دوستمان، خداوند رحمان باشد.
در سوره حدید هم خداوند ابتدا ازمردان وزنان صدقه دهنده وجایگاهشان صحبت می کند کسانی که با خدای خودمعامله می کنند وحسنه مضاعف وچند برابر را ازیزدان پاک دریافت می نمایند. سپس از جایگاه راستگویان وشهیدان می گوید وزندگی دنیایی رامثال می زند که برای مدتی که باران بر گیاهان ببارد وسرسبز وپرثمرشوند چشمها را به تعجب وشادی وا می دارند. اما بعد از مدتی پژمرده شده وازبین می روند وزندگی دنیوی این چنین زود گذرند ودنیا محل بازی وسرگرمی، زینت وتفاخربین افراد ومسابقه بین اموال واولاد است. اما آخرت سرای جاویدان است ومسابقه برای آن، مسابقه ای است به سوی هدفی والا وآسمانی که رسیدن به غایتی است؛ که ارزش مسابقه دادن وسبقت گرفتن را دارد. مسابقه ای که عاقبت وسرانجام ما، به آن وابسته است وجایزه اش بهشتی است که شرط رسیدن به آن، ایمان به خدا ورسولش است وبرای رسیدن به آن بهشت ولقای پروردگار، خود را به حرکت وتلاش وا می دارند . باشد که ماهم اززمره این سبقت گیرندگان به سوی مغفرت ورحمت خداوند باشیم. آمین.
*اگر دردستورات خدا دقت کنیم درمی یابیم که هدف اساسی درآنها رسیدن به درجه تقوی است ومتقی شدن (لعلکم تتقون ،…..) وتقواست که مایه خوشبختی ما دردنیا می شود وما را به خوشیهای جاودانه درآخرت سوق می دهد.
تعیین جایزه وثواب و….. فقط تشویقی است برای انسان که باعث شتافتن اودرانجام اعمال صالح می شود؛ نه یک هدف؛
نفس انسان راحت طلب است؛ پس الله، راحتی ابدی را به او وعده می دهد تا اینکه درمدت کوتاهی (به نسبت آخرت) که دراین دنیا زندگی می کند؛ تاب تحمل زحمت را داشته باشد یا اگرهم تحمل ندارد خود را به صبر وتحمل وادار کند (…واصطبر علیها)
واقعاً اگردرنظربگیریم هرچقدرهم دراین دنیا سختی بکشیم یک لحظه نعمات بهشت، آن سختیها را از یاد می زداید.
اگر در انجام کارهای نیک نشتابیم به زودی فتنه هایی ما را احاطه می کند که دیگر تشخیص خیر وشر برایمان مشکل است(العیاذبالله)؛ پس هرگاه با کارنیکی مواجه شدیم وتوانایی آن را داشتیم (هر کاری باشد) سستی نکنیم وبشتابیم به انجام آن منتظر نباشیم که دیگران آن را انجام دهند….
یکی از معضلات جوامع ما این است که هرکاری همه کردند می کنیم یا اگر کار خیری هزینه دارد می گوییم حالا کسانی هستند بیشتر ازما واجد شرایطند…..
در گرفتن جوایز دنیوی اگر چه برندگان کمی تعیین می شوند؛ شرکت می کنیم نهایت تلاش خود را به کارمی بندیم ! آیا بهتر وبا ارزش تر از جایزه الله کسی داده یا توان دادنش را دارد؟ آیا جایزه الله ارزش آن را ندارد که ما به سویش بشتابیم و مسابقه دهیم برای آن ؟ این جایزه ای نیست افراد محدود به آن برسند بلکه می توانیم بصورت جمعی هم به آن دست یابیم.
با توجه به برنامه های دین اسلام درمی یابیم مسابقه ای که خداوند ما را به آن دعوت کرده؛ وسرعت گرفتن دراعمال نیک ، اینگونه نیست که بخواهیم خودمان را فقط به جلو بیاندازیم نه؛ بلکه آن جلو رفتنی مهمتر وارزشمندتر است که دیگران را با خود به جلو بکشیم یا باعث جلو افتادن دیگران گردیم وگرنه امر به معروف ونهی از منکر بر تک تک افراد مسلمان واجب نمی بود….
یا الله ما را از سابقین و سارعین در خیرات و هر نیکی قراربده وما را کلید خیر بگردان وهمه ما را در بالاترین درجات بهشتت با نبیّت (ص) جمع بگردان.
(اللهم انی اسالک الهدی والتقی والعفاف والغنی
……………………………………………………..
گنجینه سعادت/۴
*سوره الــــــــــزمر:
آیه /۷۳
( وَ سِیقَ الَّذِینَ اتَّقَوْا رَبَّهُمْ اِلَی الْجَنَّهِ زُمَراً حَتَّی اِذا جاؤُها وَ فُتِحَتْ أَبْوابُها وَ قالَ لَهُمْ خَزَنَتُها سَلامٌ عَلَیْکُمْ طِبْتُمْ فَادْخُلُوها خالِدِینَ)
(متّقین به طرف بهشت سوق داده می شوند)و کسانی که تقوای پروردگارشان را رعایت کرده اند، دسته دسته به سوی بهشت سوق داده می شوند تا زمانی که به آن می رسند و درهای بهشت باز می شود و نگهبانان بهشت به آنها می گویند: درود بر شما، پاکید، داخل بهشتی که همیشه در آن خواهید بود، بشوید.
درحالی که درهای بهشت به رویشان بازاست. همین عبارت درآیه / ۷۱بدون “واو” است.
(وَسِیقَ الَّذِینَ کَفَرُوا إِلَىٰ جَهَنَّمَ زُمَرًا ۖ حَتَّىٰ إِذَا جَاءُوهَا فُتِحَتْ أَبْوَابُهَا وَقَالَ لَهُمْ خَزَنَتُهَا أَلَمْ یَأْتِکُمْ رُسُلٌ مِّنکُمْ یَتْلُونَ عَلَیْکُمْ آیَاتِ رَبِّکُمْ وَیُنذِرُونَکُمْ لِقَاءَ یَوْمِکُمْ هَٰذَا ۚ قَالُوا بَلَىٰ وَلَٰکِنْ حَقَّتْ کَلِمَهُ الْعَذَابِ عَلَى الْکَافِرِینَ) [۳۹:۷۱]
چراکه جهنم به منزله زندان است ودرزندان هنگامی گشوده می شود که زندانی یا زندانیانی را بدانجا برسانند. ولی دراین آیه حرف “واو”بیانگرجای خوب وباصفایی است که چون بزرگانی را بدانجا می برند که درپیشگاه خدا ارجمندند، به احترام ایشان، درها قبلاً بازشده وآماده تشریف فرمایی و ورود ایشان است. درودتان باد که درامن وامان هستید زیرا دردنیا خوب بوده اید وبه نیکی زیسته اید. پس خوش باشید وبه خوشی زندگی کنید! تلاشتان نیکوبوده است وپاداشتان نیکوخواهدبود. جاه ومکان خوب وخوشی دارید.
چه نیکوست دراین دنیا چنان زندگی کنیم که خالق ومخلوق ازما راضی باشند تا درآن دنیا چنان بزرگ ومحترم ومهم شمرده شویم که برای ورودمان به بهشت، به گرمی ازما استقبال کنند ودروازه های بهشت پیش ازرسیدنمان به آنجا به احتراممان گشوده باشند…چه لذتِ وصف ناپذیری دارد این شایستگی واحترام.
***برداشت ها:
*چه زیباست این صحنه زیبا که به مهمانی دعوت می شوی ومی بینی از سر خیابان گروه به استقبالتان آمده اند وراه منزل را به شما نشان می دهند ووقتی به مهمانی می رسید می بینید که منتظر شما هستند ودرهای ورودی را برای مقدمتان باز گذاشته وخدمتکاران دست به سینه ایستاده وبه شما خوش آمد می گویند.!
حال چه زیباتر ودلنشین تراست هنگامی که به سوی منزلی می روی که بهشت است، منزل ابدی که درآن فقط خوشی وخوبی است، منزلی که استقبال کننده هایش نگهبانان وملائکه های الهی هستند که می گویند چون در دنیا پاک و نیکو بوده اید پس این بهشت با تمام پاکیها ونیکیهایش منتظر شماست وشما اینجا مهمان چند ساعته نیستید، تا ابد می توانید دراین منزل بمانید وخوش باشید وچه زیبا وغیر قابل وصف است آن انتظاری که برای دیدن صاحب این منزل، برای کسی که وعده ی این منزل را به ما داده بود. چه دیداری می تواند بزرگترازدیدار خداوند باشد.
خدایا این منزل پاک ومملو ازشادی وخوبی را نصیب من، پدر ومادرم ودوستانم وخانواده ی دوستانم بگردان.آمین
*متّقین به طرف بهشت سوق داده می شوند و کسانی که تقوای پروردگارشان را رعایت کرده اند، دسته دسته به سوی بهشت سوق داده می شوند تا زمانی که به آن می رسند ودرهای بهشت بازمی شود ونگهبانان بهشت به آنها می گویند: درود برشما، پاکید، داخل بهشتی که همیشه درآن خواهید بود، بشوید.
در این آیه پروردگار، شأن و منزلت وجایگاه سعادت پرهیزکاران را بیان می دارد کسانی که خود را ازعذاب و خشم پروردگار به دور داشته اند، خوب بوده اند و دردنیا به نیکی زیسته اند و روح خود را به ظلمت و تاریکی آلوده نساخته اند واگردچارلغزشی شده اند به سوی پروردگار بازگشته اند و مورد مغفرت الله قرار گرفته اند، چرا که بهشت سراسرنورو پاکیست و روحی که به ظلمت آغشته گشته چگونه به درون روشنایی و نور نفوذ می کند؟! پروردگار”ارحم الراحمین” است اگر بخواهد می تواند همۀ بندگان را ببخشاید و به بهشت وارد کند. اما چرا گروهی به سوی دوزخ رانده می شوند؟ من فکر می کنم ماهیت بهشت طوری است که امکان ندارد ذرّه ای ظلمت و تاریکی بدان نفوذ کند، و آنهایی که با قوانین فیزیک سرو کار دارند به درک چنین قوانینی پی می برند. شاید به همین سبب است که گروهی ابتدا به دوزخ رفته تا روحشان از آلودگی پاک شود سپس به بهشت وارد می شوند. بهشتیان در حالی به بهشت وارد می شوند که درهای آن به رویشان باز است، و این بیانگر جای خوب و با صفائی است که چون بزرگانی را بدانجا می برند که در پیش خدا ارجمندند، به احترام ایشان درها قبلاً باز شده و آماده تشریف فرمایی وورود ایشان است. برعکس جهنم که به منزله ی زندان است و درِ زندان هنگامی گشوده می شود که زندانی یا زندانیانی را بدانجا برسانند. وچه نعمتی بالاتر از این همه احترام و عزت که از سوی پروردگار شامل حال بهشتیان می شود.
خواهرم / برادرم
در طی یک هفته ساعتی رو برگزین و بر آیات فوق تدبر کن.
“باشد که مورد رحمت و مغفرت پروردگار قرار بگیریم”